عدم احراز شروط ضمن عقد و تبدیل به طلاق عسر و حرجی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

باسمه تعالی

فرجام خواه: ع. ح. با وکالت خانم م. ق. س.

فرجام خوانده: ف. ص. ز.

فرجام خواسته: دادنامه شماره 1 *25- 1400/09/06 صادره از شعبه *

مرجع رسیدگی: شعبه *

هیات شعبه: اقایان ج. ت. (رئیس) - ع. ن. (مستشار)

خلاصه جریان پرونده: در این پرونده ف. ص. ز. با وکالت اقای ح. م. به طرفیت ع. ح. دعوی طلاق (اذن اعمال وکالت مستند به بند 2 و 9 عقدنامه) اقامه و در متن دادخواست توضیح داده شده طبق سند 2352- 92/130 رابطه زوجیت بین طرفین برقرار شده است.طرفین به جهت سوی رفتار و سوی معاشرت و حیله و نیرنگ خوانده مدت یک سال است.از هم جدا زندگی می کنند و به کرات به ازار موکل و خانواده اش پرداخته است.از شعبات کیفری دادنامه های متعدد در خصوص ضرب و جرح و تهدید و توهین صادر شده است.و موجب عسر و حرج موکل گردیده بین اقوام زوج و زوجه خصومت ایجاد شده و برای طرفین این امر مخاطره امیز است.برابر بند 2 و 9 عقدنامه تقاضای صدور حکم طلاق داریم. تصاویر دادنامه های کیفری ایراد ضرب و جرح و تهدید و توهین پیوست دادخواست می‌باشد. استشهادیه دائر به سوی معاشرت و توهین و ضرب و جرح زوج نسبت به زوجه پیوست است. در جلسه 1400/04/06 دادگاه وکیل خواهان اظهار داشته دفاعیه به شرح دادخواست تقدیمی است.علاوه بر لایحه تقدیمی موارد ذیل به عرض می‌رسد. موکل در تاریخ 92/1/30 و با مهریه 250 عدد سکه به زوجیت دائم خوانده درامده برابر دادنامه خوانده به پرداخت مهریه محکوم شده است.و حکم به تقسیط مهریه نیز صادر شده است. طفل صغیر غیرممیز به نام ر. ا متولد 1395 حاصل ازدواج است.که نزد زوجه می‌باشد. درخواست حضانت برای موکل دارم. جهیزیه نزد زوجه است.دعوی استرداد جهیزیه مطرح نشده است.طرفین مدت یک سال و نیم جدا از هم زندگی می کنند بنابر مستندات تقاضای اعمال بند 2 و 9 عقدنامه دارم. شهود نیز در صورت نیاز تعرفه خواهد شد. با توجه به کراهت زوجه، 50 عدد سکه بهار ازادی از مهریه بذل می‌گردد. وکیل خوانده اظهار داشته موکل ع. ح. تحقق 2 بند از بندهای عقدنامه را موجب تقاضای طلاق دانسته که مورد پذیرش موکل نمی‌باشد. و بند 2 عقدنامه در خصوص هرگونه سوی معاشرت زوجه می‌باشد. تحقق نیافته است.موکل علاقه زیادی به همسرش دارد. حتی حاضر به تحویل منزل اجاره ای مستقل شده تمام اسباب و اثاث را جمع کرده اند به تقاضای همسرش در یکی از طبقات منزل پدر خانم ساکن شده است.دو میلیون تومان هزینه خرید لوازم ارایشگاه زنانه همسرش کرده است.که همگی حاکی از علاقه وی به همسرش می‌باشد. بند 9 نیز تحقق نیافته است.موکل یک فقره محکومیت ایراد ضرب و جرح در سال 94 شده که موکل رضایت همسرش را جلب کرده و حکم اجرا نشده است.و اجراییه صادر نشده است.در خصوص توهین و تهدید محکومیت نداشته است.محکومیت دیگر موکل به سبب درگیری خانوادگی بوده است. (موکل در شب تولد فرزند ش به منزل مراجعه ولیکن با ایراد ضرب و جرح خانواده زوجه مواجه می‌شود. انها نیز مورد ضرب و جرح موکل قرار می گیرند. موکل از برادر و پدر و مادر زوجه شکایت کیفری ایراد ضرب و جرح و توهین و تهدید و سرقت می نماید. که در شعبه 110 کیفری و 4 تجدیدنظر، زوجه و خانواده وی به پرداخت دیه و جزای نقدی محکوم شده اند در مورد شکایت مادر همسرش در خصوص توهین حکم به برائت صادر شده است.زوجه به علت عدم تمکین ناشزه است.در خصوص نفقه حکم به بی حقی صادر شده است.بند 2 و 9 تحقق نیافته است. و در دادخواست مطروحه اظهارات شهود جزی دلایل استناد نشده است. وکیل خواهان اظهار داشته با اذن ماده 98 ق ا د م تقاضای تغییر خواسته به اثبات عسر و حرج دارم. اظهارات وکیل خوانده عرض کنم خانم وکیل پرونده از بدو پرونده های کیفری همراه خوانده بوده و موجب طرح دعاوی کیفری گردیده بنا به مراتب اظهارات وکیل خوانده رسیدگی به دعاوی کیفری و صلاحیت ذاتی مرجع کیفری است. اظهارات ایشان وفق مستندات کذب است.علاوه بر اتهام های متعدد و محکومیت زوج و شهودی نیز موجود می‌باشند که حاضر به ادای شهادت هستند در خصوص تهدید و توهین حکم برائت صادر نشده و محکومیت صادر شده است. در خصوص ضرب و جرح نیز محکومیت حاصل شده است.از سوی دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر شده است. در جلسه 1400/04/20 دادگاه با حضور طرفین و وکلای انان، وکیل خواهان اظهار داشته شهود حاضرند تقاضای تحقیق دارم. وکیل خوانده اظهار داشته اسامی شهود در متن دادخواست اعلام نشده و به بنده ابلاغ نشده تقاضای استهمال جهت جرح شهود دارم. شاهد ع. ا. زناب اظهار داشته پسر دایی خواهان هستم خواهان و خوانده اختلاف دارند اخیرا خوانده به اتفاق چند نفر درب منزل زد و خورد داشتند کارشان به پاسگاه و دادگاه کشید، بنده خوانده را دوبار با یک خانم دیدم یک بار سر *هر دو بار یک خانم بود ان خانم را نمی شناختم. منظور من خدای ناکرده نسبت ناروا و نامشروع نمی‌باشد. مشاهدات خودم را بازگو کردم. شاهد م. ا. زناب اظهار داشته بنده د. خواهان هستم. من خودم کسی بودم که خیلی تلاش کردم اینها را اشتی بدهم. چند بار خواهرزاده ام را کتک کاری کرد. از منزل اخراج کرده من و برادرم وساطت کردیم اخیرا یک درگیری شدید با خواهرزاده ام و خانواده اش داشته که رای قطعی کیفری صادر شده است.حتی بعضی از دوستانش را در خانه اینها اورده برای ایجاد درگیری بچه های *شاهد م. ا. ن. اظهار داشته من زن برادر خواهان هستم چون من از اول با خانواده شوهرم زندگی کردم در جریان کامل مشکل ایشان قرار دارم. از اول خواهر شوهرم رفتند رفتند منزل پدر شوهرشان دخالت های زیادی در زندگی ایشان داشته چندین بار خوانده خواهان را کتک کاری کرد ایشان برگشتند به منزل پدرشان با وساطت اطرافیان برگشتند اوایل شکایت نکردند. دیدند درست نمی شود. اقدام به شکایت کردند. و محکوم شدند و ایشان (خوانده) کتک کاری را ادامه دادند حتی زمان بارداری هم ایشان را کتک زدند زوج اقای م. غ را داور معرفی کرده است.زوجه نیز خانم ف. ص. ز. را داور معرفی کرده است.داوران در نظریه خود اعلام کرده اند (با توجه به جلسات دادرسی و تلاش بسیار زیادی بر استقرار صلح و سازش بین انان صورت گرفت زوجه اظهار داشته به دلیل اینکه خودم و فرزند م امنیت جانی نداریم حاضر به ادامه زندگی نیستم قاضی مشاور در نظر خود اعلام داشته (صرف نظر از بذل قسمتی مهریه با توجه به پرونده متقابل کیفری با خواسته خواهان مخالفت و نظریه رد دادخواست وی دارم.) دادگاه برابر دادنامه 1 *34- 1400/04/27 و احراز تحقق شرایط بند 2 و 9 گواهی عدم امکان بین طرفین صادر می‌شود. زوجه وکیل حق توکیل غیر پس از قطعیت حکم صادر شده نسبت به طلاق خود با بذل 5 سکه از مهریه اقدام نماید. نوع طلاق خلع فرزند مشترک حضانتش با زوجه است. زوج نسبت به دادنامه بدوی و تجدیدنظر خواهی به عمل امده است.و در متن دادخواست قید شده و وکیل خواهان از تحقق بند 2 و 9 انصراف داده و مبنای طلاق را عسر و حرج اعلام داشته لیکن دادگاه با احراز تحقق بند 2 و 9 اتخاذ تصمیم کرده است. بند 2 و 9 نیز تحقق نیافته است.و عسر و حرج زوجه نیز محقق نشده است.دادگاه تجدیدنظر برابر ایراد مندرج در دادخوسا تجدیدنظر و با توجه به تغییر جهت خواسته از تحقق بند 2 و 9 عقدنامه به عسر و حرج، چون حکم به غیر انچه خواسته خواهان بود صادر شده است.برابر دادنامه 1 *81- 1400/06/13 دادنامه بدوی را نقض و جهت رسیدگی به خواسته خواهان پرونده به دادگاه بدوی اعاده کرده است. در جلسه 1400/07/24 دادگاه بدوی وکیل خواهان اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست و دلایل تقدیمی است.وکیل خوانده اظهار داشته زوجه صرفا به استناد محکومیت های کیفری و شهود تقاضای طلاق کرده است.و ادله های اثباتی وی همین 2 مورد می‌باشد. که می‌بایست مطابق حکم صادره نسبت به نفقه معوقه جهازیه زوجه به دلیل اینکه موکل (زوج) را به منزل مشترک (پدرخانمش) داده نداده است.تمام اسباب اثاثیه زندگی مشترک را جمع کرده به جای دیگری منتقل کرده است.به دلیل عدم تمکین حکم به رد دعوی خواهان صادر شده است.دلیل بر ناشزه بودن همین است.موکل صرفا یک محکومیت کیفری دیه در سال 93 دارد. عسر و حرج فاقد وجاهت است.اما در خصوص شهود انها هیچ اشاره ای به عسر و حرج و ایذای و اذیت موکل نکرده اند و تمامی اظهارات انان در خصوص درگیری خانواده ها بوده است. ارتباط به موکل ندارد. شهادت شهود از ادله خواهان که مورد پذیرش باشد. نخواهد بود. موجبات عسر و حرج فراهم نیست قاضی مشاور نیز ذیل صورتجلسه دادگاه نظر خود را اعلام داشته (عسر و حرج احراز نمی شود. اما خواسته خواهان مخالفت می‌گردد.). دادگاه برابر دادنامه 1 *67- 1400/07/28 با احراز عسر و حرج زوجه و با حضانت طفل مشترک با زوجه و حق ملاقات پدر و بذل 5 سکه از سوی زوجه و نوع طلاق خلع اتخاذ تصمیم کرده است. از سوی زوج نسبت به دادنامه بدوی تجدیدنظرخواهی شده است.دادگاه تجدیدنظر برابر دادنامه 1 *25- 1400/09/06 با رد اعتراض زوج و با اصلاح رای حذف جمله (لذا به زوجه اجازه داده می‌شود. پس از قطعیت حکم صادره با مراجعه به یکی از محاضر رسمی طلاق نسبت به مطلقه نمودن خویش وفق مقررات اقدام نماید.) دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید کرده است.از سوی زوج نسبت به دادنامه مزبور فرجام خواهی به عمل امده است. با ملاحظه دادخواست فرجامی و ایراد به ناشزه بودن موکل و عدم وجود ارتباط دادنامه های کیفری به رابطه زوجیت و اینکه شهود به درگیری خانواده ها شهادت داده اند و هیچکدام در مورد ضرب و جرح یا رفتار موکل گواهی نداده اند و با توجه به مصادیق عسر و حرج و نیز ملاحظه لایحه فرجام خوانده به شرح اتی اتخاذ تصمیم می نماید.

درباره فرجام خواهی ع. ح. با وکالت خانم م. ق. س. به طرفیت ف. ص. ز. نسبت به دادنامه 1 *25- 1400/09/06 شعبه *، نظر به عنوان پرونده وجه اختلاف دیرینه با توجه به دادنامه های کیفری در خصوص زوجین و خانواده های انان و اظهارات شهود که حاکی از وجود اختلاف و تشنج در روابط زوجین و خانواده های انان می‌باشند و همگی در بوجود امدن شرایط عسر و حرجی برای زوجه و با توجه به مفارقت جسمانی طرفین دلیلی برای نقض دادنامه از سوی زوج ارائه نشده است، مستند به ماده 370 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام می‌گردد.

شعبه *

رئیس: م. ج. ت. مستشار: ع. ن.

منبع