وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

پیام: در مواردی که زوجه شخصا اقرار نماید که باکره نبوده و در سند ازدواج قید شده باشد که دوشیزه است، اگر زوجه دلیل کافی برای اثبات آگاهی زوج از این امر ارایه ندهد از موارد فسخ نکاح است.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

وکیل خواهان ف. د. به طرفیت خوانده ط. چ. به خواسته فسخ نکاح طرح و شرح داده است.که با خوانده ازدواج نموده است.و زوجه دو بار سابقه ازدواج داشته و باکره نمی‌باشد. در حالی که در سند نکاحیه دوشیزه قید شده است.و تقاضای فسخ نکاح به علت باکره نبودن و شب کوری را دارد. شعبه *که عهده دار رسیدگی شده است.پس از انضمام و تشکیل جلسه مورخ 1400/01/30 که خواهان خواسته را تشریح نموده است. وکیل خوانده پاسخ داده است.که موکل سابقه ازدواج داشته و با خواهرش زندگی می کرده و دنبال سرپناه بوده و حاضر بوده که با یک مرد که چند فرزند دارد. ازدواج کند و مهریه نیز 7 میلیون و پانصد بوده و ایشان در جریان بوده و خودش گفت که دوشیزه بنویس تا وام بگیریم … خوانده نیز گفته است.باکره نبودم و دو سابقه ازدواج داشتم … خودش گفت که به دوشیزه وام می دهند … وکیل خواهان گفته اگر قصد وام بود چرا وام نگرفته است.…. ( 26 ) با تحقیق از گواه ( 33 ) … با اعلام نظر قاضی مشاور ( 35 ) دادگاه طی دادنامه شماره *مورخ 1400/03/05 در خصوص دادخواست خانم ث. ا. به وکالت از خواهان ف. د. فرزند ع. ا. به طرفیت خانم ط. چ. فرزند ح. با وکالت اقای س. ن. ج. به خواسته فسخ نکاح (به علت دوشیزه نبودن زوجه و عیب شب کوری) به این شرح که وکیل خواهان در شرح خواسته خویش بیان نموده است: موکل اینجانب به موجب سند ازدواج شماره 295143 که تصویر مصدق ان تقدیم گردیده با خوانده ازدواج نموده است. که بدون انجام مواقعه با خوانده و به اقرار زوجه دوبار سابقه ازدواج داشته است.و باکره نمی‌باشد. این درحالیست که در سند نکاحیه عنوان دوشیزه قید گردیده است. همچنین نامبرده از لحاظ چشمی شب کوری داشته که ان را هم نیز پنهان کرده است، لذا تقاضای فسخ نکاح را به علت باکره نبودن زوجه و عیب شب کوری خواستار است. لازم به ذکر است.که در جلسه رسیدگی نیز وکیل خواهان بیان نموده است: دادخواست فسخ نکاح به دلیل دوشیزه نبودن و باکره نبودن خوانده است.و عقد در 8 فروردین 1400 صورت پذیرفته در دفترخانه 89 *، و در سند نکاحیه قید دوشیزه قید شده است.و به موکل گفته است.که دوشیزه هستم و باکره هستم و دو سه روز بعد خودشان اقرار می کنند که دو بار سابقه ازدواج داشته ام و یک بار زندگی مشترک داشته ام و یک بار در زمان عقد جداشده ام و موکل هم این مساله برایش مهم بوده است. و صفت باکره بودن در ازدواج از شرایط اصلی عقد ازدواج است.و اگر در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده است.و بعدا مشخص شود. که این صفت را طرف ندارد. حق فسخ ایجاد می‌شود. … ….و ایشان در تاریخ 1400/01/14 فریب در ازدواج را شکایت کرده است.و همین امر دلیل بر این است.که به محض اطلاع اقدام قانونی اش را انجام داده است. و این دادخواست را نیز در تاریخ 1400/01/16 تقدیم کرده ایم.شخص خوانده بیان داشت که من بانو بوده ام و باکره نبوده ام و دو تا سابقه ازدواج داشته ام و این اقا گفت که همسرش فوت کرده است.و وام ازدواج نگرفته است.و خیلی هم تلاش کرده است.که خرج زن اولش کرده است. و خودش گفت که به دوشیزه وام می دهند و به بانو وام نمی دهند و گفتند که وام ازدواج بگیرم و زندگی بهتری برایت درست کنم، و ایشان خودش را ادم خوبی جلوه داد و ایشان خیلی دروغ می گوید که من شاهد دارم. که ایشان خودش پیشنهاد داد که من بگویم که دوشیزه هستم ولی خودش و مادرش خبر داشته اند که من بانو بوده ام و خواهر و شوهر خواهرم در جریان بوده اند. و شاهد این امر بوده اند.و درخواست داریم در صورت نیاز اظهارات گواه اخذ شود.وکیل خواهان بیان داشت که اگر مبنای عقد بر اساس وام بوده است.چرا وام نگرفته است.و فاصله عقد تا طرح شکایت خیلی کم بوده است.و هشت فروردین عقد شده است.و چهاردهم شکایت شده است.و اگر قصد وام بوده است.چرا وام را نگرفته و بعد شکایت کند و کسی برای وام پانزده میلیون تومان طلا می‌گیرد. و موکل اینقدر صداقت داشته است.در عقد نامه نیز بحث فرزند انش را در عقدنامه ذکر کرده است.و این اقا با صداقت پیش رفته است. و زندگی مشترک اصلا نداشته اند و خوانده به شوهرش بعدا گفته است.که باکره نیست و این امر موکل را ناراحت می کند. وحتی موکل بخاطر اینکه می خواسته طلاقش بدهد در سامانه بهزیستی دادخواست طلاق داده است.و نمی دانسته که این قضیه وجود دارد. که می‌شود. فسخ نکاح دادخواست داد و می خواسته حتی مهریه اش را بدهد.حال این مرجع جهت اثبات ادعای خوانده که بیان نموده که خواهان از موضوع مطلع بوده است.و می دانسته ایشان باکره نیست قرار استماع گواهی گواهان صادر نموده که در این جلسه تنها خواهرش را به عنوان گواه معرفی نموده و ایشان تنها به بیان گواهی خویش پرداخته و لازم به ذکر است.که شخص خواهان نیز منکر ادعای خوانده و گواه ایشان شده است.و در ادامه نیز با اتیان سوگند شرعی بیان داشته که ایشان را به عنوان باکره گرفته است.و نه غیرباکره، حال با توجه به اینکه شخص خوانده شخصا اقرار داشته که باکره نبوده است.و از طرفی در سند ازدواج بیان شده که خوانده دوشیزه است.و خوانده نیز دلیل کافی نیز برای اثبات اینکه خواهان از این امر مطلع بوده است. ارائه نداده است.و تنها یک گواه موضوع را اثبات نمی‌نماید. به علاوه اینکه فاصله عقد تا زمان طرح دعوا نیز چند روز بیشتر نیست و این امر نیز به منزله اقدام فوری خواهان جهت فسخ بوده است، لذا این مرجع با این اوصاف خواسته خواهان را قابل پذیرش و قابل اجابت دانسته و بر خلاف نظر قاضی محترم مشاور و مستندا به مواد 1128 و 1131 از قانون مدنی و ماده 198 از قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر تایید فسخ نکاح خواهان را صادر و اعلام می‌نماید.، رای صادره حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم تجدیدنظر *است.

پس از تجدیدنظر خواهی وکیل زوجه شعبه *که عهده دار رسیدگی شده است.پس از تحقیق از گواهان طی دادنامه شماره *مورخ 1400/04/21 با نقض دادنامه بدوی حکم به بطلان دعوی اولیه ف. د. صادر نموده است.و با فرجام خواهی پرونده به این شعبه ارجاع شده است.و عمدتا مخالفت رای با موازین شرع و قانون را از جمله جهات نقض بیان نموده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای متن رای

رای شعبه

در رسیدگی و انشای رای اصول و تشریفات دادرسی مراعات شده است.و اعتراض فرجام خواه از این حیث ان را بی اعتبار نساخته است.و جهات اعلامی نیز کافی برای انطباق با شقوق ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی در نتیجه نقض ان نشده و رای دادگاه که وفق و ادله موجود در پرونده و با رعایت قانون صادر شده به استناد مواد 370 و 396 قانون مذکور ابرام می‌نماید.

رییس شعبه *: ع. م. عضو معاون: ف. ا.

منبع