خلاصه جریان پرونده:
خلاصه جریان پرونده از این قرار است.در پی اعلام محجوریت م. م. ق. ح. ع. به دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 25 شعبه *موضوع به شعبه 11 دادیاری ان دادسرا ارجاع دادیار شعبه در تاریخ 1400/12/02 با شخص محجور مصاحبه و سوالاتی مطرح که شخص مذکور از پاسخ دادن به سوالات عاجز بوده که در نهایت مشارالیه جهت تشخیص حجر و تاریخ شروع ان به پزشکی قانونی شعبه *معرفی میشود. پزشکی قانونی در پاسخ به موجب نامه شماره 140043990021523755 مورخ 1400/12/03 اعلام می دارد. با توجه به سوابق و مدارک ارائه شده تاریخ شروع وضعیت ناتوانی در اداره امور مالی بر اساس مدارک موجود از تاریخ 1396/10/30 قابل تایید است.با وصول نظریه پزشکی قانونی دادیار شعبه 11 خانم ف. ص. طی شرحی خطاب رئیس مجتمع *درخواست صدور حکم حجر برای م. م. ق. ح. ع. را می نماید. پرونده به شعبه *ویژه امور حسبی ارجاع میشود. وقت رسیدگی به تاریخ 1400/12/24 تعیین میشود. در این جلسه هیچ یک از متداعیین حاضر نمی شوند در پایان جلسه قاضی شعبه ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور دادنامه شماره *نموده و به موجب ان حکم بر حجر م. م. ق. ح. ع. به سبب سفاهت از تاریخ 1400/12/02 صادر می نماید. مبنای استدلال شعبه این است. بنا بر اصل استصحاب و استمرار سلامت اشخاص نظر به اینکه پزشکی قانونی در تعیین شروع حجر به سندی استنادی نکرده که مورد وثوق دادگاه باشد. و دلیل هم بر رفتارهای مالی غیر عقلایی خوانده در ان زمان ارائه نشده است.و در پرونده حاضر با عنایت به نظر پزشکی قانونی و اظهارات مطلعین و مستند نبودن نظر پزشکی قانونی در تعیین تاریخ حجر قبل از معاینه به دلایل مورد وثوق دادگاه علت حجر از تاریخ معاینه در پزشکی قانونی 1400/12/02 استقرار داشته و در اجرای ماده 70 قانون امور حسبی از تاریخ مذکور تعیین میشود. با ابلاغ دادنامه دادسرای ناحیه 25 شعبه *نسبت به این دادنامه تقاضای تجدیدنظرخواهی مطرح می کند پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان شعبه *ارسال و به شعبه *وجب دادنامه شماره *مورخ 1401/03/07 دادنامه معترض عنه را عینا تایید و استوار می نمایند در ادامه دادسرای ناحیه 25 در موعد مقرر مبادرت به تقدیم دادخواست فرجام خواهی مینماید. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و در دستور کار این شعبه قرار گرفت عضو ممیز ع. ا. ا. ش. گزارش پرونده را تهیه و لایحه فرجامی را قرائت سپس هیات شعبه مشاوره نموده و با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور رای مینماید.:
رای
دادنامه فرجام خواسته به شماره *مورخ 1401/03/07 صادره از شعبه *که پیرو تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه شماره *ویژه امور حسبی اصدار و متضمن تایید دادنامه مرجع نخستین و صدور حکم حجر م. م. ق. ح. ع. از تاریخ 1400/12/02 میباشد. در وضع موجود به لحاظ نقایص ذیل شایسته ابرام نمیباشد. 1- حجر در مقابل اهلیت قرار داشته و با اصدار حکم حجر شخص محجور از دخالت در امور مالی خود ممنوع شده و بر همین اساس تاریخ شروع حجر در این فرایند بسیار مهم بوده و تمام اعمال حقوقی وی را تحت تاثیر قرار می دهد از این رو تعیین تاریخ حجر امری فنی و تخصصی بوده که مستلزم کسب نظریه افراد متخصص در این زمینه میباشد. که در پرونده تحت نظر اداره پزشکی قانونی به موجب نامه شماره *مورخ 1400/12/03 تاریخ شروع حجر را 1396/10/20 تعیین نموده است.لیکن قاضی شعبه مرجع نخستین بدون ارجاع مر به هیات پزشکی یا ارائه دلیل موجه این تاریخ را ملاک قرار نداده و اولین تاریخ مراجعه به پزشکی قانونی را تاریخ شروع حجر قرار داده است.که این موضوع منطبق با موازین قانونی نمیباشد. و در اینگونه موارد چنانچه دادگاه نظریه پزشکی قانونی در باب تاریخ حجر را موجه نداند می توانست موضوع را به کمیسیون پزشکی ارجاع داده که بدین گونه عمل نشده است.2- مستفاد از ماده 57 قانون امور حسبی در رسیدگی به دعوی حجر دادگاه میبایست هر گونه تحقیق یا اقدامی که در جهت کشف ماوقع لازم است.انجام بدهد و از اطلاعات اشخاصی که قابل استفاده میباشد. استفاده کند و ان اشخاص را احضار و یا برای تحقیق از انان نماینده اعزام نماید. که در پرونده تحت نظر هیچگونه تحقیقی یا اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است.جا داشت از اهالی محل سکونت محجور در این زمینه تحقیق لازم را با اصدار قرار تحقیق محلی به عمل می اورد علی هذا با توجه به نقایص یاد شده مستندا به بند 85 ماده 371 و بند الف ماده 401و 403 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه پرونده را جهت رفع نقایص یاد شده و صدور رای مجدد به شعبه *اعاده می نماید.
شعبه *
رئیس: ر. ا. س. ع. معاون: دکتر ع. ا. ا. ش.