تاریخ دادنامه قطعی: 1401/09/19
پیام: شرط نداشتن ازدواج سابق در صورتی میتواند موجب فسخ نکاح گردد که آن چنان مهم بوده باشد که از شروط بنایی ازدواج محسوب شود.
خلاصه جریان پرونده:
وکیل خواهان م. د. به طرفیت خوانده ح. ف. *به خواسته فسخ نکاح به علت تدلیس طرح و شرح داده است.که در تاریخ 74/9/15 به عقد هم درآمده اند و درسند نکاحیه خوانده دوشیره اطلاق شده است.اما ایشان در تاریخ 70/10/6 به عقد ح. ب. درآمده و مطابق سند طلاق 74/5/14 به عنوان بانو جدا شده است.و موکل از ازدواج قبلی ایشان اطلاع نداشته است.شعبه *که عهده دار رسیدگی شده است.در تاریخ 1400/10/14 تشکیل جلسه داده است.و با استماع اظهارات حاضرین که وکیل زوجه پاسخ داده است.بعد از 30 سال فسخ موضوعیت ندارد. ( 23 ) و ادامه رسیدگی مورخ 1400/10/27 و انضمام لایحه ( 38 ) دادگاه طی دادنامه شماره *مورخ 1400/11/20 در خصوص دادخواست اقای م. د. با وکالت اقای ر. ز. ص. به طرفیت خانم ح. ف. *با کالت خانم ا. ر. ی. به خواسته فسخ نکاح بدین توضیح که وکیل خواهان طی دادخواست تقدیمی و در جلسه رسیدگی در دادگاه اعلام نموده است.که زوجین در مورخ 15 / 9 / 1374 یکدیگر عقد نکاح دائم نمودهاند و حسب مفاد سند نکاحیه زوجه دوشیزه اعلام شده است.در حالی که حسب اسناد جدید به دست امده از خوانده مشارالیه در تاریخ 6 / 10 / 70 در دفتر خانه شماره 74 *به عقد نکاح دائم اقای ح. ب. در امده است.و مطابق سند طلاق مورخ 14 / 5 / 74 در *با عنوان بانو به صورت طلاق خلع نوبت اول از همسر اول خود جدا شده است.خوانده در سال 73 و قبل از ازدواج با موکل اقدام به اخذ شناسنامه جدید المثنی از حوزه 24 اداره ثبت احوال مشهد نموده است.که در شناسنامه المثنی واقعه نکاح سابق و مشخصات همسر قبلی ذکر نگردیده است.و این موضوع را موکل یک هفته قبل از طرح و تقدیم دادخواست مطلع شده است.لذا نظر به اینکه خوانده ازدواج سابق را از موکل پنهان نموده و به موکل اطلاع نداده است.و حسب اظهارات موکل یکی از شروط ازدواج موکل با خوانده صفت دوشیزگی وی بوده و در عرف و عادت جامعه این مسیله برای اقایان اهمیت بسزایی دارد. و عقد بر مبنای شرط مذکور واقع شده و صورت گرفته است.مستندا به ماده 1128 از قانون مدنی از دادگاه تقاضای صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح را نموده است.وکیل خوانده در دفاع اعلام نموده است.خواهان از ازدواج سابق موکل و طلاق وی اطلاع داشته است. اکنون بعد از سی سال زندگی مشترک و با وجود دو فرزند فسخ نکاح موضوعیت ندارد. موکل در سال 70 با اقای ب. ازدواج کرده و پس از چند ماه شوهرش به *مهاجرت می کند و موکل در سال 74 موفق به جدایی از همسر اول خود میشود. و چند ماه بعد موکل در حالی که باکره بوده با خواهان پرونده فعلی که پسر خاله شوهر خاله موکل محسوب میشود. اشنا شده و با اطلاع کامل خواهان و خانواده ایشان از ازدواج قبلی موکل به عقد نکاح ایشان در می ایند نظم عمومی اجتماعی جامعه اسلامی ایجاب می کند که عقد نکاح که از بالاترین عقود اسلامی است.به سادگی دستخوش تزلزل نشود. و در هیچ کجای سند نکاحیه شرطی مبنی بر باکره بودن یا وصف سلامت بکارت برای زوجه درج نشده است. در حالی که بانو لفظ عامی است.که بر هر جنس زن فارغ از بحث بکارت و باکره نبودن بار میشود.و اساسا استفاده از لفظ بانو دلیل بر عدم باکره گی موکل محسوب نمی شود. و علاوه بر این عاقد های ازدواج غالبا بدون توجه به چنین مواردی لفظ دوشیزه را بر اساس شناسنامه خانم می نویسند و عرفا لفظ دوشیزه در سند نکاحیه قید میشود. و حاکی از شرط خاص به نفع زوج نیست اگرچنانچه زوج قصد تعیین صفت خاصی در زوجه داشته باشد. میبایست تصریح می شد یا عقد بر اساس ان شرط واقع می شد که چنین اتفاقی نیفتاده است. تقاضای رد خواسته خواهان را جهت جلوگیری از تضییح حقوق موکل نموده است.وکیل خوانده در جلسه اول رسیدگی تقاضای استمهال جهت سازش نموده است.ولیکن پس از استمهال نیز توافق فی مابین طرفین حاصل نشده است.دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده ملاحظه تصویر سند طلاق نامه که حسب به شماره 2854 دفتر طلاق جلد 15 دفتر خانه شماره 89 *مورخ 14 / 5 / 74 - از شعبه *که حسب ان زوجه به موجب طلاق خلع نوبت اول از همسر اول خود جدا شده است.که خود حکایت از عدم وقوع رابطه زناشویی فی مابین زوجین در نکاح سابق دارد. چرا که در صورت بکارت زوجه و عدم وقوع نزدیکی فی مابین زوجین بایستی نوع طلاق باین غیر مدخوله اعلام گردد. و همچنین نظر به اینکه مقصود از وصف مورد تبانی صفتی است.که در عقد شرط نشده ولی پیش از ان دو طرف نسبت به چگونگی و اثر ان گفتگو و توافق کرده اند و عقد را بر مبنای همان گفتگوها واقع ساخته اند، یا عرف ان را معهود بین دو طرف و پایه تراضی بداند و عادات و رسوم اجتماعی چنان است.که هرکس ازدواج می کند به ظاهر بر مبنای وجود ان وصف است.و سکوت طرف عقد به دلیل اعتماد به ظاهر دیگری است.و در مانحن و فیه نظر به اینکه عقد نکاح متباینا بر باکره (دوشیزه) بودن زوجه و عدم ازدواج قبلی زوجه منعقد گردید.که همان شرط بنایی است.و این موضوع از مصادیق تخلف از شرط صفت میباشد. و مفاد و مفهوم شرط بنایی با همان وصف مورد تبانی صفتی است.که در عقد تصریح نشد ه ولی پس از ان به دو طرف نسبت به چگونگی ان گفتگو و توافق شده است.و عقد بر مبنای ان واقع شده است.ولیکن در عقد گنجانده نشده است.و با توجه به مسیله 13 ذیل عنوان القول فی العیوب الموجبه الخیار بفسخ والتدلیس از کتاب نکاح تحریر الوسیله حضرت امام (ره) همین نظر بر اینکه ذکر نام دوشیزه در سند نکاحیه ثابت مینماید. که قبل از ازدواج اقرار به باکره بوده خود داشته است.و مضافا بر اینکه این موضوع که زوجه دارای سابقه ازدواج میباشد. یا خیر از کمالات وامتیازات زوجه بوده در عرف جامعه حساسیت خاص در مورد اینکه دختری سابقه نکاح داشته باشد. وجود دارد. به نحوی که عقد بر مبنا ان واقع میگردد. بدین معنا که چه بسا اگر زوج بدوا مطلع می گردید.که زوجه فاقد چنین وصفی باشد. و در صورت علم به ان وصف ازدواج صورت نمی پذیرفت لذا با توجه به مراتب فوق در صورتی که فردی فاقد وصفی باشد. که عقد متباینا بر ان واقع شده است.که در مانحن فیه با توجه به ملاحظه سند نکاحیه و تصویر سند سجلی خوانده که لفظ دوشیزه برای خوانده در سند نکاحیه به کار برده شده است.و همچنین سابقه ازدواج قبلی در شناسنامه قید نشده است.و عدم اطلاع موارد فوق از سوی خوانده به خواهان و با توجه به نظریه سازمان *مورخ 21 / 7 / 1376 و در راستای ماده 1128 قانون مدنی دعوی خواهان را وارد دانسته و فسخ نکاح را از تاریخ 20 / 11 / 1400 احراز و تایید مینماید. رای صادره حضوری ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم تجدیدنظر *می باشد. پس از تجدیدنظرخواهی زوجه شعبه *ضمن تشکیل جلسه مورخ 1401/07/24 که حاضران مطالب را بیان نمودهاند طی دادنامه شماره *مورخ 1401/07/25 ان را تایید نموده است.و با فرجام خواهی پرونده به این شعبه ارجاع شده است.
رای شعبه
زوج مدعی است.که زوجه در تاریخ 74/5/14 از همسر قبلی خود طلاق گرفته است.و سپس در تاریخ 74/9/15 با وی ازدواج نموده است. در نتیجه چون ازدواج قبلی خود را کتمان نموده است.در تاریخ 1400/06/04 و بعد از سال ها ان را به استناد ماده 1128 قانون مدنی درخواست فسخ نکاح را نموده است.که مستلزم بررسی دو امر بوده است. اول اینکه شرط نداشتن ازدواج سابق ان چنان مهم بوده که از شروط بنایی ازدواج منطبق با ماده 1128 قانون مدنی باشد. ثانیا فوریت درخواست فسخ را مراعات نموده باشد. که در پرونده هیچ یک از ان دو مشهود نیست و اقتضا داشت از گواهان زوج در این موارد از جمله تصریح به شرط عدم ازدواج سابق و نیز بی اطلاعی از ان و نیز رعایت مدت زمان عرفی در طرح ادعای فسخ و چگونگی و زمان اطلاع از ازدواج سابق تحقیق شود. و زوج نیز در این باره توضیح دهد و سپس انشای رای نماید. لهذا دادنامه فرجام خواسته به استناد مواد 370 - 371 - 396 - 401 - 405 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی نقض و جهت رسیدگی به دادگاه صادرکننده رای فرجام خواسته ارجاع میشود.
رییس شعبه *: ع. م. مستشار: ا. م.