نقش داوری در دعوای طلاق

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1399/08/30 اقای ع. ص. به وکالت از طرف خانم م. ر. به طرفیت اقای م. ق. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به استناد بند 12 از شروط ضمن عقد مندرج در سند نکاحیه به علت ازدواج مجدد خوانده بدون رضایت خواهان تقدیم نموده و به پیوست دادخواست تصویر سند رسمی ازدواج تنظیمی فیمابین خواهان و خوانده و تصویر نکاحنامه عادی تنظیمی فیمابین خوانده و خانم خ. س. ل. به تاریخ 1397/04/26 که مدت نکاح موقت از تاریخ مذکور به مدت یک سال بوده و در تاریخ 1397/06/20 باقیمانده مدت بذل گردیده است.را ارائه نموده است.دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 99/12/14 وکیل خواهان اظهار داشت مطابق قانون و شروط ضمن عقد اختیار همسر دوم تحت موقت و دائم منوط به اجازه همسر اول می‌باشد. خوانده برخلاف شرط عمل نموده است.و به موجب شرط فیمابین طرفین حق طلاق برای موکله ایجاد گردیده است.ادعای خوانده مبنی بر اینکه موکله اجازه داده است.برخلاف حقیقت و واقعیت بوده و صحت ندارد. و خوانده با ذکر این موضوع اقرار به ازدواج مجدد دارد. لذا صدور حکم شایسته به شرح متن دادخواست با لحاظ کلیه حقوق مالی موکله مورد استدعاست. خوانده ضمن تقدیم لایحه دفاعیه اظهار داشت مدافعات به شرح لایحه تقدیمی است.همسرم نزد گواهان باسامی ج. و م. ق. و م. گ. س. اقرار کرد که خودم خواستم شوهرم ازدواج کند و س. فرزند ه. خانم صیغه ای است.همسرم با همسر صیغه ای سابق من قبلا با هم کار میکردند. و نمیدانم چرا بعد از 2 یا 3 سال دادخواست داده است.وکیل خواهان اظهار نمود مهریه و اجرت المثل و نصف دارایی مورد درخواست است. فرزند ان مشترک دختران 25 و 10 ساله هستند. خوانده دوباره گفته است.فسخ نامه دست زنم است.او را بخواهید بیاید قسم بخورد که اطلاع نداشته و با رضایت او نبوده است.من قبول می کنم سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری و هم چنین قرار استماع گواهی گواهان خوانده و نیز جهت تعیین میزان اجرت المثل ایام زندگی مشترک زوجه قرار ارجاع امر بکارشناسی صادر نموده است. در جلسه رسیدگی مورخ 99/12/28 که با حضور خوانده و وکیل خواهان تشکیل گردیده، دادگاه از دو نفر شاهد مرد تعرفه شده از ناحیه خوانده که یکی از انها فرزند ه. دوم خوانده بوده است.استماع گواهی به عمل اورده و اظهارات انان را در صورتجلسه درج نموده است.اقای م. ق. برادر خوانده به عنوان شاهد اظهار داشت زن داداش خودش به من گفت برای برادرت رفتم خواستگاری و این مطلب ار اواخر برج 4 سال 97 بیان کرده است.و دلیلش را سوال کردم گفت به خاطر مریضی من است.و این حرف را زمانی که با ماشین او را به منزل همسر دوم برادرم میبردم زده است.و زمانی که به ع. ا. منزل همسر دوم رسیدیم او از ماشین پیاده شد و همسر دوم درب را باز کرد و همسر اول را خودش امد و گفت فاصله زمانی بین ازدواج و این جریان که تعریف میکنم کمتر از دو هفته بود و این جریانی که بیان کردم بعد از ازدواج بوده است.و همسر اول برادرم صراحتا گفته است.اجازه دارم. و شاهد دوم به نام م. ر. س. فرزند ه. دوم اظهار داشت این خانم دوستی با مادرم داشت خودش پاپیش گذاشت و قصد وصلت کرد و خودش وصل کرد من خودم بودم ایشان با مادرم صحبت میکرد سال 97 برج 4 یا 5 بود و خود خانم امد خانه ما و به مادرم گفت که با همسرم ازدواج می کنید یا خیر از قبل دوست مادرم بود و خانه ما میامد و خانه ما ع. ا. است.و در پاسخ سوال وکیل خواهان مبنی بر اینکه مادر شما چند سال همسر اقای ق. بود اظهار داشت به ماه هم نکشید. پس از استماع گواهی گواهان دادگاه اظهارات وکیل خواهان و نیز خوانده را در صورتمجلس منعکس نموده و سپس با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 1573 مورخ 1399/12/28 پس از ذکر خواسته خواهان با اعلام اینکه خوانده اظهار داشته با اجازه و اصرار خواهان همسر دوم اختیار و ازدواج دوم صورت گرفته و بذل مدت گردیده است.و گواهان عنوان نمودند (… با خودرو ع. ا. میرفتیم … منزل همسر دوم میرفتیم … به من گفت برای برادرت خواستگاری رفتم … منزل همسر دوم او را پیاده کردم … منزل ما امد (از مادرم برای همسرش خواستگاری نمود …) اقای ص. عنوان نمود گواهان درست نمیگویند عقد در سال 94 بود درخواست استعلام دارم. دادگاه دفاع را نمی پذیرد زیرا بر فرض اثبات این که عقد دوم در سال 94 بوده تاثیری در اظهارات گواهان ندارد. زیرا رضایت خواهان جهت ازدواج دوم محرز است.اگر خواهان به ازدواج دوم معترض می بود و رضایت نداشت در همان سالها نسبت به تقدیم دادخواست و اعلام رضایت اقدام می نمود لذا ضمن عدول از تصمیم 99/12/14 به استناد ماده 197 قانون ایین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی صادر نموده است. وکیل خواهان در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه مزبور تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدیگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/03/22 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را فاقد ایراد و اشکال قانونی تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/03/22 به وکیل زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/04/11 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

فرجامخواهی وکیل فرجامخواه خانم م. ر. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/03/22 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره 1573 - 99 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز تخلف زوج (فرجامخوانده) از بند دوازدهم از شروط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان (فرجامخواه) اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد بوده و دادنامه فرجامخواسته به جهات ذیل به علت نقص تحقیق و رسیدگی قابلیت ابرام ندارد. اولا - با وجود اینکه در دعوی مطروحه با توجه به خواسته ان مطابق ماده 27 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 ارجاع امر بداوری و اخذ نظریه داوران زوجین که از این طریق صلح و سازش بین انان ممکن الحصول بوده از الزامات قانونی بوده معهذا در مراحل بدوی و تجدیدنظر در راستای این تکلیف قانونی اقدامی جهت اخذ نظریه داوران منتخب زوجین به عمل نیامده است.از این رو اقتضا دارد. که دادگاه محترم جهت اخذ نظریه داوران منتخب زوجین اقدام لازم معمول دارد. ثانیا - عقدنامه شرعی ارائه شده پیوست دادخواست بصراحت مندرج در ان عقدنامه تحدیدی سابق بوده که به شماره 1174 مورخ 1394/09/26 بین طرفین تنظیم گردیده است.و در واقع زوج فرجامخوانده و همسر دوم ایشان در مقام تحدید عقد نکاح موقت سابق خود به شماره فوق الذکر عقد نکاح موقت را طی عقدنامه تنظیمی مجدد منعقد نموده‌اند که جهت روشن شدن موضوع ضرورت داشته که دادگاه محترم عقدنامه عادی اولیه شماره 1174 مورخ 1394/09/26 را از عاقد عقد مطالبه و ضمیمه پرونده تحت امر نماید. ثالثا - دو نفر گواه تعرفه شده از ناحیه زوج که یکی برادر او و دیگر فرزند ه. دوم ایشان بوده قطع نظر از اینکه اظهارات این گواهان به لحاظ وجود قرابت بین انان و زوج و همسر دوم او بی طرفانه و مطابق با واقعیت امر بوده باشد. اساسا گواهی انان مبنی بر اینکه خواهان به خواستگاری همسر دوم زوج رفته و با رضایت و موافقت خود همسر دوم را به نکاح شوهرش دراورده به لحاظ اینکه زوج و همسر دوم او دارای سابقه نکاح موقت بوده و برای تمدید این نکاح سابق به طور کلی نیازی به خواستگاری از همسر دوم نبوده تا خواهان در این خصوص اقدام نماید. و تمدید نکاح موقت سابق بصرف اراده طرفین امکان پذیر بوده است.نمی تواند با واقعیت امر منطبق و به طور قطع و یقین صحت و درستی ادعای زوج مبنی بر ازدواج موقت او با رضایت زوجه فرجامخواه بوده است.ثابت و مدلل دارد. از این رو چون زوج فرجامخوانده در جلسه دادرسی مورخ 99/12/14 جهت اثبات ادعای خود مبنی بر اینکه ازدواج مجدد او به نحو موقت با اطلاع و رضایت زوجه فرجامخواه بوده است.تقاضای سوگند نامبرده را نموده است. لذا اقتضا داشته که دادگاه محترم وفق مقررات در خصوص اتیان سوگند از سوی زوجه فرجامخواه اقدام لازم معمول و انگاه پس از انجام اقدامات مذکور سرانجام بر اساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید. بنابراین دادنامه فرجامخواسته در وضعیت فعلی به علت نقص تحقیق و رسیدگی قابلیت ابرام نداشته مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد.

رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.

منبع