تاریخ دادنامه قطعی: 1391/10/04
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورت تقدیم دادخواست فرجام خواهی در فرجه مقرر 20 روزه برای تجدیدنظر خواهی، به لحاظ بقای مهلت برای تقاضای تجدید نظر خواهی و با عنایت به آمره بودن قانون آیین دادرسی مدنی و قواعد آن، به عنوان تجدید نظر خواهی تلقی میشود.
شعبه ششم دادگاه عمومی طی دادنامه شماره --- - 26/4/91 در خصوص دعوی مطروحه از سوی خانم ز.ع. به طرفیت آقای ع.م. و خانم ن.م. به خواسته مطالبه اجرت المثل یک باب منزل مسکونی دارای پلاک ثبتی --- فرعی از --- فرعی از --- اصلی بخش دو از تاریخ 9/2/89 لغایت 5/4/91 با جلب نظر کارشناس نظر به احراز وقوع عقد بیع بین طرفین راجع به پلاک صدرالذکر، به تبع آن مالکیت خواهان بر عین و منافع مبیع از تاریخ تحقق عقد بیع و با توجه به اقرار خوانده به ادامه تصرفات خود پس از وقوع معامله و استفاده از منافع آن و اینکه وی ضامن جبران منافع میباشد و نظر به اینکه خوانده ردیف 2 دلیلی بر برائت ذمه خود نیز ارائه نکرده اند لذا توجها به نظر به هیات سه نفره کارشناسان در خصوص اجرت المثل و عدم اعتراض موثری نسبت به این نظریه دعوی را ثابت تشخیص و حکم به محکومیت خانم ن.م. به پرداخت مبلغ 667/626/29 ریال بابت اجرت المثل به اضافه هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل صادر نموده است. با این توضیح که وکیل خواهان در جلسه 18/5/90 دعوی خود را نسبت به خوانده ردیف اول آقای ع.م. مسترد نموده است که با ابلاغ دادنامه موصوف به خانم ن.م. در تاریخ 11/5/91 مشارالیها به اتفاق آقای ع.م. نسبت به دادنامه موصوف در تاریخ 26/5/91 فرجام خواهی کرده اند و پرونده توسط دادگاه بدوی به دادگاههای تجدید نظر ارسال شده که شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان با توجه به عنوان فرجام خواهی نسبت به رای بدوی و اینکه فرجام خواهی باید در دیوان عالی کشور به عمل آید دستور ارسال پرونده را به دیوان عالی کشور صادر نموده که پرونده به این شعبه ارجاع و اینک تحت نظر قرار دارد و پس از بررسی محتویات پرونده و انجام مشاوره ذیلا اتخاذ تصمیم مینماید.
با توجه به تاریخ ابلاغ دادنامه بدوی به خانم ن.م. که 11/5/91 میباشد و تاریخ تقدیم دادخواست فرجامی ( 21/5/91 ) ملاحظه میشود که دادخواست در فرجه مقرر 20 روزه برای تجدیدنظرخواهی تقدیم شده است و به این ترتیب با توجه به اینکه هنوز موعد تجدیدنظر خواهی در تاریخ یاد شده منقضی نشده بود و به این ترتیب رای مذکور اصولا تا تاریخ یاد شده قطعیت پیدا نکرده بوده است و با التفات به ماده 367 قانون آیین دادرسی مدنی صرفا آرای قطعیت یافته دادگاههای بدوی را قابل فرجام دانسته و نظر به اینکه با بقای مهلت برای تعرض و تقاضای تجدید نظر خواهی غایتا به آمره بودن قانون آیین دادرسی مدنی و قواعد آن معترض تا آخرین لحظه فرجه 20 روزه می توانسته از رای اولیه تجدیدنظر خواهی نماید و این مهلت پایان نیافته و نتیجتا رای قطعی نبوده لذا با تلقی فرجام خواهی مذکور به عنوان تجدیدنظر خواهی، دیوان عالی کشور در این خصوص با تکلیفی مواجه نبوده لذا مقرر میدارد که پرونده از آمار شعبه کسر و عینا جهت اقدام شایسته به مرجع تجدیدنظر اعاده شود.
رییس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار
معینی - جلیلی تقویان