تاریخ دادنامه قطعی: 1391/12/23
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: اگر موضوع و مستندات اتهام شرکای جرم یکسان باشد و یکی از آنان در مرحله تجدیدنظر برائت حاصل نماید و دیگری تجدیدنظرخواهی نکرده و محکوم شده باشد، وی میتواند تقاضای اعاده دادرسی نماید.
به حکایت مندرجات لایحه تقدیمی خواهان تجویز اعاده دادرسی (آقای ج.الف. فرزند م.) و ضمایم آن، به موجب رای غیابی شماره 801369 مورخ 17/12/88 و رای واخواهی شده به شماره 800315 مورخ 18/3/89 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران، آقای ج.الف. فرزند م. به جرم: ایراد ضرب و جرح عمدی فحاشی و تهدید به شاکی آقای الف.م. به استناد مواد 47 ، 608 و 669 ق.م.ا. از باب فحاشی به 74 ضربه شلاق و از باب تهدید شاکی به شش ماه حبس تعزیری محکوم، برابر گواهی مدیر دفتر شعبه --- دادگاه عمومی تهران دادنامه شماره --- مورخ 18/3/89 به آقای ج.الف. ابلاغ، به لحاظ عدم تجدیدنظرخواهی دادنامه مذکور قطعیت یافته و برای اجرای حکم به اجرای احکام ارسال گردید. پس از قطعیت حکم اصداری، آقای ج.الف. طی لایحه تقدیمی به ریاست محترم دیوان عالی کشور اعلام داشته، به علت ناآگاهی و ناواردی تقاضای تجدیدنظرخواهی ننموده و حکم مذکور قطعی گردید و در پرونده هیچ دلیل بر توجه اتهام به اینجانب وجود نداشته و پدرم تقاضای تجدیدنظرخواهی نموده که به موجب دادنامه شماره --- مورخ 25/5/89 صادره از ش. از اتهام مذکور تبرئه گردیده است. لذا به استناد بندهای 4 ، 5 و 6 ماده 272 ق.آ.د.ک. تقاضای تجویز اعاده دادرسی را داشته که رسیدگی موضوع به شعبه --- دیوان عالی کشور ارجاع گردیده است.
نظر به اینکه خواهان به شرح لایحه تقدیمی و ضمایم آن مدعی بی گناهی خود شده و در جهت صحت ادعای خویش اعلام داشته که وی و پدرش م.الف. به جرم: فحاشی و تهدید نسبت به شاکی الف.م.، به موجب رای شماره --- - مورخ 18/3/89 صادره از شعبه --- تهران، به شلاق و حبس محکوم گردیده، پدرش از دادنامه مذکور تجدیدنظرخواهی و سپس به موجب رای شماره --- مورخ 25/5/89 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران، از اتهامات مذکور برائت حاصل و وی به دلیل عدم آگاهی و اطلاع از آن تجدیدنظرخواهی ننموده و رای قطعی گردید و با عنایت به اینکه موضوع مورد ادعای شاکی نسبت به خواهان و پدرش واحد بوده و مستندات و دلایل دادگاه بدوی در محکومیت آنان نیز یکسان بوده و دادگاه تجدیدنظر استدلال دادگاه بدوی (وجود اختلاف و سابقه درگیری طرفین) را دلیلی بر محکومیت آنان ندانسته است، لذا به منظور کشف حقیقت امر که مستلزم رسیدگی مجدد میباشد، درخواست خواهان را منطبق با بند 5 ماده 272 ق.آ.د. دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، تشخیص و با قبول و تجویز اعاده دادرسی، رسیدگی مجدد آن را در اجرای ماده 274 همان قانون به دادگاه هم عرض دادگاه صادرکننده حکم قطعی ارجاع مینماید.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - عضو معاون
بابائی - رعیت