تعارض اماره فراش و نتایج آزمایش های ژنتیکی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/12/16
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: نتایج آزمایش های ژنتیکی - هرچند که احتمال خطا در آنها کم باشد- قابلیت مقاومت در برابر اماره فراش ندارد.

رای خلاصه جریان پرونده

مندرجات پرونده حاکی است آقای ه. پ. فرزند ح. به وکالت از 1 - الف. م.س. 2 - ح. م.س. 3 - ز. م. س. هر سه فرزندان ع. دادخواستی رابه طرفیت الف. م.ه. فرزند م. م. و سازمان ثبت احوال به خواسته نفی نسب خوانده ردیف اول و اصلاح شناسنامه و مطالبه خسارت دادرسی تقدیم دادگاه خانواده تهران نموده است و به شعبه --- دادگاه خانواده ارجاع گردید خواهان‌ها اعلام نموده‌اند آقای م. م.ه. به اتفاق همسرش مرحومه ک. م.س. که خواهر خواهان‌ها می‌باشد در حدود 36 سال قبل خوانده ردیف اول (الف. م.ه.) را که طفل بوده است جهت زندگی نزد خویش آورده اند و برای ایشان به نام خودشان شناسنامه گرفته اند و این در حالی است خواهر خواهان‌ها هیچگاه فرزندی به دنیا نیاورده از آنجا که طفل منتسب به خواهرشان نمی‌باشد درخواست صدور حکم بر نفی نسب و حذف نام وی از اسناد سجلی مرحومه خواهر موکلین و نیز حذف نام خواهر خواهان‌ها از شناسنامه خوانده ردیف مورد استدعاست ضمنا استماع شهادت شهود وعنداللزوم ارجاع امر به پزشکی قانونی مورد تقاضا است.»; شعبه مرجوع الیه پس از ثبت دستور تعیین وقت دادرسی و دعوت از طرفین و نیز ارسال نسخه ثانی دادخواست برای خواندگان را صادر و اعلام نموده است آقای ع.ج. نیز به وکالت از خوانده ردیف اول الف. م.ه. وارد پرونده شد و خانم ح. ق.نیز به نمایندگی از اداره کل ثبت احوال استان تهران وارد پرونده شده است وکیل خوانده ردیف اول طی لایحه دفاعیه ای اعلام نموده است دعوای خواهان‌ها با مفاد دو سند رسمی تضاد دارد 1 - شناسنامه مرحومه ک. م.س. 2 - سند رسمی شناسنامه موکل یعنی الف. م.ه. که تصویر شناسنامه ها تقدیم محضر دادگاه می‌گردد که در صفحه دوم شناسنامه مرحومه ک.م.س. نام الف. م.ه. به عنوان فرزندک. م. ه. درج گردیده است متقابلا در شناسنامه الف. م.ه. نام ک. به عنوان مادر درج گردیده است همانطور که مستحضرید وفق ماده 8 قانون ثبت احوال و ماده 999 قانون مدنی شناسنامه از اسناد رسمی می‌باشد ادعای مخالف مفاد آن پذیرفتنی نمی‌باشد از جمله به موجب ماده 1309 قانون مدنی نیز در مقابل سند رسمی دعوائی که مخالف مفاد آن باشد به شهادت شهود و اثبات نمی گردد مضافا به اینکه خانم ک. م.س. در طول زندگی هیچگاه منکر رابطه مادر فرزندی نشده است متاسفانه بعد از فوت ایشان برخی از بستگان نسبی دعوای واهی نفی نسب را مطرح نموده‌اند لذا درخواست رسیدگی شایسته مبنی بر صدور حکم بر بی حقی مورد تقاضا است. دادگاه در تاریخ 1394/03/24 تشکیل جلسه داده است پس ازاستماع اظهارات طرفین قرار استماع شهادت شهود صادر نموده است نتیجتا در تاریخ 1394/04/21 آقای م. ا. فرزند ر. ع. متولد 1339 بازنشسته شرکت واحد به عنوان گواه اظهار داشت آقای م. ه. با دختر عمه اینجانب ازدواج کرده است چند سالی بچه دار نشده اند بچه ای را آورده اند به نام الف. همدانی بزرگ کرده اند بچه را از کجا و چه طوری آورده اند نمی دانم - آقای ع. ج. فرزند بابا متولد 1317 بازنشسته اداره آب در برگ 29 پرونده دیگر گواه اظهار نموده است چون مرحومه ک.م.س. بچه دار نشده است الف. ه. فرزند او نمی‌باشد آقای م. م.ه. سئوال کردم بچه را از کجا آوردید گفته است از ورامین پیشنهادکردم برای محرم شدن همسرم شیر بدهد قبول نکردند خانم ف. ا. فرزند ق. متولد 1321 نیز در برگ 30 پرونده اظهار داشت الف. م.ه. فرزند م. م.ه. نیست ایشان خیلی کوچک بوده آنها آورده که وی را بزرگ نمایند دیگر من چیزی نمی دانم از کجا آورده اند و این فرزندان آن دو نفر م.م.ه. و ک. م.س. نمی‌باشد نماینده ثبت احوال طی لایحه ای که در برگ ردیف 47 پرونده مضبوط است اعلام داشته است که: « سند سجلی شماره 1626 به نام الف. طبق اظهار اظهارکننده قانونی (مادر ک. خانم) در معیت دونفر گواه به نام ف. م.ه. و شفقت وفق مقررات ثبت احوال بدون اشتباه در اعلام و یا تنظیم سند دقیقا با نام الف. با تاریخ تولد 1356/02/28 تنظیم گردیده بنابراین سند فوق طبق ماده 8 قانون ثبت احوال و مواد 999 و 1287 قانون مدنی سندی است رسمی و اعتراض بر آن وارد نمی‌باشد لیکن چون خواسته نفی ولد است اثبات آن به نظر دادگاه می‌باشد سرانجام دادگاه پس از بررسی و استماع اظهارات و مدافعات طرفین و ملاحظه اسناد و اوراق ابرازی بویژه اقرارنامه رسمی آقای م. م.ه. پدر خوانده ردیف اول مبنی بر اینکه الف. م.ه. فرزند او و ک. م.س. است (ص 43 ) ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره --- - 1394/05/31 چنین اظهارنظر نموده است: «... با توجه به جامع محتویات پرونده واظهارات وکلای طرفین و با توجه به محرز بودن خودش که از مفادسند رسمی سجلی خوانده و مرحومه ک. م.س. و اقرار پدر خوانده و حتی به طور ضمنی از شهادت شهود و خواهان‌ها استفاده می‌شود و با توجه به عدم تحقق بینه شرعی به لحاظ عدم احراز شرایط بینه شرعی در شهود تعرفه شده برای دادگاه و عدم مقاومت نتیجه آزمایش بر فرض ارجاع به پزشک قانونی بدلیل اینکه شارع مقدس اسلام اماره فراش را معتبر دانسته و آزمایش بر مبنای علوم تجربی است هر چند احتمال خطای آن کم باشد... با اعتبار دادن به اماره فراش در جهت حفظ نظام اجتماعی خانواده... لذا دادگاه دعوای خواهان‌ها را وارد ندانسته و مستندا به ماده 1257 قانون مدنی دعوی آنها را رد می‌نماید.»; پس از ابلاغ دادنامه مورد اعتراض و فرجام خواهی آقایان ح. و الف. و خانم ز. هر سه م.س. با وکالت آقای ه. پ. با گذشت زمان تجدیدنظرخواهی قرار گرفته است و پرونده جهت رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال و در تاریخ 1394/11/26 در دبیرخانه دیوان ثبت و به این شعبه (شعبه هجدهم) ارجاع می‌گردد عمده اعتراض فرجام خواهان مطالبی است که در مراحل رسیدگی ابراز نموده‌اند که در مقام مشورت قرائت خواهدشد پرونده حکایت دیگری ندارد. به تاریخ فوق هیات شعبه با حضور امضا کنندگان ذیل تشکیل جلسه داده است پس از قرائت گزارش عضو ممیز پرونده و انجام مشاوره به شرح آتی مبادرت به صدور رای می‌گردد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای فرجام خواسته به شماره 94/00716 - 1394/05/31 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی خانواده تهران با توجه به دلایل موجود در پرونده برابر موازین و مقررات قانونی و شرعی است و از جانب فرجام خواهان اعتراض موجه و موثری که نقض یا بی اعتباری آن را موجب گردد به عمل نیامده است لذا با اختیار حاصله از ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن تایید و ابرام رای صادره پرونده به شعبه صادر کننده آن اعاده می‌گردد.

شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و مستشار

حسین طالبی - سعید عمرانی

منبع