تحقق مفهوم قبض در عقد وقف

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

رای دادگاه بدوی

پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *

خواهان: خانم ط. ب. فرزند ع. با وکالت اقای م. ح. ز. فرزند ح. به نشانی *

خواندگان: 1. سازمان *و امور خیریه شهرستان *ناحیه دو *2 -

2. سازمان *نابینایان، بخش *

3. سازمان *- ابتدای *- سازمان *

خواسته ها: 1. سایر دعاوی غیرمالی2. ابطال وقف نامه

به تاریخ 1401/08/29 دروقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضای کننده ذیل تشکیل است. پرونده کلاسه فوق تحت نظر قرار دارد.با توجه به محتویات پرونده دادگاه ضمن اعلام ختم رسیدگی به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید. رای دادگاه

در خصوص دادخواست خانم ط. ب. با وکالت اقای م. ج. ح. ز. به طرفیت سازمان *و امور خیریه شهرستان *ناحیه دو - سازمان *نابینایان - سازمان *؛ به خواسته ابطال وقف نامه (تقاضای ابطال وقف نامه به شرح متن دادخواست) مقوم به 200٫000٫100 ریال ارزش منطقه ای ملک 15٫260٫400 ریال - سایر دعاوی غیرمالی (اعلام بطلان وقف به شرح متن دادخواست) ؛ با این توضیح که وکیل خواهان در شرح دادخواست بیان داشته است: در مورخه 1391/12/12 صرفا ایجاب و قبول وقفنامه ای فی مابین موکله اینجانب و سازمان *نابینایان منعقد گردیده که به موجب ان یک ملک به مساحت عرصه 135 متر و حدود 120 متر بنا، واقع در *از جانب موکله که بیش از چندین سال است.که ساکن ان محل می‌باشد. به سازمان *نابینایان به شماره ثبت 2880 جهت خدمات اموزشی، فرهنگی، رفاهی، ایجاد اشتغال نابینایان و همچنین انجام فعالیت های فرهنگی، مذهبی و قرانی برای عموم (وقف عام) در نظر گرفته شده که تاکنون موکله ملک مذکور را تسلیم نکرده است.و قبضی صورت نگرفته، ضمن اینکه از جانب حاکم نیز نه قبول شده و نه قبضی صورت گرفته است.در نتیجه عقد وقف واقع نشده و صرف وجود وقفنامه دلیل وقفیت نیست که پیرو ان نکاتی را به عرض می رسانم: اولا:با توجه به اینکه عقد وقف ازعقود عینی است.و قبض شرط تحقق ان می‌باشد. و به دلایل موجود از قبیل شهادت شهود، معاینه محل، و … ملک مورد نظر همچنان در تصرف موکله می‌باشد. و هیچ گونه قبض از جانب موکله و همچنین قبول و اقباض از جانب حاکم صورت نگرفته لذا با توجه به مفهوم مخالف ماده 61 قانون مدنی حصول قبض ازجانب حاکم صورت نپذیرفته و همانطور که مستحضر هستید قبض یکی از ارکان اصلی تشکیل دهنده عقد وقف می‌باشد. که در عالم خارج واقع نشده است.و مستولی شدن برعین موقوفه صورت نپذیرفته است.و ازاین حیث وقف باطل وبلااثر می‌باشد.؛ ثانیا:وقف چه عام و چه خاص عقد است.و ایجاب و قبول در ان شرط صحت می‌باشد. و مستند به ماده 194 قانون مدنی ایجاب و قبول باید موافق هم باشند به نحوی که احدی از طرفین همان عقدی را قبول کند که طرف دیگر قصد انشا ان را داشته است.و الا معامله باطل است.حال با توجه به اینکه ایجاب از طرف موکله به موجب بند 4 وقف نامه، وقف عام (مکتب حضرت ر.) می‌باشد. در حالی که سازمان *به موجب بند 5 وقفنامه بر خلاف قصد واقعی موکله ملک مورد نظر را به سازمان *جهت رسیدگی به امور نابینایان (وقف خاص) واگذار نموده است.وبه هیچ وجه موکله چنین قصدی را نداشته است.و مشمول قاعده ی ماوقع لم یقصد و ماقصد لم یقع میشود. وبه دلیل عدم تلاقی اراده ها عقداز اساس واقع نشده و باطل وبلااثرمیباشد.؛ ثالثا:مطابق قسمت الف بند 8 وقفنامه موجود که مبین وقف بر نفس می‌باشد. و موکله در این بند بیان داشته تا زمانی که در قید حیات می‌باشد. حق استفاده و سکونت کامل از ملک مورد نظر را داشته باشد. در حالی که طبق ماده 72 قانون مدنی وقف برنفس اعم از اینکه راجع به حال حیات باشد. یا بعد از فوت باشد. باطل است؛ رابعا:چنین وقف نامه ای در سازمان *نیزثبت نشده است، و صرف وقفنامه دلیل وقفیت نمیباشد.؛ خامسا:باعنایت به اینکه قبل ازقبض واقف حق رجوع دارد.همچنین رجوع خودرا با تقدیم این دادخواست اعلام نموده است.لذا عقدی واقع نشده است؛ سادسا:مطابق ماده 56 قانون مدنی که تصریح نموده در وقف عام قبول حاکم شرط است.در مانحن فیه قبول حاکم محقق نشده است. النهایه با توجه به مدارک و مستندات و استشهادیه محلی از محضر عالیتان صدور حکم به شرخ خواسته مورد استدعاست.با توجه به محتویات پروند و نظر به اینکه اولا اصل بر صحت عقود و قرارداد ها می‌باشد. و برای احراز عدم وجود قصد یا باطل بودن عقد یا قرارداد، باید دلایل متقن و یقین اور ارائه گردد. که چنین دلایلی ارائه نشده است. ثانیا بر اساس مدارک ارائه شده از ناحیه نماینده خوانده، در طول این مدت مراسماتی در منزل مذکور برگزار گردیده است.که این امر حکایت از تحقق قبض توسط سازمان *نابینایان و صحیح بودن قصد واقف دارد.، چرا که اگر واقف قصد دیگری داشت اجازه ورود و برگزاری مراسم را به موسسه مذکور نمی داد. ثالثاواقف به صورت صریح و مکتوب در مورد تحویل دادن و به قبض رساندن مال موقوفه در وقف نامه اقرار نموده‌اند و پس از اقرار کتبی نمی توانند انرا انکار نمایند.رابعا گذشت مدتی نزدیک به هشت سال و استفاده های متناوب موسسه مذکور و عدم اعتراض در طول این مدت و همکاری با موسسه همگی حکایت از صحیح بودن وقف و متعهد بودن واقف دارد. خامسا ایراداتی که وکیل محترم خواهان در مورد وقف بر نفس و باطل بودن ان بیان داشته اند نیز با توجه به اینکه این امر محدود به عمر خود واقف شده است.بدون ایراد و اشکال می‌باشد.، لذا این ایراد ایشان نیز مردود است.؛ بنا به مراتب فوق دادگاه خواسته خواهان را وارد ندانسته و با استناد به مواد 61و223و 1257 از قانون مدنی حکم به بطلان دعوای ایشان صادر واعلام می دارد. رای صادر شده حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه محترم تجدیدنظر *است.

رئیس شعبه *- ح. د. ف.

رای دادگاه تجدیدنظر استان

پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره *

تجدیدنظرخواه: خانم ط. ب. فرزند ع. با وکالت اقای م. ح. ز. فرزند ح. به نشانی *

تجدید نظر خواندگان:

1. سازمان *به نشانی *

2. سازمان *به نشانی *

3. سازمان *سفید نابینایان به نشانی *

تجدیدنظر خواسته ها: 1. سایر دعاوی غیرمالی 2. ابطال وقف نامه

باسمه تعالی

به تاریخ 1402/02/19در وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضای کنندگان ذیل تشکیل است.و پرونده کلاسه فوق تحت نظر قرار دارد.

گردشکار: خانم ط. ب. با وکالت اقای م. ج. ح. ز. دعوایی به طرفیت 1- سازمان *2 - سازمان *سفید نابینایان 3- سازمان *؛ به خواسته ابطال وقف نامه (تقاضای ابطال وقف نامه به شرح متن دادخواست) مقوم به 200٫000٫100 ریال ارزش منطقه ای ملک 15٫260٫400 ریال - سایر دعاوی غیرمالی (اعلام بطلان وقف به شرح متن دادخواست) مطرح کرده است؛ با این توضیح که وکیل خواهان در شرح دادخواست بیان داشته است: در مورخه 1391/12/12 صرفا ایجاب و قبول وقفنامه ای فی مابین موکله اینجانب و موسسه سازمان *سفید نابینایان منعقد گردیده که به موجب ان یک ملک به مساحت عرصه 135 متر و حدود 120 متر بنا، واقع در *از جانب موکله که بیش از چندین سال است.که ساکن ان محل می‌باشد. به موسسه سازمان *سفید نابینایان به شماره ثبت 2880 جهت خدمات اموزشی، فرهنگی، رفاهی، ایجاد اشتغال نابینایان و همچنین انجام فعالیت های فرهنگی، مذهبی و قرانی برای عموم (وقف عام) در نظر گرفته شده که تاکنون موکله ملک مذکور را تسلیم نکرده است.و قبضی صورت نگرفته، ضمن اینکه از جانب حاکم نیز نه قبول شده و نه قبضی صورت گرفته است.در نتیجه عقد وقف واقع نشده و صرف وجود وقفنامه دلیل وقفیت نیست که پیرو آن نکاتی را به عرض می رسانم: اولا:با توجه به اینکه عقد وقف ازعقود عینی است.و قبض شرط تحقق ان می‌باشد. و به دلایل موجود از قبیل شهادت شهود، معاینه محل، و … ملک مورد نظر همچنان در تصرف موکله می‌باشد. و هیچ گونه قبض از جانب موکله و همچنین قبول و اقباض از جانب حاکم صورت نگرفته لذا با توجه به مفهوم مخالف ماده 61 قانون مدنی حصول قبض ازجانب حاکم صورت نپذیرفته و همانطور که مستحضر هستید قبض یکی از ارکان اصلی تشکیل دهنده عقد وقف می‌باشد. که در عالم خارج واقع نشده است.و مستولی شدن برعین موقوفه صورت نپذیرفته است.و ازاین حیث وقف باطل وبلااثر می‌باشد.؛ ثانیا:وقف چه عام و چه خاص عقد است.و ایجاب و قبول در ان شرط صحت می‌باشد. و مستند به ماده 194 قانون مدنی ایجاب و قبول باید موافق هم باشند به نحوی که احدی از طرفین همان عقدی را قبول کند که طرف دیگر قصد انشا ان را داشته است.و الا معامله باطل است.حال با توجه به اینکه ایجاب از طرف موکله به موجب بند 4 وقف نامه، وقف عام (مکتب حضرت ر.) می‌باشد. در حالی که سازمان *به موجب بند 5 وقفنامه بر خلاف قصد واقعی موکله ملک مورد نظر را به سازمان *جهت رسیدگی به امور نابینایان (وقف خاص) واگذار نموده است.وبه هیچ وجه موکله چنین قصدی را نداشته است.و مشمول قاعده ی ماوقع لم یقصد و ماقصد لم یقع میشود. وبه دلیل عدم تلاقی اراده ها عقداز اساس واقع نشده و باطل وبلااثرمیباشد.؛ ثالثا:مطابق قسمت الف بند 8 وقفنامه موجود که مبین وقف بر نفس می‌باشد. و موکله در این بند بیان داشته تا زمانی که در قید حیات می‌باشد. حق استفاده و سکونت کامل از ملک مورد نظر را داشته باشد. در حالی که طبق ماده 72 قانون مدنی وقف برنفس اعم از اینکه راجع به حال حیات باشد. یا بعد از فوت باشد. باطل است؛ رابعا:چنین وقف نامه ای در سازمان *نیزثبت نشده است، و صرف وقفنامه دلیل وقفیت نمیباشد.؛ خامسا:باعنایت به اینکه قبل ازقبض واقف حق رجوع دارد.همچنین رجوع خودرا با تقدیم این دادخواست اعلام نموده است.لذا عقدی واقع نشده است؛ سادسا:مطابق ماده 56 قانون مدنی که تصریح نموده در وقف عام قبول حاکم شرط است.در مانحن فیه قبول حاکم محقق نشده است. النهایه با توجه به مدارک و مستندات و استشهادیه محلی از محضر عالیتان صدور حکم به شرخ خواسته مورد استدعاست.با توجه به محتویات پروند و نظر به اینکه اولا اصل بر صحت عقود و قرارداد ها می‌باشد. و برای احراز عدم وجود قصد یا باطل بودن عقد یا قرارداد، باید دلایل متقن و یقین اور ارائه گردد. که چنین دلایلی ارائه نشده است. ثانیا بر اساس مدارک ارائه شده از ناحیه نماینده خوانده، در طول این مدت مراسماتی در منزل مذکور برگزار گردیده است.که این امر حکایت از تحقق قبض توسط موسسه سازمان *سفید نابینایان و صحیح بودن قصد واقف دارد.، چرا که اگر واقف قصد دیگری داشت اجازه ورود و برگزاری مراسم را به موسسه مذکور نمی داد. ثالثاواقف به صورت صریح و مکتوب در مورد تحویل دادن و به قبض رساندن مال موقوفه در وقف نامه اقرار نموده‌اند و پس از اقرار کتبی نمی توانند انرا انکار نمایند.رابعا گذشت مدتی نزدیک به هشت سال و استفاده های متناوب موسسه مذکور و عدم اعتراض در طول این مدت و همکاری با موسسه همگی حکایت از صحیح بودن وقف و متعهد بودن واقف دارد. خامسا ایراداتی که وکیل محترم خواهان در مورد وقف بر نفس و باطل بودن ان بیان داشته اند نیز با توجه به اینکه این امر محدود به عمر خود واقف شده است.بدون ایراد و اشکال می‌باشد.، لذا این ایراد ایشان نیز مردود است.؛ بنا به مراتب فوق دادگاه خواسته خواهان را وارد ندانسته و با استناد به مواد 61و223و 1257 از قانون مدنی حکم به بطلان دعوای ایشان صادر واعلام می دارد. رای صادر شده حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه محترم تجدیدنظر *است.که مورد اعتراض خواهان بدوی قرار گرفته است.هیات شعبه با بررسی اوراق و محتویات پرونده و پس از انجام مشاوره و حصول توافق ختم رسیدگی را اعلام می دارد. و به شرح زیر مبادرت به صدور رای می کند.

رای دادگاه:

در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ط. ب. با وکالت اقای م. ج. ح. ز. به طرفیت 1- سازمان *با نمایندگی اقای س. ح. ا. 2 - سازمان *سفید نابینایان با نمایندگی خانم س. ح. و اقای ف. ع. و3- سازمان *نسبت به دادنامه شماره **01/08/29در پرونده کلاسه *که به موجب ان به شرح فوق، حکم به بطلان دعوای وی صادر شده است؛ هیات شعبه با بررسی مجموع اوراق و محتویات پرونده، نظر به این که وکیل تجدیدنظرخواه دلیل موثری که موجب نقض دادنامه معترض عنه باشد. ارائه نکرده است، زیرا با ملاحظه متن وقف نامه استنادی که به موجب ان تجدیدنظرخواه اقرار به خروج مال موقوفه از ملکیت خویش و قبض و اقباض نموده است، در نتیجه به مستفاد از ماده 1277 قانون مدنی، انکار بعد از این اقرار مسموع نیست. علاوه بر این که با توجه به وحدت ملاک مواد 368 قانون مدنی که مقرر می دارد. ((تسلیم وقتی حاصل می‌شود. که مبیع در اختیار مشتری گذاشته شده باشد. اگر چه مشتری ان را هنوز عملا تصرفی نکرده باشد. و ماده 369 این قانون که اشعار می دارد.: ((تسلیم به اختلاف مبیع به کیفیات مختلفه است.و باید به نحوی باشد. که عرفا ان را تسلیم گویند.)) قبض به نحو مذکور محقق شده است. از طرفی عقد وقف مذکور با توجه به مراجعات مکرر تجدیدنظرخواه به سازمان *منعقد شده و عقد وقف بعد از وقوع و تحقق ان دیگر قابل رجوع نیست و ادعای پشیمانی، از اسباب بطلان عقد صحیح منعقده نمی‌باشد. و شرط انتفاع از منافع ملک تا زمان حیات وی به مستفاد از ماده 64 قانون مدنی صحیح بوده و از موارد وقف بر نفس محسوب نمی شود. تا از اسباب بطلان عقد مذکور بدانیم، بنابراین تجدیدنظرخواهی وی را مردود تشخیص می دهد، مستندا به ماده 358 از قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد تجدیدنظرخواهی وی دادنامه معترض عنه را تایید می کند. این رای قطعی است.

رئیس شعبه *مستشار دادگاه

ع. و. م. م. ع. ب.

منبع