شماره دادنامه: 140331390003106037
تاریخ دادنامه: 1403/12/21
شماره پرونده: 0002934 -0206594
مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری
شاکی: آقایان سعید کنعانی و احسان امین فر
طرف شکایت: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
موضوع شکایت و خواسته: ابطال ماده 103 آیین دادرسی کار
گردش کار: شاکیان به موجب دادخواست های جداگانه ابطال ماده 103 آیین دادرسی کار را خواستار شده اند و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده اند که:
الف: خلاصه متن دادخواست آقای سعید کنعانی به شرح زیر است:
" ماده معترضٌ عنه، تصحیح رای را به صِرف اذن و موافقت ذی نفع تجویز نموده و مفید این معنی است که هیات رسیدگی کننده چنانچه به خلاف یا اشتباه بودن رای اطمینان حاصل کند، تا زمانی که ذی نفع اجازه نداده، نمیتواند رای صادره را که دارای ایراد و اشتباه است، تصحیح نمایند و میبایست به تثبیت و حقانیت رایی که یقین به خطا و غلط بودن آن دارند، مبادرت ورزیده و آن رای را به حال خود رها کنند.
در صورتی که با توجه به اختیارات و صلاحیت های وسیعی که در قانون کار به هیات های حل اختلاف داده شده، آرای آنها میتواند در بردارنده موضوعات متعددی اعم از کیفری و مجازات و دیه، استفاده از منافع عمومی و مقرری، دعاوی مالی و موضوعات مرتبط با سازمان تامین اجتماعی باشد.
مثلاً: مسیولیت کیفری و حقوقی حوادث منجر به فوت یا قطع عضو طبق فراز پایانی ماده 95 قانون کار بر عهده کارفرما میباشد. لیکن بر اساس تبصره 2 همان ماده، به راحتی می توان با آراء هیات حل اختلاف که صراحتاً به نافذ و معتبر بودن آنها تاکید شده از کارفرما رفع مسیولیت کرد و حق کارگر در خصوص فوت و قطع عضو را پایمال نمود.
همچنین پذیرش معاذیر جهت استفاده از مقرری بیکاری، به استناد شق آخر بند (ب) ماده 6 قانون بیمه بیکاری بر عهده هیات حل اختلاف میباشد، بنابراین آراء یاد شده برای استفاده از منافع صندوق بیمه بیکاری، ملاک عمل خواهد بود.
یا این که آراء یاد شده میتوانند در خصوص بندهای (الف) و (ج) ماده 9، ماده 67 و ماده 150 قانون کار و با موضوع مشروعیت نوع کار، ایام مرخصی حج واجب و ساعات کار در ماه مبارک رمضان انشاء شوند. لیکن آییننامه مورد شکایت، اصلاح آراء خلاف بیّن را منوط و موقوف به درخواست ذی نفع نموده، در حالی که شورای نگهبان در بند 44 نظریه شماره 4911/21/78 مورخ 1378/04/08 این موضوع را واجد ایراد دانسته مضافاً اقوال فقها نیز بر مغایرت آییننامه دلالت دارند.
لیکن وفق آییننامه معترضٌ عنه، چنانچه هیات رسیدگی کننده به خلاف یا اشتباه بودن رای اطمینان حاصل کند تا مادامی که ذی نفع اجازه ندهد، نمی توانند رای صادره را تصحیح نمایند و بدون موافقت و درخواست ذی نفع میبایست آن رای که یقین به خطا و غلط بودن آن دارند را به حال خود رها کنند. لذا ابطال ماده 103 آیین دادرسی کار مورد استدعاست."
ب: خلاصه متن دادخواست آقای احسان امین فر به شرح زیر است:
" از این جهت که حصر امکان اصلاح آرای صادره به صورت درخواست ذی نفع، در مواردی که به موجب حکم صادره حقی از کسی ضایع شود خلاف آیات ذیل الذکر قرآن مجید بوده و از این جهت خلاف موازین شرعی است. آیات مذکور عبارت است از:
1.«انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله و لا تکن للخاینین خصیما» سوره نساء آیه 105
2.«ان حکمت فاحکم بینهم بالقسط ان الله یحب المقسطین» سوره مایده آیه 42
3.«ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعما یعظکم به ان الله کان سمیعا بصیرا» سوره نساء آیه 58
4.«فلا و ربک لا یومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما» سوره نساء آیه 65
5.«انما کان قول المومنین اذا دعوا الی الله و رسوله لیحکم بینهم ان یقولوا سمعنا و اطعنا و اولیک هم المفلحون» سوره نور آیه 51
6.«یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یجرمنکم شنآن قوم علی ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون» سوره مایده آیه هشتم
فلذا با تقدیم دادخواست حاضر مستند به بند 1 ماده 12 قانون دیوان عدالت اداری ابطال ماده 103 آییننامه دادرسی کار مصوب 1391 مورد استدعاست."
در پی اخطار رفع نقصی که از طرف دفتر هیات عمومی دیوان عدالت اداری برای آقای سعید کنعانی ارسال شده بود، وی به موجب لایحه ای فاقد شماره و تاریخ توضیح داده است که:
" همان طور که در شرح دادخواست آمده، اتکا شکایت به روایات مسند و مستفیض بوده که رونوشت اقوال مشهور فقها به پیوست دادخواست سابقاً ارایه شده است و مجدداً به شرح ذیل مطابق با شرح مرقوم در دادخواست تکرار میگردد:
1-مغایر با بند 44 نظریه شماره 4911/21/78 مورخ 1378/04/08 شورای نگهبان
2-برخلاف روایت شیخ طوسی در صفحه 214 جلد 6 الخلاف فی الاحکام (کتاب آداب القضاء)
3- در تعارض با صفحه 599 جلد دوم المهذب قاضی عبدالعزیز بن البراج طرابلسی
4-مباین با صفحات 141 و 142 جلد دوم کتاب ارشاد الاذهان علامه حلی "
همچنین در پی اخطار رفع نقص دیگری که از طرف دفتر هیات عمومی دیوان عدالت اداری برای آقای احسان امین فر ارسال شده بود، وی به موجب لایحه ای که به شماره 3922353 مورخ 1402/09/01 ثبت دفتر هیات عمومی و هیات تخصصی دیوان عدالت اداری شده توضیح داده است که:
"به استحضار می رساند همان گونه که در دادخواست تقدیمی تصریح گردیده خواسته ابطال ماده 103 آییننامه دادرسی کار مصوب 1391 صرفاً به جهت مخالف شرع بودن به جهت مندرج در دادخواست تقدیمی میباشد.
علی هذا با عنایت به مراتب مذکور مستند به بند 1 ماده 21 [12] قانون دیوان عدالت اداری پس از جری تشریفات قانونی، طرح موضوع در هیات عمومی دیوان عدالت اداری و ابطال ماده 103 آییننامه دادرسی کار مصوب 1391 به لحاظ خلاف شرع بودن به شرح مندرج در دادخواست تقدیمی مورد استدعاست."
متن مقرره مورد شکایت به شرح زیر است:
" آیین دادرسی کار
ماده 103-هرگاه در تنظیم رای اشتباه در محاسبه یا سهو قلم یا اشتباهات بین [بیّن] دیگری مثل از قلم افتادن یا کم و زیاد شدن نام یکی از اصحاب دعوا رخ دهد مرجع صادر کننده میتواند مادام که رای اجرا نشده باشد به درخواست ذی نفع آن را تصحیح نماید. تمام موازین و ترتیبات مقرر برای صدور و ابلاغ رای باید در مورد رای اصلاحی نیز رعایت گردد و رای اصلاحی ضمیمه غیر قابل تفکیک رای اصلی محسوب میشود.- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی"
در پاسخ به شکایت مذکور، مدیر کل حقوقی معاونت امور مجلس، حقوقی و استان ها وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به موجب لایحه شماره 263797 مورخ 1400/12/21، نامه شماره 258442 مورخ 1400/12/15 مدیر کل روابط کار و جبران خدمت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را ارسال کرده است که متن نامه به قرار زیر است:
"1- مفاد تصویب نامه موضوع شکایت از مصادیق نظامات و مقررات دولتی عام الشمول است که به موجب بند 1 ماده 12 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری رسیدگی به شکایت و اعتراض نسبت به آن در صلاحیت هیات عمومی دیوان عدالت اداری میباشد.
2- مراجع شبه قضایی در زنجیره و سلسله مراتب قضایی قرار نگرفته و در نتیجه به کسانی که در چنین مراجعی رای صادر می کنند، قضات حرفه ای گفته نمی شود. تصدی این مراجع به وسیله قضات و دارندگان پایه قضایی نیست و اغلب این مراجع در زیر مجموعه قوه مجریه کار می کنند و بالتبع ماهیت موضوعات و مسایل مطرح در این مراجع دارای ویژگی هایی منحصر به فرد است. هم چنین بر اساس اصل سه جانبه گرایی در حقوق کار، در دادرسی مربوط به مراجع حل اختلاف کار (هیات های تشخیص و حل اختلاف) لزوماً این مراجع میبایست متشکل از اعضای متعدد و مختلف باشند و در آن ها اصل تعدد و هیاتی بودن رسیدگی پذیرفته شده است. بنابراین با توجه به ماهیت متفاوت مراجع قضایی و شبه قضایی، قیاس آنها با یکدیگر مناسب نیست. یکی از مهمترین مرجع شبه قضایی، مراجع حل اختلاف کار میباشد که مواد 158 و 160 قانون کار ترکیب اعضای هیات های تشخیص و حل اختلاف کار را مشخص نموده و ماده 164 این قانون تعیین ضوابط مربوط به انتخاب هیات های مذکور را موکول به پیشنهاد شورای عالی کار و تصویب وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی قرار داده است که در راستای اجرای ماده 164 قانون کار، آییننامه های انتخاب اعضای هیات های تشخیص و حل اختلاف به شماره های 91910 و 91911 مورخ 1387/09/02 به تصویب رسیده است. درآییننامه های مذکور شرایطی که اعضای هیات های مذکور باید داشته باشند با شرایط و ویژگی هایی که قانون برای قضات لازم دانسته است متفاوت است. اعضای مراجع حل اختلاف کار، قاضی به معنا اخص نمیباشند. بنابراین افرادی که در آن مراجع رای می دهند قاضی نیستند؛ اگر هم قاضی در ترکیب آن هیات ها وجود دارد رای اکثریت ملاک است. وصف مراجع شبه قضایی به جهت کارکرد نزدیکی است که در این گونه مراجه چه از لحاظ ساختار و چه از لحاظ رسیدگی به دادگاههای دادگستری دارند. لذا تصدی این مراجع به وسیله قضات و دارندگان پایه قضایی نیست.
3- قانون آیین دادرسی مدنی، قانون عام تمامی دادرسی ها حتی دادرسی کیفری تلقی میگردد و در صورت سکوت قواعد خاص دادرسی، استناد به قواعد عام دادرسی مدنی حتی در مراجع کیفری امکان پذیر است و از طرف دیگر به استناد ماده 164 قانون کار تدوین مقررات خاصی پیش بینی شده است. بنابراین «آیین دادرسی کار» با رعایت اصول خاص دادرسی کار و به استناد ماده 164 قانون کار نوعی تکامل اصول و قواعد خاص دادرسی کار در حقوق کار میباشد. با توجه به ماهیت متفاوت مراجع قضایی و شبه قضایی، قیاس آنها یک قیاس مع الفارق است. ویژگی ترافعی بودن رسیدگی در مراجع حل اختلاف کار، اگر چه از لحاظ ماهوی و کارکردی، آنها را شبیه دادگاههای دادگستری مینماید لیکن قانونگذار برای هر دو مرجع ماهیتی متفاوت قایل شده است. بنابراین در نظر گرفتن شرایط مشابه و یکسان در خصوص آنها برخلاف هدف قانونگذار میباشد.
4- با توجه به مراتب بالا، عدم پیش بینی اصلاح دادنامه راساً توسط اعضای مراجع حل اختلاف کار، در ماده 103 آیین دادرسی کار، به منظور جلوگیری و پرهیز از اصلاحات و تغییرات بلاوجه در دادنامه های صادره میباشد. زیرا داشتن اختیار اصلاح دادنامه های صادره؛ میتواند باعث تزلزل و عدم ثبات در آراء گردد. لذا با توجه به موارد فوق الذکر، درخواست رد شکایت شاکی و تایید نامه مذکور را دارم. "
در خصوص ادعای شاکی مبنی بر مغایرت مقرره مورد اعتراض با موازین شرعی، قایم مقام دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره 38314/102 مورخ1402/6/13 اعلام کرده است که:
" رییس محترم هیات عمومی دیوان عدالت اداری
با سلام تحیت
عطف به نامه شماره 0003913 مورخ 1401/04/14:
موضوع ماده 103 آیین دادرسی کار، در جلسه مورخ 1402/06/05 فقهای معظم شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت که به شرح ذیل اعلام نظر میگردد:
- حصر امکان اصلاح آرای صادره به صورت درخواست ذی نفع، در مواردی که به موجب حکم صادره حقی از کسی ضایع شود، خلاف شرع شناخته شد."
هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1403/12/21 با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و روسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است.
رای هیات عمومی
قایم مقام دبیر شورای نگهبان به موجب نامه شماره 102/38314 مورخ 1402/06/13 در رابطه با جنبه شرعی مقرره مورد شکایت اعلام کرده است که: «حصر امکان اصلاح آرای صادره به صورت درخواست ذینفع، در مواردی که به موجب حکم صادره حقی از کسی ضایع شود، خلاف شرع شناخته شد.» بنابراین در اجرای حکم مقرر در ماده 87 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 مبنی بر لزوم تبعیت هیات عمومی دیوان عدالت اداری از نظر فقهای شورای نگهبان در خصوص جنبه شرعی مقررات اجرایی، ماده 103 آیین دادرسی کار در حد مقرر در نظریه فقهای شورای نگهبان خلاف شرع است و مستند به بند 1 ماده 12 و مواد 13 و 88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1392 بطلان آن از تاریخ تصویب اعلام میشود. این رای براساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب 1402/02/10) در رسیدگی و تصمیم گیری مراجع قضایی و اداری معتبر و ملاک عمل است./
احمدرضا عابدی
رییس هیات عمومی دیوان عدالت اداری