تاریخ دادنامه قطعی: 1400/07/17
پیام: عسر و حرج امری حدوثی و شخصی میباشد که ممکن است تحت تاثیر عوامل واقعی و طبیعی حادث شود. در نتیجه، وجود آرای صادره قبلی در خصوص رد درخواست زوجه در طلاق و تایید آن از سوی شعبه دیوانعالی کشور دلیل ثابت بودن شرایط عسر وحرج نبوده و در زمانی دیگر میتواند بیانگر آن باشد.
خلاصه جریان پرونده:
حسب محتویات پرونده خانم س. ا. فرزند ه. در تاریخ 99/8/27 دادخواستی را به طرفیت اقای ع. ر. ن. فرزند م. ت. به خواسته طلاق بدلیل عسر و حرج تقدیم دادگستری شهرستان *نموده که جهت اصلاح ذات البین بدوا به شعبه *ارجاع شده است. ( 3 ) پرونده بدلیل اصرار زوجه بر طلاق به دادگستری اعاده و جهت رسیدگی به شعبه *یه و نفقه و اجرت المثل را بذل نمایم چون در عسر و حرج هستم، وکیل خوانده اظهارداشت: موکل حاضر به طلاق نیست و طلاق ایشان قبلا در دیوانعالی هم رد شده است. در مورد نفقه هم چون تمکین نمینماید. استحقاق ندارد. چون در مورد طلاق قبلا حکم صادر شده اعتبار امر مختومه را دارد. تقاضای ابطال دعوی خواهان را دارم. ( 19 ) داور زوج اعلام نمود زوج حاضر به طلاق همسرش نیست، حکم تمکین گرفته است، نفقه ای بدهکار نیست ( 22 ) داور زوجه نیز در نظریه تقدیمی اعلام نموده است: زوجه حاضر است.از مبلغ 102 میلیون تومان مهریه خود در قبال طلاق صرفنظر نماید. و سایر حقوق مالی خود را نیز نمی خواهد، نظر اینجانب بر جدایی و طلاق میباشد. ( 24 ) قاضی محترم مشاور در نظریه مورخه 1400/01/23 اعلام نموده است: ادعای خواهان فاقد ادله ضمیمه بوده و شرایط اجرای طلاق به درخواست زوجه فراهم نمیباشد. ( 27 ) دادگاه در تاریخ 1400/01/30 ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است: … با توجه به اینکه خواهان جهت اثبات عسر و حرج خود دلیلی اقامه نکرده و ادعای وی مبنی بر ایراد ضرب و جرح فاقد ادله مثبته بوده و در مورد نفقه نیز محکوم به تمکین گردیده اما از این امر خودداری نموده است.لذا عسر و حرج ادعایی زوجه منتسب به فعل و عمل زوج نبوده و حاصل کردار خود اوست در نتیجه خواسته خواهان را وارد ندانسته و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی و نفر سوم مواد 1129 و 1130 قانون مدنی و نظر قاضی محترم مشاور حکم به بطلان دعوای خواهان صادر مینماید. ( 30 ) زوجه از رای صادره تجدیدنظر خواهی نموده و پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع میگردد. این شعبه نیز نظر به اینکه مدرک و دلیل قانونی از طرف زوجه برای اثبات عسر و حرج ارائه نگردیده است.اعتراض وی را وارد ندانسته و به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض مشارالیها دادنامه بدوی را تایید مینماید. ( 41 ) از رای صادره توسط زوجه فرجامخواهی گردیده و پرونده در این راستا به دیوان عالی کشور ارسال و با توجه به سبق ارجاع جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره * 1400/03/22 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
رای شعبه
فرجامخواهی خانم س. ا. فرزند ه. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/03/22 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/01/30 صادره از شعبه *حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی صادر نموده است.بدلایل ذیل با بند 3 از ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی مطابقت دارد.: 1 - مفارقت جسمانی طولانی مدت زوجین (بیش از 5 سال) که حکایت از فقدان رابطه عاطفی و مودت قلبی فیمابین زوجین داشته و تاییدی است.بر پایان یافتن زندگی که در واقع دیگر وجود خارجی ندارد. 2 - بذل تمامی باقیمانده مهریه از سوی زوجه بدلیل کراهتی که از زوج داشته و بیانگر عسر و حرجی است.که زوجه در زندگی مواجه با ان میباشد. علاوه بر این زوجه اعلام نموده سایر حقوق مالی خود را نیز در برابر طلاق به زوج بذل مینماید. 3 - عسر و حرج امری است.حدوثی و شخصی که تحت تاثیر عوامل واقعی و طبیعی ممکن است.حادث شود. لذا ارای صادره قبلی در خصوص رد درخواست خواهان و تایید ان از سوی شعبه دیوانعالی کشور دلیل ثابت بودن شرایط عسر وحرج نبوده و در زمانی دیگر میتواند بیانگر ان باشد.، دادگاه محترم به این نکته توجه فرمایید که زوجه چند سال دیگر غیر از پنج سال طی شده باید صبر نماید. تا عسر و حرج وی از نظر دادگاه احراز گردد. از نظر بعضی از فقهای بزرگوار شش ماه جدایی زن از شوهر میتواند مصداق بارز عسر و حرج تلقی گردیده که در ما نحن فیه بیش از پنج سال از این مفارقت میگذرد ادامه این وضع ممکن است.خدای نکرده اسیب های جدی روحی، اجتماعی برای زوجه را بدنبال داشته باشد. 4 - تقاضای ازدواج مجدد از دادگاه توسط زوج که بیانگر قطع امید زوج از ادامه زندگی مشترک و بازگشت زوجه به این زندگی میباشد. 5 - نظر داور زوجه مبنی بر طلاق وجدایی و مصلحت زوجین در این جدایی. 5 - درست است.که ترک منزل وزندگی مشترک توسط زوج بدلیل درخواست زوجه و مالکیت ایشان صورت پذیرفته است.اما پس از ان زوج جهت تهیه مسکن مناسب و وسایل زندگی هیچ اقدامی ننموده است. علیهذا مستندا به بند 5 از ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی بدلیل نقص، رای صادره نقض و رسیدگی بعدی به استناد بند الف ماده 401 قانون مرقوم به همان شعبه صادر کننده رای منقوض محول میگردد. تا با بررسی همه جانبه و شخصی و حدوثی داشتن عسر و حرج وگستردگی مصادیق ان و با توجه به فلسفه اصلاح ماده 1130 قانون مدنی توسط قانونگذار جهت حل مشکلات زنان و بازگذاشتن دست دادگاهها در اینگونه موارد به موضوع رسیدگی و رای مقتضی را صادر فرمایند. /ا 400/7/19
شعبه *
رییس شعبه: ج. ق. مستشار: دکتر ح. ح.