در این پرونده م. س. ح. به وکالت از م. گ. در مورخه 98/8/18 باتقدیم دادخواست به خواسته طلاق با توجه به عسرو حرج و تخلف از شرط بند 2 عقد به طرفیت م. س. س. طرح دعوی نموده است.و اعلام کرده موکل در 95/6/31 باخوانده ازدواج نموده لیکن خوانده سوی رفتار دارد. و رفتار غیر طبیعی دارد. که درخواست ارجاع به پزشکی قانونی از این جهت و از لحاظ ناتوانی و انحراف جنسی را دارد. دعوی ازدواج مجدد زوج رد شده است.ص 10 لیکن زوج مطابق دادنامه مورخه 96/10/24 محکوم به پرداخت نفقه زوجه گردیده و دعوی تمکین زوج رد شده است.ص 11) شعبه *در 98/9/10 با حضور قاضی مشاور تشکیل گردیده است.وکیل خواهان گفته خوانده موکل را با ضرب و جرح از منزل بیرون کرده که شهود حاضر به شهادت هستند از طرفی خوانده ناتوانی جنسی دارد. و موکل باکره است. و مدت سه سال است.که جدا زندگی می کنند. وکیل خوانده پاسخ داده و خواهان از حق حبس استفاده نموده است.و مهریه را مطالبه کرده از طرفی وقتی رابطه ای نبوده چگونه متوجه ناتوانی جنسی موکل شده است.هیچگونه دلیلی بر سوی رفتار موکل ارائه نشده است.
وکیل زوجه گفته در دادنامه مربوط به درخواست تمکین زوج مدعی نزدیکی از قبل و دبر شده ولی موکل مدعی است.چون ناتوانی داشته نتوانسته رابطه برقرار کند که در رای هم به ان اشاره شده است. دادگاه قرار ارجاع به داوری و استماع شهادت شهود نموده است. به موجب دادنامه مورخه 98/9/24 زوج به اتهام توهین به زوجه و تهدید ایشان به جزای نقدی و شلاق محکوم شده است. (ص22) جلسه بعدی دادگاه در مورخه 98/9/27 تشکیل و از شهود استماع شهادت شده است.
1- م. ا. (دایی خواهان) سال 96 بود که م. س. س. زنگ زد گفت بیایید خواهرزاده تان را ببرید من رفتم *دیدم شیشه ها را شکسته بود و اثار کبودی روی سرو صورت خواهرزاده ام بود. من ایشان را نصیحت کردم. میخواست با پدر خانم درگیر شود. که من مانع شدم. و همان شب من و پدر خانمش داخل پارک خوابیدیم و روز بعد رفتیم پیش ایشان که تهدید کرد و گفت من س. س. هستم و ده نفر را می اورم و خانم را می کشم و لذا ما با خواهرزاده به *امدیم ص 35
2- م. ع. ع. (داماد خانواده): شوهر خواهر خواهان. حدود 20 روز زندگی داشتند در زمان عقد با همسرش خوب نبود و کتک کاری داشت وسایل منزل را شکسته بود وقتی همسرش را از *اوردند اثار کتک کاری را من دیدم. در شورای حل اختلاف به مادر خانم حمله کرده بود که او را بزند و به دایی خانم گفته بود بیایید او را ببرید وگرنه او را می کشم.
3- م. گ.: (خواهر خواهان) در سال 96 خوانده با دایی تماس گرفته که انها به *رفتند وقتی رسیدیم منزل به هم ریخته بود. بوفه و ظروف کریستال شکسته بود. دور گردن خواهرم قرمز و متورم بود و موهاش کنده شده بود. صورت کبود بود. متوجه شدیم. قصد خفه کردن وی را داشته است. علت را پرسیدیم. به پدرم حمله کرد. و قصد زدن داشت که جلوگیری شد. بارها شاهد درگیری اینها بودم. وکیل زوجه مطالب جلسه قبل را در مورد سوی معاشرت تکرار نموده است. وکیل زوج گفته موکل نفقات را پرداخت نموده است.و اظهارات تلقینی است. وکیل زوجه مجددا به ناتوانی جنسی زوج تاکید نموده است. دادگاه زوج را به پزشکی قانونی معرفی نموده و پزشکی * به شرح ص 43 اعلام کرده از لحاظ جنسی زوج فاقد مشکل است. در مورد انحراف جنسی باید پزشک روان شناس بررسی نماید. مطابق برگ 54 پرونده و اعلام پزشکی قانونی زوج در جلسه بررسی روان پزشکی حضور نیافته است. پس از بررسی مجدد * به شرح ص 63 اعلام کرده زوج دارای مشکلات ارتباطی با زوجه است.که این وضعیت میتواند تاثیر منفی در عملکرد جنسی وی با زوجه داشته باشد.
قاضی مشاور به شرح ص 68 سوی معاشرت را محرز دانسته است.و شرط بند 2 عقد و عسر و حرج را محقق اعلام نموده است. دادگاه به موجب دادنامه شماره *99/9/30 با احراز عسر و حرج زوجه و سوی معاشرت رای به الزام زوج به طلاق زوجه و احراز شرط وکالت زوجه صادر نموده است. رای غیابی اعلام شده است!!!؟ وکیل زوجه تقاضای اصلاح رای را نموده است. دادگاه به موجب رای اصلاحی *99/10/24 با صدور رای اصلاحی حکم به الزام زوج به طلاق زوجه صادر نموده است. اقای م. س. س. نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. دادگاه تجدیدنظر با اعلام نقص پرونده را به دادگاه بدوی اعاده داده است. داور زوج به شرح ص 106 اعلام کرده ایشان مخالف طلاق است. لیکن داور زوجه نظر به عدم صلح و سازش داده است.ص 107 دادگاه بدوی در 1400/03/05 تشکیل جلسه داده است. زوجه گفته علت اختلاف انحراف جنسی زوج بوده که روابط جنسی نامعقول خواسته چون مفعول میباشد. و توانایی جنسی ندارد. عصبانی میشود. و کتک کاری می کند و توانایی رابطه طبیعی را نداشت. و مرا کتک کاری می کرد وبه خواست وی منزل را ترک نمودم. مشروبات الکلی مصرف می نمود. و من تحمل اعمال وی را نداشتم. زوج پاسخ داده: پزشکی قانونی اعلام کرده من ناتوانی ندارم. و انحراف هم ندارم. کتک کاری و فحاشی را قبول ندارم. مشروب مصرف نکردم. زوجه گفته ایشان با دایی من تماس گرفت بیایید ایشان را ببرید. اگر یکماه با من در ماه عسل بوده چرا من باکره هستم. حاضرم مابقی مهریه و سایر حقوق مالی را ببخشم و حاضر به ادامه زندگی نیستم. شعبه *به موجب دادنامه شماره *1400/04/06 با رد ادعای ناتوانی جنسی زوج وعدم احراز سوی معاشرت بانقض دادنامه بدوی حکم به رد دعوی صادر نموده است.
خانم م. گ. از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه تقدیمی ایشان و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *1400/04/03 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
فرجامخواهی خانم م. گ. نسبت دادنامه شماره *1400/04/03 صادره از شعبه *که به موجب ان با نقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم به رد دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا: باتوجه شهادت شهود به شرح صورتجلسه دادگاه بدوی
1- سوی رفتار زوج در جهت ضرب و شتم زوجه و مضافا شکستن وسایل منزل مشترک محرز میباشد.
2- کاملا باتوجه به شهادت شهود محرز است.که زوجه از منزل مشترک اخراج شده است.باتوجه به اینکه زوج با خانواده زوجه تماس گرفته و مجبور شده اند از *امده و زوجه را با تهدید زوج از منزل مشترک ببرند زوج در این خصوص دفاعی به عمل نیاورده است.ثانیا صرفنظر از نظریه پزشکی قانونی درمورد ناتوانی جنسی زوج اظهارات وی کاملا متناقص میباشد. در پرونده تمکین مدعی رابطه از دبر و قبل زوجه شده است.لیکن در پرونده اخیر مدعی عدم تمکین شده است.و اظهار داشته علت عدم رابطه جنسی زوجه بوده است.نوع اظهارات متناقص نیز دلیل بر سوی رفتار است. ثالثا زوجه حق دارد. که از حق حبس استفاده کند و زوج مکلف است.مهریه را فورا پرداخت نموده تا تمکین محقق شود. لذا با عدم پرداخت مهریه و درخواست تقسیط ان و طولانی شدن پرداخت مهریه زوجه بلاتکلیف مانده وعسر و جرح محقق میشود. رابعا اینکه زوجه به دلیل کراهت ناشی از رفتار زوج حاضر به بذل باقیمانده مهریه و سایر حقوق مالی در قبال طلاق شده است.و دادگاه این موضوع را نیز براساس ماده 1146 قانون مدنی مورد رسیدگی قرار نداده است. لذا با استناد به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید.
با نقض دادنامه شعبه *بادرخواست دادگاه تجدیدنظر در *تشکیل جلسه داده است.وکیل زوجه گفته مهریه 477 سکه است.که تاکنون ده سکه دریافت شده و بقیه تقسیط شده است.که موکل بابت کراهت الباقی را بذل می نماید. اجرت المثل و نفقه ایام عده هم بذل شود. وکیل زوج گفته موکل نفقه زوجه را پرداخته و 20 سکه بابت مهریه داده است.و بابت مهریه از 96/12/26 لغایت 97/5/8 موکل را حبس نموده و حقوق موکل را توقیف نموده است.موکل مخالف طلاق است.با اعاده پرونده از دادگاه بدوی شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخه 1401/03/26 با عدم احراز عسر و حرج دادنامه بدوی را نقض و رای بر بطلان دعوی زوجه صادر نموده است. وکیل زوجه از دادنامه فرجامخواهی نموده و به 6 سال بلاتکلیفی زوجه، سوی رفتار وی و بذل حقوق مالی و باقیمانده مهریه (قسمت اعظم از مهریه) اشاره و نقض دادنامه را خواسته است.که متن لایحه ایشان و پاسخ زوج در زمان شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. ت. عضو ممیز اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *1401/03/26 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
فرجامخواهی م. س. ح. به وکالت از م. گ. نسبت به دادنامه شماره *مورخه 1401/03/26 صادره از شعبه *که به موجب ان بانقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسرو حرج صادر گردیده وارد و موجه است.زیرا 1- شهود به شرح صورتجلسه دادگاه بدوی در مورخه 98/9/27 (دایی و خواهر زوجه) شهادت داده اند که زوج از *تماس گرفته که بیاید زوجه را ببرید و از *خانه زوج رفته و مشاهده کردند. زوجه مورد ضرب و شتم قرارگرفته و مقداری از وسایل منزل شکسته شده و زوج علیرغم نصیحت تهدید کرده اگر زوجه را نبرند ممکن است.منجربه کشتن شود. و لذا الزاما یک شب در پارک خوابیده و مجبور شده اند زوجه را با خود ببرند که دلیل کافی بر سوی رفتار زوج میباشد. 2- مهریه زوجه 477 سکه است.که طبق اعلام وکیل زوج حدود 20 سکه پرداخت شده و زوجه اعلام کرده بدلیل کراهت از زوج باقیمانده مهریه شامل حدود 457 سکه و سایر حقوق مالی شامل اجرت المثل و نفقه ایام عده را بذل نموده است. الف: کراهت امری درونی است.که صرف بیان ان کافی است.و نیاز به ادله اثباتی ندارد. صرف نظر از اینکه زوجه دلیل کراهت خود را سوی رفتار زوج، ناتوانی جنسی وی و بلاتکلیفی بیش از 5 سال بدون زندگی مشترک اعلام نموده است. 3- نظریه داوری و قاضی مشاور بر عدم سازش و عسر و حرج زوجه به علت سوی رفتار اعلام شده و علیرغم نقض دادنامه دادگاه تجدیدنظر در رد نظریه داوری و قاضی مشاور هم اظهار نظر مستند ننموده است.4- پزشکی قانونی به شرح ص 63 اعلام کرده زوج دارای مشکلات ارتباطی با زوجه است.که این وضعیت میتواند تاثیر منفی در عملکرد جنسی وی با زوجه داشته باشد. و زوجه مدعی انحراف جنسی زوج است.صرف نظر از صحت ادعای زوجه باتوجه به زندگی مشترک و اینکه زوجه همچنان باکره میباشد. موضوع قابل تامل است.5- زوجه قطعا حق دارد. از حق حبس استفاده نماید. و زوج مکلف است.برای رفع حق حبس مهریه زوجه را پرداخت نماید. و در طول 6 سال بعد از عقد هنوز نتوانسته مهریه را پرداخت نماید. و لذا زوجه در بلاتکلیفی بسر می برد که قطعا این شرایط صرفنظر از سوی رفتار زوج موجبات عسر و حرج زوجه را فراهم می نماید. 6- مطابق مفاد ماده 1130 قانون مدنی و تبصره الحاقی ان عسر و حرج عبارت است.از بوجود امدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت و سختی همراه ساخته و زندگی مشترک برای ایشان ممکن نباشد. بدیهی است.که وضعیت بوجود امده شامل 1- عدم پرداخت مهریه منجربه استفاده از حق حبس بیش از 5 سال 2- بلاتکلیفی زوجه در این مدت 3- سوی رفتار زوج مستند به شهادت شهود 4- کراهت زوج با بذل قسمت اعظم از مهریه و بخشی از حقوق مالی قطعا این مشقت و سختی را ایجاد نموده و باعث عسر و حرج میگردد. لذا مستندا به بند 2 ماده 371 و بند (ج) ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته رانقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع می نماید./ا401/6/21
شعبه *
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.