متقاضی در اثر ارتکاب جرم گرفتن سند الزام اور از غیر رشید به لحاظ استفاده از سوی نفس برابر دادنامه *مورخ 1401/03/21- شعبه *که در مقام تایید دادنامه *مورخ 1400/02/22- شعبه *اصدار یافته محکومیت قطعی کیفری حاصل و اینک خواستار تجویز اعاده دادرسی به جهت قابل گذشت بودن موضوع وفق ماده 11 قانون کاهش مجازات حبس تعزیری، عدم امکان تعقیب کیفری به لحاظ تاخیر در اعلام شکایت 1399/03/22 فوت مورث در تاریخ 1398/08/02 برابر ماده 106 قانون مجازات اسلامی و نیز جوابیه های پزشکی قانونی گردیده است. محتویات پرونده های واصله به خلاصه حاکی است: شاکیان اقایان 1- ف. ا. س. 2- ف. ت. با وکالت خانم م. ز. ع. شکایتی علیه خانم 1- س. م. ت. 2- اقای د. م. د. دائر بر کلاهبرداری تقدیم دادسرای شعبه *نمود و اظهار می دارند مورث موکلین مرحومه ث. س. در تاریخ 1398/08/02 فوت ولی اسناد مالکیت پلاک های ثبتی 352 و356 و 358 و 359 همگی *به نام د. م. د. و با همراهی خانم س. م. ت. براساس وکالت نامه ای که از مرحوم داشته اند انتقال یافته است.لذا به لحاظ ضعف نفس مورث مبادرت به گرفتن وکالت نامه و بردن مال او نموده اند. در تعاقب امر تحقیقات مقدماتی و پلیس از طرفین و مطلعین اغاز گزارش نهایی از سوی پلیس اگاهی تهیه، شعبه شانزدهم بازپرسی تحقیقات تکمیلی را معمول و النهایه مبادرت به صدور قرار منع پیگرد به شماره ی *مورخ 1399/09/29 بدین شرح می نماید. (برگ 132 پرونده): در خصوص شکایت1. ف. ا. س. پ. فرزند ن. 2.ف. ت. فرزند ف. م. ز. ع. علیه1.سیدمحبوبه ت. فرزند س. ب. ع. ز. 2.د. م. د. فرزند ن. با وکالت م. د. بر1.گرفتن سندبا سواستفاده از ضعف نفس 2.کلاهبرداری موضوع 4واحد پلاک ثبتی 352٫356٫358و359 *محتویات پرونده شامل:1.اظهارات گواه2.دفاعیات متهمین3.اقرارنامه 98/11/18 ارائه شده توسط متهم ردیف دوم 4.اظهارات پزشک معالج متوفی که همگی حکایت از عدم ضعف نفس متوفی دارد. فلذا به لحاظ عدم کفایت ادله اثباتی بر انتساب بزه های موصوف به متهمین مستندابه مواد 265٫267٫270 و 92 قانون ایین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات بعدی، 0 قرار منع تعقیب صادر و اعلام می دارد. قرار صادر شده پس از موافقت دادستان به طرفین ابلاغ میگردد. و ظرف مهلت ده روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در دادگاههای کیفری دو *است.
دراثر اعتراض شاکیان شعبه *عهده دار رسیدگی شده و وفق دادنامه شماره *مورخه 1399/12/02 مبادرت به صدور قرار جلب به دادرسی بدین ترتیب می نماید. (برگ 144): در خصوص اعتراض اقایان ف. ا. س. پ. -ف. ت. باوکالت خانم م. ز. نسبت به قرار990600717مورخ 1399/09/29شعبه *که به موجب ان در خصوص شکایت وی علیه اقای د. م. د. وخانم م. ت. د. بر کلاهبرداری به لحاظ عدم کفایت ادله اثباتی قرار منع تعقیب صادر شده است.دادگاه با بررسی اوراق پرونده و مداقه در محتویات ان صدور قرارمزبور را وفق مقررات قانونی وخالی از ایراد واشکال اساسی تشخیص و موارد ذکر شده در اعتراض را نیز در حدی که باعث نقض و بی اعتباری قرار باشد. نمی بیند لذا ضمن رد اعتراض قرار معترض عنه را به استناد ماده 273 قانون ایین دادرسی کیفری مصوب 1392/12/04 تایید و استوار می نماید.و اما در خصوص اعتراض شاکی نسبت به ان قسمت از قرار منع تعقیب فوق که در خصوص شکایت وی علیه متهمین فوق الذکر د. بر گرفتن سند با سواستفاده از ضعف نفس به لحاظ عدم کفایت ادله دروقوع جرم صادر شده دادگاه با توجه به کپی وکالتنامه واقرارنامه و گواهی انحصار وراثت وسند مالکیت به نام مورث وشکات وشهادت شهود ونحوه اظهارات متهم ردیف اول در اگاهی وسوابق کیفری وشغل ایشان (دعانویسی) وسن وسال وبیماری مورث مرحوم ث. س. پ. و گزارش مرجع انتظامی اعتراض شاکی را موجه دانسته مستندا به مواد 274٫275٫276 از قانون ایین دادرسی کیفری مصوب 1392 قرار جلب به دادرسی متهم صادر و اعلام میگردد. قرار صادره قطعی میباشد. ازاین رهگذر برای متهم قرار تامین صادر اخرین دفاع اخذ، جلسه ی دادگاه در تاریخ 1400/02/21 تشکیل و منجر به صدور دادنامه *مورخ 1400/02/22 بدین شرح شرح میگردد. (171):
به موجب قرارجلب به دادرسی به شماره دادنامه *0مورخ 1399/12/02که در اعتراض اقایان ف. ا. س. پ. وفره. ت. باوکالت خانم م. ز. نسبت به قرارمنع تعقیب شماره 990600717مورخ 1399/09/29شعبه *ازطرف این دادگاه صادر گردیده اقای د. م. د. فرزند ن. وخانم س. م. ت. فرزند س. م. متهم هستند به گرفتن سند الزام اور از غیر رشید مرحومه ث. س. پ. با سواستفاده از ضعف نفس که با توجه به شکات شکات وگواهی انحصار وراثت و کپی اسناد مالکیت ملکی اپارتمان ها کهبه نام متهم ردیف اول صادر شده وکپی اقرار نامه عادی متوفی مبنی برصلح بلاعوض شش دستگاه اپارتمان به نام متهم وشهادت شهود مبنی بر اشتغال متهم به دعا نویسی وگزارش مرجع انتظامی ونحوه اظهارات متهم ودفاعیات غیرموجه وی که اعلام مرحوم گفتن که این ملکها رو به نام شما میزنم تادر راه هییت اقا ا. ح. (ع) مصرف شود. ودر دفترخانه روی وکالت نامه خودشان هم نوشتند که با رضایت این ملکها را به نام من میکنند ودفاعیات غیرموجه اقای م. ح. طبق لایحه پیوست بدین مضمون که متوفی شخص عاقل بالغ ورشید وباسواد بود ودلیلی بر غیر رشید بودن وی وجودندارد. واراده وخواست متوفی برانتقال املاک به نام موکل جهت امور خیریه بوده درحالی که از نظر دادگاه صلح بلاعوض شش دستگاه اپارتمان به یک شخص عادی با وجود ورثه برای متوفی بدون عداوت ودشمنی بین مورث و ورثه هرچند عارضه غیر رشید بودن رسما از طریق مراجع ذی صلاح به اثبات نرسیده عمل حقوقی غرری وغیر عاقلانه بوده ومنطقا قابل پذیرش نمیباشد. واز قرائن وشواهد وامارات واظهارات شهود وگواهی پزشک متخصص مغز واعصاب بابت بیماری پارکینسون پیشرفته متوفی ص31بزهکاری نامبرده ردیف اول محرز و مسلم است.دادگاه مستندا به ماده 596از قانون مجازات اسلامی کتاب5درباب تعزیرات مصوب 1375وبند ب ماده 18ومواد 19- 37- 38- 70ازقانون مجازات اسلامی مصوب 1392 وماده 6 از قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب 1399 حکم بر محکومیت متهم به پرداخت80میلیون ریال جزای نقدی جایگزین شش ماه حبس تعزیری با احراز جهات تخفیف یعنی عدم سابقه کیفری صادر و اعلام مینماید. وبا توجه به دفاعیات موجه اقای ب. ع. ز. وکیل خانم س. م. ت. وعدم انتقال سند ملک به نام متهم وعدم استفاده از وکالتنامه وابطال وکالتنامه بعد از فوت موکل دلیل کافی برتوجه اتهام نسبت به متهم وجود ندارد. مستندا به اصل 37 از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده 4 از قانون ایین دادرسی کیفری حکم بر برائت متهم صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر *می باشد.
با تجدیدنظرخواهی وکیل اقای د. م. د. شعبه *عهده دار رسیدگی شده و پس از رفع نقایص و تکمیل تحقیقات توسط دادگاه بدوی برابر دادنامه شماره *مورخ 1401/03/21 این گونه حکم می نماید. (253 و 254): در خصوص تجدیدنظرخواهی اقای د. م. د. با وکالت اقای م. ح. نسبت به قسمتی از دادنامه شماره *مورخ 1400/02/22 صادره از شعبه *که به موجب ان تجدیدنظرخواه به اتهام اخذ سند از غیر ر. مرحومه خانم ث. س. پ. با سویاستفاده از ضعف نفس موضوع شکایت اقای ف. ا. س. پ. و ف. ت. با وکالت خانم م. ز. با احراز بزهکاری به پرداخت 80 میلیون ریال جزای نقدی جایگزین شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است.با توجه به محتویات پرونده شکایت شکات و اینکه مرحوم دارای بیماری پارکینسون و کهولت سن بوده و اینکه تجدیدنظرخواه با فریب اموال (اپارتمانها) شاکیه را تصاحب نموده و اینکه علیرغم اینکه اموال جهت صرف امور خیریه تحویل وی شده و حاضر به خرج کردن اموال در امور خیریه با نظارت معاون دادستان و امور سرپرستی نبوده که حکایت از سوی نیت وی بوده و اینکه نظریه پزشکی محترم قانونی مبنی بر اینکه بیماری پارکینسون در زمان حیات مرحومه موجب ضعف قوای ذهنی وی نشده با نوع اقدام وی و اوضاع و احوال موجود مطابقت ندارد. ومجازات تعیین شده نیز با توجه با تبدیل ان به جزای نقدی متناسب میباشد. نظر به اینکه تجدیدنظرخواه در محدوده تجدیدنظرخواهی ایراد و دفاع موثری که از جهات شکلی و یا ماهیتی مندرج در ماده 434 قانون ایین دادرسی کیفری باشد. اقامه ننموده و از نظر این دادگاه ایضا دادنامه تجدیدنظر خواسته منطبق با موازین قانونی و دلایل موجود در پرونده اصدار یافته و ایرادی که موجب نقض باشد. مشهود نیست و به استناد بند الف ماده 455 قانون ایین دادرسی کیفری ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و ابرام می نماید. رای صادره قطعی است.
پرونده بیش از این حکایت موثر دیگری ندارد. بنابراین مراتب هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ف. ا. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *مورخ 1400/03/21 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
از توجه به تاریخ فوت مورث شاکیان خصوصی مرحوم ث. س. پ. به تاریخ 1398/08/02 و توجها به تاریخ تسلیم شکایت وارثان متوفیه به تاریخ 1399/03/22- و با امعان نظر در حکم ماده 106 قانون مجازات اسلامی دائر بر این که هر گاه متضرر از جرم قبل از انقضای مدت مذکور فوت کند (یک سال از تاریخ اطلاع از وقوع جرم) و دلیلی بر صرف نظر وی از طرح شکایت نباشد.، هر یک از ورثه وی در مهلت شش ماه از تاریخ وفات حق شکایت دارد. و چون جرم موضوع ماده ی 596 قانون مجازات اسلامی متعاقب تصویب و اجرای قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب 1399/02/23- در زمره جرایم قابل گذشت موضوع ماده 104 و درنتیجه قانون مجازات اسلامی قرار یافته است.مشمول مرور زمان تعقیب واقع گردیده ازاین رو با انطباق درخواست مستدعی اعاده دادرسی با شق ج ماده 474 قانون ایین دادرسی کیفری مستندا به ماده 476 همان قانون رای بر تجویز اعاده دادرسی و رسیدگی مجدد در یکی از شعب همعرض دادگاه محترم صادرکننده رای مورد بحث و نیز توقف اجرای حکم وفق ماده 478 قانون یادشده صادر و اعلام می دارد.
شعبه نوزدهم دیوانعالی کشور
رئیس: ع. م. مستشار: دکتر ف. ا.