تفسیر عنوان بطنا بعد بطن در وقف نامه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/30
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: چنانچه در وقفنامه ترتیب تعیین متولی، با عبارت بطنا بعد بطن مشخص شده باشد، اطلاق عنوان بطن بر همه اولاد متولد از یک بطن، اعم از ذکور و اناث دلالت می کند. بنابراین تا زمانی که دلیلی برای صحت سلب اطلاق این عنوان ارائه نشده باشد، با وجود حتی یک فرد از نسل قبل، تحقق تولیت فرزند نسل بعد ممکن نیست.

رای خلاصه جریان پرونده

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/10/30

خلاصه جریان پرونده

فرجام خواه بدوا در تاریخ 1394/04/23 دادخواستی به طرفیت فرجام خوانده به خواسته نقض قرار شماره --- مورخ 85/1/17 اصداری اداره اوقاف و امور خیریه خراسان (عین عبارت مسطور در ستون خواسته دادخواست نخستین) به دادگاه عمومی حقوقی بیرجند تقدیم می‌نماید و با ضمیمه نمودن تصویرهای غیر مصدق رای معترض عنه و وقفنامه و بازنویسی وقفنامه که بدون الصاق و ابطال تمبر آن را برابر با اصل نموده و جوابیه استفتاء و این که ترتیب تولیت موقوفه از واقف به فرزند اصلح وی و پس از فرزند اصلح به فرزند وی منتقل می‌شود و سند مالکیت ملک موقوفه که به نام پدرش آقای م. ح. گ. اعلام شده، توضیح می دهد اخیرا به اصل وقفنامه مورخ 1250 ه- ق دسترسی پیدا کرده و ضمن اعتراض به قرار شماره --- مورخ 85/1/17 صادره از اداره اوقاف و امور خیریه خراسان مستحق دریافت تولیت بوده و نقض قرار مرقوم را تقاضا نموده و در جهت توجیه خواسته دلایل و مطالبی را ذکر می کند، از جمله اینکه اداره اوقاف، با این استدلال که «تولیت موقوفه نسلا بعد نسل بوده و عبارت نسلا بعد نسل دلالت بر ترتیب دارد و تولیت به طبقه موخر نمی رسد.»; در حالی که در وقفنامه تولیت بطنا بعد بطن انشاء شده و طبق استفتاء و قرائن و شواهد ورعایت ترتیبات تولیت های قبل بایستی تولیت به وی برسد و استناد به ص 36 در کتاب سیمای وقف در خراسان که تصویر آن را ضمیمه کرده، نموده که رد دادخواست تولیت به نام وی در صورتی است که در وقفنامه عبارت نسلا بعد نسل و بطنا بعد بطن با هم آمده باشد و واقف با قید عبارت نسلا به نسل و بطنا بعد بطن احراز سمت تولیت را به اکبریت و تقدیم طبقه اول در اولاد خود مشروط کرده باشد و به ویژه با ذکر عبارت علی الترتیب لاعلی التشریک بر این امر تاکید کرده باشد و علاوه بر آن به استشهادیه ای تمسک می جوید که شهود به صحت آن شهادت داده اند، انتقال تولیت در بین اولاد مرتبه اول واقف که احتمال خلاف از نظر آنان منتفی است و با اطمینان آن را قبول کرده اند، تولیت از واقف به فرزند اصلح وی و سپس از فرزند اصلح به فرزند اصلح وی (ولدِ ولد) شیوه ای متداول بوده و در یک سلسله مقررات و آداب و رسوم که در عرف عملی و عادت متداوله بوده و به مدت نسبتا زیادی مستمر در عمل رعایت واجرا شد و آن را بهترین دلیل بر حقانیت دعوی خود اعلام می کند. عبارت بطنا بعد بطن به غلط مترادف با نسلا بعد نسل تعریف می‌شود و این نظر مورد اتفاق نیست و در بند 4 لایحه پیوست دادخواست آورده: استفتاء صورت گرفته از دفتر مقام معظم رهبری دلالت بر این مهم دارد که عرف مملکت با عرف محل متفاوت است و هر محل نظر خود را دارد (عضو ممیز متن استفتاء که به عنوان مستند پیوست برگ 6 پرونده شده این است: در وقف نامه ای بر طبق جعل واقف خیراندیش عبارت بطنا بعد بطن قید گردیده ولی اداره اوقاف عبارت مذکور رابه نسلا بعد نسل تعبیر و بر این اساس حکم تولیت صادر نموده است به منظور اینکه حقی از کسی ضایع نشود و به نیت واقف عمل شود خواهشمند است نظر ارشادی در تفاوت یا عدم تفاوت عبارت فوق را بیان فرمائید پاسخ استفتاء طی شماره 537214 داده شده:«برای فهم مفاد وقف نامه در صورتی که اجمال یا ابهام داشته باشند، باید به شواهد و قراین حالیه و مقالیه و یا به عرف مراجعه کرد و کسی حق ندارد آنها را از طرف خودش تفسیر به رای کند.»; و با تمسک به فرمایش امام خمینی در تحریرالوسیله اگر وقف بر اولاد نسلا بعد نسل و بطنا بعد بطن شود منظور واقف به ترتیب و در طول هم خواهد بود و نیز رای وحدت رویه شماره 3561 مورخ 42/12/26 ذکر شده که نسلا بعد نسل در مورد وقف و تولیت و وصایت ترتیب است و نه تشریک و همچنین است در مورد عبارت طبقه بعد طبقه خواهان با استناد به مدارک فوق این نتیجه را اتخاذ کرده که مقصود واقف از عبارت بطنا بعد بطن تولیت موقوفه از آغاز وقف نه در ترتیب بلکه در طول نژاد در بین اولاد واقف رعایت و اجرا شده و استشهادیه که دلایل تاریخی دارد این حقیقت را به خوبی آشکار و ثابت می‌سازد و با اشعار به معنی لغوی بطن یعنی درون به استناد آن تولیت موقوفه را پس از فوت پدرش آقای م. ح. گ. متولی قبلی موقوفه به برادر یا خواهر وی ندانسته بلکه به فرزند وی که از درون او به وجود آمده می‌رسد و سند مالکیت ملک موقوفه به نام پدرش آقای م. ح. گ. می‌باشد که برابر جعل واقف به وی که فرزند ارشد و اصلح وی بوده و واجد شرایط تولیت می‌باشد به ارث می‌رسد و با عطف به مدارک و مستندات پیوست و به منظور اینکه نیات عالیه واقف صورت واقعیت پذیرد تقاضای صدور رای شایسته را می‌نماید. (عضو ممیز- قراری که نقض آن مورد استدعا واقع گردیده قرار شماره --- مورخ 85/1/17 اداره تحقیق و اوقاف خراسان مبنی بر رد دعوی خواهان بر تولیت موقوفه مرحومه خ. ف.بوده که با توجه به اقرار خواهان به در قید حیات بودن یکی از عموهایش به نام آقای م. م.، استدلال شده عبارت نسلا بعد نسل در وقف نامه دلالت بر ترتیب دارد و مادام که احدی از اولاد واقف در طبقه مقدم باشد تولیت به طبقه موخر نمی رسد.»; شعبه پنجم دادگاه همان حوزه عهده دار رسیدگی گردیده به تعیین وقت و دعوت طرفین اقدام شده پرونده در تاریخ مقرر با گزارش دفتر دایر بر ابلاغ وقت رسیدگی بر طبق ماده 69 و ماده 75 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی به ترتیب به خواهان و خوانده تقدیم دادگاه می‌شود. دادگاه در تاریخ 94/5/11 اجلاس نموده حضور خواهان و نیز معرفی آقای ع. الف به عنوان نماینده خوانده حضورش را درجلسه اخبار می‌نماید. نماینده حقوقی در مورد دعوی مطروحه ضمن ایراد به عدم تنجیز خواسته، خواهان را واجد شرایط امر تولیت موقوفه مرحومه ف. ندانسته و مکتوب نموده مرحومه تولیت موقوفه را با خود و بعد از حیات خود به اولاد خود قرار داده است که پس از فوت واقف نسل بعد نسل اقدام به درخواست تولیت نموده اند. اولین شخص از اولاد حکم تولیت گرفته ک. ر. تنها فرزند مرحومه بوده و بعد از آن فرزندش م. ح. و بعد از م. ح. خواهر متولی قبلی ص. گ. و بعد از ص.در حال حاضر م. م. گ. برادر ص. خانم درخواست حکم تولیت از اداره تحقیق اوقاف خراسان جنوبی نموده که در حال رسیدگی می‌باشد. طبق وقفنامه تولیت موقوفه بطن بعد بطن - نسل بعد نسل به اولاد واقف رسیده است با وجود اولاد در طبقه قبل، اولاد طبقه بعد واجد شرایط تولیت نیستند کلمه بطن بعد بطن طبق فرهنگ لغت به معنی نسل بعد نسل می‌باشد و با یکدیگر مترادفند در خصوص معنی دقیق و استنباط از عبارت نسل بعد نسل هیات عمومی دیوان عالی کشور در رای شماره --- مورخ 42/12/26 اعلام نظر نموده است و براساس آن دفاع کرده هرگاه یکی از نسل موجود با داشتن فرزند فوت شود فرزند او با باقی ماندگان آن نسل در انتفاع مورد موقوفه و در امر تولیت نمی تواند شرکت نماید. چون آقای م. م. گ. عموی خواهان و همچنین چند نفر عمه وی در قید حیات می‌باشند تولیت موقوفه به خواهان نمی رسد. و در ادامه با استناد به رای وحدت رویه مرقوم اظهار کرده چنانچه منظور واقف تصدی تولیت توسط ارشد یا اَسَن یا اکبر اولاد خود اعم از ذکور و یا اناث باشد می بایستی تصریحا متذکر گردد. خواهان با توجه به دفاعیات نماینده حقوقی اداره خوانده بیان کرده استشهادیه و رای تحقیق شماره 7/16 - 54/2/1 حکایت از آن دارد که تولیت از اولاد به اولاد رسیده است به نحوی که در رای اخیرالذکر به صراحت اعلام شده که آقای م. ح. گ. فرزند ک.ر.و ک. ر. فرزند ک. ک. و ک. ک. فرزند ک. م. و ک. م. فرزند ف.(واقفه) و متولی منصوص و واجد صفات تولیت می‌باشد. دادگاه در تعقیب جلسه ایراد نماینده خوانده را بااین استدلال که خواسته خواهان اعتراض به قرار شماره --- - 85/1/17 اداره تحقیق به نحو منجز بیان شده و مستلزم این امر نیست که ضمن اعتراض به قرار اداره تحقیق درخواست تولیت نماید با استناد به ماده 84 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و ماده 88 همین قانون ایراد را مردود اعلام می‌نماید و دستور مطالبه پرونده کلاسه --- /17 موضوع دادنامه شماره --- - 85/1/17 را به همراه پرونده کلاسه --- موضوع رای مورخه 54/2/1 از اداره اوقاف را صادر و با وصول پرونده های مرقوم واجلاس در وقت نظارت 94/5/22 و تلخیص و انعکاس مندرجات پرونده که مشعر بر تولیت آقای م. ح. گ. در پرونده 53/2/6 و رد درخواست تولیت خواهان در پرونده موضوع قرار معترض عنه می‌باشد (برگه های 32 و 33 پرونده) دادگاه دستور داده تصویر اوراق مورد نظر را از دو فقره پرونده تهیه و ضمیمه این پرونده ( 940111 ) شود که از سوی دفتر اقدام ومضبوط اوراق 34 تا 41 گردیده است. دادگاه در وقت 94/5/26 اجلاس فوق العاده نموده و مبادرت به اعلام ختم رسیدگی و انشاء رای کرده و در رای صادره با استناد به رای وحدت رویه 3561 - 42/12/26 هیات عمومی دیوان عالی کشور به اینکه مستفاد از عبارت نسلا بعد نسل در مورد وقف ترتیب است و نه تشریک و هرگاه یکی از نسل موجود با داشتن فرزند فوت شود فرزند او با باقی ماندگان نسل در انتفاع از مورد وقف یا در امر تولیت نمی تواند شرکت نماید و مادام که چند نفر حتی یک نفر هم از نسل مقدم وجود داشته باشد نوبت به نسل بعد نخواهد رسید و با اشاره به متن وقفنامه مورد استناد خواهان که واقف تولیت را مادام الحیات خود با خود قرارداده و بعد از حیات واقفه تولیت با اولاد واقفه بطنا بعد بطن قرارداده شده و با استناد به کتاب ترمینولوژی حقوق تالیف دکتر جعفری لنگرودی واژه بطنا بعد بطن مترادف نسلا بعد نسل به کار رفته که به فارسی زاد به زاد می گویند که ترتیب نسل ها را می رساند و تا یکی از طبقه ای وجود دارد نوبت به افراد طبقه ثانی نمی رسد و ادامه داده بطنا بعد بطن، نسل فرزند اولاد صلب (پشت) است که از نظر تعداد بطون مساوی باشند و همگی عنوان فرزند اولاد صلب را دارا باشند و بالحاظ اینکه در طبقه مقدم یکی از عموهای خواهان به نام (آقای) م. م. گ. در قید حیات میباشد تولیت به موخر نمی رسد، قرار معترض عنه رامطابق با قانون و رای وحدت رویه مرقوم دانسته و چون معترض دلیلی بر فسخ آن ارایه نداده است با استناد به رای وحدت رویه مذکور و ماده 15 قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف و امور خیریه و ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، با رد اعتراض قرار مورد شکایت را تایید و آن را قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان اعلام می‌نماید. این رای ذیل شماره 9409975610600148 در تاریخ 1394/05/28 ثبت و پس از ابلاغ مورد تجدیدنظر خواهی آقای م. گ. واقع و با طرح پرونده در شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان جنوبی که به موجب دادنامه شماره --- - 1394/07/06 ، دادنامه تجدیدنظر خواسته را مطابق موازین قانونی و ادله مندرجه در پرونده دانسته و اعتراض به عمل آمده با هیچکدام از جهات مذکور در ماده 348 قانون آیین دادرسی یاد شده منطبق نبوده با رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و آن را قابل فرجام خواهی اعلام می کند. آقای م. گ. در مهلت قانونی از تاریخ ابلاغ با تقدیم دادخواست فرجامی، رسیدگی فرجامی به آن را درخواست کرده و در اعتراضات فرجامی به همان اشکالی پرداخته که در مرحله بدوی و تجدیدنظر مطرح نموده و اضافه کرده روال انتقال تولیت از واقف به فرزند اصلح و سپس از فرزندان اصلح به فرزند اصلح وی (ولد ولد) شیوه متداول بوده و دلیل اثبات ادعا را استشهادیه ای اعلام نموده که می‌تواند مستند اظهارنظر برای اثبات حق باشد. با انجام مبادله لوایح فرجامی و وصول پاسخ فرجامی و ثبت آن به شماره 9410095612300673 - 94/9/1 به نام فرجام خوانده پرونده طی نامه شماره 941015612301239 - 94/9/1 مدیر دفتر شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر به دبیرخانه دیوان عالی کشور ارسال شده که به کلاسه --- ثبت و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای بهروز طالب جان نثارحسینی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای فرشاد رحیمی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اتخاذ تصمیم شایسته در ابرام رای صادره مشاوره نموده چنین رای میدهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

اعتراضات فرجام خواه به دادنامه فرجام خواسته که برتایید رای بدوی که مشعر بر رد اعتراض به قرار شماره --- مورخ 85/1/17 اداره تحقیق اوقاف خراسان که به رد درخواست تولیت فرجام خواه نسبت به موقوفه مرحومه خاتون فاطمه داده شده مالا وارد و موجه نیست، زیرا برخلاف استدلال و استناد فرجام خواه در مشروحه لایحه فرجامی، با مداقه در مندرجات وقفنامه، اطلاق عنوان بطن بر همه اولاد متولد از یک بطن اعم از ذکور و اناث را شامل می‌شود و با وجود حتی یک فرزند از همان بطن قبل امر تولیت موقوفه به فرزند بطن بعد محقق نخواهدشد و چون فرجام خواه دلیلی برای صحت سلب اطلاق عنوان بطن ارایه نکرده است استنباط دادگاه‌های عالی و تالی از عبارت بطنا بعد بطن در وقفنامه و عدم پذیرش اعتراض، مغایر با موازین قانونی تشخیص نگردیده است. بنابراین دادنامه فرجام خواسته را که از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی فاقد اشکال موثر دانسته مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ابرام می‌نماید.

شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و عضو معاون

حسین یاوری - بهروز طالب جان نثار حسینی

منبع