تاریخ دادنامه قطعی: 1391/06/21
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: اصل عدم قبول ایرادات تنها در مورد دارنده با حسن نیت اعمال میشود و در مقابل دارنده بدون حسن نیّت امکان طرح ایرادات وجود دارد.
در مورد دادخواست آقای (ح. الف.) با وکالت آقای (ه. الف.) به طرفیت آقای (ح. ر.) به خواسته واخواهی نسبت به دادنامه شماره --- - 27/8/86 صادره از این دادگاه و درخواست نقض حکم و نیز خواسته دیگر خواهان به طرفیت آقای (ع. الف.) به عنوان مجلوب ثالث مبنی بر بلاوجه بودن انتقال چکهای موضوع خواسته و الزام وی به استرداد عین کلیّه چکهای مختلف که در ید وی به صورت امانی بوده با احتساب هزینه های قانونی اهمّ مطالب وکیل واخواه این است که شش فقره چک مستند دادنامه واخواسته نزد مجلوب ثالث امانت بوده و مشارٌ الیه حق انتقال آنها به غیر را نداشته است و به علاوه وکیل مزبور در مورد امضائات منتسب به مجلوب ثالث در ظهر چکها ادّعای جعل نموده است مجلوب ثالث با وصف ابلاغ قانونی حضور نیافته و دفاعی ننموده است از سوی واخوانده آقای (ع. ر. ق.) با ارایه وکالتنامه به عنوان وکیل حضور یافته با رد ادعاهای وکیل واخواه چنین اعلام نموده که با توجه به اصل عدم استماع ایرادات نسبت به شخص ثالث و وصف تجریدی چک و اینکه ادعای جعلیت و امانی بودن بلادلیل میباشد خواستار رد واخواهی شده است که از نظر دادگاه این دفاعیات موجّه است و با اصل سرعت در روابط تجاری مطابقت دارد بنابراین دادگاه به استناد مواد 305 تا 308 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن رد واخواهی، دادنامه واخواسته را عینا تایید مینماید؛ دادگاه به علاوه و با توجه به عدم ارائه دلیل مبنی بر امانی بودن چکها دعوی جلب ثالث را وارد ندانسته و به استناد ماده 1257 قانون مدنی ضمن رد دعوی مزبور حکم بر بیحقی واخواه در استرداد چکهای مختلف که در ید مجلوب ثالث میباشد با احتساب خسارات دادرسی صادر مینماید. رای صادره حضوری ظرف 20 روز پس از ابلاغ، قابل تجدید نظر خواهی در دادگاه تجدید نظر استان تهران میباشد.
دادرس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - جعفری افتخار
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای (ح. الف.) به طرفیت آقای (ح. ر.) و (ع. الف.) از دادنامه شماره --- مورخ 28/12/90 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی (حقوقی) تهران که متضمن رسیدگی به واخواهی به عمل آمده از ناحیه تجدیدنظرخواه نسبت به دادنامه واخواسته به شماره 1058 مورخ 27/8/86 صادره از شعبه مذکور مشعر بر محکومیت تجدیدنظرخواه از بابت شش فقره چک مستند دعوی تجدیدنظرخوانده ردیف اول به پرداخت مبلغ ( 760/000/000 ) ریال به انضمام خسارت دادرسی و تاخیر تادیه و همچنین صدور حکم بر رد دعوی تجدیدنظرخواه به عنوان خواهان پرونده جلب ثالث به طرفیت تجدیدنظرخوانده ردیف دوم به خواسته استرداد چکهای مستند دعوی و نهایتا تایید دادنامه واخواسته میباشد، دادگاه در این مرحله از دادرسی پس از بررسی مندرجات پرونده و مستندات ابرازی تجدید نظرخواه مِنحیثالمجموع تجدید نظرخواهی به عمل آمده را وارد دانسته به لحاظ مغایرت دادنامه تجدیدنظرخواسته با مقررات قانونی دادگاه دادنامه مذکور را شایسته نقض میداند. با این توصیف که اساسا وصف تجریدی بودن در اسناد تجاری و عدم استماع ایرادات ناظر بر موردی است که دارنده چک که با ظهرنویسی به ایشان منتقل گردیده دارای حسن نیّت بوده و به عنوان دارنده با حسن نیت مبادرت به طرح دعوی نموده باشد در مانحنفیه با توجه به تاریخ چکهای مستند دعوی و تاریخ صدور گواهی عدم پرداخت چک که در تعدادی از آنها مدت مدیدی پس از تاریخ چک به بانک ارائه و برای آن گواهی عدم پرداخت صادر گردیده و همچنین لحاظ مدت زمانی که بعد از صدور گواهی چک، دارنده مبادرت به طرح دعوی حقوقی نموده جملگی از قراینی است که نشان میدهد دارنده چک نمیتوانسته دارنده با حسن نیّت تلقی گردد؛ زیرا در عرف حاکم در جامعه اصولا اشخاص در فرجههای تعیین شده در قانون در جهت استفاده از مزایای چک مبادرت به مراجعه به بانک و حسب مورد اخذ گواهی عدم پرداخت مینماید در مانحنُفیه چکهای مستند دعوی جملگی در وجه آقای (ع. الف.) صادر گردیده به طوریکه مشارٌ الیه با توجه به اوضاع و احوال حاکم بر پرونده و تاریخ صدور گواهی عدم پرداخت در فرجه متعارف اقدامی در جهت مطالبه وجه چکها ننموده به طوریکه با ظهرنویسی چکهای مذکور چکهای موضوع دعوی را به آقای (ح. ر.) منتقل نموده آقای (ح. ر.) نیز بدون توجه به عرف حاکم در اسناد تجاری و همچنین تاریخ صدور چکها و بررسی علت اینکه ظهرنویس که چک در مرحله اول در وجه ایشان صادر گردیده چرا در مدت زمان متعارف نسبت به مطالبه وجه چکهای مورد نظر اقدامی ننموده مبادرت به قبول چکهای مذکور نموده است. مضافا مفاد قرارداد مستند دفاع تجدیدنظرخواه در مراحل دادرسی راجع به اینکه مقرّر بوده در راستای قرارداد پیش فروش مورخ 20/3/83 چکهای مستند دعوی به تجدیدنظرخواه مسترد گردد مورد توجه دادگاه واقع نشده؛ زیرا با تنظیم قرارداد مورخ 20/3/83 و محاسبه وجه چکهای مستند دعوی از بابت قسمتی از ثمن معامله (تهاتر دین) عملا ذمه تجدیدنظرخواه از بابت وجه چکهای مورد نظر بری شده، با بری شدن ذمه تجدیدنظر خواه از بابت وجه چکهای مذکور و تعهد آقای (ع. الف.) به استرداد چکهای مستند دعوی، عملا ید آقای (ع. الف.) تبدیل به ید امانی گردید و اقتضای استرداد چکهای مستند دعوی به تجدیدنظرخواه وجود داشته که آقای (ع. الف.) بدون توجه به مراتب مذکور مبادرت به ظهرنویسی و انتقال چکهای مستند دعوی که به صورت امانت در ید ایشان قرار داشته به آقای (ح. ر.) نموده از آنجا که با تصور امانی بودن چکهای مذکور انتقال آن به آقای (ح. ر.) فاقد توجیه و اثر قانونی است و از طرفی از ناحیه تجدیدنظرخوانده ردیف دوم دلیلی بر استرداد چکها و یا پرداخت ثمن معامله موضوع چکهای مورد نظر که مقرّر بوده از ناحیه آقای (ع. الف.) مسترد گردد ارائه نشده دادگاه با انطباق تجدیدنظرخواهی با بند ه- و ج ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن نقض دادنامه تجدید نظرخواسته دادگاه به لحاظ عدم احراز دارنده با حسن نیت بودن آقای (ح. ر.) دعوی مطروحه از ناحیه ایشان را قابل اجابت ندانسته به استناد ماده 358 قانون مذکور حکم بر دعوی مشارٌالیه صادر و اعلام میگردد. بدیهی است آقای (ح. ر.) از بابت وجه چکهای مذکور در صورت ادعای طلب میتواند به آقای (ع. الف.) مراجعه نماید و اما در خصوص جلب ثالث مطروحه از ناحیه آقای (ح. الف.) با توجه به موارد معنونه و لحاظ تعهد آقای (ع. الف.) به استرداد چکهای موضوع دعوی موضوع قرارداد مورخ 20/3/83 دادگاه دعوی جلب ثالث آقای (ح. الف.) را وارد دانسته آقای (ع. الف.) را با توجه به نتیجه رای صادره راجع به ادعای آقای(ح. ر.) به استرداد 6 فقره چک مستند دعوی آقای (ح. ر.) در حق آقای (ح. الف.). و ایضا پرداخت مبلغ ( 15/200/000 ) ریال از بابت هزینه دادرسی و مبلغ ( 19/400/000 ) ریال از بابت حق الوکالهوکیل در حق مشارالیه (ح. الف.) محکوم مینماید. رای صادره راجع به آقای (ح.ر.) حضوری و قطعی است و نسبت به آقای (ع. الف.) غیابی و ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل واخواهی در این دادگاه میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدید نظر استان تهران - مستشار دادگاه
موسوی - رحیمی