تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/24
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: تعلق مواد مخدر کشف شده از متهم به دیگری،نافی مسئولیت کیفری وی از باب حمل و نگهداری مواد مخدر نیست.
در تاریخ 1392/05/08 مامورین ایست و بازرسی شهرستان م. یک دستگاه خودرو پژو 405 به رانندگی آقای ل. ح. را متوقف که در بازرسی از سرنشین جلو به نام س. ه.پ. اهل و ساکن کرج از داخل جیب پیراهن وی مقدار 4 گرم شیشه و از لای کمر وی یک عدد پایپ استعمال شیشه کشف میگردد و سرنشین عقب خودرو که دوست حامل مواد بوده به نام ح. ک. اظهار داشته است از وجود مواد همراه سرنشین جلو اطلاع داشته و بنا به صورتجلسه کشف او نیز خود را شریک در مواد اعلام میکند... س. ه.پ. در بازجویی اولیه منکر تعلق مواد به خود گردیده و آن را متعلق به ح. ک. میداند و در پاسخ به این سوال که چرا شما مواد مکشوفه و پایپ را در نزد خود نگهداری مینمودید؟ میگوید: قبل از رسیدن به ایست و بازرسی و نزدیک آن گفتم شیشه و پایپ را به من بده تا من نگهدارم تا برای تو مشکل پیش نیاید... س: مواد را چه کسی از کجا و به چه مبلغی تهیه کرده بود؟ مواد را آقای ک. از کرج از شخص ناشناس به مبلغ صد هزار تومان تهیه کرده بود. ح. ک. در بازجوئی اولیه منکر علم و اطلاع خود و تعلق مواد مکشوفه به خودش گردیده و ادعا میکند بخاطر رودربایستی که با آقای ه.پ. داشته این حرف را زدم ولی بنده از شیشه کاملا بیاطلاع هستم و در پاسخ به این سوال که آیا به شیشه معتاد است میگوید: بنده قبلا مصرف شیشه داشتم ولی الان نه. س: چرا در صورتجلسه اولیه (کشف) اظهار نمودید که از وجود مواد مکشوفه مطلع هستید؟ بخاطر رودربایستی که با ایشان دارم گفتم، پشیمانم اشتباه کردم.س: آیا اطلاع داشتید که ایشان یعنی آقای ه.پ. با خود شیشه و پایپ حمل میکند؟ خیر نمیدانستم. و ادامه داده که پنج سال است با آقای ه.پ. دوست و رفیق میباشد...(ص 3 ) با تست و توزین مواد مکشوفه میزان آن بدون لفافه 4 گرم و ماهیت آن آمفتامین اعلام گردیده است. در بررسی سوابق ح. ک. حکایت از سه فقره سابقه قبلی در سالهای ( 80 ، 86 ، 87 ) دارد که دو فقره اخیر آن مربوط به استعمال و نگهداری 2 سانت کراک و نگهداری یک گرم و پنجاه سانت کراک و استعمال آن میباشد. و متهم دیگر یعنی آقای س. ه.پ. فاقد چنین سابقهای است و در تحقیقات مقدماتی نیز متقاضی اعاده دادرسی بار دیگر ضمن تکرار تعلق مواد به متهم دیگر پرونده (ح. ک.) اضافه میکند قبول دارم که در داخل جیب پیراهن من بوده است (مواد مکشوفه) لیکن ح. ک. از من درخواست کرده بود که آن را نگهداری کنم برای او... ح. ک. دوست من است با او داشتم به ل. میرفتم پروندهای در آنجا دارم و در آخرین دفاع نیز میگوید: «مواد روانگردان و پایپ در جیب من بوده است، لیکن متعلق به دوستم میباشد...» (ص 9 ) و در مواجهه حضوری نیز باز س. ه.پ. نگهداری مواد را پذیرفته ولی آن را متعلق به ح. ک. میداند ولی ح. ک. منکر تعلق و علم و اطلاع خود از وجود مواد در نزد متهم دیگر میگردد... و راننده خودرو نیز به عنوان گواه مورد تحقیق قرار گرفته او نیز تاکید دارد بر اینکه مامورین مواد را از جیب پیراهن ح. ه.پ. درآوردند ولی اینکه متعلق به چه کسی است او اطلاعی ندارد. (ص 12 ) ح. ه.پ. با سپردن وثیقه نقدی از زندان آزاد گردیده و نهایتا دادیار شعبه دوم ر. در مورد س. ه.پ. فرزند م. قرار مجرمیت صادر نموده است و در مورد متهم دیگر علیرغم تفهیم اتهام اظهارنظری ننموده است و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه انقلاب این شهرستان ارجاع میگردد. در تاریخ 1392/08/06 در جلسه دادرسی بار دیگر متهم منکر اتهام وارده شده و اظهار داشته: «مواد و پایپ روی پای من بوده ولی مال ک. است. ک. سرنشین ماشین بوده و نسبتی با من ندارد و در آخرین دفاع گفته، اتهام را قبول ندارم، مواد شیشه و پایپ روی لباس من بود (ص 26 ) نهایتا دادگاه با اعلام ختم دادرسی به دلالت اوراق و محتویات پرونده خاصه نتیجه حاصله از تحقیقا مقدماتی و اطمینان به صحت و تکمیل آن شامل، صورتجلسه نحوه چگونگی دستگیری نامبرده توسط عوامل انتظامی ایست و بازرسی منجیل، کشف مواد از جیب پیراهن مشارالیه و پایپ از روی کمر وی، مواجهه حضوری یاد شده با فردی که ادعا داشته مواد و پایپ توسط او به ایشان داده شده، اظهارات راننده ماشین اینکه شیشه و وسیله استعمال آن از پیراهن متهم پیدا شده، اظهارات متهم به اینکه مواد و پایپ از وی به دست آمده و دفاعیات غیرمدلل او مبنی بر تعلق آنها به دیگری و سایر قرائن و امارات منعکس در سابقه، اتهامات وارده به مشارالیه را محرز دانسته، در نتیجه دادگاه با احراز بزهکاری متهم به استناد تبصره 4 ماده 134 و ماده 125 از قانون مجازات اسلامی و مستندا به بند ( 3 ) از ماده 8 و ماده 20 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و الحاق موادی به آن مصوب 1376 و اصلاحیه سال 1389 این قانونی علاوه بر صدور حکم بر ضبط مواد مکشوفه و وسیله استعمال آن، متهم موصوف را بابت نگهداری شیشه به پرداخت بیست میلیون ریال جریمه نقدی و 70 ضربه شلاق و تحمل پنج سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی و بابت نگهداری یک جام پایپ به پرداخت 500/000 ریال جزای نقدی محکوم نموده است و در مورد ح. ک. چون در مرحله تحقیق اظهار نظر نشده دستور اعاده پرونده را نزد دادستان صادر نموده است. (ص 28 ) با ارسال پرونده به اجرای احکام و احضار محکومعلیه جهت اجراء از طریق اعطایی نیابت قضایی به دادسرای عمومی و انقلاب کرج و صدور حکم جلب و ورود به منزل و یا مخفیگاه که منتج به نتیجه مطلوب نگردیده است. (در دفعات متعدد برگ جلب صادر گردیده است) نامبرده با اختیار نمودن وکیل و مخفی نمودن خود در تاریخ 1394/05/24 تقاضایی به همراه اقرارنامه محضری از سوی متهم دیگر پرونده ح. ک. ارائه که در آن فرد مذکور پذیرفته که در آن تاریخ یعنی 1392/08/06 در آن اتومبیل بوده که مواد روانگردان کشف گردیده متعلق به او بوده و آقای ح. ه.پ. فرزند م. هیچگونه اطلاعی از وجود این مواد که نزد بنده بوده نداشته است حالیه به واسطه این مدرک جدید به استناد مواد 474 به بعد قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 تقاضای اعاده دادرسی را از دیوان عالی کشور را نموده که پس از ثبت درخواست و ارجاع پرونده به این شعبه و مطالبه اصل پرونده که اوراق مورد نیاز از آن به همراه مفاد لایحه تقدیمی قرائت خواهد شد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گ. آقای محسن یکتن خدائی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد حسین ارجمند دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اینکه با توجه به محتویات پرونده و ملاحظه مفاد تقاضای اعاده دادرسی با توجه به اقرار صریح محکومعلیه به نگهداری مواد مخدر بزه انتسابی به وی محرز است ضمن عقیده به رد تقاضای اعاده دادرسی چون دادنامه مذکور مطابق با موازین قانونی صادر شده تقاضای مزبور مستندا به ذیل ماده 476 قانون آیین دادرسی کیفری نظر به رد درخواست اعاده دادرسی دارم. در خصوص دادنامه شماره --- - 920 - 1392/08/06 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
در خصوص درخواست آقای ح. خ. به وکالت از محکومعلیه دادنامه --- - 920 صادره از دادگاه انقلاب ر. مبنی بر اینکه مواد روانگردان مکشوفه متعلق به متهم دیگر پرونده یعنی آقای ح. ک. میباشد که بعد از صدور حکم قطعی در دفترخانه 186 کرج در تاریخ 1392/09/23 حاضر گردیده و صراحتا به مالکیت مواد مکشوفه اقرار نموده است لذا به استناد بند ج از ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 تقاضای اعاده دادرسی را از این مرجع نموده است. با توجه به اینکه محکومعلیه خود در مراحل مختلف رسیدگی بر این نکته تاکید نموده که مواد از جیب پیراهن وی کشف گردیده و به پیشنهاد خودش مواد را قبل از ایست و بازرسی از ح. ک. به دلیل سابقه دار بودن و اعتیادش به مواد مخدر تحویل گرفته است لذا نگهداری مواد ولو آنکه بپذیریم مالکیت آن به دیگری تعلق داشته باشد نافی مسئولیت کیفری مشارالیه نمیگردد، لذا موجبی برای پذیرش درخواست در پرونده ملاحظه نشد و مدرک ارائه شده موثر در مقام اعاده دادرسی نبوده قرار رد درخواست اعاده دادرسی مستندا ذیل ماده 476 قانون مذکور صادر و اعلام میگردد.
رئیس و عضو معاون و عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور
علی رازینی - احمد خان بیگی - محسن یکتن خدایی