رای دادگاه بدوی
نظر به اینکه اقایان ح. م. ن. م. ب. ک. فرزند ع. ج. متولد سال 1373 به شماره ملی*0 دارای سابقه کیفری اهل وساکن *با وکالت اقای ن. ا. ر. و ع. ح. ن. معروف به ک. فرزند ع. ج. متولد سال 1372 به شماره ملی*اهل وس ن *دارای سابقه کیفری بازداشت موقت با وکالت اقای ن. ا. ر. به موجب دادنامه شماره*صادره از شعبه *به اتهام محاربه به مجازات اعدام محکوم شده اند که دادنامه موصوف مورد فرجام خواهی قرارگرفته ومنجربه تایید وابرام دادنامه موصوف دردیوان عالی کشورشده که پرونده به جهت اجرا به دادسرای عمومی و انقلاب اسلامی شهرستان *ارسال که دراین بازه زمانی وکیل نامبردگان تقاضای اعاده دادرسی ازدیوان عالی کشورنموده که شعبه *با این استدلال که نامبردگان برای درگیری با افراد مشخص یعنی خانواده ک. د بوده وبه جهت اینکه گلوله ساچمه ای بوده و به انها اثابت نموده فلذا محاربه مصداق پیدا نمی کند که به منظورایجاد رعب و وحشت مردم دست به این کار نزده اند و اینکه منطقه وضعیتی دارد. که این گونه اقدامات و درگیری ها بین مردم ایجاد رعب و وحشت نمی کند و اینکه عمل مجرمانه روز عید فطر بوده وخیابان خالی از افراد بوده است. ولی از توجه به اوراق و محتویات پرونده و علی الخصوص گزارش مورخ 1402/04/25 ازطرف مامورین نیروی انتظامی شهرستان *که موضوع معنونه را چنین تشریح نمودهاند که درروزاول درگیری فردی اهل *اقدام به پاشیدن ادرار به روی دیوار منزل فردی به نام ع. ک. د نموده که این امر موجب درگیری فرزند ان ک. د با فرد ی از اهل *می شود. که درادامه درگیری چند نفرازمنازعه کنندگان مجروح شده و در این راستا نفراتی از منازعه کنندگان دستگیر و روانه زندان میشوند که متعاقبا فردی به نام ج. ن. به همراه خانواده خود که قصد عزیمت به *را داشته به صورت اتفاقی در حال تردد از مسیر درگیری بوده که با خودرویی که حامل خانواده ک. د بوده است. تصادف می کند و خانواده ک. د به گمان اینکه سرنشینان و راننده خودرو همان افراد شرکت کننده درمنازعه میباشند با انها درگیرواقدام به تخریب خودرو اقای ج. ن. می نمایند که این امر منجر به درگیری و کتک کاری طرفین شده و استارت درگیری اصلی زده میشود. که متعاقب ان اقای ن. ن. فرزند ج. همراه دوستان خود از جمله ح. ع. و ع. ح. ن. س. ح. فرزند ف. ص. ح. و چند تن دیگر از دوستان خود با چندین دستگاه موتورسیکلت به صورت کاروان در جهت انتقام گیری از خانواده ک. د به هواداری از اقای ج. ن. به درب منزل ک. د مراجعه ولی کسی از منزل خارج نمی شود. انها نیزاقدام به فحاشی و سروصدا می نمایند تا اینکه روز بعد ح. ع. م. ن. به همراه ن. ن. پسرجهانگیربه درب مغازه ن. ک. د مراجعه که دراین میان ح. م. ن. ازناحیه سر زخمی بود جهت مداوا به بیمارستان مراجعه و پس از درمان مجدد با دوستان خود به هویت های فوق الذکر و تعداد دیگری در حالی که سلاح سرد و گرم دراختیارداشتند در سطح شهربه صورت کاروانی درحالی که ح. ع. م. نیزسلاح وینچستر دراختیار داشته با دوستان خود به صورت کاروانی به مرکز شهر مراجعه ودرابتدا در *به سمت مغازه ن. ک. د تیراندازی و درمرحله دوم مجددا *به سمت مغازه ر. ک. د تیراندازی و در مرحله سوم به سمت مغازه س. ل. *که یکی ازطرفین منازعه میباشد. رفت و به دلیل بسته بودن مغازه وعدم حضور اقای س. ل.، ح. ونوید که بریک دستگاه موتورسیکلت به راکبی ن. ن. سوار وعلی ح. م. ا نیزبریک دستگاه موتورسیکلت به راکبی ف. ح. سواروسایرافراد فوق برموتورسیکلت های دیگری سوارو درپی ح. م. ن. بوده وایشان با سلاح گرم از نوع وینچسترکه دراختیار داشته به منظور انتقام گیری درسطح شهر به همراه دوستان خود ضمن مانوربا سلاح سرد وگرم وهمچنین برای درس عبرت دیگران که فیلم ومستندات ان موجود میباشد. به *رفته وبه سمت مغازه ل. شلیک می کند با توجه به اینکه ح. سلاح گرم دراختیار داشته وارد *. وبا شلیک مجدد چندین گلوله دونفرازافراد غیرکه داخل *حضورداشته اند و ارتباطی به منازعه نداشته اند و خانواده قاتل و مقتول نیز هیچ گونه خصومت شخصی ازقبل با یکدیگرنداشته اند و بی گناه مورد هدف قرارگرفته اند به قتل می رسانند واین درحالی است.که ع. ح. ن. نیز سلاح سرد در دست داشته است.حال با بررسی اوضاع واحوال که حاکم برپرونده و قضیه اتفاق افتاده است.و در خصوص متهم ردیف اول اقای ح. م. ن. اولا هرچند که نامبردگان قصد درگیری با خانواده ک. د را داشته اند ولی انها به صورت کاروانی با دردست داشتن سلاح گرم و سرد درخیابان اقدام به مانورنمودهاند به تعبیراینکه درس عبرتی برای دیگران باشد. که این خود میتواند بیم اخاف الناس را برای مردم به همراه داشته باشد. ثانیا درست است.که *به صورت عشیره ای و طایفه ای میباشد. ولی تاکنون چنین اتفاقی که به اصطلاح مردم عادت کرده باشند و از این موضوعات نترسند نه اتفاق افتاده ونه چنین قضایایی عادی انگاری است.برای مردم ثالثا: بر حسب گزارش مامورین وتحقیقات به عمل امده و اظهارات خود متهمین منزل اقای ل. ارا دران محل نبوده بلکه مغازه انها دران ساعت بسته و داخل *(محل وقوع جرم) بوده و کسی از انها درمحل وجود نداشته که این خود انتقام شخصی را نسبت به فرد خاطی منتفی می کند.رابعا:محل قتل حدودا بیش از ده متربا مغازه لشگرارا فاصله دارد. خامسا: در خصوص اینکه روزعید فطراین اتفاق افتاده وخیابان خالی ازافراد بوده ولی با بازبینی فیلم ها ی اخذ شده از طریق دوربین های مداربسته حکایت ازان دارد. که افراد زیادی درمحل بوده و با دیدن این صحنه اقدام به فرار کردند. که این خود بیم اخاف الناس را محقق نموده سادسا در خصوص بیم اخاف الناس بدین شکل نیست که همه مردم یک محل یا یک اجتماع بترسند بلکه از نظر عرفی دونفریا بیشترمردم محسوب میشوند پس ترسیدن دونفریابیشترملاک است.که اخاف الناس محقق شود. که با توجه به اتفاق نظر فقها وایه شریفه 33 ازسوره مبارکه مایده وشان نزول ان واینکه با تحقیقاتی که درمحل انجام گرفته بیم اخاف الناس در خصوص عمل ارتکابی نامبردگان ایجاد شده وجرم محاربه چه ازنظربیم اخاف الناس وعمل ارتکابی وسو نیت انها همان که درس عبرتی به دیگران بدهند یعنی ترساندن مردم که خود جرم محاربه مصداق پیدا کرده و در خصوص متهم ردیف اول مستندا به ماده 482 قانون ایین دادرسی کیفری مصوب سال 1392ضمن رد درخواست اعاده دادرسی دادنامه موصوف در خصوص ایشان تایید وابرام میگردد. ودر خصوص دیگرمتهم پرونده به نام ع. ح. م. مبنی برمحاربه باعنایت به تحقیقات به عمل امده واینکه نامبرده اقدامی که موجب سلب امنیت باشد. انجام نداده فقط درجهت انجام محاربه توسط متهم ردیف اول شرایط را تسهیل نموده مع الوصف اتهام نامبرده ازمحاربه به معاونت درمحاربه تغییرداده میشود. فلذا مستندا به اوراق و محتویات پرونده و اظهارات خود متهم ردیف اول مبنی براینکه نام برده درمحل پایانی درگیری حضورداشته وایشان با علم به اینکه نامبردگان یعنی دیگرمتهمان قضیه به قصد ترساندن مردم این عمل را انجام داده اند یعنی زمانی که علم ترساندن مردم وجود داشته باشد. وحدت قصد واقتران زمانی تحقق پیدا کرده حال شاید این سوال مدنظر باشد. که انها فقط با خانواده خاصی قصد درگیری داشته اند همین بس که به این تصورکه درس عبرتی برای دیگران باشد. این عمل را انجام داده اند که خود میتواند مصداق بارز محارب و معاونت درمحاربه باشد. علی ایحال مستندا به ماده 482و483 قانون ایین دادرسی کیفری ضمن نقض ان قسمت ازدادنامه در خصوص مجازات اعدام اقای ع. ح. مستندا به مواد 126 بند الف ماده 127 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 ضمن محرزدانستن اتهام وارده (معاونت در محاربه) حکم به محکومیت نام برده به تحمل 10 سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی صادر و اعلام میگردد. لازم به ذکراست در خصوص دیگر متهمان پرونده از جمله س. ح. ف. ح. ص. ح. ا. ج. ع. م. ن. م. م. ن. ن. و دیگر افرادی که نقش موثر درایجاد محاربه داشته اند که ضرورت دارد. نامبردگان احضارو درصورت عدم حضور جلب تحقیقاتی نسبت به انها در راستای موضوع محاربه یا معاونت درمحاربه انجام درصورت وجود دلایل مبنی بر توجه اتهام به نامبردگان قرار جلب دادرسی وکیفر خواست صادر و پرونده به جهت اتخاذ تصمیم به این شعبه امر به اعاده گردد.رای صادره حضوری و ظرف مدت 20 روز پس ازرویت قابل فرجام خواهی دردیوان عالی کشور میباشد. /ف
ح. ص. ح. ک. پ.
مستشاردادگاه کیفری یک استان *رئیس شعبه *انقلاب اسلامی * *
رای شعبه دیوان عالی کشور
متقاضی: اقایان ع. ح. و ح. م. با وکالت اقای ا.
موضوع رسیدگی: درخواست اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره *1400/11/02صادره ازشعبه *
مرجع رسیدگی: شعبه *
هیات شعبه اقایان: س. ا. م. م. (رئیس) ا. م. م. (عضو معاون)
خلاصه جریان پرونده:
به حکایت محتویات پرونده و به شرحی که در دادنامه اعاده خواسته امده است: حسب گزارش مورخه 1400/02/23 مامورین کلانتری شماره 11شهرستان *یک فقره درگیری و تیراندازی در *به وقوع پیوسته که راس ساعت 12:40 ظهر در محل حضور یافته اند و تحقیقات حاکی از این بوده که درگیری توسط ح. م. م. ب. ک. فرزند ع. ج.، ع. ح. م. معروف به ک. فرزند ع. ج.، ع. م. م. فرزند ع. ج.، ا. ج.، س. ساکن *، ن. ن. فرزند ج. و دو نفر ناشناس دیگر صورت گرفته که همگی با چند دستگاه موتور سیکلت به محل امده، در پی درگیری روز گذشته با اقایان ن. و م. ک. و س. ل. به سمت مغازه ل. ا. تیراندازی کرده و باعث قتل دو نفر به اسامی ع. ح. د. و ب. د. ل. ا. فرزند ا. ش. بر اثر اصابت گلوله به قسمت جلوی اعضای بدن انها در فاصله نزدیک شده اند و متهمین به سمت اشخاص نامعین جهت ایجاد رعب و وحشت تیراندازی کرده اند. اثار تیراندازی با سلاح ساچمه ای بر روی شیشه درب مغازه وکانال کولر داخل مغازه مشهود بوده و شیشه های مغازه روی زمین ریخته شده اند. ج. ن. فرزند ش. در محضر دادستان محترم *به عنوان متهم بیان نموده مورخه 1400/02/22 شب هنگام به همراه همسر و دختر و یک بچه شیر خواره از سمت روستای سیاهپوش با خودرو در حرکت بودیم که در *محل وجود دست انداز، یک ماشین پراید که راننده اش یک خانم بود دنده عقب امد ولی به ماشین من نزد جلوتر ایستادم و به وی اعتراض کردم که ناگهان چندین نفر بر سرم ریختند و خودرویم را تخریب و خودم را مجروح کردند. ظاهرا مرا اشتباه گرفته بودند و یکی از انها با سیلی همسرم را زد و من شکایت نمودم. شب در خصوص این درگیری با فرزند م ن. ن. صحبت کردم و اسامی افرادی را که با من درگیر شده بودند به او گفتم، ولی به وی نگفتم که بروند درگیر شوند. ک. و کچل بدون اجازه من به همراه پسرم رفته اند و این دو نفر بیگناه را کشته اند و همه مردم می گویند ک. و کچل ان دو نفر را کشته اند. اقای ا. ر. فرزند ی. به عنوان گواه نزد بازپرس محترم اظهار داشته در مورخ 1400/02/23 ساعت 11:30 به همراه د. و م. ر. ز. سر *م. م. نشسته بودیم که حدود هفت یا هشت نفر موتور سوار که همگی گرز و قمه در دست داشتند به جز یک نفر از انها که ترک نشین موتور بود و نام مستعار او کچل میباشد. و اسلحه کوتاه وینچستر در دست داشت، مشاهده کردم و ان شخص شروع به تیراندازی کرد و سه تیر بطرف مغازه ن. ک. شلیک نمود و در حالی که از موتور سیکلت پیاده شده بود مجددا دو تیر دیگر شلیک کرد و سوار موتور سیکلت شده و به سمت بالای *رفت. راکب موتور سیکلت ن. ن. بود. من در عقب انها حرکت نکردم و حدود پنج دقیقه طول کشید که صدای تیراندازی شنیدم که اهالی محل گفتند دو نفر فوت شده است. خودم پنج عدد از پوکه ها را جمع اوری کردم و به مامورین اگاهی دادم. به جز من همه اهالی محل حضور داشتند ولی از ترس عواقب احتمالی حاضر به ادای شهادت نیستند و من مطمین هستم کسی که اسلحه داشت و سر و صورت خود را با چفیه پوشیده بود ح. م. بود. مابقی همراهان او سر و صورت خود را پوشانده بودن و من نتوانستم انها را شناسایی کنم ولی همه قمه و گرز در دست داشتند. در گزارش محسوس و غیر محسوس که توسط مامورین از محل به عمل امده اعلام گردیده متهمین قبل از وقوع قتل اقدام به سه فقره نزاع دسته جمعی نمودهاند و در پایان به *مراجعه تا مغازه احدی از منازعین به نام س. ل. ا. را مورد تیراندازی قرار دهند در زمان تیراندازی تعداد شش دستگاه موتورسیکلت با نه نفر راکب و ترک نشین حضور داشته اند که فقط ح. م. یک قبضه اسلحه وینچستر در اختیار داشته و شخص دیگری به نام ع. ح. م. یک قبضه کلت در اختیار داشته است. انها به صورت کاروانی وحشتناک در خیابان روبروی مغازه ل. ا. حاضر که در اثر شلیک تیر از سوی ح. م. برادران دارایی جان خود را از دست داده اند. اقای ع. د. فرزند ش. به عنوان گواه در نزد بازپرس اعلام نموده روز عید فطر ساعت حدود 12 ظهر بود با صدای شلیک گلوله برادرانم ع. ح. و ب. از منزل خارج شدند. ب. قبل از ع. ح. از درب حیاط خارج، سپس اینجانب اقدام به خروج از حیاط نمودم. در زمان خروج شاهد شلیک گلوله دوم از سمت *بودم، شلیک کننده فردی با هیکل درشت و ملبس به شلوار کردی و پیراهن تیره یا ابی رنگ بود. پس از شلیک، سوار موتورسیکلت شد و همراه نفرات متواری شدند. نتوانستم وی را شناسایی کنم ولی اهالی محل گفتند ح. معروف به کچل م. بوده است.اسلحه وی وینچستر بود. بنده صدای دو گلوله شنیدم. در واقع چهار گلوله شلیک شد. گلوله اول به برادرم ب. اصابت کرد که من ندیدم ولی گلوله دوم را کچل اقدام به شلیک کرد وی اسلحه را به سمت برادرم ع. ح. گرفته بود. پس از شلیک، ع. ح. به داخل منزل امد و گفت به من شلیک کرد و داخل حیاط افتاد من نزد ب. رفته بودم که قبلا افتاده بود و فوت کرده بود. اقای ن. ن. فرزند ج. به عنوان متهم در شعبه بازپرسی در مقام دفاع بیان نموده که ح. م. به من گفت با پدرت در *درگیر شده اند. با وی و افراد دیگر من جمله ع. ح. (ک.) که برادر ح. میباشد. به طرف پدرم رفتیم و از انجا به کلانتری 11 جهت شکایت رفتیم. فردای ان روز جهت شناسایی افرادی که با پدرم درگیر شده بودند به *و ر. ک. و س. س. دور من جمع شدند من نیز به ح. زنگ زدم. وی با یک نفر موتور سوار امد. من با یکی از انها به لحاظ فحاشی به پدرم درگیر شدم که ح. با چوب یکی از انها را زد و انها نیز ح. را با گرز مجروح کردند. پلیس 110 امد و گزارش تهیه شد. ح. را به بیمارستان بردیم. چند نفر من جمله ع. ح. (ک.)، ص. ح.، س. ح.، م. ح. و ع. (ک.) همراه ح. رفتیم. فقط ح. اسلحه در دست داشت. اول به مغازه ها و منزل *و دو تیر شلیک کرد و من راکب بودم و ح. سرنشین بود. من کسی را در *فقط صدای شلیک گلوله ها را می شنیدم. اقای ح. م. در شعبه بازپرسی در مقام دفاع بیان نموده که در مورخ 1400/02/22 چند نفر با پدر ن. درگیر شده بودند. بنده به همراه ن. به کلانتری، سپس به *رفتیم. فردای ان روز ن. با من تماس گرفت و گفت درگیر شده ایم. من و ص. به نزد ن. رفتیم و ن. می خواست با صندلی یکی از افراد ک. را بزند من با گرز چند ضربه به ان شخص زدم که ناگهان یک نفر با گرز به سر من زد و مجروح شدم. و مرا به بهداری بردند. همه دوستانم در بهداری حضور داشتند. ع. ح. با موتورسیکلت همراه ما بود ولی اسلحه ای در دست نداشت بنده با یک اسلحه وینچستر که نمی دانم مال چه کسی بود بطرف مغازه س. ل. ا. در *بالاتر از پمپ بنزین چند تیر شلیک کردم و چندین شلیک دیگر بطرف درب مغازه و *مغازه ای شلیک کردم که عکس ان را به من نشان داده اید. خودم با دامادم تماس گرفتم که وی گفت دو نفر کشته شده اند. همراه یک خودرو عبوری به *رفتیم. بنده همراه ن. بودم که شلیک کردم. ح. م. در نزد مامورین چنین اظهار داشته که بعد از اینکه به درب مغازه م. ک. رسیدیم سه یا چهار تیر با اسلحه وینچستر شلیک کردم بعد از ان اسلحه را مسلح کردم و چهار تیر دیگر به مغازه س. ل. ا. زدم که چند نفر از منزل داخل *. فکر کردم که فامیل س. ل. ا. هستند. من هم اعصابم خراب شده بود و یک گلوله مستقیما شلیک کردم که یک لحظه احدی از انها افتاد و یک نفر دیگر که چاق بود داخل حیاط رفت. بنده قصد نداشتم انها را بزنم و فقط از روی ترس بود. ایشان به شرح صفحه 150 پرونده با خط خودش نوشته که درب مغازه ل. ا. دو گلوله شلیک کردم. دیدم دو نفر از داخل حیاط دست چپ *من هم فکر کردم که به سراغ من می ایند که نفر اول سیگار در دست داشت. گفتم شاید س. ل. زنگ زده که انها بیایند با من درگیر شوند. من هم به سمت دو نفر تیراندازی کردم که نفر اول سیگار از دستش افتاد و نفر دوم حدود یک متر از اولی فاصله داشت و اقای ع. ح. م. در شعبه بازپرسی به عنوان متهم اظهار داشته که شب قبل از قتل بهمراه دوستانم درب نانوایی بودیم. یک نفر تماس گرفت و گفت با ح. برادرم و ج. ن. درگیر شده اند. ما هم به *رفتیم فردای ان روز ساعت 10 صبح ح. به من زنگ زد و گفت می خواهیم به تفریح برویم. من به ورزشگاه رفتم و نیم ساعت دویدم. گوشی تلفن را نگاه کردم که ولی ز. به من زنگ زد و گفت ح. را با گرز زده اند. به بیمارستان رفتیم. برادرم گفت اقایان س. و ل. بوده اند به من گفت بیا برویم درگیری ایجاد کنیم من گفتم شر درست نکنید. سپس با برادرم ح.، ص. ح.، ن. ن.، ا. ج.، س. ح.، ع. م. و ف. ح. به درب منزل ج. ن. رفتیم. من یک قمه در دست داشتم و ف. یک گرز در دست داشت. ح. یک اسلحه وینچستر در دست داشت و ن. همراه وی بود. البته کلت کمری هم همراه انها بود ولی نمی دانم در دست کدام یک از انها بود. به مغازه ل. ا. که رسیدیم ح. اقدام به شلیک کرد و دو تیر شلیک کرد. تیراندازی از سر *. پس از انکه با موتورسیکلت فرار کردیم دیدم یک نفر داخل *ولی نمی دانم به چه نحو بوده است.هرچه بوده در اثر ان شلیک مقتولین فوت کرده اند. پس از شلیک، من به ح. گفتم این چه کسی بود که وی را زدی، ایشان گفت نمی دانم و نمی شناختم. در جلسه دادگاه گواه به نام اقای ا. ح. فرزند ع. اظهار داشته در روز قتل دیدم در *امدند یک فرد قد بلند که سر و رویش را بسته بود و شلوار کردی پوشیده بود و اسلحه وینچستر در دست داشت از سر *بطرف مغازه لشکرارا شلیک کرد. دو تیر نیز بطرف داخل *. به نظرم چهار تیر شلیک کرد. نمی دانم به کسی اصابت کرد یا خیر. انها فرار کردند. و با جیغ و داد مردم متوجه شدم که برادران دارایی به قتل رسیده اند. من ندیدم اسلحه در دست کسی دیگر به جزان شخص بلند قد و هیکلی باشد. بنده وحشت کردم حدود چهار یا پنج نفر در زمان شلیک گلوله در *بودند. قمه در دست کسی ندیدم حدود چهل متر با انها فاصله داشتم ولی یک لحظه احساس کردم که دو اسلحه در دست موتور سوارها بوده است.شاید اسلحه دوم را همان قمه دیده باشم یعنی اسلحه دوم را قمه تلقی کردم ولی ان شخصی که قمه در دست داشت برای کسی نکشید. بنده چهره ان افراد را ندیدم و نمی دانم که ح. م. و ع. ح. م. که در جلسه دادگاه حاضر هستند همان افراد بوده اند یا خیر. ح. م. نیز در جلسه دادگاه بیان نموده که اتهام محاربه را قبول ندارم. من از طریق تماس تلفنی اقای ی. متوجه شدم که ج. ن. با اقایان ن. و ر. ک. و س. س. درگیری داشته اند. ن. ن. به من گفت که درگیر شده ایم و با چوب به سر مادرم زده اند. بنده به اتفاق ع. ح.، س. و ف. ح. به محل درگیری رفتیم و فردای ان روز می خواستم با خانواده ام به تفریح بروم ن. ن. دوباره به من زنگ زد و گفت در *درگیری داریم. من نیز رفتم. ر. و ن. ک. می خواستند نوید را بزنند که بنده با چوب بطرف انها حمله کردم و شخصی به نام م. ک. با بیل مرا از ناحیه سر زخمی نمود. به بهداری رفتم و چند نفری انجا بودند بعد سوار موتورسیکلت ن. شدم و ترک نشین وی بودم. بطرف منزل پدرش رفتیم پدرش ج. ن. یک قبضه اسلحه وینچستر به من داد و یک اسلحه دیگر به شخصی ناشناس داد. ع. ن.، ح. ن. و ع. ح. که همه موتورسوار بودند همراه من بودن ع. ح. چیزی در دست نداشت بطرف پمپ بنزین رفتیم اگر قصد کشتن کسی را داشتیم از خیابان اصلی می رفتیم. به درب منزل ن. ک. رفتیم. دو یا سه تیر بطرف مغازه *شلیک کردم دو تیر دیگر از سوی شخص ناشناس که همراهمان بود شلیک شد سپس بطرف مغازه س. ل. رفتم. بنده دو تیر بطرف مغازه وی شلیک کردم و فرار نمودیم. با ماشین ع. ن. به *رفتیم. بنده دو مرحله تیر اندازی نمودم. طرف من معلوم بود چون ملاکاکولوند و ن. ک. و س. ل. ا. بودند. بنده کاری با مردم نداشتم.تفنگ را به این خاطر بردم که فکر می کردم شاید طرف مقابل ما اسلحه داشته باشد.روز تیراندازی عید فطر بود و مردم درخیابان نبوده اند. قصد و هدف بنده ازتیراندازی حفاظت از خودم بوده و قصد کشتن کسی را نداشته ام. یکی از موتورسوارها نیزاسلحه وینچستر داشت وحسین وعارف نیز اسلحه داشتند. قمه وچاقو در دست کسی نبوده است.تقاضای بخشش دارم.بنده خصومتی با خانواده دارایی نداشته ام. ع. ح. نیز درجلسه دادگاه بیان نموده اتهام محاربه را قبول ندارم.بنده هیچ گونه اسلحه ای دردست نداشته ام.همراه افرادی ناشناس که از فامیل ج. ن. بودند وحس. م.، س. ح.، ع. و ح. ن. و ش. و م. ن. به درب منزل ل. ا. رفتیم. اسلحه را ج. به ح. داده است.ح. دو تیربطرف مغازه و منزل ن. ک. شلیک کرد. بطرف مغازه س. ل. ا. رفتیم.روز عید فطربود وکسی درخیابان و بازار نبود. ح. دو تیر شلیک کرد و دقیقا به درب مغازه ل. ا. اصابت نمود. اقرار خود درنزد بازپرس مبنی براینکه درزمان درگیری قمه دردست داشته ام را قبول ندارم.س. ب.، مامور تحقیق پرونده در نزد بازپرس بود وحرفهایی را که س. ب. تایید می کرد بازپرس در صورتجلسه می نوشت عکس های موجود که یک قمه یا شمشیر در دست من است.فتوشاب میباشد. تا حالا یک نفر از *از من شکایت نکرده است.قصد و انگیزه بنده ازحضوردرمحل تیراندازی انتقام زخمی شدن ح. م. از اقایان ن. ک. و س. ل. ا. بوده است. حتی از موتور سیکلت پیاده نشدم و با کسی درگیر نشده ام. اقای ن. ن. که به عنوان مطلع ازسوی دادگاه احضارگردیده در جلسه دادگاه بیان نموده که بعد از اطلاع درگیری پدرم در *با ح. و ع. ح. و ف. و س. به محل مذکور رفتیم سپس به کلانتری رفتیم و فردای ان روز ساعت 9/5 صبح بود که با یکی از افراد *جروبحث نمودم ح. به من زنگ زد و با ص. به نزد من امدند درگیری شروع شد یکی از انها س. راشکست و ح. را به بیمارستان بردیم سپس به درب منزل مادر وی رفتیم ایشان به منزل رفت و برگشت و پشت موتور من نشست ع. ح. نیز همراه ما بود چیزی در دست انها ندیدم حدود چهاریا پنج موتورسیکلت بودیم می خواستیم به تفریح برویم سر *. ک. ح. گفت توقف کن دو یا سه نفر سر *. ازموتور پیاده شد و تفنگ وینچستر را از زیر لباسش بیرون اورد و داشت تفنگ را مسلح می نمود و مردم وی را نگاه می کردند. که ح. ترسید و یکی از فشنگ ها را روی زمین انداخت و شروع به تیراندازی به طرف منزل ن. ک. نمود و دو تیر شلیک کرد سوارموتور شدیم وبطرف مغازه ر. ک. رفتیم چند نفر داشتند ماشین را شیشه دودی می نمودند و یک تیر به طرف مغازه ر. شلیک کرد در این چند مرحله ع. ح. همراه ما بود بطرف *رفتیم به درب مغازه س. ل. رسیدیم و ح. از موتورپیاده شد دو تیرشلیک کرد که به شیشه های مغازه اصابت کرد تیر دیگر را ندیدم که به کجا اصابت کرد کسی داخل خیابان نبود ح. سوارموتور شد وگفت تند برو به یکی زده ام یکی امد رکابی برتن داشت وسیگاری بر لب و او را زده ام سپس بطرف *رفتیم نهایتا دادگاه بزه انتسابی هر کدام از متهمین را مبنی بر محاربه محرز و مسلم دانسته و مستندا به ایه شریفه 33 از سوره مایده که می فرماید ((انما جراو الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا و یصلبوا و تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذالک لهم خزی فی الدینا و و لهم فی الاخره عذاب عظیم)) و مواد 140٫144٫160٫164٫168٫279٫282 و 283 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 حکم بر محکومیت متهمین موصوف به مجازات اعدام از طریق به دار اویختن در محل وقوع جرم صادرنموده است. وپس از فرجام خواهی محک.م علیهم دادنامه معترض عنه در شعبه *رسیدگی و طی دادنامه شماره *1401/02/06 ابرام گردیده است.هیات محکوم علیهم درخواست اعاده دادرسی نمودهاند و پرونده به این شعبه ارجاع شده است
هیات شعبه با مطالبه و مطالعه پرونده و ملاحظه لایحه متقاضی اعاده دادرسی مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
رای شعبه
از محتویات پرونده استفاده میشود. درگیری فیمابین متهمین و خانواده ک. ناشی از نزاع روز قبل اقای ج. ن. با اقایان ک. بوده به این صورت که در مسیر *اقایان ک. با عده ای از کسانی که از تفریح بر می گشته اند و به رفتار انها معترض بوده اند درگیر شده و مسیر مسدود میگردد. و اقای ج. ن. که در معیت همسر خود بوده به اقایان ک. معترض شده و درگیری ایجاد گردیده و نامبرده علی الظاهر مورد ضرب و جرح و شتم قرار گرفته و این امر باعث شده که فرزند اقای ج. ن. به نام ن. روز بعد یارگیری نموده و به *محل اقایان ک. رفته و از جمله کسانی که همراه شده اند ع. ح. و ح. م. بوده اند که با خود سلاح شکاری برده اند و به سوی منزل و مغازه انان تیراندازی کرده اند و در این بین دو نفر بنامهای اقایان ع. ح. و ب. د. مورد اصابت قرار گرفته و منتهی به فوت شده است.رسیدگی پرونده از حیث اتهام محاربه و افساد فی الارض در دادسرای انقلاب تشکیل و نهایتا شعبه *طی دادنامه شماره *1400/11/02 با استناد به گزارش مرجع انتظامی و نیز استشهادیه محلی که در ان ذکر شده متهمین از اراذل و اوباش میباشند و با این استدلال که موضوع جنبه عمومی دارد. و عموم مردم از این اقدام دچار ناامنی و ارعاب گردیده اند و کشیدن سلاح در ملا عام که در خیابان های *انجام گرفته به خودی خود موجب ترس و وحشت مردم و ناامنی محیط و محل شده و مقتولین جز مردم هستند و طرف درگیری نبوده اند و مصداق بارز (تجرید سلاح لاخافه الناس) میباشد. حکم بر محکومیت متهمین به مجازات اعدام از باب محاربه صادر کرده است. اما نظر به کیفیت عمل متهمین و شرایط اقلیمی و اینکه محکوم علیها با سلاح شکاری و برای درگیری با افراد مشخص و در محل خاصی حاضر شده اند و درگیری با خانواده ک. بوده لکن به جهت اینکه گلوله ساچمه ای بوده به دو نفر دیگر نیز اصابت کرده است.بزه محاربه مصداق پیدا نمی کند زیرا اولا دلیلی بر اینکه نامبردگان به منظور ایجاد رعب و وحشت مردم دست به این کار زده باشند وجود ندارد. ثانیا: منطقه وضعیتی دارد. که این گونه درگیری ها بین افراد ترس عمومی ایجاد نمی کند ثالثا حسب محتویات پرونده درگیری در روز عید فطر بوده که معمولا خیابانها خلوت است.از طرفی مستدعیان اعاده دادرسی نیز متقابلا استشهادیه ای بنفع خود ارائه کرده اند که عده ای از مردم گواهی داده اند انان از خانواده شهدا هستند و اراذل و اوباش نیستند بنابر این صدق عنوان محاربه محل ایراد و اشکال بوده و با عنوان دیگری ممکن است.قابل انطباق باشد. با این وصف مجازات تعیین شده بیش از حد مقرر قانونی تلقی و مستندا به بند چ ماده 474 قانون ایین دادرسی کیفری ضمن تجویز اعاده دادرسی پرونده جهت رسیدگی به شعبه همعرض (شعبه دیگر دادگاه انقلاب اسلامی) ارجاع میگردد.
شعبه *
رئیس: س. ا. م. م. عضو معاون: ا. م. م.