تاریخ دادنامه قطعی: 1401/03/31
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: حکم به قصاص نفس متهم به علت ارتکاب قتل عمدی و تحمل 5 سال حبس تعزیری درجه 5 بابت حمل و نگهداری سلاح جنگی کلاشینکف - به علت عدم کشف سلاح جنگی کلاشینکف اتخاذ تصمیم در خصوص ضبط آن منتفی است
پرونده کلاسه --- شعبه --- دادگاه کیفری یک * ( 1 کیفری استان سابق) تصمیم نهایی شماره 140137390002614832
شکات:
1 . خانم ز. د. فرزند ا. 2 . اقای ا. د. فرزند امیر
3 . اقای ی. د. فرزند ع.
4 . اقای و. د. فرزند یبس
5 . خانم ج. د. فرزند س. با وکالت اقای ع. ح. ن. فرزند ک. به نشانی *
6 . اقای ح. س. فرزند ع.
متهم:
اقای م. ح. فرزند ق. با وکالت اقای ع. ت. فرزند داخل به نشانی * و خانم س. ع. ن. فرزند ق. به نشانی * 7 و اقای ج. ج. فرزند ذهب به نشانی *
اتهام ها:
1 . ارتکاب قتل عمدی و حمل و نگهداری سلاح جنگی کلاشینکف
2 . قتل عمدی مسلمان
رای دادگاه
در خصوص اتهام اقای م. ح. فرزند ق. متولد 1364 با شماره ملی* متاهل و بیسواد و دارای سابقه کیفری بازداشت تحت قرار تامین کیفری وثیقه با وکالت اقایان ع. ت. و ج. ج. و خانم س. ع. ن. دایر بر ارتکاب بزه های مباشرت در قتل عمدی مرحوم ا. د. فرزند ی.س به وسیله شلیک با سلاح جنگی کلاشینکف به ناحیه کشنده گردن و نیز ایراد جرح عمدی با سلاح گرم کلاشینکف نسبت به شاکی مجروح اقای ح. س. فرزند ع. متولد 1379 با شماره ملی* و حمل و نگهداری سلاح جنگی کلاشینکف در خصوص اتهام قتل عمدی موضوع شکایت اولیای دم مقتول وفق گواهی انحصار وراثت شماره 9509976943400428 - 1395/11/12 منحصر به والد مقتول و چهار تن فرزندان مقتول 1 - ی. د. فرزند ع. متولد 1314 با شماره ملی* و 2 - خانم ز. د. متولد 1380 با شماره ملی* 3 - ا. د. متولد 1378 با شماره ملی* 4 - ح. د. متولد 1389 با شماره ملی* 5 - ع. د. متولد 1383 با شماره ملی* جملگی با وکالت اقای ع. ح. ن. که والد مقتول به عنوان جد پدری دو تن اولیای دم صغیر ولایتا از ناحیه انان نیز طرح شکایت نموده است.و با قید این توضیح که در کیفرخواست صادره علاوه بر عناوین اتهامی یاد شده عنوان قدرت نمایی با سلاح گرم نیز از جمله عناوین اتهامی متهم ذکر شده است.که نظر به اینکه فعل واحد مجرمانه متهم (به کارگیری سلاح جنگی و تیراندازی با ان منجر به قتل عمدی) واجد چندین عنوان جزایی (جنبه عمومی ایراد جرح عمدی با سلاح گرم و قتل عمدی و قدرت نمایی با سلاح گرم) است.در این حالت مستندا به بند چ ماده 12 قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب 1399 صرفا مجازات اشد (قتل عمدی مبنای محکومیت متهم قرار خواهد گرفت) علی ایحال محتویات پرونده بیانگر ارتکاب قتل مرحوم ا. د. فرزند یبس و سایر جرایم اتهامی متهم در مورخه 1395/05/07 توسط متهم در حوالی * است.متهم در بدو امر و در لحظات ابتدایی تیراندازی بلافاصله توسط افراد حاضر در محل مورد شناسایی قرار گرفته است.و تحقیقات مرجع انتظامی در خصوص علل و انگیزه متهم در ارتکاب جرایم یاد شده نیز بیانگر ان است.که بواسطه اختلاف ملکی فی مابین خانواده مقتول از طرفی و متهم و فردی به هویت بدوی از طرف دیگر در خصوص پ های ثبتی شماره 1169 و 1167 و 1166 واقع در * با به کارگیری سلاح جنگی کلاشینکف در شب هنگام مورخ 1395/05/07 مرتکب بزه های اتهامی شده است، شهود عینی حاضر در صحنه بدین نحو ادای شهادت نموده اند، اقای ح. د. فرزند ر. که نام وی در گزارش مرجع انتظامی از وقوع حادثه در بدو امر به عنوان فردی که حاضر در صحنه تیراندازی بوده است.نیز امده است.و از جمله افرادی بوده است.که مقتول را به مراکز درمانی رسانده است.بیان داشته است. یک بحثی بین پسر عموهایم به نام ک. و ن. د. با اقای ب. در سر گاراژ داشتند قبلا هم طرفین درگیر شده بودند پسر عمو های ما زنگ زدند و گفتند قرار است.درگیری شود. ساعت 10 شب بود که من خودم را رساندم به گاراژ و وارد شدم بعد از مدتی اقای م. ح. (متهم به قتل) به همراه دو نفر به نام های ر. د. فرزند ص. و ع. ح. فرزند ع. امدند گاراژ وقتی داخل شدند م. ح. شروع کرد به تهدید و گفت شما اینجا کاره ای نیستید و من با اقای ب. شریک هستم و نباید اینجا باشید مرحوم (مقتول) با م. ح. بحث کردند. و م. ح. تهدید می کرد جلو رفتم و به م. ح. گفتم ما با اقای ب. اختلاف داریم شما این وسط کاره ای نیستی برو بگذار بدوی بیاید مرحوم از دور داد می زد، ن. تلفن را گرفت و به 110 زنگ زد متهم تا فهمید به پلیس زنگ زدیم گفت در را باز کنید بروم در را باز کردیم و م. ح. و ان دو نفر رفتند م. سوار پراید شد و ان دو نفر سوار پژو پارس شدند و رفتن به سمت چ. که به سمت * میرود چند دقیقه بعد دیدم م. ح. که یک دشداشه سفید به تن داشت با ماشین برگشت ما جلوی در گاراژ جمع شده بودیم ماشین را روبروی گاراژ متوقف کرد و از ماشین پیاده شد و به سوی جمعیت تیراندازی کرد من دقیق ایشان را دیدم که تیر اندازی کرد و اسلحه اش کلاشینکف بود ما روی زمین دراز کشیدیم رگبار زد نمی دانم چند تیر زد وقتی مرحوم افتاد او را برگرداندم دیدم تیر خورده است.روی شکم افتاده بود چهره ضارب را دیدم همین م. ح. است.… شاهد اقای ح. د. فرزند ر. نیز بدین نحو مشاهدات خود را بیان نموده است. مقتول پسر عموی من بود در زمان درگیری در محل حضور داشتم داخل گاراژ بودیم متهم م. ح. داخل گاراژ امد دو نفر هم با او بودند که بیرون ایستاده بودند متهم امد داخل تقریبا ساعت 9 و نیم یا 10 بود یک دشداشه استین کوتاه تنش بود با تندی گفت باید از گاراژ خارج شوید حرفمان شد بیشتر مرحوم با او حرفش شد ن. به 110 زنگ زد متهم اصرار کرد که به 110 زنگ نزنیم گفت من سابقه دارم. در را باز کردیم با ماشین سوار شد و رفت سوار پراید شد و رفت یک پژو پارس هم با انها بود. ما در گاراژ ایستاده بودیم من ح.، ک.، و ن. د. هم در گاراژ ایستاده بودیم مرحوم ا. د. هم پیش ما ایستاده بود حدود ده دقیقه گذشت متهم در کمتر از 10 دقیقه برگشت و ماشین خودش را روبروی گاراژ پارک کرد و به سوی ما تیراندازی کرد به وسیله کلاشینکف ما با چشم خود او را دیدیم خیلی تیراندازی کرد در ماشین را باز کرد پیاده شد و تیراندازی کرد از سمت راننده که خودش راننده بود تیراندازی کرد کمتر از 10 تا 12 متر با ما فاصله داشت همه روی زمین خوابیدیم دیدم که مرحوم ا. تیر خورد ح. سواری (شاکی مجروح) نیز در محل بود از عصر خبر داشتیم که م. ح. قرار است.بیاید … شاهد دیگر اقای ن. د. فرزند س. ون بیان داشته است. در زمان حادثه در محل حضور داشتم ح. و ک. د. در گاراژ بودند و اقای س. ع. از طرف اقای ب. در گاراژ بود چون در مورد گاراژ اختلاف ملکی داشتیم حدود ساعت 11 یا کمتر یا بیشتر شب بود ولی به 110 زنگ زدم من با مرحوم رفتم گاراژ اقای ع. و برادرش انجا بودند ایشان (متهم) فحاشی می کرد گفتم اقای ب. شما را تحریک نکند انها رفتند پنج دقیقه بعد از گاراژ تماس گرفتند و گفتند فردی به نام ح. امده است.من مدارک را برداشتم و رفتم گاراژ مرحوم هم با من بود وقتی وارد گاراژ شدیم با م. ح. برخورد کردیم که دو نفر دیگر همراهشان بود متهم وقتی فهمید به 110 زنگ زدم گفت من مشکل دارم. و فراری هستم برای من مشکل درست نکنید ما هم گذاشتیم ایشان رفت در حال رفتن تهدید می کرد رفت و سوار پراید شد فردی که با او امده بود سوار پژو پارس شد و رفت بعد از ده دقیقه یا کمتر متهم امد دیدم با دشداشه ایستاده روبروی گاراژ و با اسلحه کلاشینکف به طرف ما تیراندازی کرد خودش تیراندازی کرد من او را دیدم که پیاده شد و تیراندازی کرد بعد متوجه شدیم که مرحوم تیر خورده است.و با ماشین اقای ع. او را به بیمارستان بردیم … شاهد دیگر اقای ک. د. فرزند س. ون نیز بدین نحو مشاهدات خود را بیان نموده است. من قبل از قتل در محل بودم و نگهبان بودم ایشان (متهم) امد و صداها بلند شد بیشتر با مرحوم حرفش شد که ن. برادرم به پلیس زنگ زد، متهم م. ح. گفت به پلیس زنگ نزنید من سابقه دارم. و مشکل دارم. اجازه بدهید بروم گذاشتیم ایشان رفت یک دشداشه به تن داشت به تن داشت وقتی داشت می رفت گفت الان می روم ولی می دانم با شما چه کنم این حرف را وقتی سوار ماشین شد گفت سوار پراید شد و رفت ان دو هم سوار پژو پارس سفید شدند و رفتند خیلی طول نکشید که دیدم متهم برگشت متهم م. ح. را دیدم که اسلحه کلاشینکف در دست داشت و تیراندازی می کرد عده زیادی انجا بودند با چشم خودم دیدم که متهم تیراندازی کرد مرحوم کنار تیر برق بود که متوجه شدم مرحوم تیر خورد … * مقابل هر چند که متهم و وکلای وی مبادرت به تعرفه شهودی به هویت اقایان ل. غ ا. فرزند ع. و ف. ش. فرزند ع. و ع. ح. فرزند ع. و م. ا. س. فرزند ر. نمودهاند و دادگاه نیز به تفصیل و تفکیک مبادرت به استماع شهادت و اظهارات انها نموده است.و به درخواست های متعدد متهم و وکلای وی در خصوص تحقیق و کنکاش بیشتر در ابعاد مختلف موضوع اعتنا نموده است.لکن بنابر موارد ذیل شهود استنادی متهم منصرف از عنوان شهود معارض بوده و ارزش قضایی شهود استنادی متهم قابلیت تعارض و برابری با شهود عینی استنادی اولیای دم مقتول را ندارد. چرا که: همانگونه که در متن شهادت شهود عینی اولیای دم مقتول نیز پیداست جملگی انان شاهد عینی لحظه ارتکاب قتل توسط متهم و شاهد لحظه تیر خوردن مقتول بوده اند این امر در حالی است.که هیچ یک از شهود تعرفه شده متهم چنین خصوصیتی را ندارند و اساسا یا شاهد صحنه قتل نبوده و در زمان وقوع قتل در ان محل نبوده اند و به نقل از افراد دیگری بیان داشته اند که به صورت تلفنی شنیده اند که تیراندازی توسط افراد دیگری غیر از متهم صورت گرفته است.و یا اینکه صرف نظر از اینکه هیچ شواهدی دال بر وقوع دو فقره تیراندازی در محل قتل مقتول وجود ندارد. با این وصف با وجود انکه تیرانداز را فردی به نام م. س. معرفی کرده اند لکن ساعت تیراندازی و اینکه تیر شلیک شده ایا به مقتول خورده است.یا خیر موضوع شهادت نامبردگان نیست و از ان بی اطلاع اند، مضاف بر ان متهم در بدو دستگیری در اقاریری منطبق با واقع بدین نحو به ارتکاب قتل مقتول و تیراندازی منجر به مجروحیت اقای ح. س. اقرار نموده است. حدود ساعت 23 شب به همراه ر. و ع. ح. به گاراژ مورد اختلاف رفتم افراد گاراژ ش. از ورود ما به گاراژ جلوگیری کردند. من نیز انها را تهدید کردم حدود نیم ساعت و کمتر طول نکشید که اسلحه کلاش را از م. که دور میدان با سمند منتظر ما بود گرفتم مجددا با خودروی پژو پارس به در گاراژ رفتم عقب خودرو بودم ع. ح. جلو نشسته بود خودرو پارس دور میدان به سمت * ایستاده بود از خودرو پیاده شدم از حدود 7 الی 8 متری شاید بیشتر شروع به تیراندازی کردم در ادامه از انجا متواری و ابتدا اسلحه را به م. بدوی * یدان رساندم سپس به منزل ع. ح. رفتم تا حدود ساعت 9 در * بودم پدرم با من تماس گرفت دو روز بعد از تیراندازی و گفت که شریفی ها می گویند که م. ح. قاتل است.… علی ایحال با عنایت به جمیع محتویات پرونده از جمله گزارش مرجع انتظامی در خصوص وقوع جرایم مشهود اتهامی در صفحه یک پرونده، شناسایی متهم به عنوان ضارب و عامل تیراندازی بلافاصله پس از وقوع تیراندازی و شروع اقدامات تعقیبی متهم موضوع گزارش های مرجع انتظامی در صفحات 3 و 4 پرونده و عدم دسترسی به متهم به لحاظ متواری شدن وی، صورتجلسه مواجهه حضوری فی مابین گواهان عینی و حاضرین در محل در زمان وقوع قتل که متهم را در لحظه ارتکاب قتل مشاهده نمودهاند با متهم به موجب صورتجلسه صفحه 26 و 27 و 28 پرونده مفاد تحقیقات مرجع انتظامی در خصوص علل و انگیزه متهم از ارتکاب بزه های اتهامی موضوع صفحات 124 و 125 و 126 و 127 و 128 صورتجلسه بررسی صحنه قتل در صفحات 142 و 143 و 144 و 145 و 146 پرونده، مفاد گواهی گواهان عینی حاضرین در محل و شهادت انان در قالب مواجهه حضوری با متهم در مراحل تحقیقات که صراحتا به تیراندازی و ارتکاب قتل توسط متهم اشاره نمودهاند به موجب صفحات 15 و 111 و 113 و 365 و 366 و 354 و 353 و 351 و 349 و 348 و 350 پرونده، مفاد برگ شرح معاینه جسد مقتول حاوی تعیین علت تامه مرگ به شماره 861 /ف/ 95 - 1395/05/11 که بیان داشته است. علت تامه مرگ فوت شوک هموراژیک ناشی از خونریزی شدید و غیرقابل کنترل متعاقب اسیب شدید عناصر حیاتی سمت چپ گردن و شکستگی مهره های گردنی متعاقب اصابت پرتابه فلزی پرشتاب (گلوله) تعیین میگردد.، جواز دفن مقتول در صفحه 61 پرونده، مفاد نظریه کارشناس رسمی دادگستری در رشته اسلحه شناسی و مهمات به شماره 27 /ب/ 11/95 - 1395/05/19 در صفحه 92 پرونده که بیان داشته است. در بررسی از جسد متوفی سوراخی مدور و منظم به قطر تقریبی 5 میلی متر همراه با حاشیه سوخته در ناحیه میانی فوقانی خلف بدن بین دو کتف و پآیین تر از خط گردن مشاهده گردید.که محل ورود یک عدد گلوله به صورت مستقیم میباشد. این گروه پس از ورود به بدن متوفی و اسیب به بافت های داخلی با ایجاد حفره ای ستاره ای شکل به ابعاد تقریبی 8 * 8 سانتیمتر همراه با شکستگی استخوان ها و متلاشی نمودن بافت های داخلی صورت و فک از ناحیه سمت چپ صورت فک تحتانی و چانه خارج گردید.مسیر عبور این گلوله نسبت به بدن متوفی از خلف به قدام راست به چپ و پآیین و بالا تعیین میگردد. اثار و ضایعات ایجاد شده در محل های ورود و خروج گلوله مذکور بر روی بدن متوفی نظیر اثار و ضایعاتی است.که معمولا در اثر اصابت گلوله اسلحه های جنگی کلاشینکف کالیبر 7/62 میلی متر به صورت مستقیم از فاصله تقریبی 7 الی 15 متر ایجاد میگردد.، تعداد 7 عدد پوکه مکشوفه از صحنه دارای کالیبر 7 ٫ 62 میلیمتر بوده و اثار سوزن خوردگی بر روی انها مشهود است.فشنگ متعلق به این نوع پوکه ها معمولا مورد استفاده تیراندازی به وسیله اسلحه های جنگی کلاشینکف کالیبر 7 ٫ 62 میلی متر قرار میگیرد اثار موجود بر روی پوکه های مذکور مورد مقایسه میکروسکوپی قرار گرفت با یکدیگر دارای تشابه بوده و در نتیجه تعداد 7 عدد پوکه مذکور از یک قبضه اسلحه شلیک گردیدند مفاد گواهی های پزشکی قانونی دایر بر تایید جراحات وارده به شاکی اقای ح. س. به موجب صفحات 86 و 375 پرونده، اظهارات اقاریر متهم در مراحل تحقیقات و اظهارات وی مبنی بر پذیرش تهدید مقتول موضوع صفحات 23 و 24 و 25 و 93 و 94 و 121 و 122 و 372 پرونده، احراز مسیولیت جزایی متهم موضوع گواهی پزشکی شماره 6855/18712 - 96/11/15 مضبوط در پرونده و نظر به مفاد کیفرخواست شماره 9710436121901919 - 1397/06/21 * و با بلاوجه و غیر موثر تلقی نمودن دفاعیات بعدی متهم و وکلای وی مبنی بر انکار اتهام های یاد شده و انتساب قتل به فردی به نام م. س. و استناد وکیل متهم به اظهارات اقایان ر. ح. فرزند ص. و ع. ح. فرزند ع. چراکه 1 - شهود عینی اولیای دم با شهادت تعیینی و جزمی به ارتکاب قتل عمدی توسط متهم شهادت داده اند در این حال انصراف پرونده به سمت فرد یا افرادی که نه تنها دلیل بلکه قراین و اماراتی مبنی بر توجه اتهام به وی وجود ندارد. فاقد وجاهت است. 2 - به موجب صفحات 148 و 149 و 150 و 159 و 160 و 161 و 162 و 163 و 164 پرونده درخواست وکیل متهم اجابت شده است.و در این راستا علاوه بر اخذ اظهارات اقایان ر. ح. و ع. ح. هم به صورت جداگانه و هم در قالب مواجهه حضوری با متهم، مفاد اظهارات دو تن مطلع یادشده که متهم مدعی است.همزمان با وی به محل حضور مقتول مراجعه کرده اند لکن انان مدعی هستند که به صورت مجزای از متهم با فاصله زمانی اندکی از وی به محل حضور مقتول و متهم رسیده اند، نه تنها کمکی در راستای رهایی متهم از اتهام های یادشده نمی کند بلکه اظهارات انان بدین نحو که * درب گاراژ رسیدیم متوجه شدیم که م. ح. در حال درگیری با طایفه دح وی است حکایت از توجه اتهام به متهم دارد.، لذا دادگاه بزه های یاد شده را نسبت به متهم محرز تشخیص و مستندا به مواد 19 و 140 و 141 و 144 و 160 و 161 و 164 و 166 و 167 و 168 و 171 و 172 و 289 و بند ب 290 و 350 و 351 و 381 و 448 و 449 و 709 و 713 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و بند الف ماده 1 قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب 1399 ناظر به ماده 614 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات مصوب 1375 و بند پ ماده 6 قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیرمجاز مصوب 1390 ، نظر به تقاضای قصاص نفس از ناحیه اولیای دم مقتول و با تمسک به ایه شریفه 179 سوره مبارکه بقره ولکم فی القصاص حیوه یا اولی الالباب حکم به قصاص نفس متهم اقای م. ح. فرزند ق. بابت ارتکاب قتل عمدی مرحوم ا. د. فرزند ی.س و نیز حکم بر محکومیت نامبرده به پرداخت یک و نیم صدم دیه کامل بابت متلاحمه با سن راست و نیز پرداخت یک دهم دیه کامل بابت نافذه قسمت فوقانی ران راست و نیز پرداخت ارش به میزان دو صدم دیه کامل بابت اسیب بافت نرم و عضله چهار سر ران در حق شاکی اقای ح. س. فرزند ع. صادر و اعلام مینماید. دادگاه همچنین با در نظر گرفتن سوابق متعدد کیفری متهم و احراز حالات خطرناک وی که در پرونده شخصیت وی نیز انعکاس دارد. و لذا موجب عدم استحقاق وی در برخورداری از تخفیفات موضوع قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب 1399 است.حکم بر محکومیت نامبرده به تحمل 5 سال حبس تعزیری درجه 5 بابت حمل و نگهداری سلاح جنگی کلاشینکف صادر و اعلام مینماید. نظر به عدم کشف الت قتاله (سلاح جنگی کلاشینکف) اتخاذ تصمیم در وضعیت کنونی در خصوص ضبط ان منتفی است. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در مرجع محترم دیوان عالی کشور است./.
رییس شعبه اول دادگاه کیفری یک استان خوزستان مستشار دادگاه
ر. م. م. ر. ا. م.