نحوه انشاء رأی بر مبنای اقناع وجدانی و علم قاضی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/16
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: دادگاه درصدور رای بر مبنای اقناع وجدانی، مکلف است ماده قانونی مربوطه و مقدمات و مبانی علم را صراحتا در دادنامه ذکر نماید.

رای خلاصه جریان پرونده

براساس دادنامه --- - 95/3/3 صادره از شعبه --- دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان گ.، آقای ح.ن. به اتهام معاونت در حمل مقدار 310 گرم هروئین به تحمل 15 سال حبس محکوم شده است. محتویات پرونده حاکی از این است که مطابق صورت جلسه مورخه 93/11/16 دو نفر به نامهای م.ن. 15 ساله و الف.ن. 14 ساله (برادر) دستگیر و در بازرسی تعداد 41 بسته به وزن تقریبی 400 گرم با لفافه مواد مخدر مشکوک به هروئین که داخل یک کیف دستی جاسازی کرده بودند کشف و اظهار داشتند این بسته ها را از شهرستان زاهدان بین دو نفرمان تقسیم و از قسمت مقعد خود انباری کرده و در تهران تخلیه و درون این ساک گذاشته ایم یکی از متهمین به نام م.ن. در بازجویی خود ضمن اقرار به جرم خویش اظهار داشته: بله متعلق به من بود برای ح.ن. در اسلام آباد می بردیم. در زاهدان از برادر یا داماد همین ح.ن. نصف این مواد را بنده از پآیین جاسازی کردم و نصفش را برادرم که بیاوریم برای ح.ن. تا هرکداممان سیصد چهارصد هزار تومان پول بگیریم مواد را به روغن آغشته و از پآیین وارد می کنیم متهم دیگر به نام الف.ن. 14 ساله نیز در بازجویی اولیه خود چنین مطالبی را به صورت تقریبا مشابه بیان کرده لکن نام شخص را که مطرح کرده ح.ر. است و نحوه انباری را بلعیدن ذکر کرده است. لکن بعد از آن بیان کرده مواد را در مقعد مان جاسازی کردیم و گفته علت تناقض گویی گفته است من خجالت کشیدم بگویم از مقعد جا کردم. در صفحه 8 برگه صورت مجلس تحویل و آزمایش نوع مواد به انبار بیان شده ماده مشکوک به هروئین بدون لفاف 310 گرم بیان گردیده است. آقای احمد نهتانی در برگ بازجوئی ص 31 گفته است آبجی ام م.ن. گفت بروید از زاهدان مواد بیاورید. برای ح.ن. آبجی ام گفته به شماپول میدم. قرار بود مواد را به ح.ن. در اسلام آباد تحویل دهیم - مواد را یک مرد داد به آبجی ام و آبجی ام داد به ما و ما داخل بدنمان کردیم - آقای م.ن. نیز گفته است مواد متعلق به خواهرم م.ن. و شریکش... ن. می‌باشد. خواهرم گفت برایش مواد بیاوریم هم در قبال دادن پول و هم اینکه می گذارد ما نزدش زندگی کنیم. تهدید کرد اگر نرویم بیاوریم شما را از خانه بیرون می کنم. خواهرم به ما داد و جاساز کردیم ولی خواهرشان به نام م. در برگ بازجوئی چنین ادعایی را قبول نکرده است و خود را خلافکار نمی داند- اما در برگ بازجوئی صفحه 44 م. گفته خیر (م.ن.) همدست نیست فکر کردم ایشان بنده را لو داده است. در تاریخ 93/12/19 در مورد م.ن. قرار منع تعقیب صادر شده و در همان تاریخ به موافقت دادستان محترم رسیده است (موافقت در ظهر قرار می‌باشد) در ص 102 پاسخ آزمایش حاکی از این است که (نمونه مذکور دارای ماده مخدر هروئین می‌باشد) در تاریخ 94/2/10 متهم به نام ح.ن. دستگیر و مطابق گزارش قصد بیرون انداختن خود از خودرو مامورین نیروی انتظامی داشته و گفته به خاطر ترس و اتهام 310 گرم هروئین قصد فرار داشتم و اشتباه کردم. و در برگ بازجوئی ص 168 گفته است اظهارات ایشان نه الف.و نه م. هیچکدام را قبول ندارم. موادی یا پولی به این دو ندادم گرچه این دو نفر را می شناسم برای گوشی پیش من آمدند ولی بنده هرگز نگفتم که برایم مواد بیآورند قبول ندارم درخواست مواجهه حضوری دارم. در تاریخ 94/2/17 جلسه مواجهه حضوری دارم - در تاریخ 94/2/17 جلسه مواجهه حضوری تشکیل شده آقای الف.ن. اظهار داشتم بله متهم ح.ن. در جلسه شناختم خودش می‌باشد حرفهای قبلی خود را در جلسات قبول دارم. متهم به نام م.ن. اظهار داشت همین آقا ح.ن. می‌باشد. ایشان را به خانه خواهرمان بردیم که اعتماد کند خانه داریم و ایشان ما را فرستاده زاهدان و تماس داشتیم و ما را به برادرش معرفی کرد. لیکن متهم به نام ح.ن. گفته بنده هیچکدام را قبول ندارم... مال خواهرش است. از او سوال شده شما از کجا می دانید... مال خواهرشان می‌باشد؟ پاسخ داده شما گفتید خواهرشان را بازداشت کردید حتما برای مواد بازداشت کردید - من اظهارات متهمین را قبول ندارم یک بار ایشان را بیشتر ندیدم - بنده خواهرش را ندیدم و خانه ای نرفتم بنده روحم از مواد خبری ندارد دروغ می‌باشد. در تاریخ 94/4/4 قرار بازداشت موقت آقای ح.ن. ابقاء شده که دادستان محترم با آن مخالف و پرونده برای حل اختلاف به دادگاه ارسال شده و دادگاه با صدور دادنامه --- - 94/4/9 که با شماره 359 - 94/4/9 آمار شده نوشته اند صرف نظر از استدلال دادستان محترم با عنایت به مواد 237 - 238 ق.آ.د.ک به لحاظ عدم کفایت دلیل اثباتی توجها به انکار متهم و با تایید نظر دادستان محترم حل اختلاف شده است. صفحات 215 و 216 هیچ ارتباطی به این پرونده نداشت مربوط به نواقص جاده ای راههای روستایی حوزه استحفاظی است که به نظر می‌رسد اشتباها در این پرونده ضمیمه شده است. با اینکه دستور دادستان در روی آن صحیح بوده اما به نظر می‌رسد دفتر اشتباها ضمیمه نموده است. در صفحه 237 از ح.ن. بازجوئی شده لیکن ص 238 ضمیمه سرجی خود نیست و با 239 جابجا شده است وکیل وی اظهار داشته در پرونده حاضر هیچ دلیلی جز اظهارت متهمین علیه موکل وجود ندارد که نمی تواند سبب توجه اتهام به موکل شود زیرا اتهام وی معاونت است که هیچ دلیلی بر آن وجود ندارد متهمین در زمان ارتکاب کمتر از 18 سال داشته اند و یکی نابالغ بوده است و اظهارات ضد و نقیض دارند. و اقرار آنها موجب توجه اتهام به موکل نیست - خواهر متهمین که ابتدا خودش متهم بوده از وی رفع اتهام شده و برادرانش اظهارات علیه وی را پس گرفتند ممکن است بین متهمین و برادر موکل ارتباطی وجود داشته باشد اما موکل از این ارتباط بی خبر است و نقشی در این ماجرا نداشته تقاضای صدور قرار منع تعقیب دارم. پس از صدور کیفرخواست پرونده را به دادگاه شهرستان گ. ارسال و رئیس آن شعبه به علت نداشتن مستشار دستور ارسال پرونده به مرکز استان را صادر نموده لکن رئیس دادگاه انقلاب اسلامی گرگان در تاریخ 94/6/12 دستور اعاده پرونده را صادر نموده است در تاریخ 94/10/21 جلسه دادگاه تشکیل شده و به دلایلی رسیدگی انجام نشده و وقت رسیدگی تجدید گردیده و آقای س.گ. به وکالت تسخیری از آقای م.ن. معرفی شده در تاریخ 95/2/27 مجددا جلسه دادگاه تشکیل شده متهم در دادگاه اظهار داشته اتهاهم را قبول ندارم ص 310 این آقا گوشی من را دویست هزار تومان خرید و رفت دیگر این آقا را ندیدم و پولش را نقد داد و من ایشان را نمی شناختم وکیل وی اظهار داشته غیر از اظهارات متناقض مباشرین جرم دلیلی بر چنین اتهام سنگینی نسبت به موکل وجود ندارد و نمی توان مجازات سنگین را به وی تحمیل نمود و با اصل تفسیر مضیق به نفع متهم و قاعده درا مواجه هستیم و به دلایل متعدد اظهارات مباشرین علیه موکل قابل استناد نبوده وموثر در مقام نیست متهمین در زمان وقوع جرم از شرایط سنی که بتوان شهادت آنها را شرعی محسوب کرد برخودار نبوده اند. زیرا یکی نابالغ و دیگری شانزده ساله بوده است و در صفحات 2 و 3 و 4 چندین مرتبه دچار تناقض گویی شده اند یکجا گفته اند بلعیدم در جای دیگر گفتند در مقعد جاسازی کردم که بازپرس هم در صفحه 2 تناقض گویی را به ایشان اعلام نموده است. در رابطه با مبلغ ماخوذه نیز دچار تناقض گویی شده اند یکبار گفته اند دویست هزار تومان بار دیگر عنوان کرده اند صدوپنجاه هزار تومان و اکنون در جلسه دادگاه اظهار داشته که برای یک میلیون تومان اینکار را کردیم که تا در جلسه حاضر همچنان اظهارات متناقض ادامه دارد و در تحقیقات اولیه یکبار گفته اند ح.ر. و دوباره گفته اند ح.ن. و حتی اسم موکل را درست نمی دانستند و در یک تبانی آشکار در صفحه 26 ناگهان هر دو اعلام می نمایند که خواهرمان ما را وادار به اینکار کرد و در صفحه 32 می گویند مواد مال ح.ی. و خواهرم هست و در صفحه 44 اظهارات خود را تکذیب می نمایند که خواهرم بی تقصیر است و در صفحه 63 می گویند ع.ن. مقصد است آیا اظهارات چنین شخصی و متهمی که نابالغ است برای محکومیت موکل به مجازات قابل توجه است موکل در تحقیقات هیچ نکته منفی نداشته در حالی که الف. و م. دارای سابقه کیفری و وضعیت اجتماعی و اخلاقی نامناسب معرفی شده اند و همچنین خواهر و همسر خواهرش هم بخاطر مواد در زندان بوده است و خودشان قابلیت ارتکاب جرم را داشته اند و نیازی به تحریک و تطمیع موکل نداشته اند. در گزارش صفحه 1 مرجع انتظامی هیچ اسمی از موکل نیامده است فقط اسم الف. و م. ذکر شده. شایسته است نسبت به موکل رای برائت را انشاء فرمائید به عنوان آخرین دفاع نیز متهم اظهار داشته اتهام را قبول ندارم و حرفهای م. ن. دروغ است. وکیل وی اظهار داشته متهم به نام م. در جلسه حاضر اعلام داشت جهت هماهنگی چندین بار تماس داشته است در حالی که بر حسب اقرار خود ایشان در اظهارات چند سطر فوق ایشان در روز دستگیری بنا به درخواست مامورین ستاد با موکل تماس داشته و با ملاحظه ریز مکالمات دریافتی از شرکت مخابرات که در پرونده موجود است ملاحظه می‌گردد ایشان و موکل فقط یکبار تماس تلفنی داشتند که مربوط به همان تماس موردنظر ایشان است. لذا عدم وجود هیچگونه تماس تلفنی خلاف اظهارات ایشان در جلسه حاضر دلیل دیگری بر بی گناهی موکل است و این تردید وجود دارد که همانگونه که ایشان در جلسه حاضر در پاسخ دادگاه اعلام می نمایند که همین جوری اسم خواهرم را گفتم چند صباحی بعد اعلام می‌نماید که همین جوری اسم ح.ن. را گفتم لذا تقاضای رسیدگی برابر اصول و قواعد دادرسی مزید امتنان است. در نهایت دادگاه با صدور دادنامه --- - 95/3/3 متهم را به شرح مذکور در ابتدای گزارش محکوم نموده آقای ع.ط. با تقدیم یک برگ لایحه که به شماره 12 - 951 - 95/3/29 ثبت شده فرجام خواهی نموده و طی آن اظهار داشته شایسته است با عنایت به اینکه هیچ مدرکی دال بر تحقیق عنوان معاونت علیه موکل جز اظهارات مباشرین که برادر بوده و با هم تبانی داشته اند و فارغ از اطلاعات حقوقی به دنبال رفع اتهام از خود بوده اند و از ابتدای تعقیب و تحقیق به انحاء مختلف از خود رفع اتهام نموده‌اند و حتی خواهر خود را نیز در مظان اتهام قرار دادند و پس از مدتی از وی رفع اتهام نمودند و از نظر سنی نیز در شرایطی هستند که اظهارات آنها قابلیت استناد را ندارد و موکل فاقد هرگونه سابقه کیفری در زمینه مواد مخدر می‌باشد. لذا شایسته است نسبت به رسیدگی و نقض دادنامه و رسیدگی مجدد اقدامات لازم را مبذول فرمائید. رای صادره در تاریخ 95/3/8 به وکیل متهم ابلاغ قانونی شده (الصاق گردیده) و در تاریخ 95/3/12 به متهم ابلاغ قانونی شده وکیل متهم مجددا لایحه تکمیلی 5 برگ تقدیم نموده که ضمیمه پرونده شده است و طی آن اظهار داشته در شرایطی که یکی از مباشرین از مجازات به دلیل صغر (سن) معاف گردیده و دیگری به 4 سال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت محکوم گردیده و این نوع مجازات به دلیل عدم احراز شرایط بلوغ عقلانی و عدم احراز قدرت تمییز و ادراک ذهنی مباشرین انجام شده است. بدلیل اظهارات چنین افرادی موکل به تحمل 15 سال حبس به اتهام معاونت محکوم گردیده است. چطور می‌شود مجازات مباشر بدلیل عدم ادراک عقلی ساقط باشد ولی اظهارات آنها سبب اثبات جرم توسط موکل شده باشد. هیات شعبه با توجه به مراتب فوق پس از شور به شرح برگ آتی مبادرت به صدور رای می‌نماید.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای علیرضا رحمانی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حمیدرضا مهاجری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر بسمه تعالی- تقاضای رسیدگی و اتخاذ تصمیم شایسته را دارم در خصوص دادنامه شماره --- - 95/3/3 مشاوره نموده چنین رای می دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

هرچند قضات محترم صادر کننده دادنامه فوق، در متن آن به اقناع وجدانی خویش استناد نموده اند، اگر منظور آنها استناد به علم است باید ماده قانونی مربوطه و مقدمات و مبانی علم را صراحتا در دادنامه ذکر می نمودند. زیرا ادله دیگر اثبات جرم که در ماده 160 قانون مجازات اسلامی ذکر شده در پرونده و دادنامه وجود ندارد و متهم منکر است. به علاوه اینکه در صفحه 102 پرونده در مورد پاسخ آزمایش مواد مکشوفه عبارت (نمونه مذکور دارای ماده مخدر هروئین) ذکر شده و این عبارت نشانگر این است که اصل مواد چیز دیگری بوده که هروئین در آن داخل شده. بنابراین مشمول بخشنامه 1/86/6973 - 86/6/31 ریاست محترم وقت دیوان عالی کشور بوده و تعیین خلوص برای درنظر گرفتن مجازات در مورد مباشر و معاون (در صورت اثبات معاونت) الزامی بوده است. هرچند که فرجامخواه به این موارد اشاره نکرده به علاوه اینکه اظهارات متهم در مورد قیمت گوشی در صفحات 237 و 310 از نظر قیمت تعارض دارد که نیاز به تحقیق دارد. بنابراین از جهت نواقص فوق، فرجامخواهی آقای ع.ط. به وکالت از آقای ح.ن. وارد و موجه تشخیص و با استناد به ماده 377 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و بند 2 قسمت ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه فوق الذکر نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده آن ارجاع می‌گردد.

شعبه پنجاه دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار

محمد ح. راضی - علیرضا رحمانی

منبع