حدود تبعیت دادگاهها از احکام یکدیگر

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/10/27

پیام: برای فسخ نکاح توسط زوجه به دلیل ارتداد زوج، ابتدا باید ارتداد زوج در محکمه صالحه به اثبات برسد.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

حسب اوراق و مندرجات پرونده خانم ف. خ. ا. به وکالت از اقای م. ط. به شرح دادخواست تقدیمی در مورخ 99/11/4 دعوی به خواسته فسخ نکاح به طرفیت خانم س. ن. م. مطرح و اختصارا چنین توضیح داده اند (موکل و خوانده به موجب سند نکاحیه شماره 8121 به عقد دائم یکدیگر درآمدند لکن با توجه به اینکه هر دو نفر در دو روستای متفاوت ساکن بودند عملا شناختی از یکدیگر نداشته پس از جاری شدن صیغه عقد نیز با بهانه های خانواده زوجه که رسمی مبنی بر ملاقات دختر و پسر در زمان عقد ندارند از تعامل و رفت و امد بیشتر فی مابین جلوگیری نمودند اما پس از انکه زندگی مشترک خود را شروع نمودند زوجه مدتی داروهایی که سابقا استفاده می نمود را استفاده نکردند. و دچار حملات شدید روانی و عصبی گردید.که موکل متوجه مشکلات خود گردیدند در حالی که در زمان عقد هیچگونه صحبتی از مشکلات ایشان نگردیده به نحویکه با پوشیدن لباس عروسی در محل رفت و امد می نمود و کسی نمی توانست جلوی ایشان را بگیرد تمام وسایل خانه را به بیرون پرتاب می کرد که پس از تحقیق موکل متوجه گردیدند که مدت زیادی زوجه تحت درمان روانپزشکان می‌باشد. لذا موضوع از موارد تدلیس می‌باشد. تقاضای رسیدگی و صدور حکم به شرح ستون خواسته را دارم.) ص 10 . پرونده به شعبه *ارجاع، با تعیین وقت و دعوت از طرفین جلسه دادرسی در تاریخ 99/11/29 با حضور زوج و وکلای طرفین تشکیل، وکیل خواهان اظهار نموده (خواسته به شرح دادخواست تقدیمی می‌باشد. پنج ماه پیش موکل جشن عروسی گرفتند و زندگی مشترک را شروع نموده موکل از بیماری خوانده اطلاع نداشته است.) وکیل خوانده در مقام پاسخ اظهار نمود (زوجین با هم رفت و امد داشتند با هم سفر *رفته اند و از وضعیت هم اطلاع داشتند موکل هیچ عملیات تدلیس انجام نداده است. در فرض وجود بیماری و مخفی کردن ان دلیل بر تدلیس نیست. رفتارهای زوج هم نرمال نیست. موکل بیماری روحی حاد ندارد. سه سال است.که موکل عقد کردند. و با هم رفت وامد داشته اند.) ص 23 . با دستور دادگاه زوجه به سازمان *معرفی گردیده اند و در این خلال پرونده به منظور صلح و سازش به شورای حل اختلاف ارسال که نتیجه ای حاصل نگردیده. دادگاه قرار استماع شهادت و شهود صادر می‌نماید. و در جلسه دادرسی مورخ 1400/07/20 با حضور وکلای طرفین و شخص خوانده تشکیل، بدوا دادگاه شهادت گواهان حاضر در دادگاه را استماع و سپس خوانده اظهار نموده (خیر من حاضر نیستم بروم سازمان *چون به نظر خودم نیازی نمی بینم من قرص مصرف می کنم بعد از عقد رفتم دکتر زمانی که صیغه بودم این داروها را استفاده می کردم. روزی که من رفتم دکتر خواهان خانه ما بودند مشکل خودش بود که با خانواده اش نگفت.) ص 60 - 57 . دادگاه نظریه پزشک معالج زوجه را اخذ و ضم سابقه گردیده است. که به موجب ان اعلام گردیده (نامبرده از سال 96 به مطب جهت ویزیت و درمان مراجعه نموده و طبق شرح حال اخذ شده ایشان از چهار سال قبل از ان (سال 92 ) دوره های خلقی ایشان شروع گردیده بوده است.و بیماری نامبرده اختلال خلقی دوقطبی می‌باشد.) ص 69 - 67 . دادگاه با اعلام ختم دادرسی به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/08/30 به شرح ذیل مبادرت به صدور حکم می‌نماید. در خصوص دادخواست اقای م. ط. فرزند ع. با وکالت خانم ف. خ. ا. به طرفیت خانم س. ن. م. فرزند س. س. با وکالت اقای س. ع. م. به خواسته صدور حکم مبنی بر اعلام فسخ نکاح مطابق سند نکاحیه شماره 8121 مورخ 97/10/23 به لحاظ تدلیس در نکاح به شرح دادخواست بدین شرح که وکیل خواهان مدعی است:موکل و خوانده به موجب سند نکاحیه به شماره 8121 عقد دائم یکدیگر درآمدند لکن ابتدا با توجه به اینکه هر دو در دو روستای متفاوت و دو ساکن بودند عملا شناختی از یکدیگر نداشته و پس از جاری شدن عقد نیز با بهانه های خانواده زوجه که رسمی مبنی بر ملاقات دختر و پسر در زمان عقد ندارند از تعامل و رفت و امد بیشتر فیمابین جلوگیری نمودند که این امر باعث عدم شناخت موکل نسبت به زوجه گردید.لکن پس از انکه مدتی زندگی مشترک خود را شروع کردند. زوجه مدتی داروهایی که سابقه استفاده می نمود را استفاده نکرده و دچار حملات شدید روانی و عصبی گردید.و موکل متوجه مشکلات روانی و عصبی همسر خود گردید.درحالی که در زمان عقد هیچگونه صحبتی از مشکلات ایشان نگردیده بود به نحوی که با پوشیدن لباس عروسی در محل رفت وامد می نمودو کسی نمی توانست جلوی ایشان را بگیرد و تمام وسایل خانه را به بیرون پرتاب می کرد که پس از تحقیق موکل متوجه گردید.که مدت زیادی زوجه تحت درمان روانپزشکان می‌باشد. لذا با توجه به موارد فوق و اینکه زوجه رفتار عادی نداشته و این امر کاملا از موکل پنهان گردیده بود و به محض اطلاع شروع به تحقیق و سپس با اطلاع از حق فسخ اقدام نمودند لذا تقاضای ارجاع به سازمان *در خصوص بیماری زوجه و نیز از انجا که موکل با قصد سلامت روان و جسم زوجه اقدام به ازدواج با وی و تعهد نسبت به حقوق مالی ناشی از ان نموده. و به لحاظ بیماری شدید زوجه که از موکل پنهان گشته از موارد تدلیس می‌باشد. که تقاضای رسیدگی و صدور حکم موافقت ستون خواسته را دارد. وکیل خوانده در جلسه رسیدگی مورخ 99/11/29 اظهار داشته که ((… موکل عملیاتی جهت تدلیس انجام نداده، تدلیس با ترک فعل تحقق پیدا نمی کند، بر فرض وجود بیماری و مخفی کردن ان، دلیلی بر تدلیس نیست)) و تقاضای اخذ نظر سازمان *را نموده است.اما علیرغم معرفی خوانده به سازمان *، خوانده حاضر به مراجعه به سازمان *نشده و وکیل ایشان طی لایحه ای اظهار داشته موکل توانایی پرداخت هزینه مراجعه به سازمان *را ندارد. ولی علیرغم اعلام امادگی خواهان برای پرداخت هزینه های مربوطه، خوانده در جلسه رسیدگی مورخ 1400/07/20 اظهار داشته که حاضر به مراجعه به سازمان *نیست (صفحه 60 پرونده) و خوانده اقرار نموده که قبل از ازدواج زیر نظر پزشکی دارو مصرف می نمود. اظهارت شهود دلالت بر حالت روان پریشی حاد خوانده داشته و خوانده نیز در جلسه استماع شهادت شهود، اقدامات خود را توجیه و تا حدودی اظهارات شهود را تایید نموده است. (صفحه 60 پرونده). با توجه به اینکه جهت کشف حقیقت، زوجه حاضر به معرفی به سازمان *نشده، دادگاه مراتب را از پزشک متخصص و معالج ایشان استعلام، که بر اساس پاسخ استعلام واصله، خوانده از سال 92 بیمار بوده و از سال 96 تحت درمان قرار گرفته و دارد. مصرف می نموده، این بیماری موجب اختلال در روند زندگی شخصی و زناشویی می‌شود. تلاش دادگاه جهت اصلاح ذات البین موثر واقع نشده حال با توجه به مطالب معنونه از انجا که؛ 1 - بیماری و اختلال رولنی خوانده قبل از ازدواج محرز بوده 2 - دلیل و مستندی که مبین اطلاع زوج از این موضوع باشد. ارائه نشده است. 3 - سلامتی روانی زوجین در ازدواج شرط ضمنی و عقد بر ان واقع می‌شود. 4 - سکوت درباره نواقصی که عادتا قابل مسامحه نیست و با اگاهی از ان غالبا ازدواج صورت نمی گردد.، تدلیس محسوب می‌شود. پس تدلیس با سکوت نیز قابل تحقق است. 5 - بیماری زوجه با توجه به نظر پزشک معالج و اظهارات شهود در خصوص رفتار ایشان در زندگی مشترک به نحوی است.که در صورت اطلاع زوج عرفا حاضر به ازدواج با ایشان نمی شد.لذا دادگاه دعوی خواهان را وارد دانسته مستند به مواد 1128 و 1321 و 1324 قانون مدنی و ماده 241 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به اعلام فسخ نکاح واقع فی مابین خواهان و خوانده در سند نکاحیه رسمی شماره 8121 مورخ 97/10/23 صادر و اعلام می دارد. رای صادره حضوری بوده ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم محترم تجدیدنظر *می باشد. با تجدیدنظرخواهی وکیل زوجه پرونده به شعبه *ارجاع که شعبه مرجوع الیه بدوا به شرح تصمیم مورخ 1400/11/06 پرونده تجدیدنظرخواسته را به لحاظ نقص تحقیقات به شعبه بدوی اعاده می‌نماید. ص 90 - 89 . به موجب گزارش مامورین انتظامی در راستای دستور دادگاه در اجرای تحقیقات محلی اعلام نموده (… اهالی بیان داشتند نامبرده خانوادگی و ژنتیکی وضعیت روحی و روانی مساعدی ندارند و قبل از اینکه ازدواج نمایند هم دچار این مشکل بودند.) ص 101 . نظریه سازمان *واصل و طی ان اعلام گردیده (از نامبرده معاینه به عمل امد سابقا ابتلا به اختلال ادواری و درمان سر پایی در تاریخ 96/10/3 لغایت 1400/11/02 دارد. در حال حاضر با مصرف دارو در بهبودی به سر می برد در صورت قطع دارو احتمال عود بیماری دارد.) ص 105 . با اعاده پرونده شعبه *وجب دادنامه شماره *مورخ 1401/05/12 به شرح ذیل مبادرت به نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته و حکم بر بطلان دعوی صادر نموده است. تجدیدنظرخواهی خانم س. ن. م. فرزند س. س. با وکالت اقای س. م. به طرفیت اقای م. ط. فرزند ع. با وکالت خانم ف. خ. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/08/30 صادره از شعبه *که به موجب ان حکم به اعلام فسخ نکاح واقع فیمابین تجدیدنظرخواه و خواهان بدوی (زوج) در سند نکاحیه رسمی شماره 8121 مورخ 97/10/23 صادر شده وارد است.زیرا بیماری اعلام شده از ناحیه زوج مشمول هیچ یک از موارد قید شده در ماده 1123 قانون مدنی که شامل قرن، جذام، برص، افضای زمین گیری و نابینایی از هر دو چشم می‌باشد. نیست و از طرفی در سند نکاحیه مزبور هیچگونه صفتی در خصوص زوجه شرط نشده است.و مضافا اینکه در خصوص تدلیس ادعایی زوجه هیچگونه حکمی از مرجع قضایی که حکایت از محکومیت زوجه مبنی بر تدلیس در ازدواج باشد. صادر نشده است.بنا به مراتب فوق هیات دادگاه به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و ماده 1257 قانون مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی را صادر و اعلام می دارد. رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می‌باشد. دادنامه در تاریخ 1401/05/24 ابلاغ و خانم ف. خ. ا. به وکالت از اقای م. ط. طی دادخواست تقدیمی در مورخ 1401/06/14 در مقام فرجامخواهی نسبت به رای دادگاه تجدیدنظر استان اعتراض و اجمالا بیان نموده‌اند (نظر به اینکه طبق ماده 1128 قانون مدنی در صورتی که هر یک از طرفین صفت خاصی منظور باشد. و پس از عقد معلوم گردد. که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود. چنانچه در مانحن فیه نیز اصل بر سلامت روانی افراد در عقد ازدواج می گذارند و نکاح بر اساس ان واقع می‌شود.) مشروح لایحه وکیل فرجامخواه در جلسه شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. ب. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره * 01/5/12 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

در خصوص فرجامخواهی اقای م. ط. با وکالت خانم ف. خ. ا. وکیل پایه یک دادگستری نسبت به دادنامه فرجامخواسته که به موجب ان دعوی نخستین فرجامخواه به طرفیت خانم س. ن. م. به خواسته فسخ نکاح (به لحاظ تدلیس در مورد جنون زوجه) منتهی به صدور حکم به بطلان دعوی فرجامخواه شده است.نظر به اینکه گواهی مورخ 1401/04/21 سازمان *حاکی است.که (فرجامخوانده سابقه ابتلا به اختلال ادواری و درمان سرپایی از تاریخ 1396/10/03 لغایت 1400/11/02 دارد. …) (صفحه 105 ). نوع اختلال که ایا بیماری روانی (جنون) محسوب می‌گردد. یا خیر بدرستی مشخص نگردیده و استعلام از سازمان *در خصوص مذکور که منظور از اختلال ادواری ایا ابتلا به جنون ادواری می‌باشد. یا خیر ضروری به نظر می‌رسد. لذا با توجه به مفاد ماده 1121 قانون مدنی که حاکی است.جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار اعم از اینکه مستمر باشد. یا ادواری برای طرف مقابل موجب حق فسخ است، دادنامه فرجامخواسته به استناد بند الف ماده 401 قانون مدنی با نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد به همان شعبه محترم صادرکننده رای نقض شده ارجاع می‌گردد. شایان ذکر است.که هر گاه جنون ادواری زوجه احراز شود. رعایت ماده 1131 قانون مدنی ضرورت خواهد داشت.

شعبه *

رییس: س. ب. مستشار: ح. م.

منبع