تاریخ دادنامه قطعی: 1394/04/10
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: گزارش پزشکی مبنی بر نفی نسب، تنها در مهلت دو ماهه طرح دعوی نفی ولد و در صورت عدم تعارض با قاعده فراش از امارات ظنیه است و در صورت انقضاء مهلت مذکور، نفی طفلی که در فراش به دنیا آمده جز از طریق لعان امکانپذیر نیست.
آقای س. ش.پ. به طرفیت خانم س. الف. و سید م. ش.پ. دادخواست به خواسته نفی نسب به مجتمع قضایی خانواده 2 ونک(تهران) تقدیم و در شرح آن اظهار داشته با تقدیم تصویری از گواهی کلینیک ژنتیک پزشکی به شماره... و تصاویر شناسنامه های این جانب و طفل نامبرده باستحضار می رساند در تاریخ 85/6/27 روابط زوجیت و عقد ازدواج با خانم س. الف. برقرار گردید و در تاریخ 88/8/23 همسرم در بیمارستان ه. وضع حمل نموده و سید م. متولد گردید در ادامه روابط زوجیت لحاظ نحوه و عملکردهای شک برانگیز خانم الف. و اختلافات سلیقه فراوان حاکم گردیده بود که نهایتا منجر به فسخ و انحلال عقد نکاح گردید و در تاریخ 92/9/9 واقعه طلاق حسب حکم دادگاه ثبت دفتر گردید لهذا به مناسبت روابط گذشته و مراجعه به کلینیک ژنتیک مشخص گردید که فرزند مربوطه متعلق به اینجانب نمیباشد و بنابراین تقاضای رسیدگی و پس از تایید پزشکی قانونی نسبت به گواهی کلینیک ژنتیک و صدور دستور قانونی خواستار رفع آثار و مشخصات از شناسنامه اینجانب و اصلاح شناسنامه طفل مذکور می باشم زیرا این جانب قویا نفی ابوت کرده و می نمایم که ی. فرزند قهری اینجانب نبوده و نمیباشد و تقاضای اصلاح شناسنامه ها را دارم که پرونده به شعبه --- ارجاع و مورد رسیدگی قرار میگیرد. خانم س. الف. آقای ج. چ. را به عنوان وکیل خود در پرونده مزبور معرفی نموده و وکیل طی لایحه ای ضمن ایراد شکلی به طرح دعوی در مورد ماهیت دعوی نیز اظهار داشته 1 - موکله در مورخ 85/6/27 به عقد دائمی خوانده درآمده است که نتیجه ازدواج مذکور یک فرزند پسر به نام سید م. ش.پ. در مورخ 88/8/23 میباشد و بر اساس قاعده الولد للفراش و نیز صدر ماده 1158 ق.م که طفل متولد شده را در زمان زوجیت ملحق به شوهر می داند و نیز همچنین خواهان در مقام پدر پس از تولد فرزند خود(خوانده ردیف دوم) مبادرت به صدور شناسنامه برای وی مینماید. 2 - مع الوصف خواهان و موکله به جهت عدم تفاهم از طریق طلاق توافقی مطابق دادنامه شماره --- - 92/8/29 صادره از شعبه نهم دادگاه خانواده قزوین متارکه نموده و در تاریخ 92/9/9 طلاق در دفترخانه ثبت گردیده است. 3 - نکته حائز اهمیت این است که نفی نسب و نفی ولد از ناحیه خواهان میبایست در مهلت مقرر قانونی مطابق ماده 1162 ق.م ظرف مهلت 2 ماه از تاریخ اطلاع وی از تولد طفل و با اجرای مراسم لعان محقق می گردید در حالی که از تولد طفل مذکور چهارسال و نیم می گذرد و ادعای خواهان مغایرت صریح و بین با ماده 1162 ق.م دارد بنابراین قانونگذار مطابق ماده مذکور مرور زمان برای طرح دعوی نسب قرار داده است حال با توجه به مراتب مذکور و صرف نظر از ایرادات شکلی مبنی بر عدم صلاحیت دادگاه و با عنایت به تاریخ عقدنامه و تاریخ تولد طفل که در دوره زوجیت طرفین متولد شده است و نیز جملگی اقدامات خواهان که دلالت بر پذیرش و قبول فرزند خود را دارد مستندا به مادتین 1158 و 1162 ق.م و نیز اماره فراش تقاضای حکم بر بطلان دعوی خواهان مورد استدعاست. در جلسه اول دادگاه خواهان خواسته را به شرح دادخواست مطرح و گفته خواسته ام نفی ولد است. شعبه --- دویست و هفتاد دادگاه خانواده تهران طی دادنامه شماره --- - 93/4/23 این دادگاه با جری تشریفات قانونی و تشکیل جلسات قانونی و نظر به اینکه حسب نص مواد 1162 و 1161 و 1163 قانون مدنی و توجه به این نکته که خواهان مطلع از تاریخ حقیقی تولد طفل بوده و تاریخ تولد بر او مشتبه نبوده است و عادتا پس از تاریخ تولد و تاریخ اطلاع یافتن از آن امکان اقامه دعوی داشت لیکن تا چهارسالگی طفل از طرح دعوی نفی ولد خودداری نموده است همگی دلالت بر حاکمیت قاعده فراش در موضوع دارد. قاعده فراش حسب قواعد منصوص دینی و فقهی اسلامی، موضوع جعل آن در موارد تهمت و شک بوده و چنانچه بنا باشد با توجه به گزارش پزشکی مذکور که در این تقابل ترتیب اثر داده شده و دیگر موضوع و محلی برای جریان قاعده فراش نخواهد بود و از آنجا که قانونگذار در ماده 1162 مدت دو ماه را برای طرح دعوی قرار داده گزارش پزشکی موصوف فقط در آن مدت و در صورت عدم تعارض قاعده فراش میتواند از امارات ظنینه باشد که آنهم در این خواسته منتفی است و خواهان پس از چهارسال از تولد طفل و اخذ شناسنامه به وی و ثبت طلاق زوجه به این موضوع اقدام کرده است که توجیه قانونی ندارد و طبق ماده 1162 ق.م طرح دعوی مسموع نیست ولی از آنجا که در اصلاحیه ق.آ.د.م قرار عدم استماع از شقوق ماده 84 از ق مذکور حذف شده است لذا این دادگاه با توجه به مراتب مذکور و مستندا به مفهوم مواد 1163 و 1162 و 1161 ق.م و منطوق ماده 1257 ق.م حکم به رد دعوی خواهان را صادر و اعلام میدارد آقای س. ش.پ. به دادنامه مزبور اعتراض و تقاضای تجدیدنظرخواهی که در تاریخ 92/5/1 ابلاغ شده به تاریخ 93/5/15 تقدیم دادگاه نمود است و در بند 1 لایحه ابراز داشته با توجه به اینکه قانون مدنی اقتباس از فقه شیعه است همگی ما نسبت به آن تمکین داریم و در همین راستا بنا به اصل کل ما حکم به العقل حکم به الشرع تحول و پیشرفت علم پزشکی و به طور کل علوم و فنون در جهان بر کسی پوشیده نیست و آنچه که عقل حکم می کند همان حکم شرع است و برای رسیدن به یک حقیقت مسلم پزشکی و با شناخت امراض به جای رویه و عادت و خوی که توان برابری تا تکنیک فنی و کلینیک های پزشکی را ندارند و نظریه های پزشکی فصل الخطاب و جامع میباشد و بقیه مطالب تکرار مطالب پیشین میباشد و لایحه ای نیز از سوی وکیل خوانده (تجدیدنظرخوانده) تقدیم دادگاه شده که تکرار مطالب گذشته میباشد. شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران طی دادنامه شماره --- - 93/7/5 تجدیدنظرخواهی آقای س. ش.پ. از دادنامه شماره --- - 93/4/23 صادره از شعبه --- دادگاه خانواده 2 تهران وارد ندانسته و ضمن رد اعتراض معترض دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا تایید مینماید. آقای س. ش.پ. با وکالت خانم م. م. از دادنامه صادره فوق الذکر تقاضای فرجام خواهی مینماید که لایحه آن در هنگام شور قرائت خواهد شد و ایضا لایحه ای نیز از سوی وکیل فرجام خوانده تقدیم که در پاسخ لایحه فرجام خواه میباشد و پرونده جهت رسیدگی به فرجام خواهی وکیل فرجام خواه(آقای س. ش.پ.) به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه( 26 ) ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای محمد ربانی نژاد عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره --- - 93/7/5 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
با توجه به محتویات پرونده های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی و تولد در فراش فرجام خواه و اخذ شناسنامه برای طفل توسط وی و اقرار بر ابوت وفق ماده 1161 ق.م و انقضاء مدت اقامه دعوی نفی ولد پس از تولد طفل به مدت دو ماه برابر ماده 1162 ق.م و عدم امکان نفی طفلی که در فراش به دنیا آمده جز از طریق لعان بر دادنامه های بدوی و تجدیدنظر که مستندا اصدار یافته ایرادی وارد نمیباشد و ابرام میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور- مستشار و عضو معاون
جعفر الهی - محمد ربّانی نژاد