رای تکراری

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/09
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: حذف

رای شعبه دیوان عالی کشور

در تاریخ 1388/02/10 آقای م. ع. وکیل دادگستری به وکالت از آقایان 1 - ح. ح.ن. 2 - ح. ک. 3 - ر. الف. دادخواستی به طرفیت 1 - اداره اوقاف و امور خیریه د. 2 - اداره ثبت اسناد و املاک د. و به خواسته اعتراض به تحدید حدود پلاک های ثبتی شماره... قریه ع. و صدور حکم به ابطال حد شرقی آن به استناد تصاویر مصدق مدارک مالکیت و صورتجلسه تحدید حدود پلاک... تسلیم دادگستری د. نموده که به شعبه دوم ارجاع و چنین توضیح داده است که موکلین مالک مشاع پلاک... اصلی واقع در قریه ه. می‌باشند که با پلاک... ع. هم مرز (در مرز غربی) میباشد هنگام تحدید حدود پلاک... ع. اداره اوقاف و متولی در مرز شرقی قریه مذکور (مرز غربی زمین هایی که موکلین مشاعا در آن مالکیت دارند) حد صحیح اعلام ننموده و باعث تجاوز به حدود پلاک... گردیده است لذا تقاضای رسیدگی به اعتراض موکلین با ارجاع امر به کارشناس و ابطال حد شرقی پلاک... که در مجاورت ملک موکلین می‌باشد با توجه به تحدید حدود پلاک... وفق نظر کارشناس رسمی دارد درخواست گواهی تقدیم دادخواست به منظور ارائه به اداره ثبت نیز نموده است -دادگاه مرجوع الیه دستور تعیین وقت رسیدگی و ابلاغ بطرفین داده وضعیت ثبتی را نیز استعلام کرده است جلسه برای روز 88/5/17 ساعت 11 صبح تعیین و ابلاغ گردیده در این جلسه وکیل خواهان‌ها موقوفه و متولیان آن را نیز به دادرسی جلب نموده و درخواست مهلت سه روزه کرده است و در تاریخ 88/5/20 آنان را به دادرسی جلب نموده است این پرونده نیز به شعبه دوم ارجاع گردیده - سپس دادگاه در جلسه مرقوم آگهی تحدید حدود و اینکه در داخل فرجه اعتراض شده است یا خیر را مطالبه نموده است در تاریخ 1388/09/04 نماینده اداره ثبت در جلسه دادگاه اظهار داشته استکه «... آگهی تحدید حدود اختصاصی پلاک... و... اصلی معروف به ع. و گ. در مورخه 37/7/20 در روزنامه پیام منتشر و برای روز 8/13 الی 37/8/15 تعیین وقت شده که مطابق آن تحدید حدود پلاک صورت مجلس تحدید حدود توسط نماینده ثبت به عمل آمده که به صورت حدی به حدی و فاقد طول و ابعاد و مساحت می‌باشد که صورتمجلس مذکور فاقد شماره ثبت دفتر اندیکاتور و تاریخ تحدید می‌باشد سپس اداره اوقاف و امور خیریه درخواست صدور سند مالکیت از اداره ثبت نموده که اداره ثبت برابر سوابق موجود در پرونده مجددا نسبت به آگهی تحدید حدود اختصاصی با عنایت به اینکه حدود اولیه فاقد طول و ابعاد و مساحت بوده اقدام نموده که تاریخ انتشار آگهی را 76/7/12 اعلام نموده و برای روز 8/3 الی 76/8/5 ساعت 5 / 9 صبح تعیین وقت به عمل آمده که مجددا تحدید حدود با طول و ابعاد و مساحت توسط نماینده و نقشه بردار ثبت به عمل آمده و تحدید حدود مذکور نیز فاقد شماره وارده دفتر اندیکاتور می‌باشد مورد ترافع قبلا برابر نسق های زراعی از طرف اصلاحات اراضی به زارعین صاحب نسق تحت پلاک... اصلی واگذار شده و در تصرف کشاورزان میباشد که قبلا نیز با پلاک... -اصلی دارای تداخل بوده که منجر به صدور رای دادگاه در قسمت تداخل بنفع مالکین پلاک... - اصلی صادر شده است و مورد ترافع با پلاک... و... ع. - گ. داخل در مورد اختلافی با پلاک... اصلی نبوده و با این توصیف پلاک... -اصلی بدو قطعه مجزا تبدیل شده است که در حال حاضر در تصرف کشاورزان با بنچاق اصلاحات ارضی و داخل تحدید حدود فعلی پلاک... و... واقع است »; دادگاه در تاریخ 88/9/4 دستور استعلام وضعیت ثبتی و حدود هر یک از پلاکهای... و... و... و... اصلی خصوص جنوب و شرق را نموده و با وصول پاسخ در تاریخ 90/3/21 قرار ارجاع امر به کارشناس را صادر نموده و طرفین و نماینده و نقشه بردار ثبت و کارشناس را برای اجرای قرار دعوت و آنان در روز 1390/07/27 به منظور اجرای قرار عازم محل شده اند سپس با وصول نظریه کارشناس در تاریخ 1390/11/13 و ابلاغ وصول آن بطرفین (اوراق 92 تا 100 پرونده) در وقت نظارت 1391/02/12 دفتر پرونده را به نظر دادگاه رسانیده و دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی ماهوی صادر نموده اداره اوقاف درخواست هیات کارشناسی کرده است در جلسه مقرره بروز 1391/04/31 با حضور وکیل خواهان‌ها تشکیل یافته و پس از استماع اظهارات وی کارشناس جهت اخذ توضیح دعوت به حضور شده اند - آقای کارشناس در مورخه 1391/06/19 در وقت فوق العاده در دادگاه حاضر شده و در پاسخ به سئوال دادگاه اظهار داشته «... در سند مالکیت صادره برای پلاک های... و... دادنامه شماره --- - 1391/09/08 چنین رای صادر و اعلام کرده است. « در این پرونده بدوا خواهان‌ها آقایان ح. ح.ن.، ح. ک. و ر. الف. با وکالت آقای م. ع. ل. صارمی دادخواستی به خواسته اعتراض به تحدید حدود پلاک های ثبتی... قریه ع. و صدور حکم بر ابطال حد شرقی به طرفیت خواندگان اداره اوقاف و امور خیریه د. و اداره ثبت اسناد و املاک د. تقدیم داشته سپس دادخواست دیگری از سوی خواهان‌ها به عنوان دادخواست جلب ثالث تقدیم و در آن موقوفات اولی با تولیت م. ع. و. به عنوان مجلوب ثالث به دادرسی جلب گردیده است بدین شرح که خواهان‌ها با ادعای اینکه مالک مشاعی پلاک... اصلی قریه ه. د. میباشند که در حد غربی با پلاک... ع. هم مرز میباشد اداره محترم اوقاف از طریق اداره ثبت اسناد و املاک د. مبادرت به تحدید حدود پلاک... قریه ع. نموده که در مرز شرقی پلاک... ع. (حد غربی پلاک... اصلی ه.) حد اعلامی صحیح نبوده وباعث تجاوز به بخشی از پلاک... گردیده است وبه همین علت تقاضای رسیدگی به اعتراض وابطال حد شرقی پلاک... را نموده‌اند ودردادخواست جلب ثالث نیز همین خواسته را علیه مجلوب ثالث نیز تقاضا نموده‌اند با ارجاع امر به کارشناس نظریه کارشناس حاکی از ابطال تحدید حدود اولیه پلاک های... و... اصلی موسوم به قرتیین ع. و گ. به موجب رای مورخه 1347/01/25 هیات نظارت میباشد و وفق ماده 78 آیین‌نامه قانون ثبت هنگام تنظیم صورتمجلس تعیین حدود اختصاصی مورخه 1376/08/03 می‌بایست از حدود مندرج در صورتمجلس تحدید حدود پلاک... ه. آبسرد که مقدم بر تحدید حدود پلاک های... و... اصلی میباشد تبعیت نماید که نماینده اداره ثبت و نقشه بردار ثبت طی صورتجلسه نقشه برداری شماره 35726 - 89/12/21 محدوده مورد دعوی را از محدوده پلاک های... و... اصلی خارج نموده و بر اساس صورتجلسه مذکور سند مالکیت پلاکهای... و... اصلی در تاریخ 1390/02/22 صادر و تسلیم شده است نتیجه گرفته که ذکر هزار و سیصد و نود و هشت متر و هشتاد و پنج سانتیمتر به عنوان حد شرقی پلاکهای... و... اصلی در صورتمجلس تعیین حدود مورخه 1376/08/03 اشتباه بوده و طول واقعی و صحیح و حد شرقی پلاکهای... و... اصلی موسوم به ششصد و چهل و هشت متر و سی و نه سانتیمتر مندرج در صورتجلسه نقشه برداری شماره 35726 - 1389/12/21 بوده و سند مالکیت صادره با این اوصاف صحیح میباشد که با این شرح حدود 61 هکتار از اراضی مورد ادعا خواهان‌ها از محدوده پلاک های... و... اصلی خارج میباشد بنابراین از آنجایی که اداره اوقاف که در واقع ذینفع میباشد طی لوایحی که تقدیم داشته اند از جمله لایحه شماره 755 - 1391/04/31 به روشنی و صراحتا اعلام داشته که اراضی مورد ترافع از اراضی پلاک های... و... اصلی خارج میباشد و با توجه به اینکه با حدود جدید به نام اداره اوقاف سند رسمی صادر گردیده است لذا با پذیرش خواسته خواهان‌های اصلی و دعوی جلب ثالث، ضمن پذیرش اعتراض خواهان‌ها به تحدید حدود پلاک های... و... اصلی ع. و گ. حکم به ابطال تعریف حد شرقی پلاک... اصلی ع. و گ. که هزار و سیصد و نود و هشت متر و هشتاد و پنج سانتیمتر در صورتمجلس مورخه 1376/08/03 صادر و اعلام میگردد بدیهی است که با ابطال تعریف حد شرقی به طول ششصد و چهل و هشت متر و سی و نه سانتیمتر قید خواهد شد تا مساحتی که خواهان‌های اصلی و دعوی جلب ثالث به مساحت حدود شصت و یک هکتار از پلاکهای... و... اصلی ع. و گ. خارج در محدوده پلاک... اصلی ه. آبسرد قرار گیرد رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران میباشد »; با ابلاغ این دادنامه به اداره اوقاف و امور خیریه د. وکیل نهاد مزبور نسبت به آن تجدیدنظر خواهی کرده است و شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران طی دادنامه شماره --- - 1392/03/29 آن را تایید نموده است موقوفه عام م. و ع. و. نیز نسبت به دادنامه شماره --- - 92/7/29 تجدیدنظرخواهی نموده است « این دادنامه واخواهی نسبت به دادنامه --- - 91/9/8 شعبه --- دادگاه عمومی د. بوده که به لحاظ خارج از مدت بودن واخواهی قرار رد دادخواست واخواهی با شماره 00522 - 92/7/29 صادر و از این دادنامه تجدیدنظرخواهی شده است »; شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران نسبت به این دادنامه نیز برابر دادنامه شماره --- - 1392/11/26 چنین رای صادر کرده است« در مورد تجدیدنظر موقوفه م. و ع. و. به طرفیت 1 - ح. ح.ن. 2 - ح. ک. 3 - ر. الف. نسبت به دادنامه شماره --- - 91/9/8 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی د. که به موجب آن قرار رد واخواهی صادر گردیده است صرفنظر از اینکه نماینده اوقاف به عنوان نماینده موقوفه در جلسات دادگاه حاضر گردیده است و نظر به اینکه سمت اوقاف در ما نحن فیه در عرض متولی موقوفه است و مستندی بر غیابی بودن رای در پرونده موجود نیست لذا نظر به اینکه از سوی تجدیدنظرخواه ایرادی موثر بر نقض و بی اعتباری دادنامه ارائه نگردیده است از نظر قانونی نیز اشکالی به نظر نمی رسد نتیجتا به دلیل عدم مطابقت تجدیدنظرخواهی با هیچ یک از شقوق ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی اعتراض به عمل آمده غیر وارد تشخیص مستندا به ماده 533 قانون فوق الذکر حکم بر تایید و استواری دادنامه نخستین صادر مینماید رای صادره قطعی است »;با ابلاغ این دادنامه به وکیل متولیان موقوفه نامبرده در تاریخ 92/12/17 فرجام خواهی نموده است ما حصل فرجام خواهی وکیل موقوفه م. و ع. و. اینست که 1 - موقوفه دارای شخصیت حقوقی است و متولی نماینده آن می‌باشد و پلاک های... و... اصلی بیش از یکصد سال استکه وقف شده و در اولین سالهای تصویب قانون ثبت اسناد و املاک تحدید حدود به انجام رسیده و مطابق تحدید حدود اولیه در سال 1309 و در مهلت های قانونی هرگز به اصل تقاضای ثبت و حدود اربعه تعرفه شده اعتراضی صورت نگرفته و کلیه پلاک های مجاور بویژه ه. سالها بعد از تحدید حدود پلاکهای ثبتی... و... اصلی به عمل آمده و به ثبت رسیده است- فرجام خواندگان بدون هر گونه توجیه مدعی شده اند حداقل 60 هکتار از ملک موقوفه تحت تصرف آنان است و باید سند موقوفه اصلاح گردد در حالی که پلاک های مرقوم تحت مالکیت موقوفه بوده و میباشد دادگاه نخستین شصت هکتار از آن را بدون رسیدگی به واخواهی به فرجام خوانده داده است - مرجع تجدیدنظر علیرغم اینکه تجدیدنظرخواه موقوفه عام و. بوده است در صدور دادنامه تجدیدنظرخواه را اداره اوقاف و امور خیریه عنوان و چون نماینده اداره اوقاف شرکت داشته نماینده اداره اوقاف را به عنوان نماینده موقوفه محسوب کرده است و سمت اوقاف را در عرض متولی موقوفه قرار داده و نهایتا تجدیدنظرخواهی موقوفه را مردود اعلام کرده است و دادنامه صادره را نیز بر خلاف قانون قطعی اعلام کرده است در پایان نیز درخواست نقض دادنامه فرجام خواسته را استدعا نموده است دفتر دادگاه تبادل لوایح را انجام داده و با وصول پاسخ فرجام خواندگان پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته است - که منتهی به دادنامه شماره --- - 1394/02/16 این شعبه گردیده اکنون پس از رفع نقص در ثانی پرونده ارسال شده است که بکلاسه بالا ثبت و در دستور کار این شعبه با لحاظ سابقه قرار گرفته است تفصیل لوایح فرجامی طرفین هنگام شور قرائت می‌شود 0 هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

حسب محتویات پرونده پس از طرح دو فقره دعوی توسط فرجامخواندگان علیه اداره اوقاف شهرستان دماوند و موقوفه م. و علی خان و. که دعوی بعدی تحت عنوان جلب ثالث علیه موقوفه مطرح شده است اولا- اداره اوقاف مرقوم طی لایحه ی وارده به شماره ی 989 - 88/5/17 در پروندی بدوی و پیوست رای شماره ی 1039 - 84/12/6 اداره تحقیق شعبه حقوقی سازمان اوقاف ایرادکرده که موقوفه دارای متولی است و خود دارای شخصیت حقوقی است و دعوی متوجه اداره اوقاف نیست طرح دعوی علیه آن اداره خلاف قانون است لیکن دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر بدون توجه به این ایراد رسیدگی را ادامه داده اند 0 ثانیا - از طرف موقوفه های م. و. متولی رسمی و قانونی آن در جلسه ی مورخ 1388/09/04 دادگاه بدوی حضور یافته و در دادرسی شرکت نموده است و از دعوی دفاع کرده است بنابراین دادنامه ی شماره 9109972210200660 - 1391/09/08 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی دماوند نسبت به خواندگان غیابی تلقی نمی شود دادنامه ی مزبور در تاریخ 1391/09/29 (برگ 140 ) به موقوفه ابلاغ شده است و وکیل موقوفه در مورخه ی 92/7/11 (برگ 33 ) به تصور اینکه رای صادره غیابی است از آن واخواهی کرده است دادگاه بدوی هم تحت همین برداشت به آن رسیدگی ولی به علت اینکه اعتراض خارج از موعد است طی دادنامه ی شماره ی 9209972210200522 - 1392/07/29 قرار رد دادخواست واخواهی را صادر می کند وکیل موقوفه در تاریخ 92/8/29 نسبت به آن اعتراض می کند و رسیدگی آن در دستور کار شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران قرار گرفته لیکن دادگاه تجدیدنظر بدون مطالعه پرونده و توجه به خواسته موقوفه که آن اعتراض به قرار رد دادخواست شماره 9209972210200522 - 1392/07/29 است به دادنامه ی اصلی رسیدگی و استناد و با خلط موضوع و مسائل و عدم توجه به طرح دعوی جلب ثالث به عنوان اینکه اداره اوقاف در دادرسی شرکت کرده و در عرض متولی است پس دادنامه ی صادره غیابی نیست دادخواست موقوفه را تجدیدنظرخواهی تلقی و با رد آن دادنامه ی نخستین را تایید نموده است و اعتراض به قرار رد دادخواست مسکوت مانده است.نظر به مراتب یاد شده چون دادگاه بدوی ولو تحت عنوان واخواهی قرار رد دادخواست موقوفه را صادر نموده است دادگاه تجدیدنظر اگر دادخواست واخواهی را تجدیدنظرخواهی هم تلقی کند بدوا باید طبق تبصره ی 2 ماده ی 339 قانون آیین دادرسی مدنی با توجه به خواسته موقوفه و محتویات پرونده و مقررات آیین دادرسی مدنی بدوا نسبت به صحت و سقم قرار معترض عنه رسیدگی و آن را تعیین تکلیف و سپس با لحاظ سوابق رسیدگی دادگاه بدوی که اجمالا ً گذشت حسب مورد و نتیجه حاصله وفق قوانین مبادرت به صدور رای کند نظر به جهات یاد شده و ماده ی استنادی دادگاه تجدیدنظر دادنامه ی صادره طبق بندهای 2 و 3 ماده 371 قانون مزبور نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندالف ماده 401 همان قانون به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع می‌شود. رئیس شعبه سوم دیوانعالی کشور - حسن غفارپور مستشار- رسول شاملو

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

حسب محتویات پرونده پس از طرح دو فقره دعوی توسط فرجامخواندگان علیه اداره اوقاف شهرستان د. و موقوفه م. و ع. و. که دعوی بعدی تحت عنوان جلب ثالث علیه موقوفه مطرح شده است اولا- اداره اوقاف مرقوم طی لایحه ی وارده به شماره ی 989 - 88/5/17 در پروندی بدوی و پیوست رای شماره ی 1039 - 84/12/6 اداره تحقیق شعبه حقوقی سازمان اوقاف ایرادکرده که موقوفه دارای متولی است و خود دارای شخصیت حقوقی است و دعوی متوجه اداره اوقاف نیست طرح دعوی علیه آن اداره خلاف قانون است لیکن دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر بدون توجه به این ایراد رسیدگی را ادامه داده اند 0 ثانیا - از طرف موقوفه های م. و. متولی رسمی و قانونی آن در جلسه ی مورخ 1388/09/04 دادگاه بدوی حضور یافته و در دادرسی شرکت نموده است و از دعوی دفاع کرده است بنابراین دادنامه ی شماره 9109972210200660 - 1391/09/08 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی د. نسبت به خواندگان غیابی تلقی نمی شود دادنامه ی مزبور در تاریخ 1391/09/29 (برگ 140 ) به موقوفه ابلاغ شده است و وکیل موقوفه در مورخه ی 92/7/11 (برگ 33 ) به تصور اینکه رای صادره غیابی است از آن واخواهی کرده است دادگاه بدوی هم تحت همین برداشت به آن رسیدگی ولی به علت اینکه اعتراض خارج از موعد است طی دادنامه ی شماره ی 9209972210200522 - 1392/07/29 قرار رد دادخواست واخواهی را صادر می کند وکیل موقوفه در تاریخ 92/8/29 نسبت به آن اعتراض می کند و رسیدگی آن در دستور کار شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران قرار گرفته لیکن دادگاه تجدیدنظر بدون مطالعه پرونده و توجه به خواسته موقوفه که آن اعتراض به قرار رد دادخواست شماره 9209972210200522 - 1392/07/29 است به دادنامه ی اصلی رسیدگی و استناد و با خلط موضوع و مسائل و عدم توجه به طرح دعوی جلب ثالث به عنوان اینکه اداره اوقاف در دادرسی شرکت کرده و در عرض متولی است پس دادنامه ی صادره غیابی نیست دادخواست موقوفه را تجدیدنظرخواهی تلقی و با رد آن دادنامه ی نخستین را تایید نموده است و اعتراض به قرار رد دادخواست مسکوت مانده است.نظر به مراتب یاد شده چون دادگاه بدوی ولو تحت عنوان واخواهی قرار رد دادخواست موقوفه را صادر نموده است دادگاه تجدیدنظر اگر دادخواست واخواهی را تجدیدنظرخواهی هم تلقی کند بدوا باید طبق تبصره ی 2 ماده ی 339 قانون آیین دادرسی مدنی با توجه به خواسته موقوفه و محتویات پرونده و مقررات آیین دادرسی مدنی بدوا نسبت به صحت و سقم قرار معترض عنه رسیدگی و آن را تعیین تکلیف و سپس با لحاظ سوابق رسیدگی دادگاه بدوی که اجمالا ً گذشت حسب مورد و نتیجه حاصله وفق قوانین مبادرت به صدور رای کند نظر به جهات یاد شده و ماده ی استنادی دادگاه تجدیدنظر دادنامه ی صادره طبق بندهای 2 و 3 ماده 371 قانون مزبور نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندالف ماده 401 همان قانون به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع می‌شود. رئیس شعبه سوم دیوانعالی کشور - حسن غفارپور مستشار- رسول شاملو

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

حسب محتویات پرونده پس از طرح دو فقره دعوی توسط فرجامخواندگان علیه اداره اوقاف شهرستان د. و موقوفه م. و ع. و. که دعوی بعدی تحت عنوان جلب ثالث علیه موقوفه مطرح شده است اولا- اداره اوقاف مرقوم طی لایحه ی وارده به شماره ی 989 - 88/5/17 در پروندی بدوی و پیوست رای شماره ی 1039 - 84/12/6 اداره تحقیق شعبه حقوقی سازمان اوقاف ایرادکرده که موقوفه دارای متولی است و خود دارای شخصیت حقوقی است و دعوی متوجه اداره اوقاف نیست طرح دعوی علیه آن اداره خلاف قانون است لیکن دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر بدون توجه به این ایراد رسیدگی را ادامه داده اند 0 ثانیا - از طرف موقوفه های م. و. متولی رسمی و قانونی آن در جلسه ی مورخ 1388/09/04 دادگاه بدوی حضور یافته و در دادرسی شرکت نموده است و از دعوی دفاع کرده است بنابراین دادنامه ی شماره 9109972210200660 - 1391/09/08 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی د. نسبت به خواندگان غیابی تلقی نمی شود دادنامه ی مزبور در تاریخ 1391/09/29 (برگ 140 ) به موقوفه ابلاغ شده است و وکیل موقوفه در مورخه ی 92/7/11 (برگ 33 ) به تصور اینکه رای صادره غیابی است از آن واخواهی کرده است دادگاه بدوی هم تحت همین برداشت به آن رسیدگی ولی به علت اینکه اعتراض خارج از موعد است طی دادنامه ی شماره ی 9209972210200522 - 1392/07/29 قرار رد دادخواست واخواهی را صادر می کند وکیل موقوفه در تاریخ 92/8/29 نسبت به آن اعتراض می کند و رسیدگی آن در دستور کار شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران قرار گرفته لیکن دادگاه تجدیدنظر بدون مطالعه پرونده و توجه به خواسته موقوفه که آن اعتراض به قرار رد دادخواست شماره 9209972210200522 - 1392/07/29 است به دادنامه ی اصلی رسیدگی و استناد و با خلط موضوع و مسائل و عدم توجه به طرح دعوی جلب ثالث به عنوان اینکه اداره اوقاف در دادرسی شرکت کرده و در عرض متولی است پس دادنامه ی صادره غیابی نیست دادخواست موقوفه را تجدیدنظرخواهی تلقی و با رد آن دادنامه ی نخستین را تایید نموده است و اعتراض به قرار رد دادخواست مسکوت مانده است.نظر به مراتب یاد شده چون دادگاه بدوی ولو تحت عنوان واخواهی قرار رد دادخواست موقوفه را صادر نموده است دادگاه تجدیدنظر اگر دادخواست واخواهی را تجدیدنظرخواهی هم تلقی کند بدوا باید طبق تبصره ی 2 ماده ی 339 قانون آیین دادرسی مدنی با توجه به خواسته موقوفه و محتویات پرونده و مقررات آیین دادرسی مدنی بدوا نسبت به صحت و سقم قرار معترض عنه رسیدگی و آن را تعیین تکلیف و سپس با لحاظ سوابق رسیدگی دادگاه بدوی که اجمالا ً گذشت حسب مورد و نتیجه حاصله وفق قوانین مبادرت به صدور رای کند نظر به جهات یاد شده و ماده ی استنادی دادگاه تجدیدنظر دادنامه ی صادره طبق بندهای 2 و 3 ماده 371 قانون مزبور نقض و رسیدگی بعدی با لحاظ بندالف ماده 401 همان قانون به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع می‌شود.

رئیس شعبه سوم دیوانعالی کشور

حسن غفارپور مستشار- رسول شاملو

منبع