تاریخ دادنامه قطعی: 1393/03/31
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در طرح دعوای طلاق به جهت جنون زوج، نخست باید حکم جنون از دادگاه گرفته شود و سپس دعوای طلاق ادامه یابد.
خانم ب.م. با وکالت آقای الف.ب. به طرفیت ر.الف. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج و ابتلاء زوج (خوانده) به بیماری صعب العلاج روانی مستندا به بندهای 4 و 5 تبصره الحاقی به ماده 1130 قانون مدنی در تاریخ 4/4/92 در دادگاه عمومی خانواده تهران مطرح نموده که پرونده به شعبه --- ویژه خانواده ارجاع گردیده است در متن دادخواست وکیل خواهان گفته است در تاریخ 19/3/91 موکله با خوانده بدون شناخت قبلی با مهریه 414 سکه بهار آزادی عقد دائم منعقد نموده و بعد از وقوع نکاح متوجه سوء رفتار و سوء اخلاق نامناسب ناشی از تالمات روحی وی گردیده به نحوی که در طی مدت و تاکنون با کنترل شدید وی از حیث مصاحبت با بستگان سببی و نسبی و داشتن سوءظن و رفتار و گفتار زشت و زننده و کنترل تلفن و ارسال پیامک های متعدد در طول شبانه روز جهت کنترل موکله و خواستن گزارش از وی که در کجا و چگونه و با چه کسی تماس داشته ای و نیز عدم اجازه صحبت با غیر و ممانعت از رفتن به درب مغازه به تنهایی زندگی را بر موکله سخت و خارج از طاقت او قرار داده که استشهادیه پیوست و تعدادی از پیامک های ارسالی زوج حاکی از صحت ادعا و چگونگی رفتار سوء زوج محترم است و حسب اظهار موکله مشارٌالیه قبل از عقد ازدواج سابقه بیماری روانی داشته و تحت نظر روان پزشک بوده و در زمان عقد موضوع بیماری روانی را به خانواده زوجه نگفته است و به لحاظ تشدید بیماری در تاریخ 18/11/91 لغایت 23/11/91 در بیمارستان شهید خ. بستری و حسب اظهار موکله با نام مستعار ر.الف. بستری و با اعلام رضایت و با نام ر.الف. از بیمارستان مرخص میگردد با توجه به مراتب که سوء رفتار او در طول این یک سال موجب عسر و حرج موکله گردیده با توجه به وضع موجود ادامه زندگی میسر نیست. موکله با تعیین نوع طلاق خلعی حاضر به بذل نصف از مهریه خودش در مقابل طلاق میباشد صدور حکم به لحاظ عسر و حرج مورد استدعاست. در جلسه دادرسی مورخ 25/4/92 وکیل خواهان به شرح دادخواست و ضمایم آن تقاضای صدور حکم طلاق نموده وکیل خوانده گفته است به شرح لایحه ای که تقدیم شده است (در اوراق 22 و 23 پرونده با ضمایم پیوست است) درخواست ردّ دعوی طلاق دارم (عضو ممیّز: وکیل خوانده گفته است موکل کارمند آگاهی است و محل خدمتش سنندج میباشد زوجه حاضر به ادامه زندگی با زوج در شهر سنندج با توجه به اظهارنامه های ارسالی نیست از طرفی محل سکونت موکل در کرج ساکن است و والدینش در کرج هستند و تردد او نیاز به مرخصی و هزینه سنگین دارد ایشان باید تا امکان اشتغال موکل به تهران که موافقت مسئولین را در پی دارد تحمل نماید) دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است وکیل زوجه در لایحه ای ضمن اشاره به بیماری روحی و روانی و صعب العلاج زوج و توضیحات داده شده در دادخواست و جلسه دادرسی مورخ 25/4/92 از دادگاه خواسته است زوج را به پزشکی قانونی معرفی و جهت اثبات ادعا از شهود تحقیق به عمل آید و توجه به پیامک های ارسالی زوج برای زوجه در جهت تشخیص سوء رفتار زوج را خواستار شده است وکیل زوج داور موکلش را معرفی نموده است. داور زوجه نیز توسط وکیل او معرفی شده است. نظریه داور زوجه و داور زوج اعلام شده است در جلسه دادرسی مورخ 22/5/92 لایحه ای از وکیل زوج واصل شده است که این لایحه خطاب به شعبه --- خانواده کرج بوده است و شهود خواهان را به لحاظ وجود رابطه خویشاوندی با زوجه جرح نموده است و ادعای داشتن بیماری زوج بدون اثبات آن را درحالی که وی در حال حاضر بیماری ندارد فاقد دلیل محکمه پسندی دانسته و درخواست حکم به ردّ دعوی را خواستار شده است دادگاه با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه --- - 92 مورخ 27/5/92 ادعای خواهان را غیر وارد و مقرون به دلیل ندانسته و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی وی صادر نموده است. از این رای وکیل زوجه تجدیدنظرخواهی نموده است. و عدم رسیدگی دادگاه بدوی به دلایل استنادی او در پرونده با توجه به استشهادیه پیوست دادخواست و تقاضای تحقیق از گواهان و معرفی زوج به پزشکی قانونی با توجه به بندهای ج و 5 ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی از موجبات نقض رای بدوی دانسته لذا درخواست رسیدگی مجدد و صدور حکم طلاق طبق خواسته مطروحه را خواستار شده است پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شده است. هیات شعبه در وقت فوق العاده به شرح دادنامه --- با اعلام ختم دادرسی به شرح ذیل انشاء رای نموده است. «در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ب.م. با وکالت آقای الف.ب. به طرفیت آقای ر.الف. از دادنامه شماره --- صادره از شعبه --- دادگاه خانواده تهران که به موجب آن حکم به ردّ دعوی تجدیدنظرخواه مبنی بر طلاق صادرشده نظر به اینکه تجدیدنظرخواه اظهار داشته تجدیدنظر خوانده مبتلا به بیماری روانی صعب العلاج (جنون) میباشد و شرعا و قانونا طرح دعوی به طرفیت وی وجاهت ندارد لذا مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته قرار ردّ دعوی خواهان را صادر و اعلام مینماید این رای ظرف 20 روز قابل فرجام خواهی در دیوان عالی محترم کشور میباشد.»; اکنون از این رای وکیل زوجه فرجام خواهی نموده است که لایحه فرجامی او با گزارش پرونده هنگام شور قرائت میشود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیّز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
با توجه به محتویات پرونده نظر به اینکه در پرونده حاضر از سوی خواهان بدوی جنون یا حجر زوج به عنوان خواسته دعوی اقامه نشده و صرف اینکه دعوی طلاق مطروحه از ناحیه زوجه به لحاظ بیماری روانی صعب العلاج زوج مطرح شده این امر نمی تواند به منزله ثبوت ابتلاء زوج به بیماری جنون محسوب و اهلیت قانونی وی را در دعوی مطروحه منتفی سازد و مادامی که حکم قطعی بر جنون محجوریت زوج صادر نشده باشد اصل بر سلامت روحی و روانی ایشان بوده و این امر بر اهلیت قانونی وی در دعوی مطروحه دلالت دارد و با فرض بر اینکه دعوی طلاق مطروحه از ناحیه زوجه با ادعای جنون زوج مطرح شده باشد بایستی مطابق ماده 19 قانون آیین دادرسی مدنی اقدام قانونی معمول گردد و پس از صدور حکم در خصوص دعوی حجر علیه زوج از طرف دادگاه صالح بر اساس حکم صادره نسبت به ادامه رسیدگی به دعوی مطروحه در پرونده حاضر وفق مقررات اقدام نماید بنابراین قبل از صدور حکم حجر زوج از طرف دادگاه ذیصلاح تشخیص مرجع محترم تجدیدنظر بر عدم اهلیت زوج فرجام خوانده ناصواب و غیرموجه بوده و ازاین رو دادنامه فرجام خواسته که بر اساس آن ضمن نقض دادنامه بدوی که ماهیتا اصدار یافته قرار ردّ دعوی خواهان بدوی به لحاظ عدم اهلیت زوج خوانده صادر گردیده به لحاظ مغایرت آن با موازین قانونی مخدوش بوده مستندا به بند 2 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده قرار منقوض ارجاع میگردد تا ضمن رسیدگی ماهیتی نسبت به دعوی تجدیدنظر مطروحه رای مقتضی صادر نماید.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار - عضو معاون
عباسیان - ناصح - کریمپور نطنزی