تاریخ دادنامه قطعی: 1392/12/20
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: مسئولیت شرکای سارق در رد مال به نحو تساوی است.
در خصوص اتهام آقایان 1 - م.ر. فرزند ی.، متولد 1368 ، دایر بر مشارکت در سرقت مقرون به آزار و با استفاده از سلاح و تمرد نسبت به مامورین انتظامی در حین انجام وظیفه و تغییر در ارقام پلاک اتومبیل و استفاده از آن ساکن زندان رجایی شهر 2 - س.ج. فرزند س.، 18 ساله، دایر بر مشارکت در سرقت مقرون به آزار و با استفاده از سلاح و تمرد نسبت به مامورین انتظامی در حین انجام وظیفه و تغییر در ارقام پلاک اتومبیل و استفاده از آن ساکن زندان شهرری 3 - آقای ش.ف. فرزند ف.، 26 ساله، دایر بر مشارکت در سرقت مقرون به آزار با استفاده با استفاده از سلاح و تمرد نسبت به مامورین انتظامی در حین انجام وظیفه و تغییر در ارقام پلاک و اتومبیل و استفاده از آن ساکن زندان رجایی شهر با عنایت به شکایت شاکی خصوصی آقای پ.م. فرزند م.، 54 ساله و با عنایت به نحوه شناسایی و دستگیری متهمان که سوار بر اتومبیل مسروقه بوده اند و در اتوبان نواب در حال رانندگی بوده اند و پس از تعقیب و گریز فراوان و مقاومت در برابر ماموران انتظامی در 1392/08/12 و پس از برخورد با تیر برق متوقف و هر سه متهم دستگیر شده اند و با عنایت به این که پلاک اتومبیل مسروقه را تغییر داده بودند و با عنایت به این که متهمان 2 و 3 که ادعا می کنند رابطه زوجیت دارند در پارک بعثت حسب اعترافات ساکن هستند و متهم ردیف 2 دارای سوابقی در رابطه با جرایم مواد روان گردان (حمل و دادگاههای) دارد و با عنایت به اعترافات هر یک از متهمان در مرحله تحقیقات مقدماتی و تشریح نحوه سرقت و این /که متهم ردیف اول پس از آن که شاکی را به مسیرهای دورافتاده هدایت کرده به صورت او اسپری اشک آور پاشیده است و سپس ضربات از پشت به گردن و سر شاکی وارد کرده اند و سپس شاکی را در خرابه ها از ماشین پرت کرده و اقدام به سرقت اتومبیل نمودهاند و با عنایت به اقاریر صریح متهمان در جلسه دادرسی و با عنایت به گزارش ها و تحقیقات پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران و با عنایت به کیفرخواست صادره از دادسرای ناحیه 27 تهران و نظر به کشف و ضبط و استرداد اتومبیل مسروقه (پژو 206 به شماره...) به صاحب آن، بزهکاری مشارالیهم نزد دادگاه محرز و مسلم است. علی هذا با استناد به 652 و 667 و 720 و 607 قانون مجازات اسلامی 1375 و مواد 27 و 125 و 134 و 19 قانون مجازات اسلامی هر یک را از حیث مشارکت در سرقت مقرون به آزار و با استفاده از اسلحه به تحمل یازده سال حبس و از حیث تمرد در مقابل مامورین انتظامی به تحمل یک سال و چهار ماه حبس و از حیث تغییر در ارقام اتومبیل و استفاده از آن به تحمل یک سال و چهار ماه حبس با احتساب ایام بازداشت سابق محکوم مینماید. هم چنین نامبردگان به صورت تساوی به رد ضبط و روکش صندلی و باند و زاپاس و کیف آچار 206 و یک کیسه 50 کیلویی پودر نارگیل و یک کیسه کنجد و یک کیسه سعلب بستنی در حق شاکی محکوم مینماید. در خصوص جراحات وارده بر بدن شاکی نظر به این که آثاری از ضرب و جرح حسب نظریه پزشکی قانونی باقی نمانده است دادگاه مواجه با تکلیف نمیباشد. در خصوص اتهام دیگر متهمان پرونده دایر بر مشارکت در آدم ربایی با عنایت به این که خود شاکی رانندگی اتومبیل 206 را بر عهده داشته است و در واقع امر مسلوب الاراده نبوده است که بتوان اطلاق عنوان ربایش را به رفتار متهمان داد، فلذا با رد کیفرخواست صادره از دادسرای ناحیه 27 تهران و با عنایت به دفاعیات متهمان و با استناد به ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری و اصل 37 قانون اساسی حکم بر برائت متهمان از این حیث صادر و اعلام میشود. رای صادره حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - کیخا
به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1392/11/08 دادگاه عمومی جزایی شعبه محترم --- تهران آقای م.ر. فرزند ی. و آقای ش.ف. فرزند ف. و خانم س.ج. فرزند س. به دلیل شرکت در سرقت مقرون به آزار و تمرد و تغییر در ارقام اتومبیل حسب مورد به تحمل مجازات محکوم شده اند.
محکوم علیهم اعتراض کرده اند و ضمنا آقای م.ز. به وکالت از آقای م.ر. لایحه داده است.
این دادگاه با مطالعه تمام اوراق پرونده اولا اعتراض خانم ج. و آقای ر. نسبت به محکومیت به دلیل تمرد و تغییر ارقام اتومبیل مآلا وارد تشخیص داده میشود زیرا همان طور که می دانیم عدم توجه به فرمان ایست مامورین محترم انتظامی و تلاش برای فرار تمرد محسوب نمی شود و در این پرونده تنها همین امر وقوع یافته است. از طرف دیگر اوراق پرونده بیانگر این نیست که تغییر ارقام اتومبیل توسط مشارالیهما صورت گرفته باشد و هیچ دلیلی در این خصوص گردآوری نشده است. علی هذا به استناد تبصره 1 ماده 22 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب با نقض دادنامه بدوی رای برائت خانم س.ج. و آقای م.ر. در موارد مذکور صادر میگردد. ثانیا: اعتراض محکوم علیه آقای ش.ف. نسبت به محکومیت به دلیل تمرد وارد تشخیص داده میشود زیرا همان طور که بیان شد عدم توجه متهم به تعقیب و اخطار ایست مامورین و فرار وی از مصادیق تمرد نیست. لذا به استناد تبصره 1 ماده 22 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب با نقض دادنامه بدوی رای برائت آقای ش.ف. در این قسمت صادر میگردد. ثالثا: اعتراض محکوم علیهم نسبت به محکومیت به دلیل شرکت در سرقت مقرون به آزار و هم چنین اعتراض محکوم علیه آقای ش.ف. نسبت به اتهام دیگر خود یعنی تغییر ارقام اتومبیل وارد تشخیص داده نمی شود. زیرا اساس دادنامه بدوی یعنی احراز مجرمیت و بزهکاری نامبردگان با توجه به نحوه دستگیری و اقرار صریح و مقرون به واقع آن ها که در نیروی انتظامی، دادسرا و دادگاه تکرار شده است، منطبق با مقررات قانونی صورت پذیرفته است، النهایه کیفر حبس در نظر گرفته شده برای تجدیدنظرخواهان تا حدی که به تشخیص این دادگاه برمی گردد نامناسب و شدید بوده و محتمل است به جای این که مفید واقع شود به بروز مشکلات دیگری برای اجتماع منجر گردد. علی هذا بدین وسیله کیفر یازده سال حبس تجدیدنظرخواهان به تحمل پنج سال برای آقای م.ر. و تحمل سه سال برای آقای ش.ف. و تحمل دو سال برای خانم س.ج. تغییر می یابد. شایان ذکر این که دادگاه محترم بدوی میبایست مطابق با دستور قانون گذار در ماده 652 قانون مجازات اسلامی برای هر یک از محکوم علیهم بدوی مجازات شلاق نیز مقرر می نمود ولی به جهت این که شخص محکوم علیهم اعتراض نمودهاند و مطابق اصول اعتراض محکوم نمی باید وضع او را از آنچه هست بدتر نماید، این دادگاه از تعیین کیفر شلاق برای تجدیدنظرخواهان اجتناب مینماید و با تغییر پدید آمده به استناد تبصره های 2 و 4 ماده 22 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب رای بر تایید دادنامه معترض عنه در این قسمت در نتیجه صادر میگردد. این رای قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار
علی زاده اشکلک - ناصری نژاد