تاریخ دادنامه قطعی: 1393/12/17
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورت احراز اصل دفاع، عدم رعایت تناسب در دفاع با خطر ایجادشده، موجب محکومیت متهم به تعزیر و پرداخت دیه است.
حسب محتویات پرونده و کیفرخواست مورخه 1393/05/18 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب...، آقای م.، متولد 1374 ، به اتهام قتل عمدی مرحوم ع.، 18 ساله، موضوع شکایت اولیایدم تحت تعقیب قانونی قرار گرفته است(صفحه 14 ). به گزارش مرجع انتظامی در ساعت 00 : 30 بامداد یوم جاری( 1393/04/30 ) حسب اعلام مرکز 110 در خصوص انتقال یک مصدوم نزاع از میدان گ. به بیمارستان... مامورین به بیمارستان اعزام شدند. طی بررسی بهعملآمده گزارش شد که شخصی به هویت ع. در بیمارستان فوت نموده که در میدان گ. بر اثر ضربه چاقو که به زیر سینهاش خورده و منجر به فوت شده است. از جسد متوفی بازدید به عمل آمد، جسد خونآلود و اثر یک ضربه چاقو بر روی بدن وی در جلو بالای شکم برخورد کرده که به سردخانه بیمارستان منتقل گردید(صفحه 1 ). از متهم و شهود و مطلعین حادثه تحقیق شده است. و. بهعنوان شاهد اظهار نموده: من با ع.(مقتول) روی چمن نشسته بودیم که یکدفعه م. و آن دیگری که سوار موتورسیکلت بود به میدان گ. نزدیک شدند که ع. صدای م. زد و م. سریع از موتور پیاده شد. من به ع. گفتم ول کن، ع. تسمه شلوارش را بیرون آورد و من جلوی ع. را خواستم بگیرم که ع. من را کنار زد و بدو بدو به سمت م. رفت و تسمه را زد به م. و م. چاقو به شکم ع. زد و فرار کرد(صفحه 22 ).
متهم اظهار داشته: حدود سه ماه پیش س. که حدودا 17 ساله است در حال رفتن به مدرسه با ع.(مقتول) درگیر شده بود و فکر کنم ع. میخواست با او کار بد انجام دهد... س. به من زنگ زد و من پارک بودم گفت بیا خیابان ک. که ع. و تعدادی دیگر آمدهاند مرا بزنند که من هم خودم را به آنجا رسانیدم.... به میدان گ. که رسیدیم ع. دوباره با من جرّ و بحث کرد که این قضیهها به تو ربطی ندارد و بعد هم با سر به دماغ من زد و دماغ من پر از خون شد یکی از رفقایش یک دستمالکاغذی به من داد و آنها دیگر از محل رفتند... گذشت قضیه تا امشب... داشتیم میرفتیم که مشاهده نمودم ع. و یک نفر دیگر در مثلثی میدان گ. نشسته بودند که من و او همدیگر را دیدیم به من گفت بایست(وایستا) من هم کنار خیابان ایستادم و از موتورسیکلت پیاده شدم که او هم بلافاصله کمربند شلوارش را باز کرد و به سمت من دوید من هم چاقو را درآوردم تا دیگر جلوتر نیاید که به من نزدیک شد و با کمربند به گردن من کوبید و چاقو هم در دست راست من بود و میخواست یکی دیگر بزند که من هم میخواستم هولش دهم. تا هولش دادم چاقو به دلش خورد و او دست بر دل گرفت و من هم ترک موتورسیکلت که روشن بود نشستم و گفتم فرار کن... سوال: دقیقا بیان نمایید چند ضربه به ع. وارد شده است؟ جواب: فکر کنم یک ضربه شد همان جور که هولش دادم دست بر دلش گرفت و نشست و همان لحظه ما از محل فرار کردیم... (صفحه 24 - 28 ). متهم در بازپرسی اظهار نموده:... داشتیم میرفتیم... ع. سر فلکه گ. بود من را صدا کرد گفت بایست (وایستا) من هم ایستادم ع. با کمربند به من زد من چاقو بیرون آوردم که بترسد دیگر نزند ع. را هول دادم چاقو دستم بود خورد تو دلش من قصد کشتن ع. را نداشتم بعد سوار موتور شدم فرار کردم رفتم... (صفحه 40 ). پزشکی قانونی علت فوت را شوک هموراژیک به علت بریدگی دیواره آزاد بطن راست متعاقب برخورد جسم نوکتیز و برنده به قدام قفسه سینه تعیین نموده است(صفحه 87 ).
ق. اظهار نموده:... چند لحظه بعد م. آمد گفت بیایید برویم... گشتی بزنیم بچهها گفتند میخواهیم برویم قرآن سرگذاری. م. اصرار کرد بیایید برویم زود برمیگردیم خلاصه قبول کردیم من رفتم سوار موتور برادرزنم ع. شوم که م. گفت من کمرم درد میکند نمیتوانم موتور راه ببرم بیا شما رانندگی کن من هم قبول کردم و او ترک موتور نشست و ح. و م. و ع. سوار یک موتور دیگر شدند. وقتی نزدیک میدان گ. رسیدیم صدایی آمد و گفت هوی بیا، نگاه برگرداندم دیدم جوانی با یک نفر دیگر داخل مثلثی قبل از میدان گ. نشسته اما توجهی نکردیم و به حرکت ادامه دادیم ناگهان م. از ترک موتور من پرید پآیین و به ما گفت شما بروید ما به حرکت ادامه دادیم... من رفتم داخل بلوار و از آنجا حرکت کردم و نهایتا رفتم درب منزل ج.، وقتی آنجا رسیدم دیدم م. و ع. و م.ح. و ج. آنجا هستند. م.ح. حالت عجیبی داشت و رنگش پریده بود و گفت موتور من را بدهید میخواهم بروم. پرسیدم: چی شده؟ گفت: چیزی نشده کاری به کسی نداشته باشید و سوار موتورش شد و رفت. حدود نیم ساعت بعد یک نفر زنگ به برادرزن من ج. زد و گفت م. یکی از بچههای... را با چاقو زده و او را کشته است.... (صفحه 76 ، 77 ).
متهم در جلسه دادرسی اظهار داشته:.... مرتب زنگ میزد و تهدید میکرد اگر جرئت داری بیا فلکه گ.... آن شب 23 رمضان بود که من دور فلکه گ. میگشتم با دوستانم که ع. را دیدم و چون دو شب قبل هم مقتول با چاقو مرا تهدید کرده بود چاقویی که استفاده شده را از... یک سال قبل خریده بودم و آن شب برای بار اول بود که همراه خودم بردم و من قصد کشتن مقتول را نداشتم و ندیدم که چاقو کجا میخورد. او با کمربند زد به من که من افتادم روی آسفالت زمین و او که کمربند درآورد چاقو درآوردم و به او گفتم برو تا شاید بترسد و سگک کمربند خورد به من و من نیت و قصد کشتن وی را نداشتم. در آن لحظه حال خوبی نداشتم و نفهمیدم که چند تا زدم و نمیدانستم کجا میخورد و چاقو دست من بود. وقتی او زد توی سرم و من رفتم پآیین و چاقو زدم و ندیدم چاقو کجا میخورد و بعد دیدم چاقوی من خونی است.... و نمیدانم چطور شد که چاقو به او خورد و تا سر فلکه که خیابان تاریک بود نفهمیدم که چاقو به وی خورده است. بعد سر فلکه دیدم چاقو خونی است و قصد کشتن نداشتم. قبول دارم که ضربه چاقو را من زدم ولی قصد و نیت کشتن وی را نداشتم. من با ع. زیاد دعوا کرده بودم ولی هیچ دفعه با چاقو با وی دعوا نکرده بودم و نفهمیدم که چاقو فرو رفته است فقط دیدم دستش خونی است و دیدم که خون به دستش ریخت و شروع کرد به ناله و داد زد که چاقو زد و ق. پانزده متر عقبتر ایستاده بود و من و ع. رفته بودیم جلو و بعد از درگیری ق. هم همانجا ایستاده بود. رفتن با ق. بودم و برگشتن همراه ع. برگشتم و ع. و م. و ح. میدانستند که میخواهیم دعوا کنیم ولی ق. خبر نداشت...
شعبه اول دادگاه کیفری استان... پس از رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 1393/09/25 بهاتفاق آراء به شرح آتی انشاء حکم نموده است:
به نام خدا - در خصوص اتهام م.، 19 ساله، بدون ملاحظه سابقه کیفری، با وکالت ح.، دایر بر ارتکاب بزه قتل عمدی مرحوم ع. موضوع کیفرخواست شماره 483/93 مورخ 1393/05/18 دادسرای عمومی و انقلاب و شکایت اولیایدم متوفی: 1 - الف. (پدر) 2 - م.ز. (مادر) بدین توضیح که در پی اعلام نزاع منجر به قتل در محل میدان گ. بهموجب صورتجلسه مورخ 1393/04/30 مرجع انتظامی، که منجر به فوت مرحوم ع. در بیمارستان... شهرستان... شده است، با شروع تحقیقات اولیه صحنه جرم مورد بازدید مامورین قرار گرفته و مسجل گردیده که مقتول در اثر ضربات چاقو به ناحیه سینه به قتل رسیده است. ضارب م. نیز پس از کسب اطلاع از مطلعین شناسایی و در همان تاریخ از سوی مرجع انتظامی و بازپرس محترم دادسرا مورد بازجویی و تحقیق قرار گرفته است که اجمالا مدعی وجود روابط ناسالم میان مقتول و کارگرش به نام س. و همچنین سابقه اختلاف و درگیری فیزیکی قبلی به همین سبب شده است. در مورد درگیری منجر به قتل، اجمالا چنین گفته که ع. و یک نفر دیگر در مثلثی میدان گ. نشسته بودند که من و او همدیگر را دیدیم به من گفت بایست، من کنار خیابان ایستادم و از موتورسیکلت پیاده شدم او هم بلافاصله کمربند شلوارش را باز کرد به سمت من دوید و من هم چاقو درآوردم، با کمربند به گردن من کوبید من هم خواستم او را هول بدهم چاقو به شکمش خورد و دست بر دل گرفت و به سمت ب. فرار کردم، دیدم چاقو پر از خون است آن را داخل منزل گذاشتم و خوابیدم و داییام خبردار شده بود دیدم دنبالم هستند خود را به مامورین معرفی کردم(صفحه 26 ). آلت قتل بر اساس اظهارات متهم در انتهای انباری منزل متهم داخل پوتین کشف و ضبط گردیده است(صفحه 38 ). نامبرده نزد بازپرس نیز اقرار نموده که مقتول وی را صدا زده و گفته: پس از اینکه با کمربند به من زد من چاقو بیرون آوردم که بترسد و او را هول دادم چاقو دستم بود خورد توی دلش و من قصد کشتن نداشتم و بعد سوار موتور شدم و فرار کردم و اضافه نموده: چاقو همین چاقوی مکشوفه است، آن را از جیب شلوارم بیرون آوردم و تیغه آن را بیرون کشیدم، درحالیکه چاقو را به سمت بالا گرفته بودم سعی کردم او را بترسانم تا کمربند به من نزند ولی او محکم سگک کمربندش را به گردن من کوبید. رفیق او سعی میکرد جلوی ع. را بگیرد او دست بردار نبود خواست کمربند دومی را به من بزند درحالیکه چاقو دستم بود او را هول دادم عقب که در همین لحظه چاقو داخل شکمش رفت و گفت آخ... خواهر.... با چاقو به من زد من هم دیدم چاقو پر از خون است ترسیدم و رفتم.... من نمیخواستم او را بکشم(آثار کمربند روی گردن متهم ملاحظه شده است). سپس صحنه جرم توسط بازپرس محترم پلیس آگاهی با راهنمایی متهم بازسازی شده(سیدی مربوطه پیوست است) و متهم اظهارات قبلی خود را تکرار نموده است(ص 50 ، 51 ). از مطلعین و مرتبطین با موضوع توسط مرجع انتظامی و جداگانه توسط بازپرس محترم تحقیق شده و در موارد اختلاف مواجهه نیز بهعملآمده است(صفحات 54 - 55 ؛ صفحات 71 - 81 ) که اجمالا مشخصشده متهم ترکنشین فردی به نام ق. بوده که به محل قتل رفته و اظهارات اولیهاش مبنی بر اینکه به همراه ح. بوده خلاف واقع است. و. نیز که بهعنوان دوست مقتول در صحنه حضورداشته توضیح داده که م. پیاده شد و ع. هم به سمت او راه افتاد و من دست ع. را گرفتم و گفتم ول کن، ع. دست من را پس زد و کمربندش را درآورد درحالیکه کمربندش درمیآورد دستش بهصورت من خورد من پریدم سمت م. گفتم برو ول کن. م. گفت نه ع. هم من را کنار زد و کمربند را به م. زد و من دیگر حواسم نبود و یادم نیست و پشتم به دعوا بود که صدای چاقو را فهمیدم و آن پسری که م. سوار کرده بود به طرف ب. خلاف به سمت موتور رفت و گفت برو و فرار کردند. من ع. را دیدم که به سمت پیادهرو میرود و دست بر سینه خود گرفته.... سوال شده: منظورت از اینکه صدای چاقو را فهمیدی چه است؟ پاسخ داده: فهمیدم چاقو داخل سینه ع. رفت و صدایی مثل صدای((قری)) آمد و تا به خودم آمدم دیدم از زیر سینه ع. دارد خون به بیرون میریزد و روی آسفالت پر از خون شد و ع. دستش روی سینهاش گرفته بود و به من گفت و. مرا ببر و منظورش این بود که به بیمارستان ببرم و من اصلا چاقو را ندیدم. اولیایدم تقاضای قصاص نمودهاند. پزشکی قانونی حسب شرح معاینه جسد و گواهی صادره علت فوت را شوک هموراژیک به علت بریدگی دیواره آزاد بطن راست متعاقب برخورد جسم نوکتیز و برنده به قدام قفسه سینه اعلام داشته است. متهم در جلسه مورخ 1393/05/13 بازپرس علت اظهار خلاف واقع در خصوص چگونگی حضور در محل را گفته: چون ق. تازه فرزندش متولد شده بود و متاهل بود گفتم با موتور ح. بودم چون میخواستم پای ق. به دادگاه و کلانتری کشیده نشود. با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست پرونده به این شعبه ارجاع و با تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین و وکیل متهم نامبرده به شرح صورتمجلس تنظیمی این دادگاه ضمن اشاره به سوابق اختلاف و درگیری خود با مقتول گفته که: من قصد کشتن مقتول را نداشتم، در آن لحظه حال خوبی نداشتم و نفهمیدم که چند تا زدم و وقتی او زد توی سرم من رفتم پآیین و چاقو زدم و ندیدم کجا میخورد. بعد دیدم چاقوی من خونی است و نمیدانم چطور شد که چاقو به او خورد و قصد کشتن نداشتم و قبول دارم که ضربه چاقو را من زدم. سوال شده: وقتی ضربه زدی و خون دیدی فرار کردی؟ پاسخ داده: ترسیدم و فرار کردم رفتم خانه و از ترس نتوانستم چاقو را تمیز کنم و ناراحت بودم که نکند بمیرد و میدانستم چاقو خورده است. ساعت چاقو زدن 12 شب بود و 2/5 نصف شب رفتم خودم را معرفی کردم. اولیایدم متوفی در دادگاه نیز اظهار نمودهاند بابت صدمات غیر موثر در فوت، ادعایی ندارد و تقاضای قصاص نمودهاند. و وکیل متهم نیز ضمن بیان دفاعیات که ضرورتی به ذکر آن نیست مراتب استعفای خود را برای پس از جلسه دادرسی اعلام که مراتب به موکل وی اعلام شده است و نامبرده اظهار داشته: چنانچه ضرورتی به مداخله وکیل برای مراحل بعدی است، تقاضای وکیل تسخیری دارم. علیهذا با توجه بهمراتب فوق، دادگاه با عنایت به کیفرخواست صادره و ادله ابرازی در آن و با امعان نظر به گزارش مرجع انتظامی، صورت مجالس بازدید و بازسازی صحنه قتل از ناحیه مرجع انتظامی و بازپرس محترم دادسرا، کشف آلت قتاله در منزل محل سکونت متهم، ملاحظه تصاویر جسد متوفی که پیوست پرونده گردیده است، نظریه پزشکی قانونی در خصوص علت فوت که شوک هموراژیک به علت بریدگی دیواره بطن راست متعاقب برخورد جسم نوکتیز برنده به قدام قفسه سینه اعلام شده است، اظهارات گواهان و مطلعین به شرح مضبوط در پرونده که دلالت بر مداخله متهم و درگیری فیزیکی بین قاتل و مقتول و اقدام به فرار قاتل پس از ایراد جرح عمدی با چاقو به مقتول دارد. النهایه با توجه به اظهارات و اقاریر صریح و ضمنی متهم در مراحل مختلف تحقیق نزد مامورین انتظامی و بازپرس پرونده و همچنین نزد این دادگاه مبنی بر اینکه مقتول در اثر ضربه چاقوی وارده از طرف وی به قتل رسیده و اینکه دفاعیات وی از این حیث که نفهمیدم چگونه چاقو به بدن او وارد شد با توجه به درگیری فیمابین و سوابق اختلافات قبلی و نحوه حضور و مداخلهاش فاقد وجاهت قانونی است و اینکه اقدام متهم در مقابل عمل مقتول(زدن ضربه با کمربند به ناحیه گردن متهم) دفاع مشروع و متناسبی محسوب نمیگردد؛ منحیثالمجموع دادگاه هرچند قتل عمدی با سبق تصمیم قبلی بهنحویکه با بند الف ماده 290 قانون مجازات اسلامی انطباق یابد را محرز نمیداند، لکن ازآنجاییکه اقدام متهم در ایراد ضربه چاقو به کیفیت منعکس در پرونده به ناحیه قفسه سینه به لحاظ موضع و آلت قتل، نوعا عملی کشنده محسوب و علیالاصول قاتل را آگاه به آن میداند منحیثالمجموع ارتکاب بزه قتل عمدی مرحوم ع. از ناحیه متهم م. را علما محرز و مسلم تشخیص و مستندا به مواد 289 و بند ب و تبصره 1 ماده 290 و 381 و 351 و 417 و 418 و 419 و 160 از قانون مجازات اسلامی 1392 و با توجه به درخواست اولیایدم متوفی و اینکه دیه صدمات غیر موثر در فوت، مورد مطالبه نیست حکم به قصاص متهم مذکور با چوبه دار به اذن ولی امر و توسط اولیایدم متوفی در محل ندامتگاه مرکزی... صادر و اعلام میدارد. رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور است.
دادنامه صادره در مورخه 1393/10/15 به آقای م.ج. بهعنوان وکیل تسخیری متهم ابلاغ که نامبرده به شرح لایحه تقدیمی به تاریخ 1393/11/06 درخواست تجدیدنظر نموده است. متقاضی در لایحه تقدیمی اجمالا عنوان نموده:... صرفنظر از اختلافات و درگیری قبلی موکل و مقتول، قبل از اینکه موکل اقدام به ایراد ضربه با چاقو به مقتول نماید، مقتول با کمربند که دارای سگک فلزی است به وی حمله نموده و ضرباتی با کمربند به موکل وارد کرده است و در تمام مراحل موکل صراحتا بیان میدارد که اصلا قصد ارتکاب بزه قتل نداشته و اتفاقی بوده و پس از وارد نمودن ضربه کمربند و سگک به گردن وی متوجه نبوده است که به نظر میرسد هرچند آلت قتل کشنده بوده، ولی بنا به شدت عصبانیت و عدم اراده و اختیار ناشی از ضربه وارده از سوی مقتول به سر و گردن موکل مبادرت به ارتکاب بزه و ایراد ضربه با چاقو نموده باشد... پس از ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ( 6 ) ارجاع شده است.
با توجه به محتویات پرونده بهویژه اظهارات توام با اقرار م. به ایراد جرح عمدی با چاقو به آقای ع. و لحاظ نظریه پزشکی قانونی در مورد علت فوت مجروح، رسیدگی شعبه محترم اول دادگاه کیفری استان... و احراز فوت ع. بر اثر جرح وارده م. اشکال اساسی از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی ندارد، لکن با توجه به اظهارات شاهدان ماوقع ازجمله و. که همراه مقتول بوده، ع. با دیدن متهم او را صدا کرده و بلافاصله کمربند خود را باز کرده و با شتاب بهسوی نامبرده رفته و با کمربند او را مورد ضربوجرح قرار داده است و متهم هم متقابلا از چاقو استفاده کرده است که این امر مشعر به در مقام دفاع بودن او دارد و دادگاه محترم هم که در رای خود تصریح دارد:«اقدام متهم در مقابل عمل مقتول(زدن ضربه با کمربند به ناحیه گردن متهم) دفاع مشروع و متناسبی محسوب نمیگردد.» ظاهرا اصل دفاع را قبول دارد ولی نامتناسب میداند و ازاینجهت رای دادگاه به نظر اجمال و ابهام دارد که با توجه به مقررات تبصره 2 ماده 302 قانون مجازات اسلامی، در صورتی که نفس دفاع صدق کند لکن از مراتب آن تجاوز شود قصاص منتفی است، ایجاب میکرده است که ادعای دفاع متهم کاملا بررسی تا اصل دفاع و یا تناسب آن نفیا و یا اثباتا روشن و سپس رای مقتضی صادر میشد. نتیجتا اعتراض بر محکومیت م. به قصاص نفس وارد است، لذا با استناد به بند 2 قسمت ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری رای معترضٌعلیه نقض و رسیدگی مجدد به همان شعبه محترم ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوانعالیکشور - ریس و عضو معاون
رحمت اله عروجی - رحمت اله احمدی