وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

پیام: ( 1 )- از آنجا که بسیاری از افراد با وجود سلامتی کامل ممکن است گهگاهی دچار حالات تشنج شوند، وقوع نادر این حالت در زوجه نمی تواند از علل فسخ نکاح تلقی گردد. ( 2 )- خیار فسخ نکاح فوریت دارد و اعمال آن بعد از گذشت مدت طولانی ( 18 ماه از تاریخ اطلاع از این عارضه)، بر اساس ظاهر نشان می دهد احتمالا چنین امری از ابتدای عقد وجود نداشته است.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده: محتویات پرونده حاکی از این است.که اقای م. ب. ق. در تاریخ 1400/05/16 با تقدیم دادخواستی به دادگستری شهرستان *به طرفیت خانم م. ی. با خواسته فسخ نکاح تقاضای صدور حکم مقتضی مطابق خواسته خود را نموده است.ایشان در تشریح خواسته خود ادعا کرده است: حسب رونوشت سند ازدواج شماره * 98/10/27 اینجانب با خوانده ازدواج کرده ام هنوز عقد بسته میباشیم حدود یک ماه پس از عقد با توجه به قرص های مصرفی از ناحیه ایشان متوجه شدم که به بیماری تشنج مبتلا می‌باشد. این موضوع را از من و خانواده ام پنهان کرده است.و در نکاح تدلیس نموده است.شهود متعدد هم دارم. که حاضر به ادای شهادت هستند تقاضای رسیدگی و صدور حکم فسخ نکاح را دارم. پرونده متشکله جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده و دادگاه مرجوع الیه نیز پس از جری تشریفات قانونی و رسیدگی های لازم در نهایت به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/06/23 به شرح و استدلال مندرج در متن ان به شرح ذیل مبادرت به صدور رای مبنی بر حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است:

راجع به دعوی اقای م. ب. ق. فرزند غ. با وکالت بعدی اقای م. ب. به طرفیت خانم م. ی. فرزند م. به خواسته ی فسخ نکاح به علت تدلیس که خواهان مدعی است.بعد از یک ماه از عقد نکاح متوجه شده همسرش قرص های متعدد مصرف می کند و مبتلا به عارضه ی تشنج می‌باشد. که این امر را از وی پنهان نموده و به شرح فوق درخواست فسخ نکاح را کرده، نظر به محتویات پرونده و مدافعات خوانده که با اینکه اکنون حدود 20 ماه از عقد نکاح می گذرد و مشارالیها دارای کمتر از 17 سال سن می‌باشد. و تجربه ای در دفاع حقوقی ندارد.، به اینکه اولا هیچ گونه سابقه ی بیماری و تشنج نداشته و چون بیمه ی خدمات تامین اجتماعی بوده با قاطعیت تمام درخواست بررسی سوابق بیماری اش را نموده که دادگاه با استدلالاتی که دارد. نیاز به بررسی این موضوع نمی بیند ثانیا مشارالیها اعلام داشته از زمان ازدواج با خوانده، مشارالیه برخوردهای نامناسبی با او داشته و دارای افکار مختلفی بوده که او خود را با وی وفق داده و در عین حال به لحاظ نوع برخورد همسرش با او، دچار افسردگی و فشار عصبی شده و بدین جهت در همان اوایل ازدواج در دی ماه 1399 به دکتر مراجعه کرده و چون (خواهان به هر دلیل) از ازدواج با او پشیمان شده اکنون به تعبیر خود خوانده، خواهان نامبرده (اصطلاحا) می خواهد از اب گل الود ماهی بگیرد و این امر را (به جای طلاق) بهانه ای برای فسخ نکاح قرار داده (تا هزینه ای در این راه نپردازد) حتی مدت یک ماه در همان اوایل ازدواج در منزل زوج به سر می برده که خانواده اش با او برخورد ناشایستی داشته اند و به قول خودش به او تیکه می انداخته اند و اشکش را درمی اورده اند و او چون فردی درون گرا است.اصطلاحا در خودش می ریخته (خودخوری می کرده) ضمن اینکه همسرش نسبت به او احساس دلتنگی و بالعکس هم نداشته اند که هرچند وکیل خواهان مدعی است.خانواده ی خوانده (برای اینکه کسی پی به بیماری او نبرد) او را بیشتر به شهرستان می برده اند که با توجه به مراتب با عنایت به اینکه بر فرض صحت ادعای خواهان و وکیل وی مبنی بر تشنج خوانده که در این مورد دلیلی هم ارائه نکرده اند و صرفا مدعی هستند خوانده حاضر به گرفتن ام ار ای نبوده این موضوع در حدی نبوده که نام ان را تشنج یاغشوه گذاشت و اگر عارضه ای مقطعی بوده ادامه نداشته و نوع مدافعات خوانده که به صورت خیلی زنده و سرحال و با اطمینان و اعتماد به نفس از خود دفاع نموده، دلیل عدم ابتلای او به عارضه ی مورد ادعای خواهان است.مضافا همانگونه که فوقا اشاره شده بر فرض که نامبرده یکبار از حالی به حالی شده که بسیاری افراد ممکن است.با وجود سلامتی کامل گهگاهی اینگونه حالات برایشان رخ دهد این امر نمی تواند دلیل بیماری انچنانی باشد. و بر فرض هم که باشد.، ممکن است.عقد نکاح متباینا به عدم بروز هیچگونه عارضه ای در زوجه واقع نگردیده باشد. و این مورد از موارد فسخ نکاح نمی‌باشد. علاوه با توجه به اینکه خواهان مدعی است.در همان یک ماه اول ازدواج متوجه وجود این عارضه در خوانده گردیده با توجه به اینکه خیار فسخ نکاح فوریت دارد. و خواهان بر فرض که این مورد از موارد فسخ باشد. که نیست بعد از گذشت 19 ماه از تاریخ وقوع عقد و 18 ماه از تاریخ اطلاع از این عارضه ی احتمالی، دعوی فسخ نکاح را مطرح کرده که ظاهر امر نشان می دهد احتمالا چنین امری از اول وجود نداشته و شاید رفتارهای نامناسب و ناخوشایند خواهان و خانواده اش موجب فشار عصبی در خوانده و افسردگی او شده و این امر در نوع روابط عاطفی او با همسرش و بالعکس تاثیر منفی گذاشته و خواهان تمایلی به ادامه زوجیت با او ندارد. و دنبال برون رفت از این امر به صورت بی هزینه می‌باشد.چیزی که در بسیاری از افراد متصور است.و مشاهده می‌شود. که بعد از مدتی از عقد نکاح ممکن است.از همسر خود دل زده شود. و به قول معروف مرغ همسایه را غاز ببیند و با اینگونه بهانه ها درصدد رهایی از همسر بدون پرداختن بهای ان می‌باشند و به اصطلاح از اب به گونه ای عبور کنند که پایشان خیس نشود. مضافا که زوجین مکررا زفاف هم داشته اند غافل از اینکه برچسب تشنج زدن به دختری جوان و کم سن و سال چه ضربه ی روحی و روانی بر پیکر او وارد می کند و فسخ نکاح و انگیزه وجود این عارضه، تا اخر عمر مانند پتکی هر ان و هر لحظه بر فوق او فرود می اید و او را نابود می‌سازد و طرف مقابل به خیال اینکه بی هزینه توانسته همسرش را رد کند بر خود می بالد در حالی که می‌تواند این امر را با پیشنهاد طلاق توافقی عادلانه حل کند بنا به مراتب دعوی خواهان غیر وارد تشخیص و مستندا به مفهوم مخالف مواد 1123 ٫ 1128 ٫ 1131 و ماده ی 1257 قانون مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می‌گردد.

رای مذکور از طریق زوج و وکیل او مورد اعتراض و فرجام خواهی واقع شده است.که شعبه *حسب الارجاع و در مقام رسیدگی به اعتراض ایشان بر اساس دادنامه شماره * 00/9/2 در تایید دادنامه بدوی چنین رای داده است:

به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/06/23 که از شعبه *صادر شده، در مورد دعوی اقای م. ب. ق. فرزند غ. به طرفیت خانم م. ی. فرزند م. به خواسته فسخ نکاح به علت تدلیس (مصرف قرص های متعدد و ابتلای به عارضه تشنج) پس از رسیدگی انجام شده حکم به بطلان دعوی صادر شده است. اقای م. ب. ق. با وکالت اقای م. ب. نسبت به دادنامه یادشده تجدیدنظرخواهی کرده است. بانگاه به مندرجات پرونده، نظر به اینکه موارد عنوان شده از سوی وکیل تجدیدنظرخواه از مصادیق فسخ نکاح به شمار نمی اید تجدیدنظرخواهی وارد نیست.و اعتراض به عمل امده با هیچ یک از جهات مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امورمدنی قابل انطباق نمی‌باشد. دادگاه بااجازه به دست امده از ماده 358 قانون پیش گفته ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می کند.

و حالا ملاحظه می‌شود. اقای م. ب. ق. با وکالت اقای م. ب. در فرجه قانونی با تقدیم دادخواستی خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور که در هنگام شور قرائت می‌شود. نسبت به این رای نیز اعتراض و فرجام خواهی کرده است.وکیل فرجام خواه در دادخواست فرجامی خود اجمالا ادعا نموده است: حسب اظهارات خوانده محترم، ایشان در عید سال 1399 در منزل موکل بوده که دچار تشنج شده که این خود اقرار به بیماری می‌باشد. خوانده و خانواده اش از اخذ و تهیه ام ار ای ممانعت کرده اند تا از کشف واقع جلوگیری کنند و بر خلاف ادعای دادگاه محترم بدوی باید عرض کنم که عرف جامعه برای این است.که و عقد نکاح مبتنی بر سلامت جاری می‌شود. در مورد فوریت اعمال فسخ هم اطلاع موکل از بیماری زوجه از 18 ماه قبل صرفا در حد اختلالاتی نظیر گفتار و لرزش دست بوده و هرگاه در این مورد از خوانده و خانواده اش سوال می کرده اظهار می کردند. که فشار عصبی است.تا اینکه موکل متوجه بیماری وی نگردد. و… موکل به اجبار خوانده را به پیش پزشک متخصص برده بیماری وی با علایم تشنج تشخیص شده ولی خوانده و خانواده اش از ادامه درمان وی ممانعت کرده اند و…. پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی ایشان به این شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای غ. ق. عضو ممیز و دادخواست فرجام خواهی و ضمایم ان و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:

رای متن رای

رای شعبه

در خصوص دادخواست فرجام خواهی اقای م. ب. ق. با وکالت اقای م. ب. به طرفیت خانم م. ی. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/09/02 صادره از شعبه *نظر به اینکه ایشان در دادخواست فرجامخواهی و ضمایم ان هیچگونه مدرک و دلیل موجهی که برابر مقررات موجبات ایراد خدشه اساسی و نقض دادنامه فرجامخواسته را در پی داشته باشد. ارائه ننموده و رای مذکور هم از نظر شکلی و رعایت اصول دادرسی و هم از حیث ماهوی و مبانی استدلال و استنباط قضایی عاری از ایراد و اشکال اساسی و موجب نقض صدور یافته است.لذا این شعبه فرجامخواهی معموله را غیر موجه تشخیص و با استناد به بند الف ماده 368 و ماده 370 و ماده 396 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ابرام دادنامه فرجامخواسته پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده رای مذکور اعاده می‌نماید./الف

شعبه *

غ. ق. (رییس) ع. ص. (عضو معاون)

منبع