تکلیف دادگاه در فرض متصور بودن حجر خوانده

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/08/30
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در صورتی که در دعوی طلاق از ناحیه زوجه، بر اساس نظریه پزشکی قانونی، ابتلای زوج به اسکیزوفرنی (منطبق با جنون استمراری) محرز باشد، دادگاه باید رسیدگی را متوقف و مراتب رابه دادستان حوزه قضایی اعلام کند. پس از رسیدگی و عندالاقتضا صدور حکم حجر و تعیین قیم، دعوی طلاق به طرفیت قیم زوج ادامه می یابد.

رای خلاصه جریان پرونده

خانم ح.ی. چ.س. در تاریخ 93/3/18 دادخواستی با وکالت آقای ب. ا. به طرفیت آقای ف. ن. به خواسته طلاق تقدیم نموده که شعبه اول دادگاه عمومی ص. تحت پرونده شماره 93/333 عهده دار رسیدگی شده است. وکیل خواهان در دادخواست تقدیمی توضیح داده که موکلش به موجب سند رسمی ازدواج شماره... مورخ 90/12/2 دفتر ازدواج شماره... حوزه ثبتی م. به صداق 701 سکه بهارآزادی به عقد دائمی و رسمی خوانده درآمده است. زوج از تاریخ عقد زوجه را بلاتکلیف رها نموده و علیرغم مراجعات مکرر زوجه و ریش سفیدان نامبرده اقدامی در جهت انجام تکالیف قانونی خود و برگذاری مراسم عروسی و تشکیل زندگی مشترک ننموده است. ضمن اینکه زوج دارای نارسایی و بیماری روحی و عاطفی بوده و تحت درمان پزشک متخصص در رشت به نام دکتر خ. بوده است. با عنایت به بلاتکلیفی دو ساله زوجه و عسروحرج وی تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق با لحاظ حقوق مالی زوجه را داریم. به ضمیمه دادخواست استشهادیه محلی که طی آن گواهی شده زوج دو سال است زوجه را بلاتکلیف و سرگردان رها کرده و نه حاضر به گرفتن جشن عروسی و نه حاضر به طلاق است. ارائه شده است. پرونده بدوا به واحد مشاوره دادگستری ص. ارجاع و واحد مذکور در گزارش مورخ 93/4/1 اعلام می‌دارد زوجه بیماری اعصاب و روان زوج و ناسازگاری و پرخاشگری وی و قطع ارتباط با زوجه از دو سال قبل تاکنون را دلیل اختلاف دانسته و با وجود دعوت از زوج نامبرده حضور نیافته و همکاری ننموده است. اولین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 93/5/4 تشکیل می‌گردد. در این جلسه قرار استماع شهادت شهود و قرار ارجاع به امر به داوری صادر می‌شود. جلسه بعدی رسیدگی دادگاه به تاریخ 93/5/28 با حضور وکیل خواهان تشکیل می‌گردد. وکیل زوجه مطالب خود را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام می دارد. آقای د. و. به عنوان وکیل زوج لایحه ای تقدیم نموده و زوج نیز دفاعیات خود را طی لایحه ای توضیح داده است زوج ادعا نموده که که ساکن ن. ش. هستم و زوجه ساکن م. است و رسیدگی در دادگاه ص. صحیح نیست. با طلاق مخالفم. اگر بیماری روحی دارم چرا پس از دو سال مدعی این امر شده و چرا تقاضای فسخ نکاح نکرده است. زوجه بدون علت حاضر به تمکین نیست. وکیل زوج نیز در لایحه خود توضیح داده که زوجه یک دختر عقد کرده ای است که هنوز به خانه شوهر نرفته و در منزل پدری در م. سکونت دارد و ادعای سکونت وی در ص. صحت ندارد. ضمن اینکه صدور قرار استماع شهادت شهود و ارجاع امر به داوری در اولین جلسه دادگاه بدون حضور طرفین وجاهتی نداشته است. زوجه مدعی بلاتکلیفی خود شده در حالی که بهانه جوئی ها و توقعات بی جا و مطالبات مادی زوجه و پدرش که خارج از توان و وسع زوج بوده قابل تحقق نیست و باعث تعویق مراسم عروسی و تشکیل زندگی مشترک شده است. زوج دو بار مراسم گرفته و طلاجات و هدایا خریده و بیش از 20 میلیون تومان هزینه کرده است. باز هم زوج حاضر است مراسم عروسی برگزار نماید ولی توقعات زوجه و پدرش مانع تحقق این امر شده ضمن اینکه مراسم عروسی یک امر تشریفاتی و غیر ضروری برای شروع زندگی مشترک است و جایگاه شرعی و قانونی ندارد. زوجه خودش حاضر به انجام وظایف قانونی و شروع زندگی مشترک نیست. و ادعای وی در خصوص بیماری روانی زوج صحت ندارد. وکیل زوجه اظهار می‌دارد اعلام آدرس خواهان به عهده خودش است و همانطور که ذکر شده زوجه ساکن ص. می‌باشد. زوجه به لحاظ بلاتکلیفی دو ساله و بیماری روانی زوج که قبل از ازدواج داشته و پنهان نموده و عدم شروع زندگی مشترک در عسروحرج قرار دارد و هنوز باکره می‌باشد. دادگاه طی شرحی از بیمارستان ش. رشت و آقای دکتر خ. سوابق پزشکی زوج را استعلام می‌نماید بیمارستان ش. در پاسخ مورخ 93/6/5 دو برگ خلاصه پرونده زوج را ارسال می‌نماید. در این برگ ها به علت مراجعه زوج به بیمارستان از قبیل بی خوابی، بی قراری، خلق پآیین، افسردگی، تحریک پذیری، تهدید دیگران با چاقو و تحقیرشدن و مورد تمسخر دیگران قرار گرفتن و بستری شدن وی در تاریخ 87/3/22 و ترخیص در تاریخ 87/4/27 اشاره شده است. دکتر خ. در پاسخ اعلام می‌دارد در حال حاضر در مطب پرونده ای وجود ندارد به بیمارستان ش. ارجاع شود. دادگاه طی شرحی با ارسال خلاصه پرونده پزشکی زوج به پزشکی قانونی درخواست می‌نماید در خصوص بهبودی زوج و توان وی برای شروع زندگی مشترک و انجام تکالیف زناشویی اظهار نظر نماید. پزشکی قانونی در پاسخ مورخ 93/7/5 اعلام نموده زوج حضور پیدا نکرده و دو برگ خلاصه پرونده بیمارستان ش. رشت مربوط به سالهای 83 و 87 و نامبرده مبتلا به اسکیزوفرنی بوده است. جهت اظهار نظر در خصوص وضعیت فعلی زوج نیاز به حضور نامبرده و انجام معاینه و مصاحبه و مشاوره های روان پزشکی است دادگاه زوج را به پزشکی قانونی معرفی می کند. پزشکی قانونی در پاسخ مورخ 93/10/17 اعلام نموده که زوج مورد معاینه و مصاحبه روان پزشکی قرار گرفت. پرونده بسترهای وی در بیمارستان روان پزشکی ش. رشت بررسی شد. ایشان مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی (منطبق با جنون استمراری) می‌باشد. هر چند بیماری وی با درمان دارویی تحت کنترل نسبی است لیکن امکان اداره امور زندگی مشترک را نداشته و طی زمان دوره هایی از عود و شدت بیماری متصور است. (برگ ردیف 64 پرونده). وکیل زوج به نظر پزشکی قانونی اعتراض می‌نماید. نظریه داوران مبنی بر عدم توفیق در برقراری صلح و سازش بین زوجین ارائه می‌شود وکیل زوجه اعلام می‌دارد زوجه حاضر است در قبال طلاق یک سکه از مهریه اش را بذل نماید ضمن اینکه زوجه باکره است دادگاه ختم دادرسی را اعلام و با توجه به محتویات پرونده و اظهارات طرفین و احراز رابطه زوجیت و اینکه مساعی دادگاه و داوران در جهت ایجاد صلح و سازش مفید و موثر واقع نگردیده و زوجه و وکیل وی با اشاره به بیماری روانی زوج و بلاتکلیفی دوساله زوجه و عدم تلاش در جهت برگزاری مراسم عروسی و شروع زندگی مشترک مدعی عسروحرج زوجه گردیده و با عنایت به نظر پزشکی قانونی به شماره... مورخ 93/10/17 که زوج را مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی (منطبق به جنون استمراری) تشخیص داده و اضافه نموده زوج توان اداره زندگی مشترک را ندارد ادعای خواهان را وارد دانسته و طی دادنامه شماره --- مورخ 93/11/25 مستندا به مواد 26 و 27 و 33 قانون حمایت خانواده حکم به الزام خوانده به طلاق از نوع بائن خلع با بذل یک سکه از سوی زوجه صادر می‌نماید. اعتبار این حکم شش ماه از تاریخ قطعیت است. پس از ابلاغ این رای به وکیل زوج نامبرده مبادرت به تجدید نظرخواهی نموده و در لایحه خود توضیح داده که اولا: دادگاه به لحاظ محل اقامت زوج صالح به رسیدگی بوده و ثانیا: زوجه و پدرش با توقعات بالا مانع شروع زندگی مشترک شده و ثالثا: زوج از سلامت روحی و روانی برخوردار است و در مهلت قانونی به نظر پزشکی قانونی اعتراض شده است. وکیل زوجه نیز طی لایحه ای به موارد مطروحه در لایحه تجدید نظرخواه پاسخ می دهد. شعبه --- دادگاه تجدید نظر استان گیلان به موضوع رسیدگی و با این توضیح که صرفنظر از تجدید نظرخواهی از آنجائی که محجور (جنون) آنهم از نوع استمراری فاقد اراده و اختیار و قدرت تشخیص و تصمیم گیری در دعوی بوده و به عنوان خوانده نمی تواند طرف دعوی واقع شود و با صدور حکم حجر نامبرده دعوی به طرفیت ولی قهری(در صورت اتصال جنون به دوران صغر) و یا قیم او باید طرح و اقامه شده و در وضعیت حاضر و کیفیت موجود قابلیت استماع ندارد فلذا طی دادنامه شماره --- مورخ 94/3/25 ضمن نقض رای تجدید نظر خواسته مستندا به ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوی را صادر می‌نماید. این رای در تاریخ 94/4/8 به وکیل زوجه ابلاغ گردیده و نامبرده ظرف مهلت مقرر قانونی، اعتراض و دادخواست فرجامی خود را نسبت به دادنامه اخیر تقدیم نموده که پس از ثبت و تبادل لوایح جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. گزارش پرونده و لایحه فرجامی هنگام شور قرائت می‌شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای مسعود کریمپور نطنزی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص فرجام خواهی آقای ب. ا. به وکالت از طرف خانم ح.ی. نسبت به دادنامه شماره --- - 386 مورخ 1394/03/25 شعبه سیزدهم دادگاه تجدید نظر استان گیلان که به موجب آن ضمن نقض دادنامه بدوی قرار عدم استماع دعوی زوجه خواهان بدوی خواسته صدور حکم طلاق انشاء گردیده است با توجه به محتویات پرونده و صرفنظر از اینکه درباره دادخواست فرجامی وکیل فرجام خواه از طرف دفتر دادگاه صادر کننده دادنامه فرجام خواسته رعایت تشریفات قانونی مقرر در مواد 381 و 382 و 385 قانون آیین دادرسی مدنی به عمل نیامده و به جهت عدم رعایت تشریفات قانونی مقرر در مواد مرقوم، ارسال پرونده به دیوانعالی کشور محل ایراد بوده و ضرورت دارد که دادگاه محترم بر اقدامات دفتر خود جهت انجام امور به طور صحیح و منطبق بر موازین قانونی نظارت مستقیم و مستقر داشته باشند تا به لحاظ نقص در اقدامات دفتر موجبات اطاله دادرسی فراهم نگردد، اساسا نظر به اینکه شعبه سیزدهم دادگاه تجدید نظر استان گیلان به موجب دادنامه فرجامخواسته با استدلال اینکه به موجب نظریه کمیسیون پزشکی مرکز پزشکی قانونی استان گیلان زوج (خوانده دعوی بدوی) مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی منطبق با جنون مستمر بوده و امکان اداره زندگی مشترک را ندارد و اینکه محجور (مجنون) آنهم از نوع استمراری فاقد اراده و اختیار و قدرت تشخیص و تصمیم گیری در دعوا بوده و نمی تواند به عنوان خوانده طرف دعوا واقع شود و با صدور حکم حجر نامبرده، دعوی به طرفیت ولی قهری (در صورت اتصال جنون به دوران صغر) یا قیم او (در صورتی که جنون متصل به صغر نباشد) باید طرح و اقامه شود لذا دعوی زوجه خواهان بدوی را به کیفیت موجود قابل استماع ندانسته و ضمن نقض دادنامه تجدید نظرخواسته قرار عدم استماع دعوی زوجه خواهان بدوی را صادر نموده است و از آنجایی که بر اساس نظریه کمیسیون پزشکی قانونی که در جریان رسیدگی به دعوی طلاق مطروحه از ناحیه زوجه خواهان بدوی اصدار یافته صرفا محجوریت زوج فرجام خوانده (خوانده بدوی) متصور بوده و رسیدگی به حجر انتسابی به نامبرده در صلاحیت ذاتی دادگاه خانواده موضوع مواد 1 و 4 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 می‌باشد و تا زمانی که از طرف دادگاه ذیصلاح در خصوص محجوریت یا عدم محجوریت زوج فرجامخواه با صدور حکم، تصمیم مقتضی اتخاذ نگردد قانونا نمی توان بر محجوریت نامبرده اعلام نظر نمود بنابراین دعوی مطروحه در وضعیت موجود و با توجه به نظریه کمیسیون پزشکی قانونی با ماده 105 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق داشته و اقتضا داشته که دادگاه محترم رسیدگی بدعوی مطروحه را به طور موقت متوقف و مراتب را در اجرای مواد 1218 و 1222 به دادستان محترم حوزه قضایی ذیربط اعلام تا جهت رسیدگی به محجوریت خوانده بدوی (فرجام خوانده) و عندالاقتضا صدور حکم حجر و تعیین قیم برای ایشان از طرف دادگاه ذیصلاح اقدام لازم معمول و پس از حصول نتیجه و اعلام آن متعاقبا نسبت به ادامه رسیدگی بدعوی مطروحه با حضور نماینده قانونی محجور اقدام نماید بنابراین در وضعیت موجود صدور قرار عدم استماع دعوی زوجه خواهان بدوی با موازین قانونی انطباق نداشته و بدین لحاظ دادنامه فرجامخواسته مخدوش بوده و به لحاظ مغایرت آن با موازین قانونی مستندا به بندهای 2 و 3 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی نقض میشود و رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده را منقوض ارجاع میگردد تا پس از انجام اقدام قانونی به شرح مرقوم در فوق و حصول نتیجه سپس نسبت به رسیدگی به دعوی مطروحه و صدور رای مقتضی اقدام نماید.

شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و مستشار

حسن عباسیان - مسعود کریم پورنطنزی - سیروس کیقبادی

منبع