تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/28
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه دادگاه در دعوی اعسار از پرداخت محکوم به، حکم به تقسیط آن صادر کند، در صورت تجددینظرخواهی توسط خواها، با توجه به اینکه، وی با اقدامی به ضرر خویش، موجبات ممیزی و ارزیابی دادنامه صادره را در مرجع تجدیدنظر فراهم کرده است، امکان نقض حکم به این دلیل که صدور حکم به تقسیط محکوم به در دعوی اعسار، خارج از خواسته محسوب میشود، وجود دارد.دادگاه صرفا ضمن صدور حکم اعسار میتواند مهلت مناسب برای پرداخت یا حکم تقسیط بدهی را صادر کند؛ بنابراین تقسیط محکوم به بدون اتخاذ تصمیم پیرامون خواسته اعسار، فاقد موقعیت قانونی است.در صورت نقض رای بدوی در مرحله تجدیدنظر به دلیل خروج آن از خواسته خواهان، دادگاه تجدیدنظر مواجه با تکلیفی در رسیدگی به اصل دعوی نیست.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/06/29
رای دادگاه
در خصوص دعوی آقای الف. ش.م. به طرفیت آقای غ. س. به خواسته اعسار از پرداخت محکوم به دادنامه شماره --- - 27 / 10 / 1391 صادره از این دادگاه به شرح دادخواست تقدیمی نظر به اینکه حسب گواهی مسجلین ذیل شهادت نامه پیوست دادخواست وضیت معیشتی مالی نامناسب تشخیص داده میشود و نظر به اینکه خوانده (محکوم له) با تقسیط محکوم به به شرح مفاد صورت مجلس مورخ 11 / 6 / 1394 موافقت نموده است لذا دادگاه خواهان را متمکن به پرداخت لیکن به نحو اقساط دانسته و با استناد به ماده 277 قانون مدنی و ماده 11 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی حکم بر تقسیط محکوم به بدین نحو که:(( 20 % محکوم به را نقدا پرداخت کند و مابقی را به اقساط مساوی وطی دوسال و نیم پرداخت کند)) صادرو اعلام مینماید.حکم صادره حضوری وظرف 20 روز پس ازابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی دردادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران- رضا ارغوانی
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/10/28
رای دادگاه
تجدیدنظر خواهی مطروحه از ناحیه تجدید نظر خواه آقای الف. ش.م.، به طرفیت تجدید نظر خوانده آقای غ. س. و نسبت به دادنامه تجدید نظر خواسته به شماره 00487 مورخ 1394 / 06 / 29 صادره از شعبه --- محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم فقط به تقسیط محکوم به دادنامه شماره --- مورخ 1391/10/27 همان مرجع و بدون آنکه میزان آن را مشخص و معین داشته باشد و بدین نحو که بیست درصد آن را نقدا پرداخت و مابقی را به طور اقساط مساوی و طی دو و نیم سال پرداخت نماید اشعار داشته، مالا وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تایید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض میباشد زیرا: اولا: مطابق محتویات پرونده و علیر غم آنکه رای مذکور به نفع تجدید نظر خواه صادر گردیده لیکن مشار الیه خود شخصا و نسبت به دادنامه ی مرقوم مراتب اعتراض مربوطه را اعلام و بدین ترتیب با اقدامی به ضرر خویش، موجبات ممیزی و ارزیابی دادنامه مرقوم را در مرجع پژوهش فراهم آورده که رویه غالب قضایی و به ویژه در سطح مراجع عالی و نیز دکترین موثر حقوقی نیز مبین امکان قانونی رسیدگی به موضوع و در ما نحن فیه بوده لهذا و به موجب اقدام تجدید نظر خواه در طرح و اقامه دعوی پژوهشی و علیه خود، در هر حال موجبات قانونی رسیدگی به موضوع فراهم بوده و رسیدگی بدان با رادع و مانع قانونی ائی مواجه نمیباشد. ثانیا: مطابق دادخواست حاوی دعوی بدوی مورخ 94/04/20 ، خواهان (تجدید نظر خواه)، هیچگونه خواسته ائی پیرامون تقسیط محکوم به نداشته به طور صریح و منجز متقاضی اعسار از پرداخت آن گردیده (برگ 7 پرونده) و سپس طی دو فقره لوایح که طی شماره مشترک 1132 مورخ 94/06/08 به ثبت دفتر مرجع بدوی رسیده و در برگهای 15 و 16 پرونده مضبوط میباشد و جهت جلسه رسیدگی در وقت مقرر که در آن جلسه حاضر نگردیده، ارسال داشته، نیز به طور صریح خواسته را ناظر به دعوی اعسار اعلام نموده و هیچگونه تقاضائی پیرامون تقسیط محکوم به ابراز نداشته و به ترتیب معنونه و تغافل از موضوع خواسته، مرجع محترم بدوی مبادرت به صدور حکم و خارج از خواسته دعوی نموده که ضمن غیر قابل توجیه بودن نیز قابلیت و استعداد تائید و استواری را دارا نبوده و به علت خارج از خواسته بودن، فاقد موقعیت قانونی میباشد. ثالثا: مطابق مقررات قانونی موضوع ماده 11 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، مرجع صالحه فقط و صرفا ضمن صدر حکم اعسار مهلت مناسب برای پرداخت یا حکم تقسیط بدهی را میتواند صادر نماید که در ما نحن فیه، مرجع رسیدگی بدوی، بدون هر گونه اتخاذ تصمیم پیرامون خواسته (اعسار) و خارج از آن، مبادرت به صدور رای معترض عنه ننموده که از این حیث نیز فاقد موقعیت قانونی میباشد، بناء علیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مار الذکر، دادگاه با قبول و پذیرش تجدید نظر خواهی مطروحه و با اتخاذ وحدت از ملاک، مفهوم و منطوق ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعا یت ماده 356 ناظر به مواد 349 ، 3 ، 2 همان قانون وماده 11 قانون نحوی اجرای محکومیت های مالی ضمن نقض دادنامه تجدید نظر خواسته و اعلام بلا اثر و کان لم یکن گردیدن دادنامه مرقوم و رای موضوع آن در نتیجه مواجه با تکلیف دیگری پیرامون خواسته بدوی نمیباشد. رای دادگاه قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار
محمدرضا طاهری - احمد فاتحی