تاریخ دادنامه قطعی: 1395/03/12
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: اسید پاشی،فعل نوعا"کشنده به شمار نیامده و اسید پاشی منجر به قتل، مصداق قتل عمدی نیست.
به موجب دادنامه شماره --- - 91/10/28 صادره از شعبه سوم دادگاه کیفری استان گیلان خانم ش.ق. متولد سال 1370 شمسی به جرم قتل عمدی آقای ح.ه. 43 ساله از طریق اسیدپاشی به استناد بند الف ماده 206 و مواد 205 و 207 و بند 4 ماده 231 قانون مجازات اسلامی سابق که مربوط به علم قاضی است به قصاص نفس محکوم شده است. پس از تجدیدنظرخواهی وکیل محکومٌعلیها پرونده در شعبه سیزدهم دیوان عالی کشور مطرح و گزارش آن وسیله مستشار سابق شعبه مذکور تهیه شده که مشروح جریان پرونده در گزارش یاد شده یعنی مقدمه دادنامه شماره --- - 93/2/29 شعبه --- دیوان عالی کشور منعکس گردیده است به موجب دادنامه اخیرالذکر حکم قصاص نفس محکومٌعلیها مغایر با قانون تشخیص و پس از نقض آن پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه همعرض دادگاه صادرکننده حکم ارجاع داده شده است. پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان گیلان ارجاع شده و در تاریخ 93/6/22 جلسه دادرسی با حضور نماینده دادستان، متهم و وکیل وی و اولیاءدم و وکیل آنان تشکیل شده است. نماینده دادستان تقاضای اشد مجازات برای متهمه نموده و اولیایدم تقاضای صدور حکم قصاص نفس متهمه را نمودهاند. آقای ب.ح. وکیل شکات در لایحه تقدیمی به دادگاه به طور خلاصه با اشاره به اظهارات متهمه در مراحل بازجوئی و اقرار به پاشیدن اسید و گزارش مرجع انتظامی و نظریه پزشکی عمل مشارٌالیها را با بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی سابق منطبق دانسته و تقاضای صدور حکم قصاص وی را نموده است. متهمه پس از معرفی خود و استماع اتهام پاسخ داده است که به لحاظ مزاحمتهای مکرّر مرحوم ح.ه.قصد قتل آن مرحوم را نداشتم فقط میخواستم از شر او راحت شوم یعنی میخواستم که او دست از سر من بردارد. عرض شود من فقط لوله باز کن از مغازه خریدم و روی آن مرحوم ریختم ولی نمیخواستم او را به قتل برسانم فقط میخواستم ایشان دیگر مزاحمتی برای من ایجاد نکند نمیدانستم که لوله باز کن منتهی به قتل میشود فکر میکردم که آثار کوچکی میگذارد درخواست کمک دارم قصد قتل نداشتم. آنگاه وکیل متهمه به دفاع از وی پرداخته و به طور خلاصه ضمن نابخردانه دانستن عمل موکّل در اقدام تلافیجویانه اقدام مشارٌالیها را صرفا جهت متنبّه نمودن مجنیعلیه و اتخاذ راهکار جهت رهایی از خواهشهای غیراخلاقی و غیرقانونی دانسته و اظهار داشته متهمه قصد قتل نداشته و با این تصور که لوله باز کن فقط سبب سوختگی سطحی در بدن مجنیعلیه میشود از آن استفاده کرده است و چون ماده لوله باز کن عرفا کشنده محسوب نمیشود و قصد موکله نیز کشتن آن مرحوم نبوده برائت وی متهمه از قتل عمدی مورد استدعاست آنگاه وکیل شکات توضیحاتی داده و از جمله اظهار داشته متهمه به طور قطع میدانسته که مادهای که تهیه کرده مخرّب و کشنده است و توجه به اینکه چه نقاطی از بدن را مورد حمله با اسید قرار داده قابل توجه است و به نظر اینجانب این قتل از مصادیق بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی سابق است. نماینده دادستان نیز ضمن توضیحاتی به دفاع از کیفرخواست پرداخته و اقدام متهمه را به قصد از میان برداشتن مقتول و جلوگیری از افشای ماجرای ارتباطش با مقتول دانسته تا افشای ماجرا باعث برهم خوردن ازدواج وی با پسر داییاش نشود و با غیر واقعی دانستن مدافعات متهمه تقاضای رد مدافعات مشارٌالیها و وکیل وی و صدور حکم به اشد مجازات درباره وی نموده است. متهمه در آخرین دفاع اظهارات قبل خود را تکرار نموده و وکیل وی نیز مجددا به دفاع از وی پرداخته و توضیحاتی را در مورد محل نشسته بودن متهمه در صندلی عقب اتومبیل و پشت سر مجنیعلیه که فقط ریختن مایع به پشت سر را امکانپذیر میکرده و نیز ریخته شدن مایع مذکور به بدن خود متهمه که منجر به فوت وی نشده است و روستایی و کم سن و سال بودن متهمه و نداشتن اطلاعات و تجربه کافی و نداشتن قصد قتل و همچنین نوعا کشنده نبودن عمل و از نظر عرف جامعه بیان کرده است. پس از اعلام ختم رسیدگی یکی از مستشاران دادگاه به عنوان اقلیت با اظهار اینکه پاشیدن لوله باز کن (اسید) بر روی سر و صورت عادتا منجر به قتل نمیشود و دلیلی که ثابت نماید متهمه به قصد قتل مواد مذکور را بر روی متوفی ریخته باشد در پرونده وجود ندارد اظهار عقیده به برائت مشارٌالیها از حیث قتل عمدی نموده است لکن اکثریت اعضاء شعبه با این استدلال که متهمه اقرار به تهیه اسید (مایع لوله باز کنی) و جاسازی آن و همراه شدن با مجنیعلیه و انتخاب مکان خلوت و پاشیدن اسید نموده و با کشنده دانستن عمل ارتکابی وی حسب نظریه پزشکی از طریق متعارف علم وجدانی پیدا نمودهاند که عمل ارتکابی از مصادیق بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 ناظر به بند ب ماده 206 قانون مرقوم حاکم در زمان وقوع بزه میباشد و با استناد به آیه 33 سوره مبارکه بنیاسرائیل و مواد یاد شده و مواد 350 ، 417 و 432 با رعایت ماده 436 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 و ماده 211 همین قانون که مربوط به علم قاضی است و تبصره ذیل آن دادنامه شماره --- - 93/7/2 را دائر بر قصاص نفس متهمه صادر کردهاند. پس از ابلاغ دادنامه محکومعلیها و وکیل وی در مهلت قانونی نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نمودهاند. وکیل مرقوم در لایحه تقدیمی به طور خلاصه به عدم قصد محکومٌعلیها به قتل مجنیعلیه و کم سن و سال و کم سواد بودن مشارٌالیها و هدف اصلی به زعم وی تادیب مجنیعلیه و ممانعت از استمرار و ادامه خواهشهای نفسانی غیرشرعی و غیراخلاقی مشارٌالیه اشاره کرده و نیز اظهار داشته مایع لوله باز کن برای موکله به عنوان اسید شناخته نمیشده و نکته مهم اینکه مایع لوله باز کن در عرف نوعا کشنده نمیباشد کما اینکه این مایع بر دست و پای موکله نیز ریخته شده لیکن منتهی به مرگ وی نشده و پزشکی قانونی نیز ریختن مایع مذکور بر نقاط حساس بدن را سبب فوت آن مرحوم اعلام نموده در حالی که عرفا در جامعه از این محصول به صورت روزانه استفاده میشود و کشنده پنداشته نمیشود و پس از توضیحات مشابه دیگر تقاضای برائت محکومٌعلیها را از اتهام انتسابی نموده است. پس از وصول پرونده به دیوان عالی کشور طبق مقررات و رویه جاریه مجددا به شعبه مربوطه یعنی شعبه سیزدهم دیوان عالی کشور ارجاع شده است لکن شعبه مرجوعٌالیه در اقدامی که فاقد هر گونه مبنای قانونی است صرفا با این استدلال که گزارش مربوط به دادنامه قبلی شعبه وسیله مستشار سابق تهیه شده که در حال حاضر در شعبه چهلم اشتغال دارد و قید موضوع اشراف مستشار مذکور پرونده را اعاده نموده تا جهت رسیدگی به شعبه چهلم ارجاع شود و بدین ترتیب پرونده با دستور معاون محترم قضایی دیوان عالی کشور به شعبه چهلم ارجاع و مورد بررسی واقع گزارش آن به شرح مذکور تهیه شد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عبدالمحمد خالصی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای فریبرز لشکری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نظر به اینکه عمل اسیدپاشی (محلول لوله باز کنی) به نحو متعارف نوعا منجر به قتل مجنیعلیه نمیگردد و از مجموع تحقیقات معموله و به شرح ماوقع نحوه اقدام و توضیح ریختن اسید و عکسالعمل پس از آن قصد کشتن از ناحیه متهمه نیز مبرهن و محرز نمیباشد لذا در مانحنفیه عقیده بر اعمال قاعده دراء نتیجتا عدم تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته دارم در خصوص دادنامه شماره --- - 93/7/2 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
رای اکثریت
نظر به اینکه حکم قصاص نفس خانم ش.ق. به استناد بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 شمسی با اصلاحات و الحاقات بعدی و بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 شمسی صادر شده لذا اولا دارا بودن قصد قتل از ناحیه محکومٌعلیها منتفی است ثانیا نوعا کشنده بودن عمل ارتکابی مشارٌالیها محل تردید است کما اینکه در حکم صادره در این خصوص اتفاق نظر بین اعضای شعبه دوم دادگاه کیفری استان گیلان حاصل نشده است. با توجه به مراتب مذکور و نظر به اینکه مجنیعلیه تا سیزده روز پس از وقوع حادثه زنده بوده و طبق صورتجلسه معاینه جسد (برگ 11 پرونده) آثار سوختگی در چند نقطه از بدن وی در حال التیام بوده است و با عنایت به اینکه موارد زیادی از اسیدپاشیها صورت گرفته درباره دیگران منتهی به قتل نشده و آسیب دیدگان حادثه زنده ماندهاند لذا مستندا به ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 شمسی حکم صادره مبنی بر قصاص نفس محکومٌعلیها قابل تایید نمیباشد و به اتهام مشارٌالیها تحت عنوان دیگری به جز قتل عمد باید رسیدگی شود. بنابراین به لحاظ اینکه شعبه دوم دادگاه کیفری استان گیلان با صدور دادنامه شماره --- - 93/7/2 بر قصاص نفس متهمه اصرار نموده است مستندا به بند ج ماده 266 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری پرونده امر جهت طرح در هیات عمومی شعب کیفری دیوان عالی کشور به نظر ریاست محترم دیوان عالی کشور میرسد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار و عضو معاون
عبدالمحمد خالصی - علی اکبری
رای اقلیت
با بررسی سابقه موجود به عقیده اینجانب با توجه به تنفری که محکومٌعلیها از مقتول داشته است و قصد داشته است تا برای ازدواج با پسر دایی خود این مرد را که مانعی در برابرش شده است را بردارد و به همین جهت اقدام به تهیه اسید نموده است تا با پاشیدن اسید نسبت به از بین بردن این مانع موفق شود و ادعا بعد وی و وکیل وی مبنی بر اینکه مایعی که خریده است صرفا لوله باز کن بوده است با اظهارات اولیه محکومعلیها که اظهار داشته اسید خریده است و همچنین اظهارات فروشنده این مایع مغایر است و از طرف دیگر اولا براساس تبصره 1 ماده 290 قانون مجازات اسلامی در بند ب عدم آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات گردد و در صورت عدم اثبات جنایت عمدی است یعنی اینکه فرض قانونگذار علم و آگاهی مرتکب میباشد مگر اینکه خلاف آن ثابت شود که در این پرونده هم خلاف علم اثبات نشده است و همچنین پاشیدن و ریختن اسید به قسمتهای حساس بدن همچون سر و گردن به نحوی که باعث از بین رفتن کامل چشمها گردد اقدامی نوعا کشنده تلقی میگردد بنابراین به عقیده اینجانب صدور حکم قصاص منطبق با موازین قانونی بوده است و عقیده به تایید و ابرام دادنامه صادره دارم.
شعبه --- دیوان عالی کشور - عضو معاون
محمد بارانی
به تاریخ 95/3/9 پرونده کیفری مربوط به دادنامه شماره --- - 93/7/2 شعبه دوم دادگاه کیفری استان گیلان که جهت کسب تکلیف به دیوان عالی کشور ارسال شده تحت نظر قرار دارد. با توجه به دادنامه شماره --- - 94/2/14 صادره از شعبه چهلم دیوان عالی کشور مبنی بر عدم تایید حکم قصاص نفس محکومٌعلیهما (خانم ش.ق.) و با عنایت به رای شماره --- - 94/11/13 هیات عمومی شعب کیفری دیوان عالی کشور که در تایید نظر شعبه چهلم دیوان عالی کشور صادر شده حکم قصاص نفس صادر در مورد مشارٌالیها به تصریح بند «پ»; ماده 470 قانون آیین دادرسی کیفری نقض شده تلقی میگردد و پرونده امر جهت رسیدگی مجدّد باید به دادگاه هم عرض ارجاع شود.
شعبه --- دیوان عالی کشور -رئیس عضو معاون
عبدالمحمد خالصی - علی اکبری