شرط تنصیف دارایی در صورت ارتباط نامشروع زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1399/12/02 اقای ک. ر. به طرفیت همسرش خانم ل. ر. ف.ن. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به علت سوی معاشرت خوانده و مسایل اخلاقی وی تقدیم نموده که بدوا جهت صلح و سازش بین طرفین به شعبه *ارجاع گردیده و شورا پس از تشکیل جلسه و استماع اظهارات خواهان سرانجام به لحاظ عدم حصول سازش بین طرفین پرونده را به دادگستری شهرستان *ارسال نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه مورخ 1400/02/01 که با حضور زوجین تشکیل گردیده خواهان (زوج) اظهار داشت. اظهاراتم به شرح دادخواست تقدیمی است.و طبق دادنامه های قطعیت یافته مهریه در حال اجرا می‌باشد. و به صورت اقساطی پرداخت مینمایم به خاطر سوی رفتار و سوی اخلاق که زوجه در ایام زناشویی مرتکب شده هیچ اموالی از اینجانب در اجرای بند الف سند ازدواج بایشان تعلق نمیگیرد و در خصوص نفقه اگر بایشان تعلق میگیرد پرداخت می کنم در حالی که ایشان ناشزه است.و نفقه به ایشان تعلق نمیگیرد. دارای یک فرزند مشترک دختر هشت ساله می باشیم که حضانت وی با من است.و سایر حق و حقوق زوجه به علت اینکه فاحشه است.به ایشان تعلق نمیگیرد و علت اینکه میخواهم ایشان را طلاق بدهم بخاطر همین فاحشه بودن ایشان است. خوانده (زوجه) اظهار داشت با طلاق مشکلی ندارم. ولی صورتجلسه های کلانتری و نامه های پزشکی قانونی بابت ضرب و شتم دارم. که در منزل خواهان انجام میشد حاضر به زندگی نیستم و یک سال و نیم است.که نفقه ای از ایشان دریافت نکرده ام و پرونده من در شعبه *اک زیادی دارد. از جمله در *که انها را به برادرش انتقال داده است.نفقه ام را میخواهم و در مورد مهریه ام ایشان را محکوم کردم و طبق قانون پرداخت گردد. و طبق سند ازدواج یک دانگ و نیم مهریه باید بدهد که ان را هم مطالبه می کنم با ملاقات فرزند به مدت 24 ساعت موافقم و سایر حق و حقوق خود را هم میخواهم در ضمن جهیزیه هم نزد خواهان است.و ان را میخواهم که خواهان ان را قبول کرده است. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و در این اثنا خانم م. ر. ب. وکیل پایه یک و مشاور حقوقی با تقدیم وکالتنامه به عنوان وکیل معاضدتی از جانب خوانده (زوجه) اعلام وکالت نموده است. داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. تصویر دادنامه شماره 499 - 99 مورخ 99/5/19 صادره از شعبه *دو شهرستان شهر کرد که طی دادنامه شماره *مورخ 1399/07/05 صادره از شعبه *مورد تایید قرار گرفته خانم ل. ر. ف. فرزند ی. و اقای م. ع. فرزند ح. ا. ب. م رابطه نامشروع دون زنا با یکدیگر هر یک به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم شده اند و در جلسه بعدی رسیدگی به تاریخ 1400/04/08 که فقط با حضور خواهان تشکیل گردیده خواهان در خصوص اقلام موجود جهیزیه زوجه و نیز اجرت المثل ایشان مطالبی بیان داشته و اعلام داشته که اجرت المثل بر اساس اصل تبرعی انجام گرفته و هیچ دستوری در خصوص انجام امور منزل به خوانده نداده است. خوانده که در اثنا رسیدگی در دادگاه حضور یافته در پاسخ به اظهارات خواهان مطالبی بیان نموده که در صورتمجلس درج گردیده و در قسمتی از اظهارات خود گفته است.که کارهایی که در خانه انجام داده ام برای پول نبوده است.و هیچ کس این کارها را برای پول نمی کند و شوهر بنده خیلی مریض بوده و از او مواظبت میکردم و باید اجرت المثل ان را بدهد و متعاقبا دادگاه در جلسه مورخ 1400/05/09 که سه نفر شاهد معرفی شده از سوی زوجه در ارتباط با اقلام جهیزیه در اوراق 90 و 91 و 92 پرونده استماع گواهی به عمل اورده و سرانجام در وقت فوق العاده ختم دادرسی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/06/10 پس از ذکر خواسته خواهان و خلاصه ای از مدافعات خوانده و اعلام احراز رابطه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه مساعی دادگاه و مرکز مشاوره و داوران در جهت صلح و سازش به نتیجه ای نرسیده است.لذا به استناد مواد 1133 و 1139 و 1143 قانون مدنی و مواد 24 و 26 و 27 و 34 و 37 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق از نوع رجعی صادره و عده طلاق را سه طهر اعلام و در خصوص حقوق مالی زوجه اعلام نموده که در مورد مهریه رای صادر شده و در این مورد دادگاه ورود پیدا نمی کند و در خصوص نفقه با توجه به محکومیت زوجه به اتهام رابطه نامشروع حسب دادنامه شماره 1233 - 99 شعبه *و ثبوت نشوز نامبرده لذا مستحق نفقه نمی‌باشد. و در خصوص تنصیف اموال زوجه دلیلی ارائه ننموده که اموال معرفی شده در مالکیت زوج باشد. و این اموال پس از ازدواج به دست امده است.و در خصوص اجرت المثل حصول شرایط مقرر در تبصره ماده 336 قانون مدنی ثابت و محرز نمی‌باشد. و در خصوص نحله چون زوج جهت طلاق را مشکل اخلاقی زوجه بیان نموده و طلاق از سوی زوج بدون دلیل نمی‌باشد. لذا زوجه مستحق دریافت نحله نمی‌باشد. بنابراین در خصوص چهار مورد فوق الذکر حکم بر بی حقی زوجه صادر نموده است.و هم چنین زوج را مکلف نموده که قبل از ثبت طلاق جهیزیه زوجه را مطابق لیست پیوست پرونده (ص 95 و 96 و 97) مسترد نماید. و حضانت فرزند مشترک را با توجه به سن فرزند به پدر محول و برای مادر به نحو مقرر در حکم حق ملاقات با فرزند تعیین نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده و عمده اعتراض نامبرده در خصوص حقوق مالی زوجه راجع به تنصیف دارایی و اجرت المثل و نحله و اقلام جهیزیه و زمان ملاقات فرزند می‌باشد. که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/07/26 با اصلاح زمان ملاقات مادر با فرزند از چهارشن. به پنج شنبه در سایر موارد اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را با توجه به استدلال دادگاه بدوی مطابق موازین قانونی و فاقد ایراد و اشکال موثر تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/07/27 به زوجه ابلاغ شده و نامبرده در تاریخ 1400/08/16 با تقدیم دو فقره دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست های فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

فرجام خواهی خانم ل. ر. ف.ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/07/26 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/06/10 صادره از شعبه *که به موجب ان به درخواست زوج (فرجام خوانده) گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق و ثبت ان صادر گردیده است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد و موجه نیست زیرا زوج فرجام خوانده متقاضی طلاق همسرش بوده و برابر مقررات ماده 1133 قانون مدنی می‌تواند هر وقت که بخواهد با اخذ مجوز از دادگاه و رعایت مقررات قانونی نسبت به طلاق همسرش اقدام نماید. و بر این اساس گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق موجها اصدار یافته و ایراد و اشکال موثری بر ان مترتب نمی‌باشد. و به علاوه در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 در خصوص کلیه حقوق مالی زوجه در دادنامه بدوی تعیین تکلیف به عمل امده و چون زوجه به علت ارتباط نامشروع حسب پیوست پرونده محکومیت کیفری قطعی حاصل نموده و در واقع متخلف از وظایف همسری بوده و زوج هم به علت یاد شده در مقام طلاق نامبرده می‌باشد. لذا قانونا مستحق تنصیف دارایی زوج و نحله ایام زوجیت نبوده و هم چنین چون نامبرده در اظهارات خود در جلسه دادرسی مورخ 1400/02/01 مفادا بر تبرعی بودن خدمات خود در ایام زندگی مشترک اقرار داشته لذا مطابق تبصره ذیل ماده 336 قانون مدنی استحقاق وی نسبت به اجرت المثل ایام زندگی مشترک منتفی بوده و بدین لحاظ تصمیمات دادگاه در خصوص موارد فوق الذکر که متضمن بیحقی زوجه بوده صایب و موجه بوده و اشکالی بر ان وارد نیست بنابراین و با توجه بمراتب اشعاری دادنامه های بدوی و فرجام خواسته من جمیع جهات با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده و پیوست ان و تحقیقات و رسیدگی های به عمل امده در ارتباط با اقلام جهیزیه به طور صحیح و مطابق موازین شرعی و مقررات قانونی اصدار یافته و اعتراض فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که خلل و خدشه ای بر ان وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی ایراد موثری بر دادنامه معترض عنه مشهود نمی‌باشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.

رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.

منبع