تاریخ دادنامه قطعی: 1391/12/08
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه یکی از شرکای جرم منکر مداخله شریک دیگر در جرم بشود، این امر دلیل جدید برای اعاده دادرسی محسوب نمی شود.
در پی شکایت آقای م. ر. و صدورکیفرخواست از سوی دادستان عمومی قدر خصوص اتهام آقایان 1 - پ.ش. دایر بر سرقت 2 - ک.ش. دایر بر تحصیل مال مسروقه هر دو فرزندان الف. شعبه --- دادگاه عمومی جزایی ق طی دادنامه شماره --- - 1390/01/27 اعلام کرد با تشکیل دو بار جلسه و عدم حضور متهمین با توجه به اوراق و محتویات پرونده و اظهارات متهم ک.ش. در برگ 23 پرونده که قبل از سرقت به مغازه مال باخته اقاریر م.ر. رفته و حسب اظهارات شاکی متهم مذکور راجع به وضعیت مالی مال باخته و قیمت پارچه ها پرسیده و اینکه بهترین پارچه ها را برای فروش کجا می برند و اظهارات متهم ک. که در جلسه 27/1/87 در بازپرسی به کشف باتوم فنری مسروقه از خودروی متعلق به خود توسط مامورین اقرارکرده و صورتجلسه تنظیمی توسط مامورین وگزارش انتظامی و نتیجه استعلام به عمل آمده از زندان ه که در هر دو تاریخ سرقت پ.ش. از زندان متواری بوده است. لذا با عنایت به ادله مذکور و مفاد کیفرخواست ضمن اصلاح عنوان اتهامی آقای ک.ش. به مشارکت در سرقت با متهم ردیف اول بزه انتسابی را محرز دانسته و مستندا به مواد 656 و 667 قانون مجازات اسلامی هر یک از متهمان ردیف اول و دوم را به اتهام سرقت به تحمل سه سال حبس تعزیری و پنجاه ضربه شلاق تعزیری و رد عین و در صورت فقدان عین رد مثل یا قیمت مال مسروقه بالمناصفه به صورت غیابی محکوم مینماید که با واخواهی آقای ک.ش. همین شعبه طی دادنامه شماره --- دادنامه واخواسته را عینا تایید نمود و به لحاظ عدم اعتراض محکومٌ علیه رای صادره حسب گواهی ضمیمه پرونده قطعی شده است. آقای ک.ش. طی شرحی به دیوان عالی کشور اعلام کرده که اینجانب به اتهام مشارکت در سرقت محکوم گردیده ام و متهم دیگر پرونده پ.ش. (برادرمتهم) در اقرارنامه که در زندان تنظیم گردیده صراحتا بر وقوع سرقت اقرارنموده است و به نداشتن نقش بنده تاکید داشته است و اینجانب در مقام اعتراض به رای مذکورکه غیابا صادرگردیده بود تقاضای رسیدگی مجدد از همان دادگاه نموده ام که واخواهی طی دادنامه شماره --- رد شده است و بنده بی گناه می باشم و تقاضای اعاده دادرسی دارم که پرونده پس از ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع گردید.
با توجه به محتویات پرونده و نظربه اینکه آقای پ.ش. که اقرار نموده سرقت منزل آقای م.ر متعلق به من بوده و آنچه که از خودروی برادرم کشف شد به امانت نزد برادرم بوده است. ضمن اینکه نامبرده برادر متقاضی اعاده دادرسی آقای ک.ش. متهم دیگر پرونده است و در همین دادنامه مورد تقاضا که به عنوان مشارکت در سرقت مبحوثٌ عنه محکوم شده است و دلائل و مدارک و مستندات دیگری نیز از سوی آقای ک.ش. ارائه نشده که با یکی از شقوق ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورکیفری مطابقت داشته باشد. لذا درخواست مطروحه غیرموجه تشخیص و رد میشود.
رییس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار
انتظاری - طالبی