تاریخ دادنامه قطعی: 1393/11/11
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: اگر بذل حقوق در مقابل طلاق باشد، همچنانکه پس از وقوع طلاق خلع در دوران عده می توان به مابذل رجوع کرد، رجوع زوجه از طلاق توافقی نیز به منزله رجوع از مابذل تلقی میشود.
آقای ش. ع. و ن. الف. در تاریخ 1392/07/28 دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش به صورت توافقی تقدیم دادگاه عمومی شیروان نمودهاند و توضیح میدهند حسب سند نکاحیه در تاریخ 1392/02/05 به عقد دائم با همدیگر ازدواج نمودیم و هماکنون علیرغم گذشت پنج ماه از تاریخ انعقاد عقد به علت عدم تفاهم فکری و اخلاقی قادر به شروع زندگی مشترک نبوده و پیرو مذاکرات تصمیم به جدائی و طلاق به صورت توافقی گرفتهایم لذا با تقدیم این دادخواست به استناد بند یک ماده 8 قانون حمایت درخواست گواهی عدم امکان سازش داریم در جلسه مورخ 1392/07/28 زوج اعلام داشته با همسرم تفاهم نداریم و ادامه زندگی سخت است و زوجه نیز اظهار داشته کلیه حقوق مالی خود را به زوج بذل نمودم در این خصوص هیچگونه ادعائی ندارم و نخواهم داشت فرزند مشترک نداریم و حامله نیستم درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش دارم و پزشکی قانونی حسب آزمایش بهعملآمده در تاریخ 1392/07/29 اعلام داشته خانم ن. الف. حامله نمیباشد ص 17 دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره --- مورخ 1392/07/30 در خصوص دادخواست مشترک آقای ش. ع. و خانم ن. الف. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش و معرفی به محضر جهت اجرای طلاق ضمن احراز رابطه زوجیت دائم فیمابین نظر به عدم تاثیر مساعی دادگاه در جهت حل اختلاف و ایجاد صلح و سازش و اینکه زوجین علاقهمند به زندگی مشترک با همدیگر نیستند و اصرار به طلاق دارند گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق صادر و اعلام مینماید و در ذیل رای قید نموده زوجه حامله نمیباشد و تمامی حقوق مالی خود را به زوج بذل نموده است و فرزند مشترک ندارند نوع طلاق بائن و مبارات است و شرایط صحت اجرای طلاق را به عهده سردفتر نهاده است آقای ع. گ. با تقدیم وکالتنامه از سوی خانم ن. الف. و آقای ج. الف. از سوی آقای ش. ع. اعلام وکالت نمودهاند وکیل زوجه از دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده و توافق بر طلاق را ناشی از نتیجهگیری اشتباه عدم خونریزی به هنگام زفاف و حمل آن بر عدم بکارت و ایجاد جو رعب وحشت و بیم از اتلاف جان و لطمه حیثیتی و شرافتی اعلام درحالیکه پزشکان عدم خونریزی را ناشی از وضعیت خاص و ویژگی بکارت دانستهاند نه از عدم بکارت و لذا درخواست نقض دادنامه نخستین را نموده دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 1393/03/21 وکیل تجدیدنظرخواه مبنای طلاق را امر اشتباه و در اثر فشار تجدیدنظر خوانده اعلام که در لایحه مشروحا بدان اشاره رفته و زوج اعلام داشته زوجه باکره نبوده و با شخص دیگری رابطه داشته حتی اسم فرد مذکور را اعلام کرد و من او را میشناسم و به همین جهت درخواست طلاق توافقی کردیم شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان ایلام با اعلام ختم رسیدگی برابر دادنامه شماره --- مورخ 1393/07/27 تجدیدنظرخواهی خانم ن. الف. با وکالت آقای ع. گ. نسبت به دادنامه شماره --- - 753 صادره از دادگاه عمومی بخش شیروان که متضمن صدور گواهی عدم امکان سازش میباشد پس از درج اظهارات طرفین با بررسی اوراق و محتویات پرونده نظر به اینکه در دادخواست تقدیمی به علت و مبنای تقدیم دادخواست اشارهای نشده و طرفین با توافق و بدون اجبار اقدام به تقدیم دادخواست نمودهاند و اینکه رای صادره از حیث رعایت قواعد و مقررات دادرسی ایراد و اشکالی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته را فراهم نماید وجود ندارد لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است رای صادر در تاریخ 1393/08/14 ابلاغ و وکیل زوجه در تاریخ 93/8/19 از رای اخیرالذکر فرجامخواهی نموده است و لایحهای در پنج برگ تنظیم و اشکالات دادنامه فرجامخواسته را اعلام میدارد 1 - عدم رعایت قاعده حکومت امر قطعی کیفری در امور مدنی به لحاظ اینکه در امر تدلیس زوجه به موجب حکم قطعی تبرئه گردیده است 2 - عدم رعایت قاعده اقرار العقلاء، چون زوج در شکوائیه کیفری مبنا و علت بنائی توافق زوجیت بر طلاق عدم بکارت زوجه بوده که نظریات پزشکی حاکی است زوجه سلامت کامل داشته و علت عدم خونریزی نیز اعلام گردیده است 3 - عدم رعایت مواد قانونی، چون بطلان و فساد و کذب بودن توافق حاصله ثابت است لذا توافق معموله نیز باطل است با توجه به مراتب درخواست نقض دادنامه فرجامخواسته را نموده که به هنگام شور مجددا قرائت و مورد توجه قرار خواهد گرفت پرونده پس از طی مراحل قانونی به دیوان عالی کشور ارسال و رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای ج. ی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:
دادنامه فرجامخواسته مالا مخدوش و جریان بهدرستی مشخص و معلوم نمیباشد زیرا در پرونده بهوضوح مشخص نگردیده است که بذل کلیه حقوق از مهریه و غیره توسط زوجه به زوج در قبال طلاق بوده است یا خیر و چنانچه مشخص گردد که بذل در قبال طلاق بوده است همانگونه که زوجه حتی پس از وقوع طلاق خلع یا مبارات میتواند در مدت عده به مابذل رجوع کند، رجوع مشارالیها یعنی زوجه در پرونده امر از طلاق توافقی در فرضی که وی در مقابل طلاق حقوق مالی خود را بذل کرده باشد میتواند بهمنزله رجوع به مابذل تلقی گردد که در این صورت موضوع طلاق توافقی منتفی میگردد که مورد توجه دادگاه محترم قرار نگرفته است بنابراین به جهت اشعاری در وضعیت حاضر رای صادره قابلیت تایید را ندارد و نقض میگردد و رسیدگی مجدد به همان شعبه صادرکننده رای منقوض محول تا با بررسی همهجانبه و در نظر گرفتن تمامی ابعاد قضیه رای مقتضی صادر فرمایند.
رئیس و مستشار شعبه --- دیوان عالی کشور-
یعقوب انصاری - موسی جعفری