ابطال دعوی اعسار و فسخ معامله به دلیل عدم اعتبار خیار غبن و تدلیس در مرحله تجدیدنظر

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .
رای دادگاه بدوی

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/06/21

رای دادگاه

بااستعانت ازخداوندسبحان در خصوص دعوی م. م. به طرفیت علی م.ز. به خواسته اعسار ازپرداخت هزینه دادرسی مرحله بدوی بدین شرح که خواهان اظهارداشته درحال حاضرتوانایی پرداخت هزینه دادرسی ندارد لذا دادگاه بابررسی اوراق ومحتویات پرونده،شرح دعوی خواهان،استماع اظهارات طرفین درجلسه دادرسی ونظربه اینکه خواهان درتائید موضوع دعوی خود به گواهی شهود استناد وشهود پس ازحضور در دادگاه واتیان سوگند موضوع اعسار وعدم تمکن وی رادرپرداخت مبلغ هزینه دادرسی راتایید نموده‌اند وخوانده دعوی نیزدفاع موجهی که موجب رداعسار خواهان باشد ارائه ننموده،دعوی خواهان محمول به صحت تلقی ضمن انطباق بامواد 504 و 505 و 506 و 512 و 514 ازقانون آیین دادرسی مدنی دادگاه‌های عمومی و انقلاب حکم به اعسار موقت خواهان ازپرداخت هزینه دادرسی تاتمکن مالی وی صادر و اعلام می‌گردد 0 رای صادره ظرف مهلت 20 روز پس ازابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه اول حقوقی دادگستری بهارستان- بهرام حسنی

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/12/20

رای دادگاه

در خصوص دادخواست آقای م. میرزایی به طرفیت آقای علی م.ز. به خواسته فسخ معامله موضوع قولنامه عادی مورخ 1394/02/10 مقوم به سیصدوده هزار تومان به استناد وجود خیار غبن فاحش و تدلیس و استرداد ثمن پرداختی و اخذ خسارت قانونی اعم از ضرر و زیان و هزینه های دادرسی با این توصیف که خواهان در اولین جلسه دادرسی جهت اثبات ادعای خویش مبنی بر فسخ را استفاده از خیار غبن فاحش اعلام نموده است و ادعا نموده که مطابق مبایعه نامه عادی مورخ 1394/02/10 ملکی را از آقای علی م.ز. به بهای چهارصد وپنجاه میلیون تومان خریداری می‌نماید و مبلغ سیصدوده میلیون تومان از ثمن معامله را پرداخت نموده است و بخشی ازمبیع را تحویل گرفته، بیع رابر مبنای اعتماد به مشاور املاک و عدم اطلاع قبلی از قیمت واقعی ملک با خوانده منعقد نموده لیکن با تحقیقات محلی و اخذ تامین دلیل توسط کارشناس املاک متوجه می گردید که قیمت واقعی و اصلی ملک در زمان واگذاری و ثمن تعیینی در مبایعه نامه اختلاف فاحشی دارد لذا به شرح خواسته تقاضای صدور حکم را نموده است دادگاه با تعیین وقت رسیدگی و ارسال یک نسخه از دادخواست و ضمائم آن که عبارت از نظریه کارشناسی در مقام تامین دلیل و مبایعه نامه استشهادی بوده را به خوانده ابلاغ می‌نماید، وکیل خوانده با حضور در جلسه دادرسی ،اهم دفاعیات خویش حول این محور متمرکز و مطرح نموده است که حسب بند 6 ماده 6 مبایعه نامه استنادی کافه خیارات اسقاط گردیده است لذا خواهان حق اعمال خیار غبن که جهت اثبات دعوی خویش تعیین نموده را ندارد و تقاضای رد دعوی مطروحه را نموده است دادگاه با بررسی مبایعه نامه استنادی و با توجه به نظریه کارشناسی در مقام تامین دلیل استنادی از سوی خواهان که مورد اعتراض خوانده نیز قرار نگرفته است بر این نظر است که اگرچه که بند 6 ماده 6 مبایعه نامه موصوف اشارت براسقاط کلیه خیارات دارد لیکن چون بند موصوف در مبایعه نامه به صورت چاپی می‌باشد به طوریکه فرم چاپی مذکور در اکثر بنگاه ها به صورت عرفی مورد استقاده قرار می‌گیرد این عبارت چاپی در حیطه اراده طرفین در زمان انعقاد عقد بیع نبوده است چرا که اگر چنین بود، اسقاط کافه خیارات از جمله غبن می‌بایست مانند سایر شرایط منعکس در قسمت توضیحات مبایعه نامه به طور شفاف و بدون شائبه تصریح می شد و از طرفی غبن حادث شده به صورت فاحش به نظر می‌رسد چرا که ارزش واقعی مبیع در زمان انعقاد بیع حدود یک دوم ثمن تعیینی در بیع می‌باشد و از شرایط حاکم برعقد بیع وجود تعادل معاوضی بین ثمن و مثمن می‌باشد چرا که اگر چنین تعادلی به صورت متعارف وجود نداشته باشد موجب غرری بودن بیع است لذا دادگاه با وصف موجود وبا احراز وجود غبن فاحش در بیع فی مابین طرفین، دعوی خواهان را ثابت تشخیص و مستندابه مواد 219 و 416 و 417 و 419 و 420 قانون مدنی و مواد 515 و 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن حکم مبنی بر تایید فسخ معامله موضوع مبایعه نامه عادی مورخ 94/2/10 حکم به محکومیت خوانده به استرداد بخشی از ثمن معامله به میزان سیصد و ده میلیون تومان و خسارت تاخیر تادیه از تاریخ تقدیم دادخواست (مورخ 1394/05/07 ) لغایت اجرای حکم و پرداخت هزینه دادرسی به ماخذ محکوم به در حق خواهان صادر می‌نماید. رای صادره حضوری و ظرف مهلت 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم تجدید نظر استان تهران می‌باشد.

رئیس شعبه اول حقوقی دادگستری بهارستان- بهرام حسنی

رای دادگاه تجدیدنظر استان

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/09/24

رای دادگاه

تجدیدنظرخواهی آقای علی م.ز. با وکالت آقای م. حقیقی به طرفیت آقای م. میرزایی نسبت به دادنامه شماره --- - 503 مورخه 94/6/21 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان بهارستان که بر اساس آن حکم به اعسار موقت تجدیدنظرخواه از پرداخت هزینه دادرسی مرحله بدوی صادر و اعلام شده است وارد و موجه می‌باشد زیرا در جلسه دادرسی مورخ 94/6/18 دادگاه بدوی تجدیدنظرخواه به صراحت اعلام نموده بنده مدیر شرکت آذر عقاب سهامی خاص می باشم و از طرفی مشارالیه اظهار نموده دارای زمین و منزل می‌باشد و نظر به اینکه حسب ماده 512 قانون آیین دادرسی مدنی از تاجر دادخواست اعسار پذیرفته نیست و با التفات به اینکه تجدیدنظرخوانده مدیر شرکت بوده و تاجر محسوب میگردد و با توجه به دارایی مشارالیه و اینکه شهود از میزان دارایی تجدیدنظرخوانده اطلاعی نداشته و به صورت قطع به یقین از وسیله امرار معاش وی اظهارنظر نکرده اند و منشاء اطلاعات خود را بیان ننموده‌اند لذا مستندا به مواد 504 - 506 و 512 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 358 همان قانون با نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به بطلان دعوی نخستین تجدیدنظرخواه صادر و اعلام می‌گردد. رای صادره قطعی است.

شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار

احمد شیخ علیا لواسانی - ناصر اسماعیلی

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1395/08/19

رای دادگاه

تجدیدنظرخواهی آقای علی م.ز. با وکالت آقای م. حقیقی به طرفیت آقای م. میرزایی نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 94/12/20 صادره از شعبه اول دادگاه حقوقی بهارستان که دلالت بر صدور حکم به پذیرش دعوی خواهان بدوی به خواسته تایید فسخ معامله موضوع مبایعه نامه مورخ 94/2/10 و حکم به استرداد بخشی از ثمن معامله به میزان سیصد و ده میلیون تومان و خسارات تاخیر تادیه و خسارت دادرسی دارد وارد است و دادنامه صادره شایسته تایید نیست چرا که اولا استدلال محکمه محترم بدوی مبنی بر اینکه بند 6 ماده 6 مبایعه نامه که اشاره بر اسقاط کلیه خسارات دارد چون به صورت فرم چاپی است به صورت عرفی در بنگاهها مورد استفاده قرار می‌گیرد و خارج از ارائه طرفین در زمان انعقاد بیع بوده فاقد وجاهت قانونی بوده و ایده ای غیر حقوقی و ناصواب بوده چرا که در تنظیم یک قرارداد تنظیم و تقریر کلیه بند ها، شروط، تعهدات و ضمانت اجراهای تعیینی اعم از چاپی و غیر چاپی که به ممضی به امضا طرفین عقد می‌گردد بر آن آثار حقوقی مترتب و طرفین مکلف و ملزم به امضا مفاد آن می‌باشند چرا که متعاملین عامدا و عالما با ملاحظه کلیه شروط و تعهدات له و علیه خود مبادرت به تنظیم آن نموده اندو آنچه در قرارداد مهم است اینکه مورد توافق و انشاء اراده طرفین قرار گرفته باشد و این انشاء و ارائه با امضا ذیل آن اعلام و محقق می‌گردد و ناچارا طرفین مکلف به انجام بند بند مفاد قرارداد تنظیمی می‌گردد و این استدلال محکمه محترم بدوی از هیچ حمایت قانونی و حقوقی بر خوردار نبوده چرا که در فرض ارائه طرفین به عدم تعیین بند مذکور می توانستند نسبت به امحاء بند مذکور و یا اعلام ارائه خویش در ذیل قرارداد و در جهت زائل نمودن شرط مذکور اقدام نمایند با وصف مذکور نمی توان نسبت به شرط مذکور ترتیب اثر نداد و بی تفاوت ماند ثانیا آنچه قابل ذکر است اینکه حسب مواد 149 و 155 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی کاملا مبرهن و واضح است که تامین دلیل صرفا برای حفظ دلیل بوده و در زمانی که احتمال تغدر و تعبیر استفاده از آن دلایل و مدرک در آینده وجود داشته باشد بنا به درخواست اشخاص از دادگاه انجام می‌شود لکن نمی توان آن را به عنوان دلیل مستقل و یکی از ادله اثبات در صدور حکم تلقی نمود در حالی که ملاحظه می‌گردد عمده استدلال محکمه محترم بدوی در پذیرش دعوی خواهان بدوی استناد به نظریه کارشناس تامین دلیل بوده است که بر خلاف استدلال محکمه محترم بدوی مبنی برعدم ایراد اعتراض به آن از ناحیه خوانده بدوی به کرار از ناحیه وکیل تجدیدنظرخواه نسبت به این امر اعتراض و مورد ایراد شدید واقع گردیده است و با ارائه یک فقره نظریه همکار قضایی معارض کارشناس تامین دلیل خواستار عدم توجه محکمه محترم بدوی به آن گردیده است ثالثا هر چند حسب بند 6 ماده 6 مبایعه نامه مستند دعوی که عمده استدلال تجدیدنظرخواه در جهت نقض دادنامه بوده کلیه خیارات از جمله خیار غبن به استثناء خیار تدلیس با اقرار طرفین ساقط گردید ولی این دادگاه معتقد است با مستفاد از مواد 416 و 417 قانون مدنی که مراد از غبن ناظر بر غبن فاحش می‌باشد لذا اسقاط خیار غبن از سوی طرفین در معاملات در راستای اعمال ماده 448 قانون مارالذکر که صرفا منصرف به اسقاط خیار غبن فاحش می‌باشد که این اعتقاد مقرون به عدالت و منصفت قضایی است در ما نحن فیه بر خلاف ادعای تجدیدنظرخواه، با توجه به مفاد دادخواست خواهان بدوی و اعلام قیمت واقعی ملک با قیمت مورد معامله از ناحیه وی و تفاوت بیش از دو برابر خارج از غبن فاحش بلکه غبن افحش می‌باشد که دادگاه در جهت احراز و تشخیص صحت و سقم ادعای خواهان بدوی به لحاظ عدم ترتیب بند 6 ماده 6 مبایعه نامه به غبن افحش موضوع را به کارشناسی ارجاع داده است رابعا: ملاحظه می‌گردد کارشناس منتخب دادگاه با بررسی جامع و مانع و انجام تحقیقات تلقی از مطلعین و همسایگان و متخصصین املاک نظریه خود را در خصوص ارزش مبیع مورد نزاع به مبلغ چهار میلیارد و سی میلیون ریال برآورد که مقرون به قیمت ثمن مندرج در مبایعه نامه بوده و هیچ گونه اختلاف موثر و غبن افحش احراز نمی گردد خامسا تجدیدنظرخوانده هر چند در موعد مقرر به نظریه کارشناس منتخب دادگاه اعتراض نموده لکن مفاد لایحه تقدیمی و اعتراض وی حاوی مطالب مفید و موثری که موجبات اقناع دادگاه را در جهت پذیرش اعتراض و ارجاع به هیات سه نفره فراهم نماید نبوده و قابلیت اعتناء و اجابت را نداشته است علیهذا دادگاه بن ابه مراتب فوق التوصیف و با عنایت به احراز مقرون به واقع بودن نظریه کارشناس منتخب دادنامه تجدیدنظرخواسته را شایسته تایید ندانسته و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن پذیرش تجدیدنظرخواهی و نقض دادنامه معترض عنه حکم بر بطلان دعاوی اعلامی خواهان بدوی صادر واعلام می دارد. این رای قطعی است.

شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار

احمد شیخ علیا لواسانی - ناصر اسماعیلی

منبع