تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/31
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که خواهان مدعی است که سند رسمی ملک خود را جهت اخذ وام، به دیگری منتقل کرده و به همین جهت بعد از انتقال سند، بر اساس وکالتنامه ای تام الاختیار، ملک را با مبایعه نامه عادی به خود منتقل کرده است، ادعای صوری بودن این اقدامات، اقتضای طرح دعوی ابطال سند مالکیت را داشته و طرح دعوی تنفیذ بیع نامه عادی در این فرض قابل استماع نیست.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه دهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/06/31 - 10 : 37 قاضی: محمدهادی عبدالله پور قاضی: سیدحجت اله میرمجیدی هشجین
خلاصه جریان پرونده
در پرونده کلاسه --- و 930574 شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی رشت خانم م. عبدی نژاد بالاگفشه با وکالت آقای حمید بکاء دادخواستی به طرفیت خانم 1 - م. 2 - الف. 3 - ک. جملگی عبدی نژاد بالاگفشه به خواسته صدور حکم به تقسیم ترکه در صورت غیرقابل تقسیم بودن دستور فروش ماترک به انضمام کلیه خسارات قانونی تقدیم دادگاه نموده ضمن دادخواست توضیح داده مورث موکله در تاریخ 88/4/9 در اقامتگاه قانونی خود در رشت فوت نموده و اصحاب دعوی حاضر به دلالت گواهی حصر وراثت ورثه حین الفوت مشارٌالیها بوده اند نظر به اینکه شش دانگ یک دستگاه آپارتمان پلاک ثبتی --- قطعه --- تفکیکی به انضمام شش دانگ یک باب انباری به پلاک ثبتی --- قطعه --- تفکیکی مجزی شده از شماره های 13483 الی 3487 واقع در خیابان حاجی آباد بخش یک رشت از مرحومه مذکور به عنوان ماترک باقی مانده و ورثه برای تقسیم توافق ندارند به شرح خواسته تقاضای رسیدگی دارم اداره ثبت منطقه یک رشت طی پاسخ از وضعیت ثبتی پلاک مورد خواسته طی پاسخ اعلامی به شماره وارده 9300701069 - 93/6/5 مالک پلاک های مذکور در دادخواست را خانم شهربانو یوسفی اعلام و اضافه نموده ششدانگ در رهن بانک صادرات قرار دارد در جریان رسیدگی آقای م. خ. با وکالت آقای ح. مومنی دادخواستی به طرفیت اصحاب دعوی پرونده اصلی به خواسته ورود ثالث در پرونده کلاسه بایگانی --- شعبه هفتم دادگاه حقوقی رشت به خواسته صدور حکم به تنفیذ بیع نامه مورخه 86/11/17 و الزام به فک رهن و الزام خواندگان به حضور در دفترخانه و تنظیم سند انتقال هر کدام مقوم به پنجاه میلیون و یکصد ریال تقدیم دادگاه نموده ضمن دادخواست توضیح داده موکل به موجب وکالت نامه شماره 128331 مورخ 86/11/16 و بیع نامه عادی 86/11/17 مالک شرعی و قانونی ششدانگ یک دستگاه آپارتمان به پلاک ثبتی --- قطعه تفکیکی 87 به انضمام ششدانگ یک باب انباری به پلاک ثبتی --- قطعه --- تفکیکی مجزی شده از شماره های 3483 الی 3487 بخش یک رشت میباشد خوانده ردیف اول به استناد سند انتقال شماره 138328 مورخ 86/11/16 دعوی تقسیم ترک مطرح کرده است و ملک موصوف را ماترک مورث خود معرفی نموده موکل مالک ملک میباشد در آن تصرف مالکانه دارد و مسجلین ذیل بیع نامه نیز حاضرند در دادگاه گواهی دهند نظر به اینکه ملک در رهن بانک میباشد ضمن رد دعوی اصلی به شرح خواسته تقاضای رسیدگی دارم در جلسه 93/12/6 هر دو پرونده تواما مورد رسیدگی قرار گرفته وکیل خواهان اظهار داشت در پاسخ به دعوی وارد ثالث موکله نسبت به سند عادی مورخه 86/11/17 ادعای تردید نموده تقاضای ارائه اصل سند از سوی خواهان وارد ثالث را دارم وکیل وارد ثالث اظهار داشت از آنجا که موکل قصد استفاده از وام بانکی مرحوم شهربانو یوسفی مادر شهید را داشتند پلاک مزبور را که در مالکیت موکل بوده به جهت استفاده از وام بانکی به مرحومه منتقل مینماید که پس از اخذ وام بانکی ملک مزبور در رهن بانک قرار گرفته است بلافاصله پس از تنظیم سند رسمی رهنی از آن جایی که قصد طرفین انتقال ملک نبوده بلکه استفاده از وام بانکی هدف طرفین بوده به موجب وکالت نامه رسمی بلاعزل به موکل و تنظیم سند عادی یک روز بعد به تاریخ 86/11/17 همان ملک را مجددا به خود منتقل نموده که مسجلین ذیل مبایعه نامه که از افراد موجه و سرشناس شهر میباشند به صحت و اصالت مبایعه نامه گواهی خواهند داد گذشته از این خواندگان دعوی وارد ثالث که از وراث آن مرحوم هستند نیز به اصالت سند عادی گواهی خواهند داد تقاضای رسیدگی دارم وکیل خواهان اظهار داشت تقاضای ارائه اصل بیع نامه را دارم وکیل وارد ثالث اظهار داشت اصل بیع نامه مفقود شده است به دلیل اختلاف با فرزند خواهان دعوی اصلی، وکیل خواهان اصلی در پاسخ توضیح دهد به دلیل اختلاف با فرزند خواهان مفقود شده یعنی چه؟ وکیل وارد ثالث توضیح داده منظور اینست که سند عادی را نداریم مفقود شده است ولی شهود داریم که در تاریخ 86/11/17 موکلم وکیل در انتقال بوده به خودش هم انتقال کرده و اقساط را پرداخت کرده خانم م. عبدی نژاد اظهار داشت تقاضای رد دعوی تقسیم ماترک را دارم دعوی وارد ثالث صحیح است پسرم که خواهان دعوی وارد ثالث است این ملک را از مادرم خریده ام ملک به نام من بود من به نام پسرم م. خ. کردم و پسرم برای اینکه از بنیاد شهید وام بگیرد و چون وام را فقط به نام مادر شهید می دادند ناچار شد ملک را به نام مادرم به طور صوری بزند تا وام بگیرد و بعدا ملک را به خودش برگرداند که همین کار را هم کرده و وکالت نامه رسمی گرفت و به طور عادی ملک را به خودش منتقل کرد اگر ملک همچنان مال مادرم بود چرا خواهان دعوی تقسیم رفت دارائی و برای گرفتن برگه مالیات بر ارث نامی از این ملک نبرد چون می دانست ملک مال مادر نیست بلکه مال پسرم است و حتی پسرم شش قسط را پرداخت این دلیل مالکیت پسرم است و شهود هم دارد خوانده دیگر به نام آقای الف. عبدی نژاد اظهار داشت حرف من هم عینا دفاع خواهرم م. است ملک مال آقای خ. است و حتی ذیل مبایعه نامه عادی را امضا کرده ام وکیل وارد ثالث اظهار داشت ملک در سال 86 به موکلم واگذار شده شهود دارم می توانسته در دادگاه قسم بخورند تقاضای استماع شهادت شهود را دارم دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر مینماید خانم م. عبدی نژاد لایحه ای به شماره وارده 9300702919 - 93/12/18 تقدیم دادگاه نموده ضمن آن توضیح داده این مبایعه نامه در مسیر شکایت خلع ید مطروحه در شعبه نهم شورای حل اختلاف بر ساخته شده به پیوست سه برگ لایحه دفاعیه که وکیل منشا کیان ارائه دادند اصلا مبایعه نامه ای وجود نداشته در دفاع از حق خویش به یک فقره اجاره نامه رسمی که در دفترخانه 245 حوزه ثبتی رشت (پیوست است) آقای م. خ. با توسل به وکالتنامه رسمی سند اجاره را امضا نمودند (ملک مورد بحث طی سند رسمی شماره 245 - 91/7/5 با وکالت آقای م. خ. به شرکت حامی تجارت طلایی نداندش سهامی خاص از 91/6/1 به مدت یک سال به اجاره داده شده است در جلسه 94/6/8 دادگاه از دو نفر گواه به اسامی آقای محمدتقی رجاء و هادی رمضانی تحقیق نموده گواه اول که وفق مقررات گواهی کذب از وی تحقیق شده مبایعه نامه در تاریخ مندرج در آن توسط اینجانب تنظیم گردیده و در تاریخ مندرج در مبایعه نامه میباشد در محضر دادگاه قسم یاد کردم به درستی و با کنترل اسناد پیوستی که در بنگاه هدف واقع در گلسار تنظیم شد صحت دارد و چند روزی بیشتر از وکالت نامه نگذشته بود که معامله از سوی وکیل و با امضا وکیل به نام م. خ. به امضا رسیده و توسط گواهانی که حضور داشتند ذیل آن امضا شده است آقای خ. توسط آقای هادی رمضانی که دوستم بوده معرفی شده حدود 6 یا 7 سال قبل بوده است آقای هادی رمضانی اظهار داشت در سال 87 یا 88 بعد از ظهر حدود ساعت 5 و 6 بود که در بنگاه هدف به مدیریت آقای محمدتقی رجاء حضور یافتم مبایعه نامه تنظیمی در بنگاه را به عنوان شهود امضا نمودم در آن زمان حاج اسماعیلی هم حضور داشت که آن هم جزء شهود آن مبایعه نامه را امضا کرد چه فصلی بود نمی دانم وکیل وارد ثالث در جلسه 94/6/5 اظهار داشت مبایعه نامه در اختیار نیست ولی دفترخانه شماره 5 کپی را برابر اصل نموده وکیل خواهان اصلی اظهار داشت اظهارات شهود بر عدم اطلاع از جزئیات است که ظاهرا تلقینی میباشد ضمنا عرفا نسخه ای از مبایعه نامه ها در دست صاحبان مشاورین املاک بایگانی میگردد که نامه شماره 052/119730 مورخ 94/3/2 اتاق اصناف استان گیلان که تقدیم حضور میگردد موید این ادعا است دادگاه پس از یک سلسله رسیدگی موضوع را به کارشناسی ارجاع داده کارشناس منتخب آقای مهندس محمدتقی یزدان دوست طی گزارش و نظریه ثبت شده به شماره 94703989 - 94/12/24 به غیر قابل تقسیم بودن ملک مورد ترافع اظهار نظر نموده سپس دادگاه ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره --- - 95/2/13 با رد دعوی وارد ثالث به جهت عدم حصول دلیل اقناعی مبنی بر تنفیذ بیع نامه و غیره و صدور حکم به بی حقی خواهان وارد ثالث حکم به فروش ماترک مورد خواسته صادر و اعلام مینماید پس از صدور رای اصلی رای اصلاحی به شماره 95700213 - 97/3/11 از حیث نام ماترک متصرفی ر.ع. عبدی نژاد به ماترک بانو شهربانو یوسفی) صادر میشود رای اصلی در تاریخ 95/3/5 به وکیل وارد ثالث ایلاغ شده رای اصلاحی نیز در تاریخ 95/3/18 به وکیل مزبور ابلاغ شده است وکیل وارد ثالث از دادنامه شماره --- و رای اصلاحی در تاریخ 95/4/14 فرجام خواهی نموده به شرح لایحه تقدیمی با بیان مطالب تکراری به مضمون تقاضای نقض رای فرجام خواسته را نموده وکیل فرجام خوانده نیز لایحه ای ارسال پیوست پرونده شده پرونده با کیفیت فوق به دیوان عالی کشور ارسال به این شعبه ارجاع به کلاسه فوق ثبت شده است لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیده پس از قرائت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:«رای شعبه»;ماحصل ادعای وکیل فرجام خواه اینست که انتقال ملک مورد ترافع توسط موکلش به مرحومه شهربانو یوسفی جده مادری خواهان طی سند رسمی شماره 128328 مورخه 86/11/16 دفتر اسناد رسمی شماره 5 حوزه ثبتی رشت صوری بوده و توضیح داده چون آن مرحومه مادر شهید بوده از طرف بنیاد شهید به وی وام تعلق می گرفته برای استفاده از وام که مورد نیاز خواهان بوده چون مشارٌالیها فاقد سند مالکیت بوده به طور صوری ملک به مادر شهید منتقل گردیده و با اخذ وام از بانک مرتهن تعدادی از اقساط آن را هم خواهان پرداخت نموده در جهت اثبات این ادعا به وکالت نامه رسمی 128331 - 86/11/16 که در همان تاریخ انتقال سند رسمی تنظیم شده به وارد ثالث (فرجام خواه) وکالت داده تا با داشتن اختیارات تام و مطلق ملک را به هر شخص و حتی به خودش منتقل نماید که بعد از یک روز از تاریخ انتقال رسمی به آن مرحومه و وکالت نامه رسمی ملک طی مبایعه نامه عادی 86/11/17 اصالتا و وکالتا در دفتر مشاور املاک هدف به خواهان وارد ثالث انتقال یافته در این خصوص به مستندات و اظهارات شهود استناد کرده است گرچه ادعای وارد ثالث و کیفیت تنظیم مستندات ذکر شده در فوق جای تامل دارد النهایه وارد ثالث که مدعی صوری بودن معامله اول که طی سند رسمی به مرحومه شهربانو یوسفی منتقل گردیده اقتضای طرح دعوی ابطال سند مالکیت با شهادت شهود و سایر دلایل و قراین موجود را داشته است زیرا وقتی که ادعای صوری بودن انتقال ملک به مورث مادر خود (بانو شهربانو یوسفی) را دارد و در صورت اثبات این ادعا دیگر مجال شرعی و قانونی انتقال ملک طی وکالت نامه رسمی و مبایعه نامه عادی باقی نمی ماند چرا که حسب ادعای صوری بودن اساسا به واقع و حقیقت انتقالی به مرحومه یوسفی صورت نگرفته تا رسیدگی به وکالت نامه و مبایعه نامه عادی تحت عنوان بیع توجیه شرعی و قانونی داشته باشد بنا به مراتب اساسا طرح دعوی خواهان وارد ثالث به کیفیت مطروحه قابلیت استماع نداشته است با این بیان و نظر به استدلال دادگاه که استدلال نموده دلیل اقناعی تنفیذ بیع نامه و فک رهن و تنظیم سند رسمی ارائه نشده است توجها به کیفیت طرح دعوی اقتضای صدور قرار رد دعوی را داشته است با این بیان مستندا به قسمت اخیر ماده 403 از قانون آیین دادرسی مدنی با رد فرجام خواهی فرجام خواسته حکم بر بیحقی خواهان را با تلقی به قرار ابرام مینماید. /لشعبه دهم دیوان عالی کشوررئیس: محمدهادی عبداله پور مستشار: سیدحجتاله میرمجیدی
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه دهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/06/31 - 10 : 37 قاضی: محمدهادی عبدالله پور قاضی: سیدحجت اله میرمجیدی هشجین «بسمه تعالی»;فرجام خواه: آقای م. خ. با وکالت آقای ح. مومنی؛ رشت، خیابان بیستون، جنب موزه، مجتمع بیستون، طبقه دوم، واحد 6 فرجام خوانده: 1 - م. 2 - الف. 3 - ک. 4 - م. عبدی نژاد بالاگفشه؛ به نشانی منعکس در دادخواست فرجامی فرجام خواسته: دادنامه شماره --- - 95/2/13 و 95700213 - 95/3/11 تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجامخواه: 95/3/5 تاریخ وصول دادخواست فرجامی: 95/4/14 مرجع رسیدگی: شعبه دهم دیوان عالی کشور هیات شعبه آقایان: محمدهادی عبداله پور (رئیس) سیدحجتاله میرمجیدی (مستشار) خلاصه جریان پرونده:در پرونده کلاسه --- و 930574 شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی رشت خانم م. عبدی نژاد بالاگفشه با وکالت آقای حمید بکاء دادخواستی به طرفیت خانم 1 - م. 2 - الف. 3 - ک. جملگی عبدی نژاد بالاگفشه به خواسته صدور حکم به تقسیم ترکه در صورت غیرقابل تقسیم بودن دستور فروش ماترک به انضمام کلیه خسارات قانونی تقدیم دادگاه نموده ضمن دادخواست توضیح داده مورث موکله در تاریخ 88/4/9 در اقامتگاه قانونی خود در رشت فوت نموده و اصحاب دعوی حاضر به دلالت گواهی حصر وراثت ورثه حین الفوت مشارٌالیها بوده اند نظر به اینکه شش دانگ یک دستگاه آپارتمان پلاک ثبتی --- قطعه --- تفکیکی به انضمام شش دانگ یک باب انباری به پلاک ثبتی --- قطعه --- تفکیکی مجزی شده از شماره های 13483 الی 3487 واقع در خیابان حاجی آباد بخش یک رشت از مرحومه مذکور به عنوان ماترک باقی مانده و ورثه برای تقسیم توافق ندارند به شرح خواسته تقاضای رسیدگی دارم اداره ثبت منطقه یک رشت طی پاسخ از وضعیت ثبتی پلاک مورد خواسته طی پاسخ اعلامی به شماره وارده 9300701069 - 93/6/5 مالک پلاک های مذکور در دادخواست را خانم شهربانو یوسفی اعلام و اضافه نموده ششدانگ در رهن بانک صادرات قرار دارد در جریان رسیدگی آقای م. خ. با وکالت آقای ح. مومنی دادخواستی به طرفیت اصحاب دعوی پرونده اصلی به خواسته ورود ثالث در پرونده کلاسه بایگانی --- شعبه هفتم دادگاه حقوقی رشت به خواسته صدور حکم به تنفیذ بیع نامه مورخه 86/11/17 و الزام به فک رهن و الزام خواندگان به حضور در دفترخانه و تنظیم سند انتقال هر کدام مقوم به پنجاه میلیون و یکصد ریال تقدیم دادگاه نموده ضمن دادخواست توضیح داده موکل به موجب وکالت نامه شماره 128331 مورخ 86/11/16 و بیع نامه عادی 86/11/17 مالک شرعی و قانونی ششدانگ یک دستگاه آپارتمان به پلاک ثبتی --- قطعه تفکیکی 87 به انضمام ششدانگ یک باب انباری به پلاک ثبتی --- قطعه --- تفکیکی مجزی شده از شماره های 3483 الی 3487 بخش یک رشت میباشد خوانده ردیف اول به استناد سند انتقال شماره 138328 مورخ 86/11/16 دعوی تقسیم ترک مطرح کرده است و ملک موصوف را ماترک مورث خود معرفی نموده موکل مالک ملک میباشد در آن تصرف مالکانه دارد و مسجلین ذیل بیع نامه نیز حاضرند در دادگاه گواهی دهند نظر به اینکه ملک در رهن بانک میباشد ضمن رد دعوی اصلی به شرح خواسته تقاضای رسیدگی دارم در جلسه 93/12/6 هر دو پرونده تواما مورد رسیدگی قرار گرفته وکیل خواهان اظهار داشت در پاسخ به دعوی وارد ثالث موکله نسبت به سند عادی مورخه 86/11/17 ادعای تردید نموده تقاضای ارائه اصل سند از سوی خواهان وارد ثالث را دارم وکیل وارد ثالث اظهار داشت از آنجا که موکل قصد استفاده از وام بانکی مرحوم شهربانو یوسفی مادر شهید را داشتند پلاک مزبور را که در مالکیت موکل بوده به جهت استفاده از وام بانکی به مرحومه منتقل مینماید که پس از اخذ وام بانکی ملک مزبور در رهن بانک قرار گرفته است بلافاصله پس از تنظیم سند رسمی رهنی از آن جایی که قصد طرفین انتقال ملک نبوده بلکه استفاده از وام بانکی هدف طرفین بوده به موجب وکالت نامه رسمی بلاعزل به موکل و تنظیم سند عادی یک روز بعد به تاریخ 86/11/17 همان ملک را مجددا به خود منتقل نموده که مسجلین ذیل مبایعه نامه که از افراد موجه و سرشناس شهر میباشند به صحت و اصالت مبایعه نامه گواهی خواهند داد گذشته از این خواندگان دعوی وارد ثالث که از وراث آن مرحوم هستند نیز به اصالت سند عادی گواهی خواهند داد تقاضای رسیدگی دارم وکیل خواهان اظهار داشت تقاضای ارائه اصل بیع نامه را دارم وکیل وارد ثالث اظهار داشت اصل بیع نامه مفقود شده است به دلیل اختلاف با فرزند خواهان دعوی اصلی، وکیل خواهان اصلی در پاسخ توضیح دهد به دلیل اختلاف با فرزند خواهان مفقود شده یعنی چه؟ وکیل وارد ثالث توضیح داده منظور اینست که سند عادی را نداریم مفقود شده است ولی شهود داریم که در تاریخ 86/11/17 موکلم وکیل در انتقال بوده به خودش هم انتقال کرده و اقساط را پرداخت کرده خانم م. عبدی نژاد اظهار داشت تقاضای رد دعوی تقسیم ماترک را دارم دعوی وارد ثالث صحیح است پسرم که خواهان دعوی وارد ثالث است این ملک را از مادرم خریده ام ملک به نام من بود من به نام پسرم م. خ. کردم و پسرم برای اینکه از بنیاد شهید وام بگیرد و چون وام را فقط به نام مادر شهید می دادند ناچار شد ملک را به نام مادرم به طور صوری بزند تا وام بگیرد و بعدا ملک را به خودش برگرداند که همین کار را هم کرده و وکالت نامه رسمی گرفت و به طور عادی ملک را به خودش منتقل کرد اگر ملک همچنان مال مادرم بود چرا خواهان دعوی تقسیم رفت دارائی و برای گرفتن برگه مالیات بر ارث نامی از این ملک نبرد چون می دانست ملک مال مادر نیست بلکه مال پسرم است و حتی پسرم شش قسط را پرداخت این دلیل مالکیت پسرم است و شهود هم دارد خوانده دیگر به نام آقای الف. عبدی نژاد اظهار داشت حرف من هم عینا دفاع خواهرم م. است ملک مال آقای خ. است و حتی ذیل مبایعه نامه عادی را امضا کرده ام وکیل وارد ثالث اظهار داشت ملک در سال 86 به موکلم واگذار شده شهود دارم می توانسته در دادگاه قسم بخورند تقاضای استماع شهادت شهود را دارم دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر مینماید خانم م. عبدی نژاد لایحه ای به شماره وارده 9300702919 - 93/12/18 تقدیم دادگاه نموده ضمن آن توضیح داده این مبایعه نامه در مسیر شکایت خلع ید مطروحه در شعبه نهم شورای حل اختلاف بر ساخته شده به پیوست سه برگ لایحه دفاعیه که وکیل منشا کیان ارائه دادند اصلا مبایعه نامه ای وجود نداشته در دفاع از حق خویش به یک فقره اجاره نامه رسمی که در دفترخانه 245 حوزه ثبتی رشت (پیوست است) آقای م. خ. با توسل به وکالتنامه رسمی سند اجاره را امضا نمودند (ملک مورد بحث طی سند رسمی شماره 245 - 91/7/5 با وکالت آقای م. خ. به شرکت حامی تجارت طلایی نداندش سهامی خاص از 91/6/1 به مدت یک سال به اجاره داده شده است در جلسه 94/6/8 دادگاه از دو نفر گواه به اسامی آقای محمدتقی رجاء و هادی رمضانی تحقیق نموده گواه اول که وفق مقررات گواهی کذب از وی تحقیق شده مبایعه نامه در تاریخ مندرج در آن توسط اینجانب تنظیم گردیده و در تاریخ مندرج در مبایعه نامه میباشد در محضر دادگاه قسم یاد کردم به درستی و با کنترل اسناد پیوستی که در بنگاه هدف واقع در گلسار تنظیم شد صحت دارد و چند روزی بیشتر از وکالت نامه نگذشته بود که معامله از سوی وکیل و با امضا وکیل به نام م. خ. به امضا رسیده و توسط گواهانی که حضور داشتند ذیل آن امضا شده است آقای خ. توسط آقای هادی رمضانی که دوستم بوده معرفی شده حدود 6 یا 7 سال قبل بوده است آقای هادی رمضانی اظهار داشت در سال 87 یا 88 بعد از ظهر حدود ساعت 5 و 6 بود که در بنگاه هدف به مدیریت آقای محمدتقی رجاء حضور یافتم مبایعه نامه تنظیمی در بنگاه را به عنوان شهود امضا نمودم در آن زمان حاج اسماعیلی هم حضور داشت که آن هم جزء شهود آن مبایعه نامه را امضا کرد چه فصلی بود نمی دانم وکیل وارد ثالث در جلسه 94/6/5 اظهار داشت مبایعه نامه در اختیار نیست ولی دفترخانه شماره 5 کپی را برابر اصل نموده وکیل خواهان اصلی اظهار داشت اظهارات شهود بر عدم اطلاع از جزئیات است که ظاهرا تلقینی میباشد ضمنا عرفا نسخه ای از مبایعه نامه ها در دست صاحبان مشاورین املاک بایگانی میگردد که نامه شماره 052/119730 مورخ 94/3/2 اتاق اصناف استان گیلان که تقدیم حضور میگردد موید این ادعا است دادگاه پس از یک سلسله رسیدگی موضوع را به کارشناسی ارجاع داده کارشناس منتخب آقای مهندس محمدتقی یزدان دوست طی گزارش و نظریه ثبت شده به شماره 94703989 - 94/12/24 به غیر قابل تقسیم بودن ملک مورد ترافع اظهار نظر نموده سپس دادگاه ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره --- - 95/2/13 با رد دعوی وارد ثالث به جهت عدم حصول دلیل اقناعی مبنی بر تنفیذ بیع نامه و غیره و صدور حکم به بی حقی خواهان وارد ثالث حکم به فروش ماترک مورد خواسته صادر و اعلام مینماید پس از صدور رای اصلی رای اصلاحی به شماره 95700213 - 97/3/11 از حیث نام ماترک متصرفی ر.ع. عبدی نژاد به ماترک بانو شهربانو یوسفی) صادر میشود رای اصلی در تاریخ 95/3/5 به وکیل وارد ثالث ایلاغ شده رای اصلاحی نیز در تاریخ 95/3/18 به وکیل مزبور ابلاغ شده است وکیل وارد ثالث از دادنامه شماره --- و رای اصلاحی در تاریخ 95/4/14 فرجام خواهی نموده به شرح لایحه تقدیمی با بیان مطالب تکراری به مضمون تقاضای نقض رای فرجام خواسته را نموده وکیل فرجام خوانده نیز لایحه ای ارسال پیوست پرونده شده پرونده با کیفیت فوق به دیوان عالی کشور ارسال به این شعبه ارجاع به کلاسه فوق ثبت شده است لوایح طرفین به هنگام شور قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیده پس از قرائت گزارش عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
ماحصل ادعای وکیل فرجام خواه اینست که انتقال ملک مورد ترافع توسط موکلش به مرحومه شهربانو یوسفی جده مادری خواهان طی سند رسمی شماره 128328 مورخه 86/11/16 دفتر اسناد رسمی شماره 5 حوزه ثبتی رشت صوری بوده و توضیح داده چون آن مرحومه مادر شهید بوده از طرف بنیاد شهید به وی وام تعلق می گرفته برای استفاده از وام که مورد نیاز خواهان بوده چون مشارٌالیها فاقد سند مالکیت بوده به طور صوری ملک به مادر شهید منتقل گردیده و با اخذ وام از بانک مرتهن تعدادی از اقساط آن را هم خواهان پرداخت نموده در جهت اثبات این ادعا به وکالت نامه رسمی 128331 - 86/11/16 که در همان تاریخ انتقال سند رسمی تنظیم شده به وارد ثالث (فرجام خواه) وکالت داده تا با داشتن اختیارات تام و مطلق ملک را به هر شخص و حتی به خودش منتقل نماید که بعد از یک روز از تاریخ انتقال رسمی به آن مرحومه و وکالت نامه رسمی ملک طی مبایعه نامه عادی 86/11/17 اصالتا و وکالتا در دفتر مشاور املاک هدف به خواهان وارد ثالث انتقال یافته در این خصوص به مستندات و اظهارات شهود استناد کرده است گرچه ادعای وارد ثالث و کیفیت تنظیم مستندات ذکر شده در فوق جای تامل دارد النهایه وارد ثالث که مدعی صوری بودن معامله اول که طی سند رسمی به مرحومه شهربانو یوسفی منتقل گردیده اقتضای طرح دعوی ابطال سند مالکیت با شهادت شهود و سایر دلایل و قراین موجود را داشته است زیرا وقتی که ادعای صوری بودن انتقال ملک به مورث مادر خود (بانو شهربانو یوسفی) را دارد و در صورت اثبات این ادعا دیگر مجال شرعی و قانونی انتقال ملک طی وکالت نامه رسمی و مبایعه نامه عادی باقی نمی ماند چرا که حسب ادعای صوری بودن اساسا به واقع و حقیقت انتقالی به مرحومه یوسفی صورت نگرفته تا رسیدگی به وکالت نامه و مبایعه نامه عادی تحت عنوان بیع توجیه شرعی و قانونی داشته باشد بنا به مراتب اساسا طرح دعوی خواهان وارد ثالث به کیفیت مطروحه قابلیت استماع نداشته است با این بیان و نظر به استدلال دادگاه که استدلال نموده دلیل اقناعی تنفیذ بیع نامه و فک رهن و تنظیم سند رسمی ارائه نشده است توجها به کیفیت طرح دعوی اقتضای صدور قرار رد دعوی را داشته است با این بیان مستندا به قسمت اخیر ماده 403 از قانون آیین دادرسی مدنی با رد فرجام خواهی فرجام خواسته حکم بر بیحقی خواهان را با تلقی به قرار ابرام مینماید.
شعبه دهم دیوان عالی کشوررئیس: محمدهادی عبداله پور مستشار: سیدحجتاله میرمجیدی