اخذ تامین از محکوم‌علیه بیمار

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: 1399/12/10
برگزار شده توسط: استان گلستان/ شهر بندر ترکمن

موضوع

اخذ تامین از محکوم‌علیه بیمار

پرسش

با توجه به اینکه ماده 502 قانون آیین دادرسی کیفری جایگزین ماده 291 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1378 شده است و در ماده 291 قانون آیین دادرسی کیفری، در صورتی که محکوم به حبس به جهت بیماری تحمل حبس را نداشته باشد با تامین آزاد می‌گردد ولی در ماده 502 قانون آیین دادرسی کیفری ذکری از تامین نشده است حال چنان که امیدی به بهبودی بیمار نباشد و تامین نیز نداشته باشد آیا امکان آزاد کردن وجود دارد؟

نظر هیات عالی

تفسیر منطقی از قانون اقتضاء می‌کند که محکوم‌علیه بدون اخذ تامین آزاد نگردد بدیهی است در صورت فقدان تامین مطابق قسمت اخیر ماده‌ی 522 قانون آیین دادرسی کیفری رفتار خواهد شد.

نظر اکثریت

ملاحظه می‌گردد قانون جدید آیین دادرسی کیفری در این خصوص سکوت نموده و حال باید دید چگونه باید این سکوت را تفسیر نمود و در قانون قبلی (ماده 291 قانون آیین دادرسی کیفری) مقنن به صراحت اخذ تامین کیفری را پیش بینی نموده این ماده در هر دو حالت تعیین تکلیف نموده اگر تامین بدهد آزاد می‌شود تا به بیماری خود رسیدگی کند و اگر تامین ندهد به تکلیف پزشک و دستور دادگاه در زندان یا بیمارستان تحت نظر ضابطین دادگستری معالجه می‌شود لیکن ماده 502 قانون آیین دادرسی کیفری اصلاً حرفی از تامین نزده که به نظر می‌رسد در اینجا مقنن در مقام بیان بوده و اگر نظر به آن داشت که محکوم تامین بدهد می‌بایست قید می‌کرد فلذا هیچگونه دلیل قانونی در اخذ تامین نداریم بنابراین به استناد اولاً: در مقام بیان بودن مقنن. ثانیاً: تفسیر به نفع متهم به ما می‌گوید سکوت قانون گذار را به نفع محکوم‌علیه تفسیر کنیم. ثالثاً: در هیچ حالتی چه محکوم‌علیه توانایی سپردن تامین را داشته باشد یا نداشته باشد از وی تامین اخذ نمی‌گردد و چرا که ماده تفسیر بردار نیست و نمی‌توان بدون دلیل قانونی محکوم علیه را مجبور به سپردن تامین کرد هر چند که همین قضیه در خصوص محکوم علیه پرونده حقوقی وفق تبصره 2 ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی پابرجا است.

نظر اقلیت

اولاً این که رویه قضایی به هیچ عنوان این موضوع را نپذیرفته و ثانیاً در این خصوص حق محکوم‌له به هیچ عنوان در نظر گرفته نشده. ثالثاً ما یک تفسیر منطقی داریم و یک تفسیر به نفع متهم، تفسیر به نفع متهم به هیچ عنوان نمی‌تواند جایگزین تفسیر منطقی گردد تفسیر منطقی به ما می‌گوید که آزاد نمودن محکوم‌علیه بدون تامین منطقی نمی‌باشد به خصوص در مورد محکوم‌علیه محاکم حقوقی (خصوصی) فلذا نمی‌توان از سکوت مقنن این برداشت را داشت که به هیچ عنوان نمی‌توان از محکوم علیه تامین اخذ کرد لازم به ذکر است. می‌توان گفت ماده 502 قانون آیین دادرسی کیفری حکم کلی تعیین تکلیف محکوم علیه بیمار را مشخص کرده لیکن جهت انجام چگونگی اجرا آن قانون سکوت کرده فلذا باید در زمان سکوت قانون به منابع دیگر رجوع کرد که مهمترین آن ماده 291 قانون آیین دادرسی کیفری سابق می‌باشد.

منبع