رای وحدت رویه شماره 18 مورخ 1365/07/01 هیات‌ عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور | بررسی قابلیت فرجام‌خواهی تصمیمات دادگاه‌های کیفری در پرونده‌های منع پیگرد بر اساس ماده 180 قانون آیین دادرسی کیفری

خلاصه متن:
ماده 284 قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب شهریور ماه 1361 در مورد قطعی بودن احکام دادگاه ­های بدوی کیفری به مستفاد از مستثنیات مصرحه در این ماده ظهور در احکام ماهوی به معنای اخص کلمه دارد که بر تعیین مجازات یا برائت صادر می­ شود لیکن مقنن در ماده 180 قانون آیین دادرسی کیفری به تصمیماتی که دادگاه­ های کیفری از جمله در پرونده ­های منع پیگرد به علت عدم وقوع جرم اتخاذ می­ نمایند عنوان رای اطلاق نموه که درخصوص و مورد افاده حکم ماهوی را نمی­ کند و این نوع آراء به صراحت ماده 180 قانون مارالذکر قابل رسیدگی فرجامی می ­باشند.

ریاست محترم دیوان عالی کشور

به دلالت پرونده فرجامی کلاسه 1402/23/7 و پرونده فرجامی کلاسه 1336/18/11 آراء معارضی از شعب 7 و 11 دیوان عالی کشور صادر گردیده که قابل طرح و رسیدگی در هیات عمومی دیوان عالی کشور به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی است و پرونده های مزبور به این خلاصه است:

1-به حکایت پرونده فرجامی 1402/23/7 آقایان اسمعیل نیک منش و شکرالله نازی از حبیب صدیقی و غیره به عنوان تصرف غیرمجاز در زمین آنان و عدم تحویل زمین به دادگاه بخش مستقل داراب (جانشین بازپرس) شکایت کیفری نموده ­اند که پس از رسیدگی موضوع حقوقی تشخیص شده و قرار منع پیگرد متهمین صادر گردیده و دادستان فسا با این قرار موافقت نموده است – بر اثر شکایت از قرار مزبور دادگاه کیفری 2 فسا رسیدگی نموده و به شرح رای شماره 4632-16/11/64 شکایت را وارد ندانسته و قرار منع پیگرد را دایر به حقوقی بودن موضوع تایید کرده است – از این رای فرجام ­خواهی شده و شعبه 7 دیوان عالی کشور طبق رای شماره 102/7-11/2/65 به این عنوان که احکام صادر از دادگاه کیفری 2 قطعی می‌باشد قرار رد فرجام ­خواهی را صادر نموده است.

2-به حکایت پرونده فرجامی 1336/18/11 آقای کاظم اخوه به اتهام خیانت در امانت نسبت به وجوه حاصله از فروش مواد نفتی مورد تعقیب کیفری واقع شده و بازپرس دادسرای تهران موضوع را حقوقی تشخیص داده و قرار منع پیگرد متهم را صادر کرده که مورد مخالفت معاون دادستان واقع شده و براثر این اختلاف پرونده به شعبه 178 دادگاه کیفری 2 تهران ارجاع و دادگاه مزبور پس از رسیدگی نظر بازپرس را دایر به حقوقی بودن موضوع تایید نموده و رای شماره 1429-4/9/64 را صادر کرده است از این رای فرجام­ خواهی شده و شعبه 11 دیوان عالی کشور به شرح دادنامه شماره 1043/11 مورخ 15/11/64 رای فرجام ­خواسته را مبنی بر حقوقی بودن موضوع غیرموجه دانسته و نقض نموده و پرونده را جهت اقدامات قانونی به دادگاه کیفری 2 اعاده نموده است.

نظریه – به طوری که ملاحظه می ­شود شعبه 7 دیوان عالی کشور رای دادگاه کیفری 2 را مبنی بر تایید قرار منع پیگرد بازپرس به لحاظ حقوقی بودن موضوع قابل رسیدگی فرجامی ندانسته ولی شعبه 11 دیوان عالی کشور در نظر مورد رای دادگاه کیفری 2 را قابل رسیدگی فرجامی تشخیص داده و راجع به آن اظهار نظر نموده و نقض کرده است – بنابراین موضوع برای ایجاد وحدت رویه قضایی بر طبق ماده واحد مصوب 1328 قابل طرح و رسیدگی در هیات عمومی دیوان عالی کشور می­ باشد.

معاون اول قضایی ریاست دیوان عالی کشور

به تاریخ روز سه ­شنبه 1/7/65 جلسه هیات عمومی دیوان عالی کشور به ریاست حضرت آیت ­الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی کشور و با حضور آیت ­الله سید محمد موسوی خوئینی­ ها دادستان کل کشور و جنابان آقایان روسا و مستشاران و اعضاء معاون شعب حقوقی و کیفری دیوان عالی کشور به شرح ذیل تشکیل گردید و پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و بررسی اوراق پرونده و استماع عقیده آیت ­الله سیدمحمد موسوی خوئینی­ ها دادستان محترم کل کشور مبنی بر: «به حسب موازین شرعی احکام دادگاه ­ها عموماً قطعی و غیرقابل فرجام است مگر در سه مورد که در مواد 284 و 284 مکرر آیین دادرسی کیفری اصلاحیه مورخ مجلس شورای اسلامی و احکام مذکور در مادتین شامل قرارها نیز می­ شود به دلیل اینکه به حسب موازین شرعی آنچه را که از قاضی دادگاه صادر می­ شود رای و حکم قضایی است و نه چیز دیگر، بنابراین کلیه احکام صادره از کیفری 2، حتی رایی که در فسخ یا تایید قرار بازپرس صادرمی شود قطعی و غیرقابل فرجام است و تفاوت قائل شدن بین قرار و حکم و یا قرارها را در بعضی از موارد از جمله موضوع دو پرونده مطروحه قابل فرجام دانستن ناشی از نظام قانون گذاری سابق است». مشاوره نموده و اکثریت بدین شرح رای داده ­اند:

رای هیات عمومی دیوان عالی کشور

ماده 284 قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب شهریور ماه 1361 در مورد قطعی بودن احکام دادگاه ­های بدوی کیفری به مستفاد از مستثنیات مصرحه در این ماده ظهور در احکام ماهوی به معنای اخص کلمه دارد که بر تعیین مجازات یا برائت صادر می­ شود لیکن مقنن در ماده 180 قانون آیین دادرسی کیفری به تصمیماتی که دادگاه­ های کیفری از جمله در پرونده ­های منع پیگرد به علت عدم وقوع جرم اتخاذ می­ نمایند عنوان رای اطلاق نموه که درخصوص و مورد افاده حکم ماهوی را نمی­ کند و این نوع آراء به صراحت ماده 180 قانون مارالذکر قابل رسیدگی فرجامی می ­باشند بنابراین رای شعبه 11 دیوان عالی کشور صحیح و منطبق با موازین قانونی تشخیص می­ شود. این رای بر طبق ماده واحده قانون وحدت رویه قضایی مصوب 1328 برای شعب دیوان عالی کشور و برای دادگاه ­ها در موارد مشابه لازم ­الاتباع است.