باب اول (منسوخ 1352/03/07)- کلیات
فصل اول - مواد عمومی
فصل اول (منسوخ 1352/03/07)
مواد عمومی
ماده 1 (منسوخ 1352/03/07)- قانون مجازات راجع است به تعیین انواع جرائم و مجازاتها و اقدامات تامینی و تربیتی که درباره مجرم اعمال میشود.
ماده 2 (منسوخ 1352/03/07)- هر فعل یا ترک فعل که مطابق قانون قابل مجازات یا مستلزم اقدامات تامینی یا تربیتی باشد جرم محسوب است و هیچ امری را نمیتوان جرم دانست مگر آنکه به موجب قانون برای آن مجازات یا اقدامات تامینی یا تربیتی تعیین شده باشد.
ماده 3 (منسوخ 1352/03/07)-
الف (منسوخ 1352/03/07)- قوانین جزایی درباره کلیه کسانی که در قلمرو حاکمیت ایران (اعم از زمینی و دریائی و هوایی) مرتکب جرم شوند اعمال میگردد مگر آنکه به موجب قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.
ب (منسوخ 1352/03/07)- هر گاه قسمتی از جرم در ایران واقع و نتیجه آن در خارج از قلمرو حاکمیت ایران حاصل شود و یا قسمتی از جرم در خارج واقع و نتیجه آن در ایران حاصل شود آن جرم واقع شده در ایران محسوب است.
ج (منسوخ 1352/03/07)- هر ایرانی یا بیگانهای که در خارج از قلمرو حاکمیت ایران مرتکب یکی از جرائم زیر شود طبق قانون ایران مجازات میشود و هر گاه نسبت بآن جرم در خارج مجازات شده باشد بابت مجازاتی که در دادگاههای ایران تعیین میگردد احتساب خواهد شد:
1 - اقدام علیه حکومت مشروطه سلطنتی و امنیت داخلی و خارجی و تمامیت ارضی یا استقلال کشور ایران.
2 - جعل فرمان یا دستخط و یا مهر و یا امضا رئیس مملکت یا استفاده از آنها.
3 - جعل نوشته رسمی نخستوزیر یا هر یک از روسای مجلسین سنا و شورای ملی و یا هر یک از وزیران یا استفاده از آنها.
4 - جعل اسکناس رایج ایران یا اسناد بانکی ایران مانند براتهای قبول شده از طرف بانکها یا چکهای صادر شده از طرف بانکها و یا اسناد تعهدآوربانکها و همچنین جعل اسناد خزانه و اوراق قرضه صادر و یا تضمین شده از طرف دولت یا شبیهسازی و هر گونه تقلب در مورد مسکوکات رایج داخله.
د (منسوخ 1352/03/07)- جنحه یا جنایتی که مستخدمان دولت یا اتباع بیگانه که در خدمت دولت ایران هستند به مناسبت شغل و وظیفه خود مرتکب میشوند همچنین جنحه یا جنایت ماموران سیاسی و کنسولی دولت ایران که از مصونیت سیاسی استفاده میکنند مشمول مقررات بند ج خواهد بود.
ه(منسوخ 1352/03/07)- - در غیر موارد مذکور در بندهای «ج» و «د» هر ایرانی که در خارج از ایران مرتکب جرمی شود و در ایران یافت شود طبق قوانین جزایی ایران مجازات خواهد شد مشروط به اینکه:
1 - حداکثر مجازات جرم به موجب قانون ایران بیش از یک سال حبس باشد.
2 - عمل به موجب قانون محل وقوع جرم باشد.
3 - در محل وقوع جرم محاکمه و تبرئه نشده باشد یا در صورت محکومیت مجازات کلا یا بعضاً درباره او اجرا نشده باشد.
4 - به موجب قانون ایران و قانون محل وقوع جرم موجبی برای منع یا موقوف شدن تعقیب یا عدم اجرای مجازات یا اسقاط آن نباشد.
و (منسوخ 1352/03/07)- در مورد جرائمی که به موجب قانون خاص یا عهود بینالمللی مرتکب در هر کشور که به دست آید باید محاکمه شود اگر مرتکب در ایران دستگیر شود طبق قوانین ایران محاکمه و مجازات میشود.
ماده 4 (منسوخ 1352/03/07)- مجرم باید مالی را که در اثر ارتکاب جرم تحصیل کرده است اگر موجود باشد عینا و اگر موجود نباشد مثل یا قیمت آن را بصاحبش بدهد و از عهده خسارات وارد نیز برآید و هر گاه از حیث حقوق عمومی وجهی به عهده مجرم تعلق بگیرد استرداد اموال یا تادیه خسارت و حقوق مدعیان خصوصی بر آن مقدم است.
ماده 5 (منسوخ 1352/03/07)- بازپرس یا دادستان در صورت صدور قرار منع تعقیب یا موقوف شدن تعقیب باید تکلیف اشیاء و اموالی را که دلیل جرم بوده و یا از جرم تحصیل شده یا حین ارتکاب استعمال و یا برای استعمال اختصاص داده شده است تعیین کند که مسترد و یا ضبط یا معدوم شود و نیز مکلف است مادام که پرونده نزد او جریان دارد به تقاضای ذینفع با رعایت شرایط زیر دستور رد اموال و اشیاء فوقالذکر را صادر نماید:
1 - وجود تمام یا قسمتی از آن اشیاء و اموال در بازپرسی یا دادرسی لازم نباشد.
2 - اشیاء و اموال بلامعارض باشد.
3 - در شمار اشیاء و اموالی که باید ضبط یا معدوم گردد نباشد در کلیه امور جزایی دادگاه نیز باید ضمن صدور حکم یا قرار یا پس از آن اعم ازاینکه مبنی بر محکومیت یا برائت یا موقوف شدن تعقیب متهم باشد نسبت باشیاء و اموالی که دلیل جرم بوده یا در اثر جرم تحصیل شده یا حین ارتکاب استعمال و یا برای استعمال اختصاص داده شده حکم مخصوص صادر و تعیین نماید که مسترد یا ضبط و یا معدوم شود.
تبصره 1 (منسوخ 1352/03/07)- متضرر از قرار بازپرس یا دادستان یا قرار یا حکم دادگاه میتواند از تصمیم بازپرس یا دادستان یا دادگاه راجع به اشیاء و اموال مذکور دراین ماده شکایت خود را با توجه به مواعد مقرر در قانون آیین دادرسی مدنی در دادگاههای جزایی تعقیب و حسب مورد تقاضای پژوهش و فرجام نماید هر چند حکم یا قرار مربوط به امر جزایی قابل شکایت نبوده یا در این مورد از آن شکایت نشده باشد.
تبصره 2 (منسوخ 1352/03/07)- مالی که نگهداری آن مستلزم هزینه نامتناسب برای دولت بوده یا موجب خرابی یا کسر فاحش قیمت آن گردد و حفظ مال هم برای دادرسی لازم نباشد و همچنین اموال ضایعشدنی و سریعالفساد حسب مورد به دستور دادستان یا دادگاه فروخته شده و وجه حاصل تا تعیین تکلیف نهایی در صندوق دادگستری تودیع خواهد شد.
ماده 6 (منسوخ 1352/03/07)- مجازات و اقدامات تامینی و تربیتی باید به موجب قانونی باشد که قبل از وقوع جرم مقرر شده باشد و هیچ فعل یا ترک فعل را نمیتوان به عنوان جرم به موجب قانون متاخر مجازات نمود لیکن اگر بعد از وقوع جرم قانونی وضع شود که مبنی بر تخفیف یا عدم مجازات بوده و یا از جهات دیگر مساعدتر بحال مرتکب باشد نسبت بجرائم سابق بر وضع آن قانون تا صدور حکم قطعی موثر خواهد بود.
در صورتی که به موجب قانون سابق حکم قطعی و لازمالاجراء صادر شده باشد به ترتیب زیر عمل خواهد شد.
1 (منسوخ 1352/03/07)- اگر عملی که در گذشته جرم بوده به موجب قانون لاحق جرم شناخته نشود در این صورت حکم قطعی اجراء نخواهد شد و اگر در جریان اجراء باشد موقوفالاجراء خواهد ماند و در این دو مورد و همچنین در موردی که حکم قبلا اجراء شده باشد هیچگونه اثر کیفری بر آن مترتب نخواهدبود.
این مقررات در مورد قوانینی که برای مدت معین و موارد خاصی وضع گردیده است اعمال نمیگردد.
2 (منسوخ 1352/03/07)- اگر قانون لاحق مبنی بر تخفیف مجازات باشد محکومعلیه میتواند نسبت بآن حکم تقاضای اعاده دادرسی کند و بهر حال حکم مجازات ثانوی نباید از حکم اولی شدیدتر باشد.
تبصره (منسوخ 1352/03/07)- اگر مجازات جرمی به موجب قانون لاحق به اقدام تامینی یا تربیتی تبدیل گردد فقط همین اقدامات مورد حکم قرار خواهد گرفت.
ماده 1 - مجازاتهای مصرحه در این قانون از نقطه نظر حفظ انتظامات مملکتی مقرر و در محاکم عدلیه مجری خواهد بود و جرمهائی که موافقموازین اسلامی تعقیب و کشف شود بر طبق حدود و تعزیرات مقرره در شرع مجازات میشوند.
ماده 2 - هیچ عملی را نمیتوان جرم دانست مگر آنچه که به موجب قانون جرم شناخته شده.
ماده 3 - مجرم باید مالی را که بواسطه جرم تحصیل کرده است (مثل اموال مسروقه و غیره) اگر موجود باشد عیناً و اگر موجود نباشد مثل یا قیمتآن را بصاحبش بدهد و از عهده خساراتی که وارد آورده است بر آید.
ماده 4 - هر گاه به عهده مجرم از حیث حقوق عمومی وجهی تعلق بگیرد استرداد اموال و تادیه خسارات و حقوق مدعیان خصوصی بر آن مقدماست.
ماده 5 - در تمام امور جزایی محکمه باید در ضمن حکم راجع بجرم یا پس از آن نسبت باشیائیکه دلائل جرم بوده و اشیائیکه از جرم تحصیلشده یا در حین ارتکاب استعمال شده و یا برای استعمال معین شده بود حکم مخصوص صادر و معین نماید که اشیاء مزبور باید مسترد یا ضبط و یامعدوم شود.
ماده 6 - مجازات باید به موجب قانونی باشد که قبل از ارتکاب آن عمل مقرر شده باشد و هیچ عملی را نمیتوان به عنوان جرم به موجب قانونمتاخر مجازات نمود لیکن اگر بعد از ارتکاب جرم قانونی مقرر شود که مبنی بر تخفیف یا عدم مجازات باشد نسبت بجرمهای سابق بر وضع آن قانوننیز موثر خواهد بود.
فصل دوم - انواع جرائم و مجازاتها
فصل دوم (منسوخ 1352/03/07)
در انواع جرائم و مجازات
ماده 7 (منسوخ 1352/03/07)- جرم از حیث شدت و ضعف مجازات بر سه نوع است:
1 - جنایت.
2 - جنحه.
3 - خلاف.
ماده 8 (منسوخ 1352/03/07)- مجازاتهای اصلی جنایت به قرار زیر است:
1 - اعدام.
2 - حبس دائم.
3 - حبس جنائی درجه یک از سه سال تا 15 سال.
4 - حبس جنائی درجه دو از دو سال تا 10 سال.
تبصره (منسوخ 1352/03/07)- از تاریخ اجرای این قانون هیچ یک از حبسهای جنائی توام با اعمال شاقه نخواهد بود و به جای حبسهای موبد یا ابد یا دائم با اعمال شاقهحبس دائم و به جای حبس موقت یا غیر دائم با اعمال شاقه حبس جنائی درجه یک و به جای حبس مجرد حبس جنائی درجه دو تعیین میشود.
ماده 9 (منسوخ 1352/03/07)- مجازاتهای اصلی جنحه به قرار زیر است:
1 - حبس جنحهای از 61 روز تا سه سال. 2
2 - جزای نقدی از 5001 ریال ببالا.
تبصره (منسوخ 1352/03/07)- از تاریخ اجرای این قانون حبس جنحهای جانشین حبس تادیبی خواهد بود.
ماده 10 (منسوخ 1352/03/07)- حبسهای جنائی و جنحهای ممکن است توام با جزای نقدی باشد.
ماده 11 (منسوخ 1352/03/07)- در هر مورد که در قوانین حداکثر مجازات کمتر از 61 روز حبس باشد از این پس به جای حبس حکم به جزای نقدی از 5001 تا 30000ریال داده خواهد شد و هر گاه حداکثر مجازات بیش از 61 روز حبس و حداقل آن کمتر از این باشد دادگاه مخیر است که حکم به بیش از دو ماه حبس یا جزای نقدی از 5001 تا 30000 ریال بدهد در صورتی که در موارد فوق حبس توام با جزای نقدی باشد و به جای حبس جزای نقدی مورد حکم قرارگیرد هر دو جزای نقدی با هم جمع خواهد شد.
ماده 12 (منسوخ 1352/03/07)- مجازات خلاف جزای نقدی از 200 ریال تا 5000 ریال است.
ماده 13 (منسوخ 1352/03/07)- جزای نقدی مذکور در این قانون جانشین غرامت و مجازات نقدی و جریمه نقدی و سایر اصطلاحات و عباراتی میشود که در قوانین جزایی به این منظور به کار برده شده است جزای نقدی ممکن است ثابت یا نسبی باشد. مبلغ یا حداقل و اکثر جزای نقدی ثابت در قانون تعیین میشود و جزای نقدی نسبی آن است که میزان آن بر اساس واحد یا مبنای خاص قانونیاحتساب میگردد.
ماده 14 (منسوخ 1352/03/07)- از تاریخ تصویب این قانون جز در امور خلافی جزای نقدی ثابت کمتر از 5001 ریال نخواهد بود. در هر یک از قوانین جزایی که جزای نقدی کمتر از این مبلغ مقرر شده باشد به 5001 ریال افزایش خواهد یافت.
ماده 7 - جرم از حیث شدت و ضعف مجازاتها به چهار نوع تقسیم میشود:
1 - جنایت
2 - جنحه مهم
3 - جنحه کوچک (تقصیر)
4 - خلاف.
ماده 8 - مجازات جنایت از قرار ذیل است:
1 - اعدام.
2 - حبس موبد با اعمال شاقه.
3 - حبس موقت با اعمال شاقه.
4 - حبس مجرد.
5 - تبعید.
6 - محرومیت از حقوق اجتماعی.
ماده 9 - مجازات جنحه مهم از قرار ذیل است:
1 - حبس تادیبی بیش از یکماه.
2 - اقامت اجباری در نقطه یا نقاط معین یا ممنوعیت از اقامت در نقطه یا نقاط معین.
3 - محرومیت از بعضی حقوق اجتماعی.
4 - غرامت در صورتی که مجازات اصلی باشد.
ماده 10 (منسوخ 1322/05/04)- مجازات جنحه کوچک از قرار ذیل است
1-حبس تادیبی از 11 روز تا یکماه
2-غرامت از 201 ریال تا پانصد ریال.
ماده 11 (منسوخ 1322/05/04)- مجازات خلاف از قرار ذیل است:
1 - حبس تکدیری از دو روز تا ده روز.
2 - غرامت تا دویست ریال.
ماده 12 (منسوخ 1322/05/04)- حبس موقت با اعمال شاقه از سه سال کمتر و از پانزده سال بیشتر نخواهد بود. مدت حبس مجرد از دو تا ده سال است.
مدت تبعید از سه سال کمتر و از پانزده سال بیشتر نخواهد بود.
مدت حبس تادیبی از یانزده روز تا سه سال است.
تبصره - در هر یک از قوانین کیفری که حداقل کیفر حبس کمتر از یازده روز تعیین شده است از تاریخ اجرای این قانون حداقل کیفر یازده روز خواهد بود و همچنین است در موارد تخفیف مذکور در ماده 45 قانون کیفر عمومی و در موارد غرامت نقدی در امور جنحه از تاریخ اجرای این قانون حداقل کیفر کمتر از دویست و یکریال نخواهد بود.
ماده 13 - اعمال شاقه محکومین به حبس با مشقت باید راجع بامور عامالمنفعه باشد.
ماده 14 - محکومین به تبعید باید تحتالحفظ بجائی که محکمه معین میکند اعزام شده و در آنجا تحت نظر بمانند در صورت تبعید بخارج ازمملکت محکومعلیه را باید تحتالحفظ تا سرحد برده و از مملکت اخراج شود.
ماده 15 - محرومیت از حقوق اجتماعی مستلزم عواقب ذیل است:
1 - محرومیت از استخدام دولتی و استعمال نشانهای دولتی.
2 - محرومیت از حق انتخاب کردن و منتخب شدن خواه در مجالس مقننه و خواه در موسسه و انجمنهای اجتماعی از قبیل انجمنهای ایالتی وولایتی و بلدی و غیره.
3 - محرومیت از عضویت هیات منصفه و شغل مدیری و معلمی در مدارس و روزنامهنویسی و مصدقی و حکم یا شاهد تحقیق شدن.
ماده 16 - مدت اقامت اجباری و یا ممنوعیت از اقامت کمتر از یکماه و بیشتر از سه سال نخواهد بود. محکومین باین دو مجازات بدونمستحفظ به نقطهای که ممنوع از اقامت در آنجای نیستند یا مجبور باقامت در آنجا میباشند رفته و در آنجا تحت نظر نخواهند بود.
ماده 17 - مدت کلیه حبسها از روزی شروع میشود که محکومعلیه بر حسب حکم قطعی قابل اجرا محبوس شده است لیکن اگر قبل از صدورحکم موقتاً توقیف شده باشد مدت توقیف موقت از مدت حبس کسر خواهد شد.
ماده 18 - ترتیب اجرای احکام جزایی و کیفیت محبسهای جنائی و تادیبی به نحوی است که در قانون اجرای احکام جزایی و نظامنامه محبسهامقرر است.
فصل سوم - مجازاتها و اقدامات تامینی تبعی و تکمیلی
فصل سوم (منسوخ 1352/03/07)
در جزاهای تبعی
ماده 15 (منسوخ 1352/03/07)- مجازاتها و اقدامات تامینی و تربیتی تبعی و تکمیلی به قرار زیر است:
1 - محرومیت از تمام یا بعضی از حقوق اجتماعی.
2 - اقامت اجباری در محل معین.
3 - ممنوعیت از اقامت در محل معین.
4 - محرومیت از اشتغال شغل یا کسب یا حرفه یا کار معین و یا الزام بانجام امر معین.
5 - بستن موسسه.
6 - محرومیت از حق ولایت یا حضانت یا وصایت یا نظارت.
این مجازاتها و اقدامات تامینی و تربیتی در صورتی که در حکم دادگاه قید شود تکمیلی است و در مواردی که قانوناً و بدون قید در حکم دادگاه باشد تبعی است.
تبصره 1 (منسوخ 1352/03/07)- مجازاتها و اقدامات مذکور ممکن است به موجب قانون مستقلا نیز مورد حکم واقع شود در این صورت جرم از درجه جنحه محسوب است.
تبصره 2 (منسوخ 1352/03/07)- محرومیت از حقوق اجتماعی دارای عواقب زیر است:
1 (منسوخ 1352/03/07)- محرومیت از حق انتخاب کردن یا انتخاب شدن در مجالس مقننه.
2 (منسوخ 1352/03/07)- محرومیت از حق عضویت در کلیه انجمنها و شوراها و جمعیتهائی که اعضاء آن به موجب قانون باید با رای مردم انتخاب شوند.
3 (منسوخ 1352/03/07)- محرومیت از عضویت در هیات منصفه و هیات امناء.
4 (منسوخ 1352/03/07)- محرومیت از اشتغال بمشاغل آموزشی و روزنامهنگاری.
5 (منسوخ 1352/03/07)- محرومیت از استخدام در سازمانهای دولتی و شرکتها و موسسات وابسته به دولت و شهرداریها و موسسات مامور بخدمات عمومی و ادارات مجلسین و سازمانهای دیگر مملکتی.
6 (منسوخ 1352/03/07)- محرومیت از وکالت دادگستری و کارگشائی و تصدی دفاتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق و دفتریاری.
7 (منسوخ 1352/03/07)- محرومیت از انتخابشدن به سمت داوری و کارشناسی در مراجع رسمی.
8 (منسوخ 1352/03/07)- محرومیت از انتخابشدن به سمت قیم یا امین یا ناظر یا متولی و متصدی موقوفات عام.
9 (منسوخ 1352/03/07)- محرومیت از استعمال نشان و مدالهای دولتی و استفاده از امتیازات دولتی و عناوین افتخاری.
ماده 16 (منسوخ 1352/03/07)- مدت اقامت اجباری یا ممنوعیت از اقامت در محل معین کمتر از یک ماه و بیشتر از سه سال نخواهد بود.
ماده 17 (منسوخ 1352/03/07)- مدت کلیه حبسها از روزی شروع میشود که محکومعلیه به موجب حکم قطعی قابل اجراء محبوس شده باشد لیکن اگر محکومعلیه قبل از صدور حکم به علت اتهام یا اتهاماتی که در پرونده امر مطرح بوده بازداشت شده باشد بازداشت مزبور به جای حبس یا جزای نقدی مندرج درحکم احتساب میشود.
ماده 18 (منسوخ 1352/03/07)- ترتیب اجرای احکام جزایی و کیفیت زندانها به نحوی است که در قانون آیین دادرسی کیفری و سایر قوانین مقرر است و آییننامههای لازم به تصویب وزارت دادگستری و وزارت کشور خواهد رسید.
ماده 19 (منسوخ 1352/03/07)- هر کس به علت ارتکاب جرم عمدی به موجب حکم قطعی به حبس جنائی محکوم شود یا مجازات اعدام او در نتیجه عفو به حبس جنائی تبدیل گردد تبعاً از کلیه حقوق اجتماعی محروم خواهد شد به علاوه دادگاه میتواند مقرر دارد که محکومعلیه پس از اتمام کیفر حبس در مدتی که از سه سال تجاوز نکند از اقامت در نقطه یا نقاط معین ممنوع یا باقامت در محل معین مجبور باشد. مدتی که محکومعلیه به علت عدم پرداخت جزای نقدی یا دیون خود پس از اجرای مجازات حبس بازداشت بوده جزء مدت اقامت اجباری یا ممنوعیت از اقامت در محل معین احتساب خواهدشد.
تبصره 1 (منسوخ 1352/03/07)- هر کس به علت ارتکاب یکی از جنحههای زیر یا به علت ارتکاب جنایت عمدی با رعایت تخفیف به حبس جنحهای محکوم گردد مدت پنجسال از تاریخ اتمام مجازات حبس از خدمت یا اشتغال در وزارتخانهها یا شرکتها و موسسات دولتی و وابسته به دولت و سازمانهای مملکتی و سازمانهای مامور بخدمت عمومی و همچنین اشتغال بامر وکالت در دعاوی و سردفتری و دفتریاری محروم خواهد بود و به علاوه دادگاه میتواند مجرم را بمحرومیت از یک یا بعض دیگر از حقوق اجتماعی در مدتیکه از پنجسال تجاوز نکند محکوم نماید.
جنحههای مذکور عبارتند از:
1 - کلیه جنحههای مضر بمصالح عمومی که در باب دوم قانون مجازات عمومی پیشبینی شده یا جنحههائیکه از این حیث مشابه آنها است و به موجب قوانین جداگانه تعیین گردیده است.
2 - سرقتهای جنحهای.
3 - کلاهبرداری و یا جنحهای که به موجب قانون در حکم کلاهبرداری است.
4 - خیانت در امانت یا جنحهای که به موجب قانون در حکم خیانت در امانت است.
تبصره 2 (منسوخ 1352/03/07)- مقصود از سازمانهای مملکتی تشکیلات و موسسات غیر دولتی است که به موجب قوانین بوجود آمده و راجع بامور عمومی درسطح کشور یا استان یا شهرستان یا بخش یا روستا فعالیت مینمایند از قبیل شهرداریها و ادارات مجالس مقننه و انجمنهای استان و شهرستان و شهر وبهداری و غیره
تبصره 3 (منسوخ 1352/03/07)- هر یک از مستخدمان وزارتخانهها یا موسسات دولتی یا وابسته به دولت یا سازمانهای مملکتی یا سازمانهای مامور بخدمات عمومی که متهم به ارتکاب جنایت عمدی یا یکی از جنحههای مذکور در تبصره 1 این ماده بشوند و علیه او کیفرخواست صادر گردد از تاریخ اعلام کیفرخواست به سازمان مربوط از شغل خود معلق میگردد.
جز در مورد اتهاماتیکه به مناسبت شغل و وظیفه متهم بوده یا اتهام بجنایتی که مجازات آن در قانون اعدام یا حبس ابد باشد متهم میتواند از تعلیقخود به دادگاه مرجع رسیدگی شکایت کند دادگاه در جلسه اداری و فوقالعاده به موضوع رسیدگی کرده و در صورتی که ادامه خدمت متهم را منافی بامصالح اجتماعی یا سازمان متبوع متهم تشخیص ندهد حکم برفع تعلیق متهم خواهد داد.
رای دادگاه در این مورد قطعی است بهر حال در صورتی که متهم به موجب حکم قطعی برائت حاصل کند و یا دادگاه به لحاظ شمول مرور زمان یا فوت متهم قرار موقوفی تعقیب صادر نماید ایام تعلیق جزء خدمت او محسوب و حقوق یا مقرری مدتی را که به علت تعلیق نگرفته دریافت خواهد کرد.
تبصره 4 (منسوخ 1352/03/07)- در تمام موارد فوق دادسراها مکلفند حسب مورد صدور کیفرخواست یا تصمیم دادگاه مبنی بر رفع تعلیق مستخدم را به وزارتخانهها یا قسمت متبوع او اطلاع دهند.
تبصره 5 (منسوخ 1352/03/07)- کسانی که به موجب حکم قطعی دادگاه علاوه بر مجازات اصلی از اقامت در نقطه یا نقاط معین ممنوع و یا به اقامت در نقطه معین مجبور هستند و همچنین کسانی که بمحرومیت از بعض یا تمام حقوق اجتماعی تبعاً یا مستقلا یا به طور تکمیلی محکوم میشوند در صورتی کهحین اجرای حکم یا آثار تبعی آن از خود حسن اخلاق نشان دهند بنا به پیشنهاد دادستان مجری حکم دادگاه صادرکننده حکم میتواند مدت ممنوعیتاز اقامت یا اجبار به اقامت یا محرومیت از بعض یا تمام حقوق اجتماعی را تقلیل داده و یا تمام یا قسمتی از مجازاتها و اقدامات تامینی مزبور را موقوفالاجرا نماید. حکم دادگاه در این مورد قطعی است.
ماده 19 (منسوخ 1328/04/07)- جزاهای تبعی از قرار ذیل است:
1 - محرومیت از حقوق اجتماعی.
2 - ممنوعیت از اقامت در محل مخصوص.
3 - اقامت اجباری در محل مخصوص.
کسی که به موجب حکم قطعی محکوم بمجازات جنائی گردد از کلیه حقوق اجتماعی محروم میشود اگرچه مجازات مزبور در اثر تکرار جرم معین شده باشد جز در مواردی که قانون صراحتا ترتیب دیکری (دیگری)مقرر داشته است.
هر کس که به موجب حکم قطعی و به علت ارتکاب یکی از جنحههای مذکور ذیل به بیش از یک ماه حبس تادیبی محکوم شود در مدت پنج سال از حق استخدام رسمی دولتی و مملکتی محروم میشود
و هر گاه مدت حبس تادیبی تا یک ماه باشد مدت محرومیت از حق استخدام رسمی دولتی و مملکتی دو سال خواهد بود.
جنحههای مزبور از قرار ذیل است:
1 - کلیه جنحههای مضر بمصالح عمومی که در باب دوم قانون مجازات یا به موجب قوانین جزایی پیشبینی شده است.
2 - سرقتهای جنحه.
3 - کلاه برداری.
4 - خیانت در امانت.
محکمه جنحه میتواند مجرم را به علاوه مجازات اصلی که به موجب قانون مقرر است بمحرومیت از بعضی حقوق مذکور در ماده 15 نیز محکوم کند.
در این صورت محکمه باید مدت محرومیت را صریحا معین نماید و مدت مزبور نمیتواند از مدتی که به موجب ماده 57 برای اعاده حیثیت مقرراست تجاوز کند و همچنین دیوان جنائی و محکمه جنحه توانند (میتوانند) در ضمن حکم خود مقرر دارند که محکومعلیه پس از اجرای مجازات اصلی درمدت معینی از اقامت در محل مخصوص ممنوع بوده و یا به اقامت در محل مخصوص مجبور باشد مدت مزبور نمیتواند از مدتی که به موجب ماده16 مقرر است زیادتر باشد مگر اینکه قانون در موارد خاصی صریحا مدت بیشتری معین کرده باشد.
ماده 19 -
الف)(منسوخ 1328/04/07)- کیفرهای تبعی و تکمیلی از قرار ذیل است:
1 - محرومیت از حقوق اجتماعی.
2 - ممنوعیت از اقامت در محل مخصوص.
3 - اقامت اجباری در محل مخصوص.
تبصره (منسوخ 1328/04/07)- کیفر تبعی اثر ناشی از حکم است بدون قید در حکم و کیفر تکمیلی همان کیفر تبعی است با این تفاوت که مثل کیفر اصلی در حکم دادگاه قیدمیشود.
ب (منسوخ 1328/04/07)- کسیکه به موجب حکم قطعی به حبس جنائی محکوم شود و یا کیفر اعدام او در نتیجه اعمال
ماده 55 قانون مجازات عمومی تبدیل به حبسجنائی شود از کلیه حقوق اجتماعی تبعاً محروم خواهد شد به علاوه دادگاه میتواند مقرر دارد که محکومعلیه پس از اتمام کیفر اصلی در مدتیکه از دهسال تجاوز نکند از اقامت در نقطه معینی ممنوع بوده و یا با اقامت در نقطه و یا نقاط معینی مجبور باشد.
ج)(منسوخ 1328/04/07) هر کس که به موجب حکم قطعی و به علت ارتکاب یکی از جنحههای ذیل و یا به علت جنایت با رعایت کیفیت مخففه به بیش از یکماهحبس تادیبی محکوم شود در صورتی که یکی از مجازاتهای اصلی او انفصال ابد از خدمات دولتی نباشد در مدت (5) سال از حق استخدام دولتی ومملکتی محروم میشود.
هر گاه مدت حبس تادیبی تا یکماه باشد مدت محرومیت از حق استخدام دولتی و مملکتی دو سال خواهد بود.
1-) کلیه جنحههای مضر بمصالح عمومی که در باب دوم قانون مجازات عمومی پیشبینی و یا جنحههائیکه از این حیث مشابه آنها است و به موجب قوانین جداگانه تعیین گردیده است.
2 -) سرقتهای جنحه.
3 -) کلاهبرداری و یا جنحه که به موجب قانون مجازات کلاهبرداری برای آن تعیین شده است.
4 -)خیانت در امانت و یا جنحه که به موجب قانون مجازات خیانت در امانت برای آن تعیین شده است.
دادگاه جنحه میتواند علاوه بر مجازات اصلی که به موجب قانون مقرر است مجرم را در مدتی که از (5) سال تجاوز ننماید بمحرومیت از بعضی ازحقوق مذکور در ماده 15 نیز محکوم کند و همچنین دادگاه میتواند در ضمن حکم خود مقرر دارد که محکومعلیه پس از اجرای کیفر اصلی در مدتی کهاز (5) سال تجاوز ننماید از اقامت در نقطه یا نقاط معینی ممنوع بوده و یا باقامت در نقطه یا نقاط معینی مجبور باشد.
د (منسوخ 1328/04/07)-) هر گاه مستخدمینی که از بودجه کشور و شهرداریها و بنگاههائیکه با سرمایه دولت اداره میشود حقوق دریافت میدارند و همچنین مامورین بهخدمات عمومی و مستخدمین افتخاری دولتی و مملکتی به اتهام بزه جنائی مطلقا و یا جنحههای فوق مورد تعقیب قرار گیرند از تاریخ اعلامکیفرخواست به وزارت خانه یا قسمت مربوط که مستخدم مزبور در آن انجام وظیفه مینماید از شغل خود معلق میگردد و در صورتی که به موجب حکمقطعی برائت حاصل نمود ایام تعلیق جزء خدمت او محسوب و مقرری مدتی را که به علت تعلیق نگرفته دریافت خواهد کرد.
تبصره 1)(منسوخ 1328/04/07) کلیه دادسراها مکلفند که در موارد فوق بمحض ارسال کیفرخواست به دادگاه بدون فوت وقت مراتب را به وزارتخانه یا قسمت مربوطه بمتهم اطلاع دهند.
تبصره 2) ماده 41 قانون استخدام کشوری از تاریخ تصویباین قانون ملغی است.
تبصره (منسوخ 1312/12/23)- اشخاصی که قبل از تصویب این قانون به حکم قطعی محکوم شدهاند از حیث استخدام در ادارات دولتی و مملکتی مشمول این قانون خواهند بود.
فصل چهارم - شروع بجرم
فصل چهارم (منسوخ 1352/03/07)
در شروع بجرم
ماده 20 (منسوخ 1352/03/07)- هر کس قصد ارتکاب جنایتی کرده و شروع باجرای آن نماید ولی بواسطه موانع خارجی که اراده فاعل در آنها مدخلیت نداشته قصدش معلق یا بیاثر بماند و جنایت منظور واقع نشود به ترتیب زیر محکوم خواهد شد:
1 (منسوخ 1352/03/07)- اگر مجازات اصل جرم اعدام باشد به حبس جنائی درجه یک که از ده سال کمتر نباشد.
2 (منسوخ 1352/03/07)- اگر مجازات اصل جرم حبس دائم باشد به حبس جنائی درجه یک که از پنجسال کمتر نباشد.
3 (منسوخ 1352/03/07)- اگر مجازات اصل جرم حبس جنائی درجه 1 باشد به حبس جنائی درجه 2 که از سه سال کمتر نباشد.
4 (منسوخ 1352/03/07)- اگر مجازات اصل جرم حبس جنائی درجه 2 باشد به حبس جنحهای که از دو سال کمتر نباشد و در صورت وجود موجبات تخفیف دادگاه نمیتواند مجازات را بکمتر از شش ماه تخفیف دهد.
مجازات شروع بجرمی که حداکثر مجازات برای مرتکب مقرر گردیده یا بدون حداقل و اکثر باشد نصب مجازات آن جرم خواهد بود.
5 (منسوخ 1352/03/07)- در صورتی که مجازات جرم توام با جزای نقدی ثابت باشد دادگاه مرتکب شروع بجرم را به ثلث یا ربع جزای نقدی محکوم خواهد کرد. ولیحکم بپرداخت جزای نقدی نسبی در صورتی داده میشود که در قانون تصریح شده باشد.
تبصره (منسوخ 1352/03/07)- در صورتی که اعمال انجام یافته ارتباط مستقیم با ارتکاب جرم داشته باشد ولی به جهات مادی که مرتکب از آنها بیاطلاع بوده وقوع جرمغیر ممکن باشد عمل در حکم شروع بجرم محسوب میشود.
ماده 21 (منسوخ 1352/03/07)- مجرد قصد ارتکاب جنایت و عملیات و اقداماتیکه فقط مقدمه جرم بوده و ارتباط مستقیم با وقوع جرم نداشته باشد شروع بجرم نبوده و از این حیث قابل مجازات نیست.
ماده 22 (منسوخ 1352/03/07)- هر گاه کسیکه شروع بجنایتی کرده بمیل خود آن را ترک کند از جهت جنایت منظور مجازات نخواهد شد. لیکن اگر همان مقدار عملی را که بجا آورده است جرم باشد بمجازات آن محکوم میگردد.
ماده 23 (منسوخ 1352/03/07)- شروع به ارتکاب جنحه در صورتی قابل مجازات است که در قانون تصریح شده باشد.
ماده 20 - هرگاه کسی قصد جنایتی کرده و شروع باجرای آن بنماید ولی بواسطه موانع خارجی که اراده فاعل در آنها مدخلیت نداشته قصدشمعلق یا بیاثر بماند و جنایت منظوره واقع نشود مرتکب به حداقل مجازاتیکه بنفس جنایت مقرر است محکوم خواهد شد و اگر مجازات جنایتاعدام باشد مرتکب به حبس غیر دائم با مشقت محکوم میشود.
ماده 21 - مجرد قصد ارتکاب جنایت یا تهیه بعضی مقدمات جزئیه آن شروع محسوب نمیشود.
ماده 22 - هر گاه کسی که شروع بجنایتی کرده و بمیل خود آن عمل را ترک کند از جهت جنایت منظوره مجازات نخواهد شد لیکن اگر همانمقدار عملی که بجا آورده است جرم باشد جزای مخصوص بآن جرم در حق او جاری میشود.
ماده 23 - شروع به ارتکاب جنحه فقط در صورتی مستلزم مجازات است که در قانون تصریح به آن شده باشد.
فصل پنجم - تکرار جرم
فصل پنجم (منسوخ 1352/03/07)
در تکرار جرم.
ماده 24 (منسوخ 1352/03/07)- هر کس به موجب حکم قطعی به حبس جنحهای یا جنائی محکوم شده و از تاریخ قطعیت حکم تا زمان اعاده حیثیت یا شمول مرور زمان مرتکب جنحه یا جنایت دیگری بشود مشمول مقررات تکرار جرم خواهد بود.
ماده 25 (منسوخ 1352/03/07)- در مورد تکرار جرم به طریق زیر رفتار میشود:
اگر مجرم دارای سابقه محکومیت جنائی یا جنحه باشد و مرتکب جرم دیگری شود به بیش از حداکثر مجازات جرم جدید محکوم میگردد بدون آنکه از یک برابر و نیم حداکثر مذکور تجاوز کند در صورت وجود کیفیات مخفف دادگاه نمیتواند مجازات مرتکب را کمتر از یک برابر و نیم حداقل مجازاتجرم جدید تعیین کند. در صورتی که جرم جدید نظیر یکی از جرائم سابق مجرم اعم از شروع و مباشرت و شرکت و معاونت در جرم باشد مجازات اوبیش از حداکثر مجازات جرم جدید خواهد بود بدون آنکه از دو برابر حداکثر مذکور تجاوز کند و در اینمورد دادگاه نمیتواند با رعایت کیفیات مخفف مرتکب را بکمتر از دو برابر حداقل مجازات جرم جدید محکوم نماید مگر آنکه دو برابر حداقل بیش از حداکثر مجازات باشد که در این صورت بحداکثر محکوم خواهد شد.
تبصره 1 (منسوخ 1352/03/07)- جرائم سرقت، کلاهبرداری، خیانت در امانت، اختلاس، تدلیس، ارتشاء و جرائم دیگری که قانوناً در حکم جرائم مذکور شناخته شده باشنده [باشند] از حیث تکرار جرم نظیر هم محسوب است.
تبصره 2 (منسوخ 1352/03/07)- در مورد این ماده دادگاه مکلف است با توجه بتعداد سوابق محکومیت قطعی متهم مجازات را با خصوصیات شخصی او از قبیل رفتاراجتماعی یا تمایل یا عادت او به ارتکاب بزه منطبق سازد.
تبصره 3 (منسوخ 1352/03/07)- در صورتی که مجازات جرم جدید اعدام یا حبس ابد باشد دادگاه میتواند در صورت وجود کیفیات مخفف مجازات را یکدرجه تخفیف دهد و در موردی که مجازات جرم جدید فاقد حداقل و اکثر باشد دادگاه با وجود کیفیات مخفف میتواند یکربع از اصل مجازات حبس راتخفیف دهد.
تبصره 4 (منسوخ 1352/03/07)- هر گاه حین صدور حکم محکومیتهای سابق مجرم معلوم نبوده و بعداً معلوم شود دادستان مراتب را به دادگاه صادرکننده حکم اعلام میکند و در این صورت اگر دادگاه محکومیتهای سابق را محرز دانست مکلف است حکم خود را طبق مقررات فوق تصحیح نماید.
ماده 26 (منسوخ 1352/03/07)- احکام تکرار جرم درباره اشخاصیکه به علت ارتکاب جرم سیاسی محکوم شدهاند جاری نخواهد شد.
ماده 24 (منسوخ 1310/02/11)- حکم تکرار جرم در مورد اشخاص ذیل جاری است:
1 - کسی که به حکم قطعی قابل اجرا محکوم به جزای جنائی شده و مجدداً مرتکب جنایتی گردد.
2 - کسی که به حکم قطعی محکوم به حبس تادیبی بیش از یکماه بوده و در ظرف پنج سال از تاریخ اتمام مجازات مذکوره یا رفع آن بواسطه مرور زمان مرتکب جنحه مهم یا جنایت گردد.
3 - کسی که بواسطه جنحه یا جنایت محکوم به حبس کمتر از یک سال بوده و قبل از گذشتن پنج سال از تاریخ حکم مزبور مرتکب مثل همانجرم شود. سرقت و اختلاس و خیانت در امانت در خصوص تکرار جرم مثل هم محسوب میشود.
ماده 25 - در موارد تکرار جرم مذکور در ماده سابق محکمه میتواند به بیشتر از حداکثر مجازات آن جرم حکم کند ولی از دو برابر حداکثر نبایدتجاوز کنه.
تبصره - جرم قاچاق اسلحه و طلا تابع مقررات فوق است
ماده 25 - مکرر - مواد 24 و 25 سابق قانون مجازات عمومی نسخ و این قانون از اول خرداد ماه 1310 به موقع اجراء گذارده میشود.
ماده 26 - احکام تکرار جرم درباره اشخاصی که بواسطه ارتکاب بجرم سیاسی محکوم شدهاند جاری نخواهند بود.
فصل ششم - شرکاء و معاونین مجرم
فصل ششم (منسوخ 1352/03/07)
در شرکاء و معاونین مجرم
ماده 27 (منسوخ 1352/03/07)- هر کس با علم و اطلاع با شخص یا اشخاص دیگر در انجام عملیات اجرایی تشکیلدهنده جرمی مشارکت و همکاری کند شریک در جرم شناخته میشود و مجازات او مجازات فاعل مستقل آن جرم است.
در مورد جرائم غیر عمدی که ناشی از خطای دو نفر یا بیشتر باشد مجازات هر یک از آنان نیز مجازات فاعل مستقل خواهد بود.
اگر تاثیر مداخله شریکی در حصول جرم ضعیف باشد دادگاه مجازات او را بتناسب تاثیر عمل او تخفیف میدهد.
ماده 28 (منسوخ 1352/03/07)- اشخاص زیر معاون مجرم محسوب میشوند:
1 - هر کس بر اثر تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع کسی را مصمم به ارتکاب جرم نماید و یا به وسیله دسیسه و فریب و نیرنگ موجب وقوع جرم شود.
2 - هر کس با علم و اطلاع وسائل ارتکاب جرم را تهیه کند و یا طریق ارتکاب آن را با علم به قصد مرتکب ارائه دهد.
3 - هر کس عالماً عامداً وقوع جرم را تسهیل کند.
مجازات معاونت در جنحه یا جنایت مجازات مباشرت در ارتکاب آن است ولی دادگاه میتواند نظر باوضاع و احوال و میزان تاثیر عمل معاونمجازات را تخفیف دهد.
تبصره (منسوخ 1352/03/07)- برای تحقق معاونت در جرم وجود وحدت قصد و تقدم یا اقتران زمانی بین عمل معاون و مباشر جرم شرط است.
ماده 29 (منسوخ 1352/03/07)- در صورتی که فاعل جرم به جهتی از جهات قانونی قابل تعقیب و مجازات نبوده و یا تعقیب و یا اجرای حکم مجازات او به جهتی ازجهات قانونی موقوف گردد تاثیری در حق معاون مجرم نخواهد داشت.
ماده 30 (منسوخ 1352/03/07)- مجازات شخص یا اشخاصیکه اداره یا سردستگی دو یا چند نفر را در ارتکاب جرم به عهده داشته باشند اعم از اینکه عمل آنان شرکت درجرم یا معاونت باشد حداکثر مجازات آن جرم خواهد بود مگر اینکه در قانون مجازات خاصی تعیین شده باشد.
ماده 27 - هر گاه چند نفر مرتکب یک جرم شوند به نحوی که هر یک فاعل آن جرم شناخته شود مجازات هر یک از آنها مجازات فاعل است و اگرهر کدام یک جزء از جرم واحد را انجام دهند به طریقیکه مجموع آنها فاعل آن جرم شناخته شود شرکاء در جرم محسوب و مجازات هر یک از آنهاحداقل مجازات فاعل مستقل است لیکن هر گاه نسبت بخصوص بعضی از شرکاء اوضاع و احوالی موجود باشد که در وصف جرم یا کیفیت مجازاتتغییری دهد تاثیری در حق سایر شرکاء نخواهد داشت.
ماده 28 - اشخاص ذیل معاون مجرم محسوبند:
1 - کسانی که باعث و محرک ارتکاب فعلی شوند که منشا جرم است و بواسطه تحریک و ترغیب آنها آن فعل واقع شود.
2 - کسانی که تبانی بر ارتکاب جرم کرده و بواسطه تبانی آنها آن جرم واقع میشود.
3 - کسانی که با علم و اطلاع از حیث تهیه و تدارک آلات و اسباب جرم یا تسهیل اجرای آن یا بهر نحو با مباشر جرم کمک کردهاند.
ماده 29 - در مورد معاونین مجرم محکمه میتواند نظر باوضاع و احوال قضیه و یا نظر بکیفیات معاونین مجرم را به همان مجازاتیکه برایشریک مجرم مقرر است محکوم نماید و یا مجازات را از یک الی دو درجه تخفیف دهد.
ماده 30 - اوضاع و احوال مختصه بمرتکب اصلی که موجب تغییر وصف یا موجب تخفیف و تشدید مجازات است نسبت بمعاون جرم موثرنخواهد بود و همچنین هر گاه فاعل جرم به جهتی از جهات قانونی معاف از مجازات باشد معافیت او تاثیری در حق معاون مجرم نخواهد داشت.
فصل هفتم - تعدد جرم
فصل هفتم (منسوخ 1352/03/07)
در تعدد جرم
ماده 31 (منسوخ 1352/03/07)- هر گاه فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم باشد مجازات جرمی داده میشود که جزای آن اشد است.
ماده 32 (منسوخ 1352/03/07)-
الف (منسوخ 1352/03/07)- در مورد تعدد جرم هر گاه جرائم ارتکابی از سه جرم بیشتر نباشد دادگاه مکلف است برای هر یک از آن جرائم حداکثر مجازات مقرر را مورد حکم قرار دهد و هر گاه جرائم ارتکابی بیش از سه جرم باشد دادگاه مجازات هر یک از جرائم را بیش از حداکثر مجازات مقرر قانونی معین میکند بدوناینکه از حداکثر به اضافه نصف آن تجاوز نماید. در هر یک از موارد فوق فقط مجازات اشد قابل اجرا است و اگر مجازات اشد بیکی از علل قانونی تقلیل یا تبدیل یافته یا غیر قابل اجرا بشود مجازات اشد بعدی اجرا میگردد در صورتی که مجموع جرائم ارتکابی در قانون عنوان جرم خاصی داشته باشد مقررات تعدد جرم رعایت نخواهد شد و مرتکب به مجازات مقرر در قانون محکوم میگردد.
ب (منسوخ 1352/03/07)- هر گاه پس از صدور حکم معلوم گردد که محکومعلیه محکومیتهای قطعی دیگری که مشمول مقررات تعدد جرم بوده و در میزان مجازات قابل اجرا موثر است داشته باشد دادستان مکلف است راساً یا وسیله [به وسیله] دادستان دادگاهی که بالاتر است و در صورت تساوی درجه از دادستان دادگاه صادرکننده حکم اشد درخواست نماید که با توجه بمحکومیتهای مختلف محکومعلیه حکم صادر را با رعایت مقررات مربوط به تعدد جرم تصحیح نماید در صورت تساوی درجه دادگاه و میزان مجازاتها تصحیح دادنامه در صلاحیت دادگاهی است که آخرین حکم را صادر کرده است مگر اینکه درقانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.
ج (منسوخ 1352/03/07)- جرائمی که حداکثر مجازات آنها موثر در تکرار جرم نیست در تعدد جرم موجب افزایش یا تشدید مجازات نخواهد شد.
د (منسوخ 1352/03/07)- مقررات تعدد جرم در امور خلافی جاری نیست و فقط مجازاتهای خلافی با هم و همچنین با مجازاتهای جنائی و جنحهای جمع میشوند.
ه(منسوخ 1352/03/07)- - در صورتی که چند مجازات حبس بعضاً با جزای نقدی توام باشد مجازات حبس بیشتر به علاوه جزای نقدی که مبلغ آن زیادتر است اجراء خواهد شد.
و (منسوخ 1352/03/07)- جزاهای تبعی و همچنین اقدامات تامینی که قانوناً برای هر یک از جرائم مورد حکم مقرر شده در هر صورت اجرا خواهد شد مگر در مورد اقدامات تامینی و تربیتی مشابه که در این صورت اشد آن اجرا میشود.
ز (منسوخ 1352/03/07)- در موارد تعدد جرم اگر متهم دو یا سه جرم مرتکب شده باشد در هر مورد که مجازات فاقد حداقل و اکثر باشد دادگاه تا یک ربع مجازات مقرر قانونی را بمجازات اصلی اضافه میکند و اگر جرائم ارتکابی بیش از سه فقره باشد باصل مجازات تا نصف اضافه میشود.
ح (منسوخ 1352/03/07)- در صورت وجود کیفیات مخفف در مورد تعدد جرم به طریق زیر تعیین مجازات خواهد شد:
1 - در مورد کسانی که تا سه جرم مشمول مقررات تعدد مرتکب شدهاند دادگاه میتواند مجازات را تا حداقل مجازات اصلی و اگر مجازات فاقد حداقل و اکثر باشد مجازات اصلی را تا نصف تقلیل دهد. در هر صورت مجازات را نمیتوان کمتر از 61 روز حبس جنحهای تعیین کرد.
2 - در مورد کسانی که بیش از سه جرم مشمول مقررات تعدد جرم مرتکب شدهاند دادگاه میتواند مجازات را تا یک برابر و نیم حداقل مجازات اصل جرم تخفیف دهد و اگر مجازات فاقد حداقل و اکثر باشد میتواند یکچهارم آن را تخفیف دهد بدون اینکه در هیچ مورد از 61 روز حبس جنحهای کمتر باشد.
ط (منسوخ 1352/03/07)- مقررات مربوط به تکرار و تعدد جرم درباره اطفال بزهکار رعایت نمی شود.
ماده 31 - هر گاه فعل واحد دارای عناوین متعدده جرم باشد مجازات جرمی داده میشود که جزای آن اشد است.
ماده 32 (منسوخ 1311/07/12)- اگر چند جرم برای یک مقصود واقع شده و مربوط بهم باشد یا اینکه بعضی از آنها مقدمه یا جزء دیگری بوده یا تفکیک از هم نشوندتمام آنها یک جرم محسوب و مجازات جرمی داده میشود که جزای آن اشد است.
ماده 33 (منسوخ 1311/07/12)- هر گاه شخصی جرمی را مکرراً مرتکب شده بدون اینکه حکمی درباره او صادر شده باشد برای هر جرمی حکم مجازات علیحده صادرنمیگردد ولی محکمه مجرم را بحداکثر مجازات محکوم خواهد نمود.
فصل هشتم - حدود مسئولیت جزایی
فصل هشتم (منسوخ 1352/03/07)
در شرایط و موانع مجازات
ماده 33 (منسوخ 1352/03/07)- نسبت بجرائم اطفال،قانون تشکیل دادگاه اطفال بزهکار اجرا میشود و در نقاطیکه کانون اصلاح و تربیت تشکیل نشده است دادگاه اطفال بزهکار به ترتیب زیر عمل خواهد نمود:
1 (منسوخ 1352/03/07)- در مورد اطفالی که سن آنان بیش از 6 سال و تا 12 سال تمام است در صورتی که مرتکب جرمی شوند باولیاء یا سرپرست آنان با اخذ تعهد بتادیب و تربیت و مواظبت در حسن اخلاق تسلیم میشوند و در مواردی که طفل فاقد ولی یا سرپرست است و یا دادگاه سپردن طفل را به سرپرست یا ولی او مناسب تشخیص ندهد و یا بآنان دسترسی نباشد دادگاه مقرر خواهد داشت که دادستان طفل بزهکار را بیکی از موسسات یا بنگاههای عمومی یا خصوصی که معد و مناسب برای نگاهداری و تربیت طفل است برای مدتی از یکماه تا شش ماه بسپارد و یا اقدام و نظارت در حسن تربیت طفل را برای مدت مذکور بشخصی که مصلحت بداند واگذار کند هرگاه سرپرست یا ولی طفل که باو دسترسی نبوده مراجعه نماید دادگاه در صورت احراز صلاحیت وی طفل را با الزام بتادیب باو خواهد سپرد.
2 (منسوخ 1352/03/07)- نسبت باطفال بزهکار که بیش از 12 و تا 18 سال تمام دارند دادگاه یکی از تصمیمات زیر را اتخاذ خواهد نمود:
الف - تسلیم باولیا یا سرپرست یا اخذ تعهد بتادیب و تربیت و مواظبت در حسن اخلاق طفل.
ب - سرزنش و نصیحت به وسیله قاضی دادگاه.
ج - حبس در دارالتادیب از سه ماه تا یک سال.
د - حبس در دارالتادیب از شش ماه تا پنجسال در صورتی که طفل بیش از 15 سال تمام داشته و جرم از درجه جنایت باشد و دو تا هشت سالحبس در دارالتادیب اگر مجازات آن جنایت اعدام یا حبس دائم باشد و در این مورد مدت حبس در دارالتادیب کمتر از دو سال نخواهد بود.
تبصره 1 (منسوخ 1352/03/07)- مفاد بند «د» در نقاطی هم که کانون اصلاح و تربیت اطفال بزهکار وجود دارد از لحاظ مدت مجری خواهد بود.
تبصره 2 (منسوخ 1352/03/07)- دادگاه صادرکننده حکم حسب گزارشهای که از وضع طفل و رفتار او دارالتادیب میرسد میتواند در تصمیمات قطعی سابق یکبارتجدید نظر نماید باین ترتیب که مدتهای محکومیت را یک ربع تخفیف دهد و یا حبس در دارالتادیب را بتصمیم مبنی بر تسلیم طفل به ولی یا سرپرست قانونی تبدیل نماید و این تصمیم در صورتی اتخاذ میشود که طفل حداقل یک ثلث از مدت محکومیت را در دارالتادیب گذرانده باشد.تصمیم دادگاه در این مورد قطعی است.
تبصره 3 (منسوخ 1352/03/07)- در جریان تحقیقات مقدماتی دادگاه متهمین بین 6 تا 12 سال تمام را به ولی یا سرپرست می سپارد با قید التزام به اینکه هر وقت حضور طفل لازم باشد او را معرفی کند و الا وجه التزام به دستور دادگاه وصول خواهد شد. در مورد متهمین بین 12 تا 18 سال تمام به تشخیص دادگاه یا به ترتیب فوق اقدام و یا از متهم تامین کفیل اخذ میشود. هر گاه جرم از درجه جنایت باشد دادگاه میتواند متهم را با صدور قرار بازداشت موقت دردارالتادیب توقیف نماید.
ماده 34 (منسوخ 1352/03/07)- در هر مورد که سن متهم یا مجنیعلیه در تصمیمات و آراء مراجع جزایی موثر باشد هر گاه سن واقعی معلوم نباشد مرجع قضایی با کسبنظر کارشناس قدر متیقن سن را تعیین خواهد کرد.
در صورتی که نسبت به تشخیص سن متهم بین دادسرا و دادگاه اطفال یا قائممقام آن اختلافی که موثر در صلاحیت آنها باشد حاصل شود دادسرا از نظردادگاه تبعیت خواهد کرد و اگر این اختلاف بین دادگاه جنحه و دادگاه اطفال باشد رفع اختلاف در دادگاه استان محل به عمل میآید.
ماده 35 (منسوخ 1352/03/07)- در کلیه مواردی که جرم در حوزه دادگاه بخش مستقل واقع شده یا طفل در آنجا دستگیر شده دادرس دادگاه تحقیقات مقدماتی را انجام داده و حسب مورد طبق مقررات ماده 33 این قانون یا ماده 19 قانون تشکیل دادگاه اطفال بزهکار تامین مقتضی اخذ و سپس پرونده را به دادگاه اطفال یا دادگاه جنحه صلاحیتدار ارسال میدارد. مگر اینکه دادگاه بخش اجازه رسیدگی بامور جنحه را داشته و در حوزه شهرستان کانون اصلاح و تربیت تاسیس نشده باشد که در این صورت رسیدگی باتهامات اطفال در همان دادگاه به عمل خواهد آمد.
ماده 36 (منسوخ 1352/03/07)-
الف (منسوخ 1352/03/07)- هر گاه محرز شود مرتکب جرم حین ارتکاب بعلل مادرزادی یا عارضی فاقد شعور بوده یا باختلال تام قوه تمیز یا اراده دچار باشد مجرم محسوب نخواهد شد و در صورتی که تشخیص شود چنین کسی حالت خطرناک دارد به دستور دادستان تا رفع حالت مذکور در محل مناسبی نگاهداری خواهد شد و آزادی او به دستور دادستان امکانپذیر است. شخص نگاهداری شده یا کسانش میتوانند به دادگاهی که صلاحیت رسیدگی باصل جرم را دارد از دستور دادستان شکایت کنند در این صورت دادگاه در جلسه اداری با حضور شاکی و دادستان و یا نماینده او به موضوع با جلب نظرمتخصص رسیدگی کرده حکم مقتضی در مورد آزادی شخص نگاهداری شده یا تایید دستور دادستان صادر میکند. این رای قطعی است ولی شخص نگاهداری شده یا کسانش هر شش ماه یکبار حق شکایت از دستور دادستان را دارند.
ب (منسوخ 1352/03/07)- هر گاه مرتکب جرم در حال ارتکاب باختلال نسبی شعور یا قوه تمیز یا اراده دچار باشد بحدی که در ارتکاب جرم موثر واقع گردد مجازات به ترتیب زیر تعیین میشود:
1 - در مورد جنایت مجازات مرتکب حسب مورد یک یا دو درجه تخفیف داده میشود بدون اینکه از حداقل جنحهای کمتر شود.
2 - در مورد جنحه مجازات مرتکب حداقل حبس جنحهای است و یا به جزای نقدی تبدیل خواهد شد.
تبصره (منسوخ 1352/03/07)- مقررات دو ماده 25 و 32 این قانون راجع به صدور حکم بر محکومیت متهم بحداکثر مجازات و یا بیش از آن درباره اشخاص مشمول بند ب قابل اجرا نمیباشد و در صورت تکرار جرم مرتکب فقط باصل مجازات جرم ارتکابی محکوم میگردد و در مورد تعدد جرم مرتکب باصل مجازات هر یک از جرائم ارتکابی محکوم و یا مجازاتهای او یک درجه تخفیف داده میشود بدون اینکه از حداقل مجازات جنحهای کمتر شود.
در مورد مجازات اعدام یک درجه تخفیف الزامی است سایر مقررات دو ماده مذکور در مورد اشخاص مشمول بند «ب» نیز لازمالرعایه میباشد.
ماده 37 (منسوخ 1352/03/07)- مستی حاصل بر اثر استعمال اختیاری مواد الکلی و مخدر یا نظائر آنها به طور کلی رافع مسئولیت جزایی نیست و اگر ثابت شود استعمال مواد مذکور به منظور ارتکاب جرم بوده مرتکب بحداکثر مجازات محکوم میگردد.
تبصره (منسوخ 1352/03/07)- هر گاه استعمال مواد مذکور به منظور ارتکاب جرم نبوده و موجب اختلال تام یا نسبی شعور یا قوه تمیز یا اراده مرتکب در حین ارتکاب جرم شده باشد دادگاه حسب مورد و اقتضای اوضاع و احوال میتواند مجازات را در مورد اختلال تام تا دو درجه و در مورد اختلال نسبی یک درجه تخفیف دهد بدون اینکه از حداقل مجازات جنحهای کمتر باشد مگر اینکه در قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.
ماده 38 (منسوخ 1352/03/07)- کسی که بر اثر اجبار یا تهدیدی که عادتاً قابل تحمل نباشد مبادرت به استعمال مواد مذکور در ماده قبل کرده یا او را برخلاف میل خود تحت تاثیر آنها قرار داده باشند به نحوی که هنگام ارتکاب جرم حالت اشخاص مشمول بندهای الف یا ب ماده 36 را پیدا کند حسب مورد طبق بندهای مذکور با او رفتار خواهد شد.
تبصره (منسوخ 1352/03/07)- شخصی که بر اثر اشتباه در خاصیت یا نوع مواد مذکور در ماده 37 مبادرت باستعمال آنها نموده باشد مشمول مقررات مندرج در این ماده میباشد.
ماده 39 (منسوخ 1352/03/07)- هر گاه کسی بر اثر اجبار مادی یا معنوی که عادتاً قابل تحمل نباشد مرتکب جرمی گردد مجازات نخواهد شد در این مورد اجبارکننده بمجازات آن جرم محکوم میگردد.
ماده 40 (منسوخ 1352/03/07)- هر کس هنگام بروز خطر شدید از قبیل سیل و طوفان به منظور حفظ جان یا مال خود یا دیگری مرتکب جرمی شود مجازات نخواهد شد مشروط بر اینکه خطر را عمداً ایجاد نکرده و عمل ارتکابی نیز با خطر موجود متناسب بوده و برای رفع آن ضرورت داشته باشد.
تبصره (منسوخ 1352/03/07)- کسانی که حسب وظیفه یا قانون مکلف بمقابله با خطر هستند مشمول مقررات این ماده نیستند مگر در موارد جرائم نسبت باموال درصورتی که ارتکاب آن جرائم ملازمه با انجام وظایف آنان داشته باشد.
ماده 41 (منسوخ 1352/03/07)- اعمالی که برای آنها مجازات مقرر شده است در موارد زیر جرم محسوب نمیشود:
1 - در صورتی که ارتکاب عمل بامر آمر قانونی باشد.
2 - در صورتی که ارتکاب عمل برای اجرای قانون لازم باشد.
تبصره (منسوخ 1352/03/07)- هر گاه بامر غیر قانونی یکی از مقامات رسمی جرمی واقع شود آمر و مامور بمجازات مباشر جرم محکوم میشوند ولی در مورد ماموری که امر آمر را به علت اشتباه قابل قبولی بتصور اینکه قانونی است اجرا کرده باشد مجازات یک تا دو درجه تخفیف داده خواهد شد.
ماده 42 (منسوخ 1352/03/07)- اعمال زیر جرم محسوب نمیشود:
1 (منسوخ 1352/03/07)- اقدامات والدین و اولیاء قانونی و سرپرستان صغار و محجورین که به منظور تادیب یا حفاظت آنان انجام شود مشروط به اینکه در حدود متعارف تادیب و محافظت باشد.
2 (منسوخ 1352/03/07)- هر نوع عمل جراحی یا طبی که ضرورت داشته و با رضایت شخص یا اولیاء یا سرپرستان یا نمایندگان قانونی آنها و رعایت موازین فنی وعلمی انجام شود.
اخذ رضایت در موارد فوری ضروری نخواهد بود.
3 (منسوخ 1352/03/07)- هر نوع عمل جراحی یا طبی که به شرط رضایت صاحبان حق و با رعایت نظاماتیکه از طرف دولت تصویب و اعلام میشود انجام گیرد.
4 (منسوخ 1352/03/07)- حوادث ناشی از عملیات ورزشی مشروط بر اینکه سبب آن حوادث نقض مقررات مربوط بآن ورزش نباشد.
ماده 43 (منسوخ 1352/03/07)- هر کس در مقام دفاع از نفس و یا عرض و یا ناموس و یا مال خود یا دیگری و یا آزادی تن خود یا دیگری در برابر هر گونه تجاوز فعلی و یا خطر قریبالوقوع عملی انجام دهد که جرم باشد در صورت اجتماع شرایط زیر قابل تعقیب و مجازات نخواهد بود:
1 - دفاع با تجاوز و خطر متناسب باشد.
2 - توسل بقوای دولتی بدون فوت وقت عملاً ممکن نباشد و یا مداخله قوای مزبور در رفع خطر موثر واقع نشود. 3 - تجاوز و خطر ناشی از تحریک خود شخص نباشد.
تبصره (منسوخ 1352/03/07)- وقتی دفاع از نفس و یا ناموس و یا عرض و یا مال و یا آزادی تن دیگری جائز است که او ناتوان از دفاع بوده و تقاضای کمک کند و یا در وضعی باشد که امکان استمداد نداشته باشد.
ماده 44 (منسوخ 1352/03/07)- مقاومت با قوای تامینی و انتظامی در مواقعی که مشغول انجام وظیفه خود باشند دفاع محسوب نمیشود ولی هر گاه قوای مزبور ازحدود وظیفه خود خارج شوند و حسب ادله و قرائن موجود خوف آن باشد که عملیات آنان موجب قتل یا جرح یا تعرض به عرض یا ناموس گردد دراین صورت دفاع جائز است.
ماده 34 (منسوخ 1338/09/10)- اطفال غیر ممیز را نمیتوان جزئاً محکوم نمود. در امور جزایی هر طفلی که دوازده سال تمام نداشته باشد حکم غیر ممیز را دارد.
در صورتی که اطفال ممیز غیر بالغ مرتکب جرمی شوند باید باولیاء خود تسلیم گردند با التزام بتادیب و تربیت و مواظبت در حسن اخلاق آنها.
ماده 35 (منسوخ 1338/09/10)- اگر اطفال ممیز غیر بالغ که به سن پانزده سال تمام نرسیدهاند مرتکب جنحه یا جنایتی شوند فقط بده الی پنجاه ضربه شلاق محکوممیشوند ولی در یک روز زیاده از ده روز و در دو روز متوالی زیاده از پانزده شلاق نباید زده شود.
ماده 36 (منسوخ 1338/09/10)- اشخاص بالغ که سن آنها بیش از پانزده سال تمام بوده ولی بهیجده سال تمام نرسیدهاند هرگاه مرتکب جنایتی شوند مجازات آنها حبسدر دارالتادیب است در مدتی که زاید بر پنج سال نخواهد بود و اگر مرتکب جنحه شوند مجازات ایشان کمتر از نصف حداقل و زیادتر از نصف حداعلای مجازات مرتکب همان جنحه نخواهد بود.
ماده 37 (منسوخ 1338/09/10)- اشخاص مذکور در ماده قبل هرگاه مرتکب جرمی شوند اگر چه جرم ایشان جنایت باشد در محکمه جنحه محاکمه میشوند مگر آنکه شریک یا معاون آنها بر حسب اقتضای سن باید در محکمه جنائی محاکمه شود در این صورت هر دو در محکمه جنائی محاکمه خواهند شد.
ماده 38 - احکام تکرار جرم که در فصل پنجم این باب مذکور است نسبت باطفال و اشخاص مذکور در مواد فوق جاری نمیشود.
ماده 39 - در صورتی که محکمه نتواند سن واقعی متهم را تشخیص دهد قدر متیقن سن مناط حکم خواهد بود.
ماده 40 - کسیکه در حال ارتکاب جرم مجنون بوده یا اختلال دماغی داشته باشد مجرم محسوب نمیشود و مجازات نخواهد داشت ولی درصورت بقای جنون باید بدارالمجانین تسلیم شود.
ماده 41 - هر کسی که به موجب ضرورت برای دفاع و حفظ نفس یا ناموس خود مرتکب جرمی شود مجازات نخواهد شد (رجوع بفصل اول ازباب سوم این قانون) و همچنین است کسیکه بواسطه اجبار بر خلاف میل خود مجبور به ارتکاب جرم گردیده و احتراز از آنهم ممکن نبوده استمگر در مورد قتل که مجازات مرتکب تا سه درجه تخفیف خواهد شد.
ماده 42 - عملی که از مستخدمین و مامورین دولتی واقع میشود در موارد ذیل جرم محسوب نمیگردد.
1 - در صورتی که ارتکاب عمل بواسطه امر آمر قانونی واقع شده و مرتکب بر حسب قانون ملزم باجرای آن بوده است.
2 - در صورتی که ارتکاب آن عمل برای اجرای قانون لازم بوده.
فصل نهم - تخفیف مجازات و سقوط تعقیب
فصل نهم (منسوخ 1352/03/07)
در تخفیف و تعلیق و اسقاط و تبدیل مجازات
ماده 45 (منسوخ 1352/03/07)- در مورد جنحه و جنایت دادگاه در صورت احراز کیفیات مخفف میتواند مجازات را کمتر از میزانی که به موجب قانون باید حکم دهد به شرح ماده 46 معین کند. کیفیات مخفف که ممکن است موجب تخفیف مجازات بشود علل و جهاتی است از قبیل:
1 (منسوخ 1352/03/07)- گذشت شاکی یا مدعی خصوصی.
2 (منسوخ 1352/03/07)- اظهارات و راهنمائیهای متهم که در شناختن شرکاء و معاونان جرم یا کشف اشیائی که از جرم تحصیل شده موثر باشد.
3 (منسوخ 1352/03/07)- اوضاع و احوال خاصی که متهم تحت تاثیر آنها مرتکب جرم شده است از قبیل رفتار و گفتار تحریکآمیز مجنیعلیه یا وجود انگیزه شرافتمندانه در ارتکاب جرم.
4 (منسوخ 1352/03/07)- اعلام متهم قبل از تعقیب و یا اقرار او در مرحله تحقیق که موثر در کشف جرم باشد.
5 (منسوخ 1352/03/07)- وضع خاص شخص و یا حسن سابقه متهم.
6 (منسوخ 1352/03/07)- اقدامات یا کوشش متهم به منظور تخفیف اثرات جرم و جبران زیان ناشی از آن.
تبصره 1 (منسوخ 1352/03/07)- دادگاه مکلف است جهات و دلائل تخفیف مجازات را در احکام صریحاً قید کند.
تبصره 2 (منسوخ 1352/03/07)- در مواردی که نظیر کیفیات مخفف مذکور در این ماده در مواد خاصی پیشبینی شده باشد دادگاه نمیتواند به موجب همان کیفیت دوباره مجازات متهم را تخفیف دهد.
ماده 46 (منسوخ 1352/03/07)- دادگاه میتواند در صورت وجود کیفیات مخفف مجازاتهای جنحه و جنایت را به طریق زیر تخفیف دهد.
مگر اینکه در قانون خلاف آن مقرر شده باشد:
1 - اعدام به حبس دائم یا حبس جنائی درجه 1
2 - حبس دائم به حبس جنائی درجه 1 یا درجه 2.
3 - حبس جنائی درجه 1 به حبس جنائی درجه 2 که بیش از سه سال نباشد یا حبس جنحهای که کمتر از دو سال نباشد.
4 - حبس جنائی درجه 2- به حبس جنحهای که بیش از دو سال و کمتر از شش ماه نباشد.
5 - حبس جنحهای تا حداقل حبس مزبور یا تا حداقل جزای نقدی.
تبصره 1 (منسوخ 1352/03/07)- در مورد جزاهای نقدی نسبی کیفیات مشدد و مخفف قابل اعمال نیست ولی در مورد جزای نقدی ثابت دادگاه میتواند در صورت وجود کیفیات مخفف جزای نقدی را اعم از اینکه توام با حبس باشد یا نباشد تا نصف حداقل مقرر برای آن جرم و در صورتی که بدون حداقل و حداکثرباشد تا نصف تخفیف دهد.
تبصره 2 (منسوخ 1352/03/07)- در صورتی که مرتکب قبلا با استفاده از کیفیات مخفف به جزای نقدی محکوم شده باشد دادگاه نمیتواند مجدداً با رعایت تخفیف مجازات حبس او را به جزای نقدی تبدیل نماید مگر اینکه جرم ارتکابی قبلی غیر عمدی باشد.
ماده 47 (منسوخ 1352/03/07)- در جرائمی که با گذشت متضرر از جرم تعقیب کیفری یا اجرای مجازات موقوف گردد گذشت باید منجز باشد. گذشت مشروط و معلق قابل ترتیب اثر نیست. عدول از گذشت نیز مسموع نخواهد بود.
هر گاه متضرر از جرم متعدد باشند تعقیب جزایی با شکایت هر یک از آنان شروع میشود ولی موقوفی تعقیب و مجازات موکول بگذشت تمام شاکیان است.
تبصره 1 (منسوخ 1352/03/07)- تاثیر گذشت قیم اتفاقی منوط به موافقت دادستان خواهد بود.
تبصره 2 (منسوخ 1352/03/07)- حق گذشت بوراث قانونی متضرر از جرم منتقل میشود و در صورت گذشت همگی آنان تعقیب و اجرای مجازات موقوف میگردد.
ماده 48 (منسوخ 1352/03/07)- در مواردی که تعقیب جزایی موکول به شکایت متضرر از جرم است هر گاه تا شش ماه از تاریخ اطلاع از وقوع جرم شکایت نکند حق تعقیب جزایی ساقط میشود مگر اینکه متضرر از جرم تحت سلطه قانونی متهم بوده و یا به عللی که خارج از اختیار او بوده قادر به شکایت نباشد که درچنین موردی از تاریخ رفع سلطه قانونی و علل مذکور شش ماه مهلت شکایت خواهد داشت مگر اینکه جرم مشمول مرور زمان شده باشد. هر گاه متضرر از جرم قبل از انقضاء مدت مذکور فوت کند و دلیلی بر انصراف صریح یا ضمنی او از شکایت موجود نباشد تعقیب متهم از طرف یک یا کلیه وراث قانونی در صورتی به عمل میآید که شش ماه از تاریخ فوت نگذشته باشد.
ماده 49 (منسوخ 1352/03/07)- مرور زمان تعقیب جرم را موقوف میکند و مدت آن از قرار زیر است:
1 - پانزده سال برای جرمی که مجازات آن اعدام یا حبس دائم است.
2 - ده سال برای سایر جنایات.
3 - پنجسال برای جنحههائی که حداکثر مجازات آنها سه سال حبس جنحهای است.
4 - سه سال برای سایر جنحهها.
5 - یک سال برای خلاف.
برای تعیین مرور زمان اصل مجازات جرم بدون رعایت کیفیات مخفف یا مشدد مناط اعتبار است.
ماده 50 (منسوخ 1352/03/07)- ابتدای مرور زمان تاریخ وقوع جرم و در مورد جرم مستمر تاریخی است که استمرار قطع شده است. در مواردی که قانوناً تعقیب جزایی موکول باجازه مراجع معین یا منوط برسیدگی و تعیین تکلیف موضوع خاص در مرجع صالح دیگری است مرور زمان متوقف میگردد و مدتی که تعقیب جزایی بعلل مذکور معلق میماند جزء مدت مرور زمان محسوب نمیشود.
ماده 51 (منسوخ 1352/03/07)- جریان مرور زمان به وسیله هر اقدام تحقیقی یا تعقیبی که توسط مقام صلاحیتدار به عمل آمده باشد اگر چه هنوز مرتکب معلوم نباشد قطع میگردد مدت قبلی مرور زمانهایی که قطع شده به حساب آورده نمیشود.
ماده 52 (منسوخ 1352/03/07)- مرور زمان اجرای احکام قطعی را موقوف میکند و مدت آن به قرار زیر است:
1 (منسوخ 1352/03/07)- بیست سال برای حکم اعدام و حبس دائم.
2 (منسوخ 1352/03/07)- پانزده سال برای حبس جنائی درجه یک و دو.
3 (منسوخ 1352/03/07)- دهسال برای احکام حبس جنحهای که مدت آن بیش از یک سال باشد.
4 (منسوخ 1352/03/07)- پنجسال برای سایر احکام جنحهای.
5 (منسوخ 1352/03/07)- دو سال برای احکام خلافی.
6 (منسوخ 1352/03/07)- پنجسال در مورد مجازاتها و اقدامات تامینی که مستقلا مورد حکم قرار میگیرند هر گاه اقدام تامینی ضمن حکم مجازات مقرر شده باشد تابع مرور زمان مجازات خواهد بود.
7 (منسوخ 1352/03/07)- سه سال در مورد حبس در دارالتادیب و حبس در زندان کانون اصلاح و تربیت مرور زمان سایر اقدامات تامینی مربوط باطفال نیز سه سالاست مشروط به اینکه سن محکومعلیه به 18 سال تمام نرسیده باشد.
ماده 53 (منسوخ 1352/03/07)- مبداء مرور زمان اجرای مجازات تاریخ قطعی شدن حکم است و اگر اجرای مجازات شروع شده باشد مبداء مرور زمان از روزی شروع میشود که ادامه اجرا در نتیجه عمل محکومعلیه قطع شده باشد اگر اجراء تمام یا بقیه مجازات موکول بگذشتن مدت یا رفع مانعی باشد مدت مرور زمان از روزی شروع خواهد گردید که مدت آن منقضی یا آن مانع رفع شده باشد.
در موردی که اجراء مجازات بیش از یک نوبت قطع شود مدت مرور زمان از تاریخ آخرین انقطاع آغاز خواهد شد. در خصوص جزای نقدی تقسیط شده مرور زمان از تاریخ سررسید هر یک از اقساط پرداخت نشده و در مورد آزادی مشروط مرور زمان اجرای باقیمانده مجازات از تاریخ صدور حکم بازگشت محکوم بزندان شروع میشود.
ماده 54 (منسوخ 1352/03/07)- محکومین به حبسهای جنائی در جرائم غیر سیاسی در داخل یا خارج زندان به کار گمارده میشوند. به کار گماردن محکومین به حبسهای جنحهای بتقاضای آنان یا به نظر دادگاه است که ضمن حکم مجازات و یا به موجب تصمیم بعدی مقرر خواهد شد. قسمتی از درآمد کار زندانیان بخود و اشخاص تحت تکفلشان پرداخت خواهد شد و بقیه برای آنان پسانداز میگردد. چگونگی تقسیم عوائد مذکور و نوع کیفیت کاریکه بزندانیان ارجاع میگردد و تشکیلات و انواع زندانها و موسسات صنعتی و کشاورزی وابسته بزندانها طبق آییننامهای خواهد بود که به تصویب وزارتخانههای دادگستری و کشور خواهد رسید و تا وضع آییننامه مزبور مقررات فعلی اجرا میشود.
ماده 43 - هیچ جنایت یا جنحه را نمیتوان عفو نمود و یا مجازات آن را تخفیف داد مگر در مواردی که قانون آن را قابل عفو دانسته یا در مجازاتآن تخفیفی داده است.
ماده 44 - در موارد جنایات در صورتی که مطابق این قانون اوضاع و احوال قضیه مقتضی تخفیف مجازات باشد هیات حاکمه میتواندمجازاتهای جنائی را به طریق ذیل تخفیف دهد:
1 - اعدام به حبس دائم یا موقت با اعمال شاقه.
2 - حبس دائم با اعمال شاقه به حبس موقت با اعمال شاقه یا به حبس مجرد.
3 - حبس موقت با اعمال شاقه به حبس مجرد یا حبس تادیبی که کمتر از دو سال نباشد.
4 - حبس مجرد به حبس تادیبی که کمتر از شش ماه نباشد.
5 - تبعید باقامت اجباری یا ممنوعیت از اقامت در نقطه یا نقاط معین.
6 - محرومیت از تمام حقوق اجتماعی به بعض آن.
ماده 45 - در موارد جنحه اگر اوضاع و احوال قضیه مقتضی تخفیف باشد محکمه میتواند مجازات حبس تادیبی را تا هشت روز تخفیف داده یاآن را تبدیل بغرامت نماید.
ماده 45 مکرر (منسوخ 1313/03/15)- در موارد تکرار یا تعدد جرم و همچنین در کلیه مواردی که مطابق قانون مجرم باید بحداکثر مجازات محکوم شود هر گاه محکمه موجبات تخفیف مجازات را موجود بداند میتواند مرتکب را بکمتر از حداکثر محکوم کند بدون این که بتواند مجازات را بکمتر از حداقل تنزیل دهد و هر گاه مجازات مقرر بدون حداقل و اکثر باشد محکمه میتواند در مورد حکم اعدام و حبس دائم یک درجه و در سایر موارد فقط تا معادل 1ربع از میزان جزای اصل عمل را تخفیف دهد.
ماده 46 - در حق مردانی که عمر آنها متجاوز از شصت سال است و همچنین کلیه زنها حبس با اعمال شاقه و حکم اعدام جاری نمیشود ومجازات آنها به حبس مجرد تبدیل خواهد شد مگر اینکه حکم برای ارتکاب قتل عمدی صادر شود.
ماده 47 - شخصی که به موجب این قانون بواسطه ارتکاب جنحه محکوم به حبس شده است در صورتی که سابقاً بواسطه ارتکاب جنحه یاجنایتی محکوم نشده باشد محکمه میتواند نظر باخلاق و احوال مجرم و دلایل موجهه اجرای مجازات را نسبت باو معلق دارد.
ماده 48 - هر گاه محکومعلیه که اجرای حکم او معلق شده است در مدت پنج سال از تاریخ قطعی شدن حکم محکوم به ارتکاب جنایت یا جنحه جدیدی که موجب حبس باشد نشود محکومیت اولیه او ملغی و کانلمیکن خواهد شد ولی اگر در مدت پنج سال مذکور مرتکب جنایت یا جنحه شده و باین واسطه به حکم قطعی محکوم گردد حکم اول نیز درباره او اجرا خواهد گردید.
ماده 49 - تعلیق مجازات موجب تعلیق تمام آثار مترتبه بر او خواهد بود ولی موجب تعلیق تادیه مخارج محاکم محاکمه و تادیه ضرر و خساراتوارده نخواهد شد.
ماده 50 - در موقعیکه محکمه اجرای مجازات را تعلیق میکند باید رئیس محکمه بمحکوم اطلاع دهد که اگر بواسطه جنایت یا جنحه جدیدیمحکوم شود مورد مجازات اولیه هم واقع شده مجازاتیکه برای تکرار جرم مطابق مواد این قانون مقرر است در حق او جاری خواهد شد.
ماده 51- هرگاه کسی مرتکب جرمی شده در مورد خلاف در ظرف یک سال در مورد جنحه در ظرف سه سال و در مورد جنایت در ظرف ده سال جرم او تعقیب نشده باشد دیگر تعقیب از مجرم نمیشود و اگر شروع به تعقیب شده و به جهتی موقوف مانده و مدت های مذکوره منقضی شود دیگراعاده تعقیب نخواهد شد.
مبدا مدتهای مذکوره در صورت اولی از تاریخ ارتکاب و در صورت اخیر از تاریخ آخرین اقدام تعقیب محسوب است.
ماده 52 - هرگاه تعقیب جرم به عمل آمده و حکم مجازات نیز صادر شده ولی غیر مجری مانده باشد حکم مجازات مزبور در مورد خلاف بعد از دوسال و در مورد جنحه بعد از پنج سال و در مدت جنایت بعد از پانزده سال از روز صدور بلااثر خواهد بود و دیگر مجری نخواهد شد لیکن نتایج آن ازقبیل محرومیت از حقوق باقی خواهد بود.
ماده 53 - محکومین به حبس تادیبی و حبس مجرد و حبس با اعمال شاقه اعم از دائمی یا موقت باید در داخل یا خارج محبس بکارهایعامالمنفعه یا غیر آن گمارده شوند.
قسمتی از حاصل دست رنج آنها یا مزدی که به کار آنان تعلق میگیرد باید باشخاصی که در تحت کفالت محبوسین بوده و بواسطه حبس آنهابیمعاش میمانند تخصیص داده شود و همچنین قسمتی از آن باید بنفع خود محبوسین موضوع گشته و در موقع استخلاص باو داده شود.
تعیین مقدار هر یک از قسمتهای مزبوره نسبت بانواع مختلفه محبوسین و همچنین تشخیص مشاغلی که باید به عهده هر یک از اقسام محکومین به حبس تحمیل گردد بر طبق نظامنامه که با موافقت نظر وزارتین عدلیه و داخله تنظیم میشود به عمل خواهد آمد.
اشتغال به کار محکومین به حبس تادیبی و محکومین به حبس مجرد در صورتی که عائله آنها کفیل معاش داشته باشند باختیار خود محبوسین است.
مادام که نظامنامه مذکور در این ماده تدوین نشده است تعیین مقدار سهم و نوع کار به عهده محکمه حاکمه خواهد بود.
وسایل ملاقات محکومین به حبس با عائله خود برای یکدفعه در هر ماه باید در ضمن نظامنامه مذکور در این ماده نیز پیشبینی شود.
فصل دهم - عفو و اعاده حیثیت
فصل دهم (منسوخ 1352/03/07)
در وسائل جلوگیری از محکومیت و رفع اثرات آن
مبحث اول (منسوخ 1352/03/07)- عفو عمومی
ماده 55 (منسوخ 1352/03/07)- عفو عمومی که به موجب قانون مخصوص اعطاء میشود تعقیب و دادرسی را موقوف و در صورت صدور حکم محکومیت اجرایمجازات را متوقف و آثار محکومیت را زایل میکند.
در مواردی که قسمتی از مجازات به موجب قانون بخشوده شود آثار کیفری باقی خواهد ماند مگر اینکه ترتیب دیگری مقرر شده باشد.
مبحث دوم عفو خصوصی (منسوخ 1352/03/07)
ماده 56 (منسوخ 1352/11/02)- در مورد جرائم سیاسی تمام یا قسمتی از مجازات و در سایر جرائم مجازات محکومین به حکم قطعی به ترتیب زیر ممکن است مورد عفو ملوکانه قرار گیرد:
1 - مجازات اعدام به حبس دائم و یا حبس جنائی درجه 1 تبدیل میشود.
2 - مجازات حبس دائم به حبس جنائی درجه 1 تبدیل میشود.
3 - مجازات حبس جنائی درجه 1 تا حداقل مجازات حبس جنائی درجه 2 تبدیل میشود.
4 - مجازات حبس جنائی درجه 2 تا شش ماه حبس جنحهای تبدیل میشود.
5 - سایر مجازاتها تا حداقل حبس جنحهای یا به جزای نقدی تبدیل میشود.
6 - جزای نقدی اعم از اینکه تنها یا توام با مجازات دیگر باشد تا حداقل جزای نقدی جنحهای تبدیل میشود.
در احکام صادر از دادگاههای دادگستری تقاضای عفو از طرف وزیر دادگستری پیشنهاد و به وسیله نخستوزیر بعرض ملوکانه میرسد.
تبصره (منسوخ 1352/11/02)- در جرائم سیاسی عفو ملوکانه ممکن است شامل مجازات تبعی و تکمیلی هم باشد ولی در سایر جرائم فقط مجازات اصلی مورد عفو قرارمیگیرد.
مبحث سوم (منسوخ 1352/03/07)- اعاده حیثیت
ماده 57 (منسوخ 1352/03/07)- در مورد جرائم عمدی کسانی که به حبس جنحهای محکوم میشوند ظرف پنجسال و کسانی که به حبس جنائی محکوم میشوند ظرف ده سال از تاریخ اتمام مجازات مذکور یا شمول مرور زمان در صورتی که محکومیت بجنایت و جنحه موثر جدیدی نداشته باشند باعاده حیثیت نایل میشوند و آثار تبعی محکومیت آنان زایل میگردد. مگر اینکه به موجب قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.
در مورد عفو اگر محکومعلیه بلافاصله آزاد شود تاریخ اتمام مجازات همان تاریخ عفو است و الا خاتمه اجرای بقیه مجازات خواهد بود.
تبصره 1)(منسوخ 1352/03/07) در مورد جزاهای تکمیلی یا اقدامات تامینی مندرج در حکم اعاده حیثیت و رفع محرومیت موکول به خاتمه اجرای آنها یا شمول مرورزمان است ولی اعاده حیثیت در سایر موارد به شرح مذکور در ماده فوق خواهد بود.
تبصره 2 (منسوخ 1352/03/07)- در مورد جرائم قابل گذشت در صورتی که پس از صدور حکم قطعی با گذشت شاکی یا مدعی خصوصی اجرای مجازات موقوف شود محکومعلیه باعاده حیثیت نائل میگردد.
ماده 58 (منسوخ 1352/03/07)- در مورد جرائم سیاسی کسانی که بمجازات جنحهای محکوم میشوند ظرف یک سال و کسانی که بمجازات جنائی محکوم میشوند ظرف پنجسال از تاریخ اتمام مجازات حبس یا شمول مرور زمان در صورتی که محکومیت بجنایت و جنحه موثر جدیدی نداشته باشند باعاده حیثیت نائل میگردند مگر اینکه در قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.
ماده 59 (منسوخ 1352/03/07)- مواد 1 تا 59 قانون مجازات عمومی و ماده 1 از مواد اضافه شده بقانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1337 و آن قسمت از مقررات و مواد قانون آیین دادرسی کیفری و مقررات قوانین دیگر که مغایر با این قانون باشد ملغی است.
مبحث اول
در عفو عمومی
ماده 54 - جنحه و جنایات سیاسی مطلقاً و همچنین جنحه و جنایات عادیه که در اثناء انقلابات سیاسی واقع شود ممکن است مورد عفو عمومیگردد ولی در هر مورد قانون مخصوصی باید اجازه آن را بدهد.
مبحث دوم
در عفو و تخفیف مجازات
ماده 55 - در جرائم سیاسی پادشاه میتواند نظر به پیشنهاد وزیر عدلیه و تصویب رئیسالوزراء تمام یا قسمتی از مجازات اشخاصی را که به موجبحکم قطعی محکمه صالحه محکوم شدهاند عفو نماید و نیز میتواند در جرائم غیر سیاسی مجازات اشخاصی را که محکوم باعدام شدهاند تبدیل به حبس با اعمال شاقه نماید و مجازات سایر جرائم را یکدرجه تخفیف دهد و یا قسمتی از آن را تا ربع عفو کند.
مبحث سوم
در اعاده حیثیت
ماده 56 - کلیه احکام قطعی که بر محکومیت متهمین به جنحه و جنایات صادر میشود باید در سجل جزایی محکومین ضبط گردد.
ماده 57 - اگر کسی بمجازات تادیبی محکوم شده باشد و در مدت پنج سال از تاریخ اتمام مجازات محکومیت جزایی جدیدی نداشته باشد باعاده حیثیت نائل شده و محکومیت سابق او از سجل جزایی او محو خواهد شد.
ماده 58 - همین طریق درباره اشخاصی هم که بمجازات جنائی محکوم شدهاند مجری خواهد بود مشروط بر اینکه در ظرف ده سال از تاریخاتمام مجازات محکومیت جزایی جدیدی نداشته باشند.
ماده 59 - اگر اشخاصی که برای ارتکاب جرم سیاسی محکوم به حبس تادیبی میشوند در ظرف یک سال از تاریخ اتمام مجازات و اشخاصی کهبرای ارتکاب همان جرم محکوم بمجازات جنائی میشوند در ظرف پنجسال از تاریخ اتمام مجازات مجدداً محکومیت جزایی نداشته باشند باعاده حیثیت نائل شده و محکومیت آنها از سجل جزایی محو خواهد شد.
باب دوم
در جنحه و جنایاتی که مضر بمصالح عمومی است
فصل اول
در جنحه و جنایت بر ضد امنیت مملکت
مبحث اول
در جنحه و جنایت بر ضد امنیت خارجی مملکت
ماده 60 (منسوخ 1310/03/22)- هر کس خواه با مشارکت دشمنان خارجی ایران خواه مستقلاً بر ضد مملکت ایران مسلحاً قیام نماید محکوم باعدام خواهد شد.
ماده 61 - هر کس با دول خارجه یا مامورین آنها در اسباب چینی داخل شود که آنها را بخصومت یا جنگ با دولت ایران وادار کند یا اسبابعداوت و جنگ آنها را بهر نحو دسیسه و وسیله فراهم کند محکوم باعدام میشود در صورتی که اقدامات مذکوره موثر واقع نشود مجازات مرتکباز هفت تا پانزده سال حبس با اعمال شاقه است.
ماده 62 - هر کس وسایل تسهیل ورود دشمنان مملکت را بداخل خاک ایران یا متصرفات آن فراهم کند و با آنها مساعدت نماید یا آنکه شهر یاقلعه یا استحکامات یا سربازخانه یا مواقع نظامی یا بندر یا مخزن یا قورخانه یا کشتیهای متعلق به دولت را بتصرف دشمن بدهد یا در آورد یا اینکه برای دشمن مملکت قشون یا امداد نقدی یا جنسی یا مهمات یا اسلحه یا استعدادی فراهم نماید یا موجبات موفقیت دشمن را اعم از اسباب بری یابحری یا هوایی برای استعمال در داخله مملکت فراهم کند یا موجب تزلزل صمیمیت صاحبه منصبان یا افراد قشونی و امثال آنها نسبت به مملکتگردد و یا هر نحو حیله و دسیسه برای همراهی با دشمن نماید محکوم باعدام میشود.
ماده 63 - هر گاه کسی با تبعه دولتی که طرف خصومت با دولت ایران است مکاتبه یا مخابره بنماید و آن مکاتبه یا مخابره متضمن هیچ یک ازجنایات مذکوره در ماده قبل نبوده ولی برای دشمن متضمن تعلیمات و فوائدی باشد که برای امور نظامی یا پلتیکی دولت ایران مضر باشد جزایشخص متصدی از دو الی ده سال حبس مجرد است و در صورتی که اطلاعات مزبوره مبنی بر مواضعه و جاسوسی بوده است مجازات آن اعدام است.
ماده 64 - هر یک از مستخدمین ادارات یا مامورین دولتی یا سایر اشخاصی که به مناسبت ماموریت یا جهت رسمی دیگری از اسرار مذاکرات یامراسلات سری دولت یا تصمیمات دولت راجع بحرکت قشون دولتی مطلع شده و اسرار مزبوره را بدون اجازه دولت بمامورین دولت اجنبی ابرازنماید محکوم باعدام میشود.
ماده 65 - هر یک از مامورین دولتی یا غیر آنها که بر حسب وظائف رسمیه خود مامور بحفظ نقشهجات از قبیل نقشه تحصنات یا قورخانه یا بنادریا اسکلههای دولتی یا نقشه حرکات جنگی بوده و آنها را کلاً یا بعضاً بدشمن یا بمامورین دشمن تسلیم نماید محکوم باعدام خواهد شد.
در صورتی که شخصی نقشجات مذکوره را بمامورین دولتی که بیطرف بوده و یا با دولت ایران اتحاد داشته است بدون اذن دولت ایران تسلیم نمایدمحکوم به حبس مجرد از دو الی ده سال خواهد گردید.
ماده 66 - هر کس جاسوسان یا سربازان دولت خصم را که مامور تفتیش بودهاند شناخته و مخفی نماید یا سبب اخفای آنان شود محکوم باعدام خواهد شد.
ماده 67 - هر یک از مامورین یا مستخدمین دولتی یا اشخاص دیگر که نقشهها یا اسراری را که راجع به سیاست داخلی یا خارجی مملکت است به نحوی از انحاء به کسی که صلاحیت اطلاع بر آن را ندارد بدهد یا آنها را بهر نحوی که باشد از نقشجات یا اسرار مزبوره مستحضر دارد یا به طور کلیمرتکب عملی شود که متضمن قسمی از اقسام جاسوسی است نظر به کیفیات جرم به حبس مجرد از دو تا ده سال یا به حبس با اعمال شاقه از سه الیپانزده سال محکوم خواهد شد.
ماده 67 مکرر - مجازات مقرر در ماده قبل شامل کسانی نیز خواهد بود که جرم جاسوسی را بنفع یک دولت بیگانه و به ضرر دولت بیگانه دیگر درخاک ایران مرتکب شوند.
ماده 68 - هر کس که به قصد سرقت یا بر داشتن نقشه یا کسب اطلاع از اسرار سیاسی یا نظامی خواه علناً خواه متنکراً بمواقع مربوطه داخل شودو همچنین اشخاصیکه بدون اجازه مامورین نظامی در حال نقشهبرداری یا عکساندازی از قلاع نظامی دستگیر شوند محکوم به دو الی پنج سال حبسمجرد و دویست الی یکهزار تومان غرامت خواهد شد.
مبحث دوم
جنحه و جنایت بر ضد امنیت داخلی مملکت
ماده 69 - هر کس اهالی مملکت را صریحاً تحریص بمسلح شدن بر ضد حکومت ملی بنماید محکوم به حبس مجرد از سه تا پنج سال خواهدبود و اگر تحریص او موثر واقع نشده جزای او از شش ماه تا سه سال حبس تادیبی است.
ماده 70 - هر کس اهالی را بجنگ و قتال با یکدیگر اغوا و تحریک کند که موجب قتل در بعضی از نواحی گردد محکوم باعدام است. و اگرتحریکات فقط باعث نهب و غارت گردد جزای او از سه تا پنج سال حبس با اعمال شاقه است و در صورتی که تحریکات او موثر واقع نشده باشدمحکوم به تبعید است.
جزای کسیکه مدیریت دسته یا جماعتی را که مرتکب جنایات مذکوره در این ماده و ماده قبل شدهاند دارا بوده جزای محرک است.
ماده 71 (منسوخ 1310/03/22)- هر گاه یکی از جنایت مذکوره در دو ماده قبل از طرف دسته یا جماعتی واقع یا شروع شده باشد اشخاصی که در آن دسته یا جماعتشرکت داشته ولیکن مدیر یا محرک نبودهاند هر کدام در محل اجتماع و فساد دستگیر شوند محکوم به حبس تادیبی از یک سال تا سه سال خواهند بودو در صورتی که در خارج از محل مزبور دستگیر شوند مجازات آنها حبس تادیبی از شش ماه تا دو سال خواهد بود.
ماده 72 - هر گاه جماعتی در خفا برای ارتکاب جنایات مذکوره در ماده 70 دستهبندی و تصمیم کنند جزای آنها حبس تادیبی از یک الی سه سالاست و اگر هنوز شروع باجرای مقصود نکرده و عملی از آنها سر نزده باشد جزای آنها حبس تادیبی از سه ماه تا یک سال است و اگر کسی دعوت باجتماع مذکوره کرده ولی دعوت او باجابت نرسیده است جزای او حبس تادیبی از یک الی شش ماه خواهد بود.
ماده 73 - هر کس عمداً و به قصد سوء و خیانت مخزن اسلحه یا قورخانه یا کشتی یا ابنیهعمومی را که محتوی اسناد یا دفاتر دولتی است محترقیا خراب نماید اعدام میشود و اگر مالی از اموال دولتی را غیر از آنچه که فوقاً ذکر شده است محترق یا خراب نماید علاوه بر تادیه خسارات محکوم به حبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال خواهد بود.
در مورد اخیر اگر عمل مرتکب باعث اتلاف نفس شود محکوم باعدام خواهد شد.
ماده 74 - اگر اشخاص غیر نظامی که در خدمت نظام نیستند افراد قشون نظامی را تحریک بعصیان یا عدم اجرای وظایف نظامی کنند در صورتی که موثر واقع شود به حبس تادیبی از یک تا سه سال و بتادیه دویست الی یکهزار تومان غرامت محکوم خواهند شد و اگر موثر واقع نشود از شش ماه تا دو سال حبس تادیبی یا از یکصد تومان تا پانصد تومان غرامت محکوم میشوند.
ماده 75 (منسوخ 1310/03/09)- هر کس سر دسته جماعتی از اشرار مسلح واقع شود اعم از اینکه مقصود تصرف و غارت املاک و اموال دولتی باشد یا املاک و اموالجماعتی از اهالی مملکت و یا مقاومت با قوای دولتی که مامور جلوگیری و قلع و قمع مرتکبین این نوع جنایاتند محکوم باعدام خواهد گردید.
اشخاص دیگری که داخل دستجات مزبوره بوده ولی سمت ریاست و آمریت نداشته باشد و در محل اجتماع فساد دستگیر شوند به حبس تادیبی از یکسال الی سه سال محکوم خواهند شد مگر اینکه مرتکب جرم دیگری شده باشند که مجازات شدیدتری داشته باشد و در این صورت بحداکثرمجازات جرم محکوم میشوند.
ماده 76 - هر کس دستجات مذکوره در ماده قبل را اداره کرده یا تحریک نماید یا تشکیل کند یا برای آنها عالماً عامداً اسلحه یا آلات یا ادوات جنایتتدارک. نماید یا مدد بفرستد یا با روسا و فرماندهان آنها مواضعه داشته یا برای آنها مسکن و پناهگاه یا محل اجتماع تهیه کند به حبس با اعمال شاقه ازسه تا هشت سال محکوم خواهد شد.
ماده 77 - هر کس داخل دستجات مفسدین بوده بدون اینکه در آن دستجات ریاست یا شغلی داشته باشد و به مجرد اخطار قوای کشوری یا نظامیاز دستجات مزبوره خارج شود و یا اینکه بعد از اخطار حکومت در خارج از محل اجتماع مفسدین بدون مقاومت تسلیم شود مجازات مفسدین رانخواهد داشت و فقط اگر شخصاً مرتکب جرم دیگری شده باشد مجازات آن جرم باو داده میشود.
ماده 78 - هر کس داخل دستجات مفسدین و اشخاصیکه بر ضد امنیت خارجی یا داخلی مملکت اقدام میکنند بوده و قبل از تعقیب از طرفمامورین دولتی به دولت و یا بمامورین کشوری یا نظامی یا ضابطین عدلیه از قصد جنایت و اسامی اشخاصیکه در فتنه و فساد دخیل بودهاند اطلاعبدهد از مجازات معاف خواهد بود.
همچنین است در صورتی که بعد از شروع به تعقیب مامورین دولتی را برای گرفتاری آنها راهنمائی کند.
ماده 79 (منسوخ 1354/04/18)- هر کس بواسطه نطق یا اوراق چاپی یا خطی مردم را صریحاً به ارتکاب جنحه یا جنایتی بر ضد امنیت داخلی یا خارجی مملکتتحریص نماید در صورتی که اثر بر آن مترتب گردد بمجازات جنحه یا جنایتی که بر آن مترتب شده است محکوم خواهد شد و در صورتی که اثر بر آن مترتب نشود از هشت روز تا سه ماه محکوم به حبس تادیبی خواهد شد.
مبحث سوم
در سوء قصد نسبت برئیس مملکت
ماده 80 - هر کس سوء قصد به حیات رئیس مملکت نماید و پس از شروع به عللی که خارج از اراده مرتکب است بلااثر بماند جزای او حبس بااعمال شاقه از ده تا پانزده سال است.
اگر بواسطه سوء قصد جراحتی برئیس مملکت وارد آید که منجر بفوت نشود جزای مرتکب حداکثر مجازات مذکور است.
ماده 81 - هر کس علنا نسبت برئیس یک مملکت خارجی یا نماینده سیاسی یک مملکت خارجی در ایران بهر نحو از انحا توهین نماید محکوم بسه ماه تا دو سال حبس تادیبی خواهد شد مشروط به اینکه در ان مملکت نیز در موارد مذکوره نسبت بایران معامله متقابله شود.
در مورد این فقره تعقیب منوط بتقاضای دولت خارجی یا نماینده سیاسی است و در صورت استرداد تقاضا تعقیب جزایی نیز موقوف خواهد شد.
فصل دوم
در مخالفت و ضدیت با اساس حکومت ملی و آزادی
ماده 82 - هر یک از وزراء و اعضاء پارلمان و صاحبه منصبان و مامورین دولتی که بر ضد حکومت ملی قیام نماید یا حکم قیام را بدهد محکوم باعدام است.
ماده 83 - هر یک از اشخاص مذکور در ماده قبل که بر خلاف قانون آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند یا افراد ملت را از حقوقی که قانوناساسی بآنها داده محروم نماید از شغل خود منفصل و از پنج تا ده سال از حقوق اجتماعی محروم خواهد شد.
ماده 84 - هر گاه شخص مرتکب ثابت کند که ارتکاب او بامر یکی از روسا که صلاحیت تحکم باو را داشته و مجبور بامتثال امر او بوده استواقع شده از مجازات معاف خواهد شد و مجازات مزبوره در حق آمر مقرر خواهد گردید.
ماده 85 - در مورد ماده 83 هر گاه مدعی خصوصی که بر خلاف قانون حبس شده است از راه دعوی جزایی یا حقوقی مطالبه ضرر و خسارت خودنماید خسارت حبس کمتر از روزی پنج تومان نخواهد بود و مقدار سایر خسارات بر حسب اشخاص و اوضاع و احوال تعیین خواهد شد.
ماده 86 - هر گاه اقداماتیکه بر ضد قانون اساسی است بر حسب امضا ساختگی وزیر یا مامورین دولتی به عمل آمده باشد مرتکب و کسانی کهعالماً آن را استعمال کرده باشند به حبس با اعمال شاقه از پنج الی ده سال محکوم خواهند شد.
ماده 87 - هر گاه شخصی بر خلاف قانون حبس شده باشد و در خصوص حبس غیر قانونی خود شکایت بضابطین عدلیه یا مامورین نظمیه نمودهو آنها شکایت او را استماع نکرده و ثابت ننمایند که تظلم عارض را بمقامات عالیه اعلام و اقدامات لازمه را مرعی داشتهاند بانفصال از شغل خود وبمحرومیت از حقوق اجتماعی و به پنجاه الی پانصد تومان غرامت محکوم خواهند گردید و باید از عهده خسارات وارده به محبوس نیز به طوریکه در ماده 85 مذکور است بر آیند.
ماده 88 - مستحفظین محبس و توقیفگاه هر گاه بدون ورقه امری از طرف مستنطق یا محکمه یا مقامات صلاحیتدار دیگری شخصی را باسم محبوس بپذیرند به حبس تادیبی از دو ماه الی دو سال محکوم خواهند شد.
ماده 89 - هر گاه مستحفظین محبسها و توقیفگاهها از ارائه دادن یا تسلیم کردن محبوس بمدعیالعموم یا مستنطق یا از ارائه دادن دفاتر خود باشخاص مذکور امتناع کنند یا از رسانیدن تظلمات محبوسین بمقامات لازمه ممانعت یا خودداری نماید مشمول ماده قبل خواهند بود مگر اینکه ثابتنمایند که به موجب امر کتبی رسمی از طرف رئیس مستقیم خود مامور بآن بودهاند و در این صورت مجازات مزبور درباره آمر مقرر خواهد شد.
ماده 90 - هر گاه مدعی عمومی استیناف یا بدایت یا معاونین آنها یا مستنطقین یا قضات یا مامورین دولتی یکی از افراد مملکت را در مواردی که قانون مقرر نکرده است امر به توقیف دهند یا در غیر موارد معینه قانونی جزائاً تعقیب و قرار اتهام او را بدهند به محرومیت از حقوق اجتماعی محکومخواهند شد.
ماده 91 - اگر کسی که برای دادن اوراق تعرفه یا گرفتن ورقه رای در موقع انتخابات ماموریت دارد اعم از اینکه انتخابات راجع به اعضاء مجالسمقننه یا اعضاء انجمنهای ایالتی و غیره باشد در اوراق تعرفه یا آراء تقلب نموده یا آن را کم و زیاد کرده یا تغییر اسم در ورقه رای بدهد به حبس تادیبی ازسه ماه تا یک سال و بمحرومیت از حق انتخاب شدن در مدت سه سال محکوم خواهد شد و اشخاص دیگری که مرتکب جرائم مذکوره شوند بهحبس تادیبی از یکماه تا شش ماه محکوم خواهند گردید.
ماده 92 - هر کس آراء انتخابیه را بخرد یا بفروشد در مدت شش سال از حقوق مذکوره در ماده 15 و مشاغل دولتی و ملی محروم خواهد شد به علاوه خریدار بصد الی هزار تومان و فروشنده به حبس تادیبی از هشت روز الی یکماه و یا به پنج تا پنجاه تومان غرامت محکوم خواهد شد.
مجازات اشخاصی که در موقع انتخابات تهدید یا تطمیع مینمایند همان است که در قانون انتخابات مقرر است.
فصل سوم
در جنحه و جنایت بر ضد آسایش عمومی
مبحث اول
در سکه قلب
ماده 93 (منسوخ 1346/04/11)- هر کس شبیه هر نوع مسکوک طلا یا نقره داخله یا خارجه از قبیل پهلوی - اشرفی - لیره - دلار و نظایر آن را که مورد معامله واقع میشودبسازد یا عالماً و عامداً در ترویج مسکوک مذکور شرکت کند یا آن را عالماً عامداً داخل مملکت نماید به حبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال محکوممیشود.
ماده 94 (منسوخ 1346/04/11)- هر کس به قصد استفاده نامشروع به هر وسیله از قبیل تراشیدن، بریدن و نظایر آن از مقدار طلا یا نقره مسکوک داخله یا خارجه بکاهد و هرکس عالماً و عامداً در ترویج این قبیل مسکوکات شرکت کند یا آن را داخل مملکت نماید به حبس تادیبی از یک تا سه سال و به جزای نقدی از بیست هزار ریال تا دویست هزار ریال محکوم میشود.
ماده 95 (منسوخ 1346/04/11)- هر کس شبیه مسکوکات رایج داخلی یا خارجی غیر از طلا و نقره را بسازد و یا عالماً عامداً در ترویج آنها شرکت نماید یا عالماً عامداً آن راداخل مملکت نماید به حبس تادیبی از یک سال تا سه سال محکوم میشود.
ماده 96 (منسوخ 1346/04/11)- هرگاه اشخاصی که مرتکب جرائم مذکور در مواد 93 و 94 و 95 میشوند قبل از کشف قضیه مامورین تعقیب را از ارتکاب جرم مسبوقنموده یا در ضمن تعقیب به واسطه اقرار خود موجبات تسهیل تعقیب سایرین را فراهم آورند و یا مامورین دولت را به نحو موثری در کشف جرم کمکو راهنمایی کنند بنا بر پیشنهاد دادستان مربوط و موافقت دادستان کل از تعقیب و مجازات معاف خواهند شد.
مبحث دوم
در جعل و تزویر
ماده 97 - جعل و تزویر عبارت است از ساختن نوشته یا سند یا چیز دیگری بر خلاف حقیقت یا ساختن مهر یا امضای اشخاص رسمی یا غیررسمی یا به قصد تقلب خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن یا الحاق یا محو یا اثبات یا سیاه کردن یا تقدیم یا تاخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی یاالصاق متقلبانه نوشته بنوشته دیگری یا به کار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب آن و نظایر آن.
ماده 98 - هر کس یکی از اشیاء ذیل را جعل کند اعم از این که بالمباشره باشد یا به واسطه یا علم به جعل یا تزویر استعمال کند یا داخل مملکتنماید به حبس با اعمال شاقه از سه سال تا پانزده سال محکوم خواهد شد و اشیاء مزبوره از این قرار است:
1 - فرمان یا دستخط مملکت.
2 - احکام رئیس دولت یا وزراء.
3 - اوامر رئیس مجلس شورای ملی یا رئیس مجلس سنا.
4 - مهر دولت یا مهر رئیس مملکت یا مهر مجالس مقننه.
5 - مهر یا امضا یا علامت یکی از روساء یا مستخدمین دولتی یا نمایندگان مجالس مقننه از حیث مقام رسمی آنها.
6 - مهر یا تمبر یا علامت یکی از ادارات دولتی.
7 - اسناد یا حوالجات صادره از خزانه دولتی.
8 - منگنه یا علامتی که برای تعیین عیار طلا یا نقره به کار میرود.
9 (منسوخ 1346/04/11)- اسکناس رایج داخلی یا خارجی (به شرط معامله متقابل) یا اسناد بانکی نظیر براتهای قبول شده از طرف بانکها یا چکهای صادره از طرف بانکها و سایراسناد تعهدآور بانکی.
ماده 99 - هر کس مهر یا منگنه یا علامت یکی از ادارات عمومی یا شرکتهائیکه مطابق قانون تشکیل شده است یا یکی از تجارتخانهها را جعل کندیا با علم بجعل استعمال نماید به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.
ماده 100 - هر کس مهر یا تمبر یا علامت ادارات یا شرکتها یا تجارتخانههای مذکور در ماده قبل را بر خلاف ترتیب بد ست آورده و به طریقیکه بحقوق و منافع آنها ضرر وارد آورد استعمال کرده یا سبب استعمال آن گردد جزای او از دو ماه تا دو سال حبس تادیبی خواهد بود.
ماده 101 - اشخاصی که مرتکب جرائم مذکوره در مواد سابقه شدهاند هر گاه قبل از تعقیب به دولت اطلاع دهند و سایر مرتکبین را در صورت بودنمعرفی کنند یا بعد از تعقیب وسائل دستگیری آنها را فراهم نمایند از مجازات معاف خواهند گردید.
ماده 102 - هر یک از اجزاء و صاحبه منصبان دولتی که در حین اجرای وظیفه خود در احکام و تقریرات و نوشتجات و اسناد و سجلات و دفاتر وغیره آنها از نوشتجات و اوراق رسمی تزویر کند اعم از اینکه امضا یا مهر یا خطوط را تحریف کرده یا کلمهای الحاق کند یا اسامی اشخاص را تغییردهد محکوم به حبس با اعمال شاقه از پنج الی ده سال خواهد بود.
ماده 103 - اشخاصی که اجزاء و صاحبه منصبان دولتی نیستند هر گاه مرتکب یکی از جرائم مذکوره در ماده قبل شوند مجازات آنها حبس مجرداست که حداکثر آن از پنجسال تجاوز نخواهد نمود.
ماده 104 - هر یک از مستخدمین و اجزاء ادارات و محاکم عدلیه که در تحریر نوشتجات و قراردادهای راجعه بوظایفشان مرتکب جعل و تزویرشوند اعم از اینکه موضوع یا مضمون آن را تغییر دهند یا گفته و نوشته یکی از مقامات رسمی یا تقریرات یکی از طرفین را تحریف کنند یا امر باطلی راصحیح یا صحیحی را باطل یا چیزی را که بدان اقرار نشده است اقرار جلوه دهند محکوم به حبس از پنج الی ده سال با اعمال شاقه خواهند شد.
ماده 105 - هر کسی اوراق مجعوله مزبوره در سه ماده قبل را با علم به تزویر مورد استفاده قرار دهد محکوم به حبس مجرد از دو الی ده سالخواهد شد.
ماده 106 - هر کس بیکی از طرق مذکوره در اسناد یا نوشتجات غیر رسمی جعل یا تزویر کند به حبس مجرد از دو تا ده سال محکوم خواهد شد- و هر کس خطوط یا اسناد مذکوره در این ماده را با علم به تزویر مورد استفاده قرار دهد مجازات او حبس مجرد از دو تا پنج سال خواهد بود.
ماده 107 (منسوخ 1351/12/10)- هر کس تذکره عبور یا اقامت دولتی را جعل نموده یا تذکره را که اصلاً صحیح بوده در آن تزویر نماید یا تذکره مزور را عالماً استعمال کند یا باسم دیگری غیر از اسم حقیقی خود تذکره بگیرد یا برای گذرانیدن تذکره باسم مجعول شهادت کذب دهد به حبس تادیبی از سه ماه تا یک سالمحکوم خواهد شد.
ماده 108 (منسوخ 1351/12/10)- هر مستخدم و مامور دولتی که عالماً تذکره عبور یا اقامت باسم جعلی بدهد علاوه بر انفصال از خدمت به حبس تادیبی از یک تا سهسال و به تادیه پنجاه تا پانصد تومان غرامت محکوم خواهد شد.
ماده 109 - هر کس شخصاً یا بتوسط دیگری برای معافیت خود یا شخصی دیگر از خدمات دولت تصدیقنامه باسم طبیب یا جراح جعل کند به حبس تادیبی از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.
ماده 110 - طبیب یا جراح هر گاه تصدیقنامه بر خلاف واقع درباره شخصی برای معافیت از خدمت در ادارات رسمی بدهد از شش ماه تا دو سالحبس تادیبی و از ده الی صد تومان غرامت محکوم خواهد شد هر گاه تصدیقنامه مزبور بواسطه وعده و تعارف داده شده باشد به علاوه استرداد وضبط تعارف به حبس تادیبی از یک تا سه سال و بتادیه پنجاه تا پانصد تومان غرامت محکوم خواهد شد.
ماده 111 - مجازاتهای مذکوره در دو ماده فوق در صورتی که تصدیقنامه برای تقدیم بمحاکم باشد نیز مجری است.
ماده 112 - برای سایر تصدیقنامههای خلاف واقع که مورث ضرر شخص ثالثی بوده یا آنکه خسارت بر خزانه دولت وارد آورد مجازات مقصر ازشش ماه الی دو سال حبس و از پنجاه الی پانصد تومان غرامت خواهد بود.
مبحث سوم
در محو یا شکستن مهر و سرقت نوشتجات از اماکن دولتی
ماده 113 - هر گاه محلی یا چیزی بر حسب امر مقامات صالحه رسمی مهر شده باشد و کسی عمداً مهر مزبور را بشکند یا محو نماید مرتکب به حبس تادیبی از شش ماه تا دو سال و بتادیه پنجاه الی سیصد تومان غرامت محکوم خواهد شد در صورتی که مستحفظ مرتکب شده باشد به حبستادیبی از یک سال تا سه سال محکوم میشود در صورتی که مستحفظ مرتکب شده باشد به حبس تادیبی از یک سال تا سه سال محکوم میشود و اگرارتکاب بواسطه اهمال مستحفظ واقع گردد مجازات مستحفظ حبس تادیبی از یک تا شش ماه خواهد بود.
ماده 114 - هر گاه بعض یا کل نوشتجات یا اسناد یا اوراق یا دفاتر یا مطالبی که در دفاتر ثبت و ضبط دولتی مندرج یا در اماکن دولتی محفوظ یا نزداشخاصی که رسماً مامور حفظ آنها هستند سپرده شده ربوده یا معدوم یا تخریب شود دفتردار و مباشر ثبت و ضبط اسناد و سایر اشیائی که بواسطهغفلت آنها جرم مذکور وقوع یافته به حبس تادیبی از شش ماه الی سه سال محکوم خواهند شد.
ماده 115 - مرتکبین هر یک از انواع و اقسام جرمهای مشروح در ماده فوق هر گاه غیر از مستحفظین باشند محکوم به حبس مجرد از سه الی ششسال خواهند گردید و اگر خود امانتدار مرتکب یکی از جنایات فوقالذکر شود محکوم به حبس با اعمال شاقه از سه الی ده سال خواهد بود.
ماده 116 - در صورتی که مرتکب عنفاً مهر را محو نموده یا بشکند یا نوشتجات و اسناد را برباید یا معدوم کند محکوم به حبس با اعمال شاقه ازشش تا دوازده سال خواهد گردید و این مجازات مانع از اجرای مجازات هر جنحه و جنایتی که از قهر و تشدد حاصل شده نخواهد بود.
مبحث چهارم
در فرار محبوسین قانونی و اخفاء مقصرین
ماده 117 - محبوسی که از محبس فرار نموده برای همین اقدام از یک الی شش ماه محکوم به حبس خواهد بود و اگر برای فرار درب محبس راشکسته یا محبس را خراب کرده یا اعمال قوه نموده ضعف مجازات مزبوره درباره او مجری خواهد شد.
ماده 118 - هر گاه کسی بواسطه اتهام بجرم به موجب امر مقامی که قانوناً صلاحیت دارد دستگیر و یا به حکم محکمه توقیف و یا محکوم به حبس یا جزایی شدیدتر شده باشد و بواسطه اهمال و مسامحه مامورین که ماموریت حفظ یا ملازمت و مراقبت او را داشته فرار نماید مامور مذکور بهحبس تادیبی از سه ماه تا دو سال و بتادیه غرامت از پنجاه الی دویست تومان محکوم خواهد شد و این در صورتی است که شخص فراری محکوم یامتهم بجنایت بوده و الا محکوم به دو الی شش ماه حبس تادیبی و بتادیه ده الی صد تومان غرامت میشود.
ماده 119 - هر گاه محبوس یا توقیف شده فرار کرده و کسیکه مامور حفظ یا مراقبت و ملازمت او بوده با او مساعدت در فرار کرده یا برای او راهفرار تحصیل نموده یا با او مواضعه داشته است مامور مزبور به ترتیب ذیل مجازات خواهد شد:
هر گاه محبوس محکوم باعدام بوده مجازات مامور حبس با اعمال شاقه از سه الی ده سال است و اگر محکوم به حبس دائم یا موقت با اعمال شاقهبوده یا متهم بجرمی که مجازات آن اعدام است مجازات مامور حبس مجرد است از دو الی ده سال و در سایر احوال به شش ماه تا سه سال حبستادیبی محکوم خواهد شد.
ماده 120 - هر یک از مستخدمین و مامورین دولتی که در حدود قانون مامور دستگیری کسی بوده و برای همراهی با فرار آن کس در اجرایعملیاتی که برای دستگیری او لازم بوده مسامحه و اهمال کرده باشد به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.
ماده 121 - هر کس از افراد مردم عامداً موجبات فرار اشخاصی که قانوناً محبوس یا دستگیر شدهاند فراهم آورد به طریق ذیل مجازات خواهد شد:
هر گاه محبوس محکوم باعدام یا به حبس دائم با اعمال شاقه بوده مجازات او یک تا سه سال حبس تادیبی است و اگر محکوم به حبس غیر دائم بااعمال شاقه یا حبس مجرد یا متهم بجرمی بوده که مجازات آن اعدام است مجازات او حبس تادیبی از شش ماه تا دو سال خواهد بود و در سایراحوال از سه ماه الی یک سال.
ماده 122 - هر کس بشخص محبوس یا توقیف شده برای مساعدت بفرار اسلحه بدهد مجازات او از دو الی سه سال حبس تادیبی است.
ماده 123 - هر کس شخصی را که قانوناً دستگیر شده و فرار کرده یا کسی را که متهم بجنحه یا جنایتی است و قانوناً امر بدستگیری او شده استمخفی کند یا وسائل فرار او را فراهم کند به طریق ذیل مجازات خواهد شد.
هر گاه کسیکه فرار کرده محکوم باعدام بوده مجازات مخفیکننده یا کمک کننده باو در فرار حبس از یک تا سه سال است.
و اگر محکوم به حبس دائم یا موقت با اعمال شاقه بوده یا متهم بجرمی بوده که مجازات آن اعدام است محکوم به شش ماه الی دو سال حبس تادیبیخواهد شد. در سایر احوال مجازات از یکماه الی یک سال حبس تادیبی است.
ماده 124 - هر کس از وقوع جنایت یا جنحه مطلع شده و برای خلاصی مجرم از محاکمه و محکومیت مساعدت کند یا اینکه برای او منزل تهیهکند یا ادله جرم را مخفی نماید یا برای تبرئه مجرم ادله جعلی ابراز کند که عالم بعدم صحت آن باشد به ترتیب ذیل مجازات خواهد شد:
هر گاه جرم مجرم مستلزم حبس با اعمال شاقه یا حبس مجرد باشد جزای مرتکب از یکماه الی یک سال حبس تادیبی خواهد بود.
در سایر احوال از یکماه الی شش ماه حبس تادیبی محکوم خواهد شد.
اشخاص ذیل از مجازاتهای مذکوره در این ماده و ماده قبل معافند:
زوج و زوجه هر چند مطلقه باشند.
پدر و مادر و اجداد - اولاد و احفاد - برادران و خواهران و اشخاصی که با مجرمین قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم دارند.
مبحث پنجم
در غصب عناوین و مشاغل
ماده 125 - هر کس بدون سمت رسمی یا اذن از طرف دولت در مشاغل دولتی اعم از کشوری یا نظامی که قانوناً مربوط باو نبوده خود را دخیلکند از یک سال الی سه سال حبس خواهد شد.
و هر گاه برای دخالت در مشاغل مزبوره جعل سندی کرده باشد مجازات آن را نیز خواهد دید.
ماده 126 (منسوخ 1350/08/10)- هرکس بدون داشتن حق علناً لباسهای رسمی ماموران دولتی اعم از تشریفاتی یا متحدالشکل یا نشانها یا مدالها یا سایر امتیازات دولتیایران را بدون تغییر یا با تغییر جزئی که موجب اشتباه شود مورد استفاده قرار دهد در صورتی که عمل او به موجب قانون دیگری مستلزم مجازاتشدیدتری نباشد به حبس تادیبی از سه ماه تا یک سال و پرداخت غرامت از یکهزار ریال تا یکصد هزار ریال محکوم خواهد شد.
استفاده علنی و غیر مجاز لباسهای رسمی یا متحدالشکل ماموران کشورهای بیگانه یا نشانها یا مدالها یا سایر امتیازات دولتهای خارجی در ایران به شرط معامله متقابل یا در صورتی که موجب اختلال در نظم عمومی گردد مشمول مقررات این ماده است.
تبصره (منسوخ 1350/08/10)- استفاده البسه و اشیاء مذکور در این ماده در اجرای هنرهای نمایشی مشمول مقررات این ماده نخواهد بود.
مبحث ششم
در تخریب ابنیه و آثار
ماده 127 - هر کس نسبت به ابنیه و آثار مذهبی یا ملی یا تاریخی یا به اشیائی که برای نفع عموم یا تزیین اماکن مقدسه یا ملی نصب شده استخرابی وارد آورد به حبس مجرد از دو تا ده سال و بتادیه ضعف مخارجی که برای مرمت خرابی لازم است محکوم خواهد شد.
ماده 127 مکرر (منسوخ 1347/04/06)
1 (منسوخ 1347/04/06)- هر کس به قصد اضرار یا جلب منفعت بتمام یا قسمتی از ابنیه و تاسیسات یا تزئینات و ملحقات و یا اشیاء و لوازم اماکن تاریخی مذکور در قانونحفظ آثار عتیقه مصوب سال 1309 که به ثبت آثار ملی رسیده است خرابی وارد آورد به حبس مجرد از 2 تا ده سال محکوم میشود.
2 (منسوخ 1347/04/06)- هر کس اشیاء و لوازم و همچنین مصالح و قطعات آثار ملی و تاریخی را از موزهها و نمایشگاهها یا اماکن تاریخی و مذهبی و یا سایر اماکن که تحتحفاظت و نظارت دولت است سرقت کند یا با علم بمسروقه بودن اشیاء و لوازم مذکور را بخرد یا پنهان دارد به حبس مجرد از 2 تا 5 سال محکوممیشود.
3 (منسوخ 1347/04/06)- هر کس بدون اجازه وزارت فرهنگ و هنر در مجاورت آثار ملی و بناهای تاریخی تا شعاعی که آن وزارت تعیین و آگهی میکند مبادرت به عملیاتینماید که سبب تزلزل بنیان آنها شود یا در نتیجه آن عملیات بآثار و بناهای مذکور خرابی یا لطمه وارد آید به حبس تادیبی از 1 تا 3 سال محکوممیشود.
4 (منسوخ 1347/04/06)- هر کس اشیاء عتیقه مذکور در قانون حفظ آثار عتیقه را بدون رعایت ترتیبات مقرر در قانون مزبور از کشور خارج سازد به حبس تادیبی از 1 تا 3 سالمحکوم میشود.
شروع به ارتکاب جرم مذکور در این بند در حکم ارتکاب خواهد بود.
5 (منسوخ 1347/04/06)- هر کس بدون رعایت ترتیبات مقرر در قانون حفظ آثار عتیقه به قصد به دست آوردن اشیاء عتیقه در اراضی و تپهها و اماکن تاریخی حفاری کند به حبس تادیبی از 6 ماه تا 3 سال محکوم میشود ولو آنکه اراضی و تپهها و اماکن ملک شخصی او باشد.
6 (منسوخ 1347/04/06)- هر کس به اراضی و تپهها و اماکن تاریخی که به ثبت آثار ملی رسیده و مالک خصوصی نداشته باشد به قصد استفاده تجاوز کند به حبس تادیبی از6 ماه تا 2 سال محکوم میشود مشروط بر آن که وزارت فرهنگ و هنر قبلاً حدود و مشخصات این قبیل مناطق را در محل تعیین و علامتگذاری کردهباشد.
7 (منسوخ 1347/04/06)- کسانی که بخواهند خرید یا فروش اشیاء عتیقه را شغل خود قرار دهند باید از وزارت فرهنگ و هنر تحصیل پروانه کنند. ترتیب و شرایط صدورپروانه طبق آییننامهای که به تصویب وزارت فرهنگ و هنر خواهد رسید تعیین میشود.
وزارت فرهنگ و هنر از ادامه کار کسانی که تحصیل پروانه نکنند جلوگیری خواهد کرد و به علاوه متخلفین به حبس تادیبی از دو ماه تا شش ماهمحکوم میشوند.
تبصره 1 (منسوخ 1347/04/06)- کسانی که تا تاریخ تصویب این قانون بخرید یا فروش اشیاء عتیقه اشتغال دارند باید ظرف سه ماه از اجرای قانون تقاضای پروانه کنند درغیراین صورت مشمول مقررات این بند خواهند بود. وزارت فرهنگ و هنر نیز پس از احراز شرایط مقرر در آییننامه پروانه به نام آنان صادر خواهد کرد.
تبصره 2 (منسوخ 1347/04/06)- کسانی که تا تاریخ تصویب این قانون بخرید یا فروش اشیاء عتیقه اشتغال دارند در صورتی که ظرف شش ماه از تاریخ تصویب این قانونصورت ریز اشیاء خود را به وزارت فرهنگ و هنر تسلیم کنند اشیاء صورت داده شده مجاز شناخته میشود متخلفین از مقررات این تبصره از یک ماه تاسه ماه حبس تادیبی محکوم میشوند.
شرایط و ترتیب تسلیم صورت اشیاء مذکور و همچنین شرایط خرید و فروش اشیاء مذکور بعد از تسلیم صورت ریز اشیاء به موجب آییننامهای خواهدبود که به تصویب وزارت فرهنگ و هنر برسد.
8 (منسوخ 1347/04/06)- کسانی که خلاف ترتیب مقرر در قانون حفظ آثار عتیقه اشیاء عتیقه ثبت شده در فهرست آثار ملی را با علم و اطلاع از ثبت آن بفروش برسانند به حبس تادیبی از سه ماه تا یک سال محکوم میشوند.
9 (منسوخ 1347/04/06)- هر کس با اندود کردن یا رنگ زدن یا رسم کردن نقوش یا خطوط یا حک کردن و امثال آن آثار ثبت شده در فهرست آثار ملی را مستور کند یا موجبتغییر صورت و شکل یا وارد آمدن لطمه بتمام یا قسمتی از آنها بشود به حبس تادیبی از 6 ماه تا دو سال و پرداخت غرامت از بیست هزار تا دویستهزار ریال محکوم میشود.
10 (منسوخ 1347/04/06)- هر کس خلاف ترتیب مقرر در قانون حفظ آثار عتیقه به مرمت یا تعمیر یا تغییر و تجدید بنا و تزئینات ابنیه و آثار ثبت شده در فهرست آثار ملیمبادرت کند به حبس تادیبی از 2 تا 6 ماه محکوم خواهد شد.
11 (منسوخ 1347/04/06)- هر کس اشیاء عتیقه مذکور در قانون حفظ آثار عتیقه را بر حسب تصادف و اتفاق به دست آورد اگر چه در ملک خود او باشد باید حداکثر طرف15 روز به وزارت فرهنگ و هنر یا نمایندگان آن و یا مامورین انتظامی اطلاع دهد.
متخلفان از دستور این بند به 3 ماه تا یک سال حبس تادیبی و پرداخت پنجهزار تا پنجاه هزار ریال جریمه نقدی محکوم میشوند.
12 (منسوخ 1347/04/06)- در مورد جرائم مذکور در ماده 127 قانون مجازات عمومی و این ماده که وسیله اشخاص حقوقی انجام میشود هر یک از مدیران و مسئولان کهدستور دهنده باشند بر حسب مورد به مجازاتهای مقرر محکوم میشوند.
13 (منسوخ 1347/04/06)- اشیاء حاصله از جرائم مذکور در ماده 127 و این ماده تحت نظر وزارت فرهنگ و هنر توقیف میشود و در صورت محکومیت مرتکب دادگاه بنفع وزارت فرهنگ و هنر حکم بضبط اموال مذکور خواهد داد.
14 (منسوخ 1347/04/06)- در کلیه جرائم مذکور در ماده 127 قانون مجازات عمومی و این ماده وزارت فرهنگی و هنر بر حسب مورد شاکی یا مدعی خصوصی محسوبمیشود.
ماده 128 - هر کس درختهائی را که در میدانگاهها و باغهای عمومی و شوارع و نحو اینها غرس شده من غیر حق قطع یا تلف کند به حبس از ده روزالی یکماه محکوم خواهد شد و باید خساراتی را که وارد آورده است جبران کند.
فصل چهارم
در تقصیرات مامورین دولتی
مبحث اول
در تجاوز مامورین دولتی از حدود ماموریت خود و تقصیراتشان در اداء وظیفه
ماده 129 - هر یک از مستخدمین دولتی در هر رتبه و مقامی که باشد هر گاه برای جلوگیری از اجرای اوامر کتبی دولتی یا اجرای قوانین مملکتی یااجرای احکام یا اوامر عدلیه یا هر گونه امری که از مقامات قانونی صادر شده باشد قدرت رسمی خود را اعمال کند از خدمت دولت منفصل خواهد شد.
ماده 130 - هر گاه مستخدمین غیر قضایی دولت اعم از حکام و نواب حکام و مامورین نظمیه و امنیه و غیره در غیر موارد حکمیت در اموریکه داخل در صلاحیت محاکم عدلیه است دخالت نمایند و با وجود اعتراض متداعیین یا یکی از آنها یا اعتراض مقامات صلاحیتدار از قبیل مدعیالعمومهایا روسای محاکم رفع مداخله ننمایند از خدمت دولتی منفصل و از دو ماه الی سه سال محکوم به حبس تادیبی خواهند شد.
مبحث دوم
1 - در تعدیات مامورین دولتی نسبت به افراد
ماده 131 - هر گاه یکی از مستخدمین قضایی یا غیر قضایی دولت برای اینکه متهمی را مجبور به اقرار کند او را اذیت و آزار بدنی کرده یا در اینباب امری دهد به حبس با اعمال شاقه از سه الی شش سال محکوم خواهد شد و اگر متهم بواسطه اذیت و آزار فوت کند مرتکب مجازات قاتل و آمرمجازات آمر قتل را خواهد داشت.
ماده 132 - هر مستخدم دولت که محکوم را سختتر از مجازاتیکه مورد حکم است مجازات کند یا امر بآن نماید و یا جزایی دهد که مورد حکمنبوده است به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد و اگر اقدام مستخدم مزبور متضمن جرم دیگری نیز باشد مجازات همان جرم نیزدرباره او مجری خواهد شد.
ماده 133 - هر یک از مستخدمین دولتی یا هر شخصی که خدمت دولتی باو رجوع شده باشد در غیر از مواقعی که قانون مقرر داشته یا بدونترتیبات قانونی در منزل کسی بدون اجازه و رضای صاحب منزل داخل شود به حبس تادیبی از یک ماه تا یک سال محکوم خواهد شد مگر اینکه ثابتنماید که بامر یکی از روسای خود که صلاحیت حکم را داشته و مجبور باطاعت امر او بوده است اقدام کرده است در این صورت مجازات مزبور درحق آمر مجری خواهد شد و اگر مستخدم مزبور مرتکب یا باعث وقوع جرم دیگری نیز باشد مجازات آن را نیز خواهد دید.
ماده 134 - هر یک از صاحبه منصبان و مستخدمین و مامورین دولتی که به مناسبت وظیفه و شغل خود به جبر و قهر مال منقول کسی را بخرد یابدون حق بر آن مسلط شود یا مالک را اکراه بر فروش به کسی دیگر کند بدو ماه تا دو سال حبس تادیبی و به پنجاه الی پانصد تومان غرامت محکومخواهد شد و باید آنچه را گرفته عیناً یا اگر عین آن نباشد قیمت آن را بصاحبش رد کند.
ماده 135 - هر یک از مستخدمین دولتی در غیر از مواقعی که قانون اجازه داده یا مصلحت اهالی بر حسب ضرورت مقتضی باشد بدون امر دولتاشخاصی را سخره و بیگار بگیرد بدو ماه تا دو سال حبس تادیبی و پنجاه تا پانصد تومان غرامت محکوم خواهد شد و به علاوه باید اجرتالمثل عملآن اشخاص را تادیه کند.
تبصره)(منسوخ 1337/09/11) در صورتی که مرتکب غیر از مستخدمین دولت باشد به حبس تادیبی از یکماه تا شش ماه و یا بپرداخت غرامت نقدی از هزار ریال تا ده هزارریال و یا بهر دو مجازات محکوم خواهد شد و همچنین باید اجرتالمثل عمل آن اشخاص را تادیه کند.
ماده 136 - هر گاه یکی از مستخدمین دولتی در ضمن انجام وظائف خود یا به مناسبت آن بدون مجوز قانونی کسی را آزار کند یا امر به آزار کسیبنماید بحداکثر مجازات همان جرم محکوم خواهد شد.
ماده 137 - هر یک از مستخدمین دولت که در حین انجام ماموریت خود بجبر از کسی ماکولات یا علوفه بگیرد بدون اینکه قیمت عادله بدهد بههشت روز تا یکماه حبس تادیبی محکوم خواهد شد به علاوه باید از عهده خسارات وارده به صاحب مال بر آید.
ماده 138 - هر یک از مستخدمین دولتی مراسلات یا مخابرات اشخاص را در غیر مواردیکه قانون اجازه داده مفتوح یا توقیف یا معدوم نماید یااینکه بدون اجازه صاحبان آنها مطالب آنها را افشا کند محکوم به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال خواهد بود.
2 - در رشوه
ماده 139 (منسوخ 1307/04/02)- هر یک از مستخدمین قضایی یا غیر قضایی دولت که برای انجام امری که از وظائف آنان است وجه یا مالی را قبول کند اگر چه انجامآن امر بر طبق حقانیت بوده باشد مرتشی محسوب و مجازات آن انفصال دائمی از خدمت دولت و تادیه غرامت است معادل دو برابر آنچه که گرفتهاست.
در صورتی که میزان وجه یا قیمت مالی که اخذ کرده است بیش از یکصد تومان باشد مجازات مرتکب محرومیت از حقوق اجتماعی و تادیه غرامتاست معادل سه برابر آنچه که گرفته است و اگر میزان وجه یا قیمت مالی که اخذ کرده است بیش از پانصد تومان باشد علاوه بر مجازات فوق مرتکب بدو ماه الی یک سال حبس تادیبی نیز محکوم خواهد شد.
و نیز هر یک از اشخاص مذکوره هر گاه در مقابل اخذ وجه یا مال از انجام امری که وظیفه ایشان است امتناع ورزند مرتشی محسوب و بمجازاتهای فوق محکوم خواهند شد.
ماده 140 - هر یک از حکمها و ممیزین و مصدقین اعم از اینکه بتوسط محکمه معین شده باشند یا بتوسط طرفین هر گاه در مقابل اخذ وجه یامال بمساعدت یکی از طرفین تصمیم رای کنند محکوم به حبس تادیبی از دو ماه تا یک سال خواهند بود.
ماده 141 - هر گاه اخذ رشوه برای ارتکاب جنایتی باشد مجازات همان جنایت درباره مرتشی مقرر است.
ماده 142 - هر کس برای اقدام بامری یا امتناع از انجام امریکه از وظائف اشخاص مذکوره در ماده 139 - 140 میباشد وجه یا مالی بدهد راشیمحسوب و در صورتی که از مستخدمین دولت باشد مجازات مرتشی را خواهد داشت و اگر از مستخدمین دولت نباشد بدو ماه الی یک سال حبستادیبی یا بتادیه غرامت از یکصد تومان الی یکهزار تومان محکوم خواهد شد.
ماده 143 (منسوخ 1355/02/22)- هر گاه راشی مقامات صلاحیتدار را از دادن رشوه مطلع سازد و ادعای او نیز مقرون بدلائل و قرائن کافی باشد از تعقیب کیفری معاف میشود والا طبق ماده 269 مورد تعقیب قرار خواهد گرفت همچنین در صورتی که راشی ضمن تعقیب کیفری با اقرار خود موجبات کشف جرم یاتسهیل تعقیب مرتشی را فراهم نماید تعقیب کیفری او موقوف میگردد.
ماده 144 - هر گاه حکام محاکم جنائی برای حکم دادن بر علیه یا له متهم بهر اسم و رسم که باشد وجه یا مالی بگیرند محکوم به حبس مجرد ازدو تا ده سال خواهند گردید.
ماده 145 - در صورتی که حکام محاکم بواسطه ارتشاء حکم مجازاتی اشد از حبس مجرد داده باشند همان مجازات درباره خود قاضی نیز مقرراست.
ماده 146 - در هیچ موقعی اشیاء یا وجوهی که راشی به عنوان رشوه داده است باو مسترد نخواهد شد وجوه و اموال مزبوره به منفعت خزانهدولت ضبط میشود.
ماده 147 - اگر برای مقاصد مزبوره در مواد 139 - 140 - 141 - 144 مالی بلاعوض یا فاحشاً ارزانتر از قیمت معمولی یا صورتاً بقیمت معمولیو حقیقتاً بقیمت کمتر فاحشی به مستخدمین دولتی اعم از قضایی و اداری به طور مستقیم یا غیر مستقیم منتقل شود یا برای همان مقاصد مالی فاحشاً گرانتر از قیمت معمولی و یا صورتاً بقیمت معمولی و حقیقتاً بقیمت گران فاحشی از مستخدمین مستقیماً یا به طور غیر مستقیم خریداری گرددمستخدمین مزبور مرتشی و طرف معامله نیز راشی محسوب میشود.
ماده 148 (منسوخ 1307/04/02)- اگر مرتشی قبل از تعقیب وجه یا مالی را که اخذ کرده است مسترد دارد از مجازات معاف خواهد بود.
ماده 148 (منسوخ 1355/02/22)- در موردی که میزان رشوه بیش از ده هزار ریال باشد مرتشی علاوه بر مجازات مقرر بانفصال دائم از خدمت نیز محکوم خواهد شد.
3 - در امتناع از انجام وظایف قانونیه
ماده 149 - هر یک از فرماندهان و صاحبه منصبان کل و جزء قوای مسلحه مملکتی که پس از تقاضای کتبی قوای کشوری که در حدود قانون استاز اجرای ماموریت و وظیفه خود امتناع نماید از یکماه الی شش ماه محکوم به حبس خواهد گردید و هر گاه از این امتناع خسارتی وارد شود بجبران خسارات وارده نیز محکوم خواهد شد.
ماده 150 - هر یک از قضات محاکم یا مستنطقین یا مدعیالعمومها که تظلمی مطابق شرایط قانونی نزد او برده شده و رسیدگی بآن از وظائف اوبوده و با وجود این بهر عذر و بهانه اگر چه بعذر سکوت یا اجمال یا تناقض قانون امتناع از رسیدگی کند یا رسیدگی یا صدور حکم را بر خلاف قانونبتاخیر اندازد یا بر خلاف صریح قانون رفتار کند از شغل قضایی منفصل به علاوه بتادیه خسارات وارده نیز محکوم خواهد شد.
ماده 151 - هر یک از شهود تحقیق و مطلعین قضیه و اعضاء هیات منصفه و اعضاء انتخابی محاکم تجارت که برای حضور در محکمه احضارگردند و با نداشتن عذر موجهی که محکمه تشخیص دهد حاضر نشوند در مدت دو سال از شاهد تحقیق و عضویت هیات منصفه و حکم بودن وعضویت محکمه تجارت و عضویت انجمنهای بلدی محروم خواهد شد.
مبحث سوم
در تعدیات مامورین دولتی نسبت به دولت
1 - اختلاس اموال دولتی و خیانت مامورین
ماده 152 (منسوخ 1355/02/22)- هر یک از اشخاص مذکور در ماده 2 قانون تشکیل دیوان کیفر وجوه نقدی یا مطالبات یا حوالجات یا سهام و سایر اسناد و اوراق بهادار یاسایر اموال متعلق به هر یک از سازمانها و موسسات مندرج در آن ماده یا اشخاص را که بر حسب وظیفه باو سپرده شده است بنفع خود یا دیگری برداشت و تصاحب کرده یا عمداً تلف نماید مختلس محسوب و به ترتیب زیر مجازات خواهد شد:
در صورتی که میزان اختلاس تا پنجهزار ریال باشد مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس جنحهای و هر گاه بیش از این مبلغ باشد بدو تا ده سال حبسجنایی درجه 2 و انفصال دائم از خدمت محکوم میشود و در هر دو مورد علاوه بر رد وجه یا مال مورد اختلاس به جزای نقدی معادل دو برابر آن نیزمحکوم خواهد شد.
تبصره 1 - مجازات شروع باختلاس در مواردی که جنحه محسوب میشود حداقل حبس مقرر برای آن جرم است.
تبصره 2 - هر گاه مرتکب اختلاس قبل از صدور کیفرخواست تمام وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد نماید دادگاه میتواند او را از جزای نقدی معافکند.
ماده 153 (منسوخ 1355/02/22)- هر یک از اشخاص مذکور در ماده قبل وجوه یا اموال مندرج در آن ماده یا مالی را که بر حسب وظیفه در اختیار دارد مورد استفاده غیر مجازقرار دهد بدون آن که قصد تملک آن را بنفع خود یا دیگری داشته باشد متصرف غیر قانونی محسوب و به ترتیب زیر مجازات خواهد شد:
1 - در صورتی که وجوه یا اموال را بنفع خود یا دیگرﻯ مورد استفاده غیر مجاز قرار دهد و میزان انتفاع از ده هزار و یک ریال تا یکصد هزار ریال باشد مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس جنحهای و هر گاه بیش از این مبلغ باشد بدو تا ده سال حبس جنائی درجه 2 و انفصال دائم از خدمت محکوممیگردد و در هر دو مورد علاوه بر رد مبلغ مورد انتفاع به جزای نقدی معادل دو برابر آن نیز محکوم خواهد شد.
2 - در موردی که وجوه یا اموال عامداً بمصارفی رسیده که اساساً در قانون اعتباری برای آن منظور نشده یا در غیر مورد معین یا زائد بر اعتبار مصوب مصرف شده و میزان آن بیش از ده هزار ریال باشد مرتکب به حبس جنحهای از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد. همین مجازات مقرر است برای موردی که وجوه سپرده اشخاص برخلاف مقررات قانونی در سازمان یا موسسه مصرف شده باشد.
3 - در صورتی که وجوه یا اموال مذکور در بند یک یا دو بیش از ده هزار ریال نباشد و در سایر مواردیکه وجوه یا اموال بدون رعایت مقررات قانونیمصرف شود عمل مرتکب تخلف اداری محسوب و در دادگاه اداری تعقیب خواهد شد.
عدم ضبط سپرده یا عدم وصول وجه تخلف در مواردی که در قانون یا قرارداد پیشبینی شده یا پرداخت سپرده قبل از موعدیکه مقرر بوده مشمول اینبند میباشد.
تبصره 1 - متعهد نمودن سازمان یا موسسه به نحو مذکور در این ماده در حکم تصرف غیر قانونی محسوب و مرتکب حسب مورد به مجازاتهای مقرردر ماده فوق محکوم میشود مگر آنکه عمل مرتکب مستلزم مجازات شدیدتری باشد.
تبصره 2 - هر گاه محرز شود مرتکب بر حسب ضرورت اداری یا تامین مصالح اجتماعی وجوه یا اموال را در غیر مورد معین یا زائد بر اعتبار مصوب مصرف کرده یا ایجاد تعهد غیر مجاز نموده به پیشنهاد وزیر دادگستری یا وزیر وزارتخانه مربوط و تصویب هیات وزیران از تعقیب کیفری معاف میشود ولی هر گاه مرتکب به جهت دیگری از مقررات مالی تخلف کرده باشد قابل تعقیب در دادگاه اداری خواهد بود.
تبصره 3 - در تمام مواردیکه تصرف غیر قانونی موجب ضرر و زیان شده باشد متضرر از جرم میتواند حسب مورد از دادگاه جزا یا دادگاه حقوق ضرر وزیان خود را مطالبه نماید. در مورد شق 1 این ماده هر گاه مقدار ضرر و زیان بیش از میزان انتفاع باشد دادگاه حکم بپرداخت مابهالتفاوت خواهد داد.
ماده 153 مکرر (منسوخ 1355/02/22)- هر شخصی که عهده دار انجام معامله یا ساختن چیزی یا نظارت در ساختن یا امر بساختن آن برای هر یک از سازمانها و موسسات مذکور در ماده 2 قانون تشکیل دیوان کیفر بوده بواسطه تدلیس در معامله از جهت تعیین مقدار یا صفت یا قیمت بیش از حد متعارف مورد معامله یاتقلب در ساختن آن چیز نفعی برای خود یا دیگری تحصیل کند که موجب ضرر و زیان سازمان یا موسسه باشد حسب میزان ضرر وارده به مجازاتمختلس محکوم خواهد شد. هر گاه مرتکب کارمند سازمانها و موسسات فوق نباشد به جای انفصال از خدمت حکم به محرومیت از استخدام در تمام سازمانها و موسسات مزبورداده خواهد شد.
ماده 154 - هر یک از مستخدمین دولتی که مامور اخذ مالی بنفع دولت است بر خلاف قانون یا زیاده بر مقررات قانون وجه یا مالی اخذ کند یا امربه اخذ آن نماید باختلاف مراتب به حبس تادیبی از هشت روز الی سه سال و بتادیه غرامتی معادل ضعف آنچه که گرفته است محکوم خواهند شد و به علاوه باید آنچه را که بدون حق گرفته است بصاحب آن رد نماید - مجازات مذکوره در این ماده در مورد اشخاصی نیز که مامور باخذ مال بنفع بلدیه میباشند مجری خواهد شد.
ماده 155 - هر یک از مستخدمین و مامورین دولتی که بر حسب ماموریت خود اشخاصی را اجیر یا استخدام کرده یا مباشرت حمل و نقل اشیائی را نموده و تمام یا قسمتی از اجرت اشخاص یا اجرت حمل و نقل را که بتوسط آنها به عمل آمده به حساب دولت آورده ولی نپرداخته به حبس از یکماه تا سه سال محکوم میشود و همین مجازات مقرر است درباره مستخدمینی که اشخاص را بدون اجرت سخره و بیگار گرفته و اجرت آنها را خودبرداشته و با دولت محسوب نماید و در هر صورت باید علاوه بر رد اجرت دو برابر آنچه که برداشته است غرامت بدهد.
ماده 156 - هر یک از مستخدمین و مامورین دولتی که بر حسب ماموریت خود حق داشته است اشخاصی را استخدام و اجیر کند و بیش از عدهایکه اجیر یا استخدام کرده است پای دولت محسوب نماید و یا نوکرهای شخصی خود را جزو خدمه دولت محسوب نموده و حقوق آنها را به حساب دولت منظور بدارد محکوم به حبس تادیبی از سه ماه تا سه سال و تادیه ضعف مبلغی که به ترتیب فوق پای دولت محسوب داشته است خواهد گردید.
ماده 157 - هر یک از مستخدمین و مامورین دولتی که بالمباشره یا بتوسط وسائط در معاملات و مزایدهها و مناقصهها و تخصیصات وامتیازات دولتی که در تحت مدیری یا نظارت او به عمل آمده نفعی برای خود منظور دارد یا بدون ماموریت از طرف دولت بر عهده دولت چیزی بخرد یابسازد یا در موقع پرداخت وجوهی که بر حسب وظیفه به عهده او بوده یا تفریغ حسابی که باید به عمل آورد برای خود نفعی منظور دارد علاوه برانفصال از خدمت دولت محکوم بتادیه ضعف انتفاعی که منظور داشته است خواهد شد.
ماده 158 - هر یک از مستخدمین دولت اعم از قضات و غیره نوشتجات و اوراق و اسنادی را که بر حسب وظیفه نزد آنها ودیعه گذاشته یا برایانجام وظائفشان بآنها داده شده معدوم یا مخفی نمایند یا به کسی بدهند که قانوناً از دادن بآنکس ممنوع میباشند علاوه بر انفصال از خدمت دولتمحکوم به حبس از یک تا سه سال خواهد بود.
ماده 159 - هر یک از مامورین ادارات و محاکم عدلیه که از روی غرض و بخلاف حق درباره یکی از طرفین رایی داده یا اقدامی کرده باشد درحکم مامورینی خواهد بود که خیانت در وظائف خود نموده باشند و محکوم بانفصال از خدمت دولت از یک الی سه سال خواهد بود و در صورتتکرار محکوم بانفصال دائمی خواهد بود.
فصل پنجم
در جنحه و جنایت نسبت بمامورین دولت
مبحث اول
در تمرد نسبت بمامورین دولت
ماده 160 - هر گونه حمله یا مقاومتی که با اقدام عملی به طور تجری نسبت بمامورین دولت در حین انجام وظیفه آنها به عمل آید تمرد محسوبمیشود و مجازات آن از قرار ذیل است:
1 - هر گاه متمرد در حین اقدام دست باسلحه کند به حبس مجرد از دو الی شش سال.
2 - هر گاه متمرد مسلح بوده ولی دست باسلحه نکند به حبس تادیبی از چهار ماه تا دو سال.
3 - هر گاه متمرد غیر مسلح باشد به حبس تادیبی از سه ماه الی یک سال محکوم خواهد شد.
ماده 161 - اگر متمرد در موقع تمرد مرتکب جنایت یا جنحه دیگری هم گردد در صورتی که مجازات آن جرم اشد از مجازات تمرد باشد بمجازاتجرم مزبور و الا بمجازات تمرد محکوم خواهد شد.
مبحث دوم
در هتک حرمت نسبت به نمایندگان ملت و مامورین دولتی
ماده 162 - هر کسی نسبت بیکی از مستخدمین دولتی یا اعضاء دیوان محاسبات چه در حین اجرای ماموریت چه بسبب آن باشاره یا قول یاتهدید و غیره اهانت کند به حبس تادیبی از هشت روز تا یک سال محکوم خواهد شد - و اگر توهین نسبت بوزیر یا معاون او شده باشد مرتکب بسه ماه الی سه سال حبس تادیبی محکوم خواهد شد. و اگر توهین مزبور را نسبت بیکی از محاکم عدلیه یا محاکم اداری یا یکی از اعضاء آنها در حالانعقاد جلسه محاکمه وارد آورد به حبس تادیبی از یکماه تا دو سال محکوم میشود.
ماده 163 - هر کسی بیکی از طرق مذکوره در ماده قبل نسبت بنمایندگان ملت توهین نماید به حبس تادیبی از سه ماه تا سه سال محکوم خواهدشد و هر گاه توهین نسبت بمستخدمین اداری مجلس وارد شده باشد مرتکب به حبس تادیبی از هشت روز الی یک سال محکوم خواهد شد.
ماده 164 - هر گاه کسی بیکی از طرق مذکوره نسبت بروساء یا اعضای انجمنهای بلدی یا ایالتی یا ولایتی یا نسبت بهیات منصفه یا مصدقینمحاکم تجارتی توهین نماید به حبس تادیبی از یکماه الی یک سال محکوم خواهد شد. اگر توهین نسبت بیکی از مستخدمین انجمنهای مذکوره به عمل آمده باشد مجازات مرتکب حبس تادیبی از هشت روز الی شش ماه است.
ماده 165 - هر گاه کسی بیکی از اشخاص مذکوره در سه ماده قبل در حین انجام وظیفه یا بسبب انجام آن با حربه یا بیحربه ضربه یا صدمه واردآورد در صورتی که آن ضربه موجب جراحت نگردد بحداکثر مجازاتی که برای توهین به هر یک از اشخاص مذکوره مقرر است محکوم خواهد شد.
ماده 166 - هر گاه نسبت باشخاص مذکوره در ماده 162 و 163 و 164 صدمات بدنی وارد آورد که موجب جرح یا مرض گردد مقصر به حبسمجرد از دو الی پنجسال محکوم خواهد شد.
همین مجازات در مواردی نیز مقرر است که فعل از روی تهیه و تصمیم قتل یا کمین کردن بوده است ولو آنکه منجر بجراحت یا مرضی نشود.
ماده 167 - در صورتی که ضربه یا جراحات وارده بر اشخاص مذکوره در مواد 162 و 163 و 164 به قصد قتل آنان بوده باشد مرتکب به حبس بااعمال شاقه از پنج الی ده سال محکوم خواهد شد.
فصل ششم
در اجتماع و مواضعه برای ارتکاب جرائم
ماده 168 - هر گاه دو نفر یا بیشتر اجتماع و مواضعه نمایند که جنحه یا جنایتی بر ضد امنیت خارجی یا داخلی مملکت یا بر ضد اساس حکومتملی و آزادی یا بر ضد اعراض یا نفوس یا اموال مردم مرتکب شوند یا وسائل ارتکاب آن را فراهم نمایند به قرار ذیل محکوم خواهند گردید:
1 - اگر اجتماع و مواضعه برای ارتکاب جنحه باشد مرتکب از هشت روز تا سه ماه به حبس تادیبی محکوم میشود.
2 - اگر اجتماع و مواضعه برای ارتکاب جنایت بر ضد نوامیس یا نفوس یا اموال باشد مرتکب به حبس تادیبی از سه ماه تا یک سال محکومخواهد شد.
3 - اگر اجتماع و مواضعه برای ارتکاب جنایت بر ضد امنیت داخلی مملکت یا بر ضد اساس حکومت ملی و آزادی باشد مرتکب محکوم به حبس تادیبی از شش ماه تا دو سال یا به اقامت اجباری از یک سال تا سه سال خواهد بود.
4 - اگر اجتماع و مواضعه برای ارتکاب جنایت بر ضد امنیت خارجی مملکت باشد مرتکب به حبس مجرد از دو تا پنج سال محکوم خواهد شد.
ماده 169 - هر کس با مرتکبین جرائم مزبوره در ماده فوق از روی عمد و اختیار مساعدت نموده و از برای آنها آلات و ادوات یا اسباب ارسال ومرسول مکاتبات یا محل اجتماع فراهم کند محکوم به حبس تادیبی از هشت روز تا شش ماه خواهد گردید.
اشخاصیکه مرتکب یکی از جرائم مذکوره در این ماده و ماده قبل گردیدهاند هر گاه قبل از هر گونه تعقیبی مقامات مقتضیه را از مواضعه و تشکیلاجتماع مطلع سازند از مجازات معاف میشوند.
چون به موجب قانون مصوب دهم عقرب 1303 شمسی « وزیر عدلیه مجاز است کلیه لوایح قانونی را که در دوره پنجم تقنینیه بمجلس شورای ملی پیشنهاد نموده و یا مینماید پس از تصویب کمیسیون عدلیه مجلس شورای ملی به موقع اجرا گذارده پس از آزمایش آنها در عمل نواقصی را که در ضمن جریان ممکن است معلوم شود تکمیل و ثانیاً برای تصویب بمجلس شورای ملیپیشنهاد نماید» علیهذا « قسمت اول قانون مجازات عمومی» که مشتمل بر 169 ماده است و به تصویب کمیسیون عدلیه مجلس شورای ملی رسیده قابلاجرا است. به تاریخ 23 دیماه 1304 شمسی.
رئیس مجلس شورای ملی - سید محمد تدین
باب سوم
در جنحه و جنایات نسبت به افراد
فصل اول
در قتل و جرح و ضرب
ماده 170 - مجازات مرتکب قتل عمدی اعدام است مگر در مواردی که قانوناً استثنا شده باشد.
ماده 171 - هر کس عمداً بد یگری جرح یا ضربی وارد آورد که منتهی بموت مجنیعلیه گردد بدون اینکه مرتکب قصد کشتن را داشته باشد به حبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال محکوم خواهد شد مشروط بر اینکه آلتی که استعمال شده است آلت قتاله نباشد و اگر آلت قتاله باشد مرتکب درحکم قاتل عمدی است.
ماده 172 - هر کس عمداً بدیگری جرح یا ضربی وارد آورد که موجب قطع یا نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضاء و یا منتهی بمرض دائمی یا فقدان یکی از حواس مجنیعلیه گردد از دو تا ده سال به حبس مجرد محکوم خواهد گردید و در صورتی که منتهی بزوال عقل گردد بحداکثر مجازات مزبور محکوم خواهد شد.
ماده 173 - هر گاه صدمه وارده موجب مرض یا سلب قدرت کار کردن از کسیکه صدمه خورده در مدتی زاید بر بیست روز گردد مرتکب بشش ماه تا یک سال حبس تادیبی محکوم خواهد شد اگر صدمه وارده موجب مرض یا سلب قدرت کارکردن از کسی که صدمه خورده است نباشد یافقط در مدتی که کمتر از بیست روز است باشد مرتکب به هشت روز الی پنجماه حبس تادیبی محکوم خواهد شد.
تبصره (منسوخ 1344/04/06)- در مورد این ماده هر گاه جرح به وسیله چاقو یا هر نوع اسلحه وارد شود اگر عمل مشمول قسمت اول ماده گردد کیفر آن حبس تادیبی از شش ماه تا دوسال و اگر عمل مشمول قسمت اخیر ماده گردد کیفر آن حبس تادیبی از سه ماه تا یک سال خواهد بود. به علاوه در هر دو مورد دادگاه مرتکب را باقامتاجباری از شش ماه تا دو سال در یکی از نقاط کشور که از طرف دادگستری تعیین خواهد شد محکوم مینماید در مورد این تبصره تعقیب منوط به شکایت زیان دیده از جرم نبوده و استرداد شکایت نیز موثر نخواهد بود.
ماده 174 - هر گاه کسی بغیر عمد جرح یا ضربی وارد آورد یا سبب وقوع آن گردد بهشت روز الی یکماه حبس تادیبی و بتادیه شش الی سیتومان غرامت یا فقط بیکی از این دو مجازات محکوم خواهد شد مگر اینکه جرح یا ضرب غیر عمدی ناشی از بیاحتیاطی یا مخالفت با نظاماتدولتی باشد در این صورت مرتکب بهر دو مجازات محکوم میشود.
ماده 175- هر گاه در اثناء منازعه که چند نفر بخصوص در آن مشارکت داشتهاند قتل یا جرح یا ضرب واقع شود و مرتکب شخصاً معلوم نباشدهر یک از آنها در صورت وقوع قتل به یک الی سه سال و در صورت وقوع جرح بسه ماه الی یک سال و در صورت وقوع ضرب بسه الی شش ماه حبس تادیبی محکوم میشود.
ماده 175 مکرر (منسوخ 1313/03/03)- هر گاه در قتل یا ضرب یا جرح عمدی که در غیر مورد منازعه واقع شده دو یا چند نفر دخالت نمایند بدون اینکه معلوم گردد مرتکب اصلی کدام یکی است هر یک از مداخلهکنندگان در صورت وقوع قتل بسه الی 10 سال حبس با اعمال شاقه و در صورت وقوع جرح یا ضرب بر حسب مورد بمجازات های مقرر در ماده 172 و یا ماده 173 محکوم میگردد.
ماده 176 - هر کس عمداً بد یگری ادویه یا مشروباتی بدهد که موجب قتل یا مرض یا عجز او از کار گردد مثل آنست که بواسطه جرح یا ضربموجب آن شده باشد و همان مجازات را خواهد داشت.
ماده 177 - در صورتی که قتل غیر عمدی بواسطه بیمبالاتی یا بیاحتیاطی یا اقدام به امری که مرتکب در آن مهارت نداشته یا عدم رعایتنظامات دولتی واقع شود به حبس تادیبی از یک سال تا سه سال محکوم خواهد شد به علاوه ممکن است محکمه مرتکب را از پنجاه الی پانصد تومانغرامت نیز محکوم کند.
ماده 178 - هر کس جسد مقتولی را با علم بقتل مخفی کند یا قبل از اینکه باشخاصی که قانوناً مامور کشف و تعقیب جرائم هستند خبر دهد آنرا دفن کند از دو ماه تا یک سال محکوم به حبس تادیبی خواهد شد.
ماده 179 - هر گاه شوهری زن خود را با مرد اجنبی در یک فراش یا در حالی که به منزله وجود در یک فراش است مشاهده کند و مرتکب قتل یاجرح یا ضرب یکی از آنها یا هر دو شود معاف از مجازات است.
هر گاه کسی به طریق مزبور دختر یا خواهر خود را با مرد اجنبی ببیند در حقیقت هم علاقه زوجیت بین آنها نباشد و مرتکب قتل شود از یکماه تا ششماه به حبس تادیبی محکوم خواهد شد و اگر در مورد قسمت اخیر این ماده مرتکب جرح یا ضرب شود به حبس تادیبی از هشت روز تا دو ماه محکوممیشود.
ماده 180 - هر کس بواسطه ضرب یا هر نوع اذیتی عمداً موجب سقط حمل زنی گردد به حبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال محکوم خواهدشد.
ماده 181 - هر کس بواسطه دادن ادویه یا وسائل دیگری موجب سقط حمل زنی گردد جزای او از یک تا سه سال حبس تادیبی است و اگر زنحامله را دلالت باستعمال وسائل مذکوره نماید جزای او از سه تا شش ماه حبس تادیبی خواهد بود.
ماده 182 - زنی که عالماً بدون اجازه طبیب راضی بخوردن ادویه یا ماکولات یا مشروبات یا استعمال وسائل مذکوره شده یا تمکین از استعمال آنوسائل کرده وباینواسطه حمل خود را ساقط کرده باشد مجازات او از یک تا سه سال حبس تادیبی است و اگر این اقدام زن در نتیجه امر شوهر خود باشدزن از مجازات معاف و شوهر بمجازات مذکور محکوم خواهد شد.
ماده 183 - طبیب یا قابله یا جراح یا دوافروش و اشخاصیکه به عنوان طبابت یا قابلگی یا جراحی و یا دوافروشی وسائل سقط حمل را فراهمآورند از سه تا ده سال حبس با اعمال شاقه محکوم خواهند شد مگر اینکه ثابت شود که این اقدام طبیب یا قابله یا جراح برای حفظ حیات مادرمیباشد.
ماده 184 - قتل و جرح و ضرب هر گاه در مقام دفاع از نفس یا عرض یا مال خود مرتکب یا شخص دیگری واقع شود با رعایت مواد ذیل مرتکبمجازات نمیشود مشروط بر اینکه دفاع متناسب با خطری باشد که مرتکب را تهدید میکرده است.
ماده 185 - در مورد هر فعلی که مطابق این قانون جرم بر نفس یا عرض محسوب میشود ولو اینکه از مامورین دولتی صادر گردد استعمال هر گونهمقاومت و قوه برای دفاع از نفس یا عرض جایز خواهد بود و برای دفاع از مال جایز است استعمال قوه لازمه برای رد هر فعلی که به موجب مواد 222 و223 و 224 جرم محسوب شده است.
ماده 186 - در مواقعیکه توسل بقوای دولتی برای دفاع ممکن باشد بدون اینکه وقت فوت شود ضرری وارد آید موقعی برای عنوان دفاعنخواهد بود.
ماده 187 - مقاومت با قوای نظمیه و امنیه در موقعی که مشغول انجام وظیفه خود باشند دفاع محسوب نمیشود ولی هر گاه قوای مزبوره از حدودوظیفه خود خارج شود و بر حسب ادله و قرائن موجوده خوف آن باشد که عملیات آنها موجب قتل یا جرح یا تعرض بعرض گردد در این صورت دفاع در مقابل آنها نیز جائز است.
ماده 188 - در مقام دفاع از نفس و عرض در موارد ذیل قاتل عمد از مجازات معاف خواهد بود:
اول - برای دفاع از قتل یا جرح شدید و ضرب و آزار شدید در صورتی که خوف از این امور مستند بقرائن معقوله باشد.
دوم - برای دفاع از کسیکه در صدد هتک عرض و ناموس دیگری به اکراه و عنف بر آید.
سوم - برای دفاع از کسیکه در صدد سرقت و ربودن انسانی بر آید.
ماده 189 - قتل عمد در مقام دفاع از مال در موارد ذیل مجازات نخواهد داشت.
اول - در موارد مواد 222 و 223 و 224.
دوم - در مورد ورود در منزل مسکون یا ملحقات محصوره آن در شب به وسیله بالا رفتن از دیوار یا شکستن در یا امثال آن.
سوم - هر فعلیکه بر حسب قرائن معقوله موجب خوف قتل یا جرح شدید یا ضرب و آزار شدید باشد.
ماده 190 - اگر دفاع برای جلوگیری از سرقتی باشد که در غیر مواد 222 و 223 و 224 مذکور است یا برای جلوگیری از هر جرم دیگری نسبت باموال باشد مجازات مرتکب قابل تخفیف است.
ماده 191 - در مورد ماده قبل هر گاه جنایت مرتکب مستوجب اعدام یا حبس دائم با اعمال شاقه باشد مجازات حبس تادیبی از یک سال تا سه سالبرای او مقرر میشود و اگر مستوجب حبس غیر دائم بوده حبس تادیبی از شش ماه الی دو سال خواهد داشت و اگر تقصیر او فقط جنحه باشد از یکالی شش ماه حبس خواهد شد.
ماده 192 (منسوخ 1309/12/30)-در مورد مواد 170 و 171 و 172 و قسمت اول ماده 173 و مواد 175 و 176 هر کاه [هرگاه]موجبات تخفیفی از قبیل عفو از طرف مدعی خصوصی یا علل دیگر موجود باشد محکمه میتواند مرتکب را به حداقل مجازات محکوم و یا مجازات را یک درجه و در موارد اعدام دو درجه تخفیف دهد.
فصل دوم
در توقیف و حبس غیر قانونی
ماده 193 - هر کس اعم از حکام و نواب حکام و سایر مامورین دولتی و غیر آنها بدون حکمی از مقامات صلاحیتدار در غیر مواردی که قانون جلبو توقیف اشخاص را تجویز نموده شخصی را توقیف یا حبس کند یا عنفاً در محلی مخفی نماید محکوم بسه سال حبس تادیبی و محرومیت ازخدمات دولتی خواهد بود کسیکه با علم و اطلاع برای ارتکاب جرم مزبور مکانی تهیه کرده و بدین طریق معاونت با مرتکب نموده باشد به حداقلهمان مجازات محکوم خواهد شد.
اگر مرتکب قبل از آنکه تعقیب شود شخص توقیف شده را رها کند در صورتی که شخص مزبور را زیاده از پنج روز توقیف نکرده باشد مجازات اوحبس تادیبی از دو ماه الی شش ماه و تادیه غرامت از ده الی پنجاه تومان خواهد بود.
اولیای قانونی اطفال از قبیل پدر نسبت به اولاد و ولی نسبت بمجنون و قیم نسبت بصغیر و معلم نسبت بشاگردان از مفاد این ماده مستثنیمیباشند مشروط بر اینکه اقدام اولیاء از حد تادیب و اقدام معلمین از حدود وظائف رسمیه مربوط بمدارس تجاوز ننماید.
ماده 194 - هر گاه مرتکب جرم مذکور در ماده قبل اسم و عنوان مجعول یا اسم و علامت مامورین دولت یا لباس منتسب بآنها را به تزویر اختیارکرده یا حکم جعلی بمقامات مقتضیه ابراز نموده باشد جزای او حبس مجرد از دو تا پنجسال است و اگر توقیف شده را تهدید بقتل نموده یا شکنجهو آزار بدنی وارد آورده باشد جزای او حبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال خواهد بود.
فصل سوم
در جنحه و جنایت نسبت باطفال
ماده 195 - هر کس طفلی را که تازه متولد شده است بدزدد یا مخفی کند یا او را به جای طفل دیگر یا متعلق بزن دیگر غیر از مادر طفل قلم دهد،به شش ماه الی سه سال حبس تادیبی محکوم خواهد شد.
ماده 196 - هر گاه طفلی که موضوع تقلبات مذکوره واقع شده زنده بودنش مسلم نشده باشد مجازات مقصر از یکماه الی شش ماه حبس تادیبیاست و اگر مسلم شود که طفل مزبور متوفی بوده مجازات مقصر از هشت روز تا دو ماه حبس تادیبی خواهد بود.
ماده 197 - اگر کسی غیر از مادر طفلی را که باو سپرده شده بود در موقع مطالبه اشخاصی که حق مطالبه دارند از دادن امتناع کند به یک الی شش ماه حبس تادیبی محکوم خواهد شد.
ماده 198 - هر کس شخصاً یا بتوسط دیگری طفلی را که به سن هفت سال نرسیده است یا شخصی را که عاجز بوده و برای محافظت خود قادرنمیباشد در جائیکه خالی از سکنه است رها کند به حبس تادیبی از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.
ماده 199 - در مورد ماده قبل هر گاه به طفل یا به شخص عاجز صدمه آسیبی وارد آید یا فوت شود رهاکننده در صورت عامد بودن در اقدام خود به جزای فاعل آن صدمه مجازات خواهد شد.
ماده 200 - هر کس شخصاً یا بتوسط دیگری طفلی را که به سن هفت سال نرسیده است یا شخصی را که عاجز بوده و برای محافظت خود قادرنمیباشد در آبادی رها کند به حبس تادیبی از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد مشروط بر اینکه طفل یا شخص عاجز در تکفل فاعل بوده باشد.
ماده 201 - در مورد سه ماده قبل اگر مرتکب پدر یا مادر یا کسان دیگری که سمت ولایت نسبت بطفل دارند بوده باشند بحداکثر مجازاتمحکوم خواهند شد مگر اینکه ثابت شود که این اقدام در نتیجه استیصال واقع شده است.
ماده 202 (منسوخ 1353/12/18)- هر کس شخصاً یا توسط دیگری طفلی را که به سن 15 سال تمام نرسیده به قصد انتقام یا فروش یا مطالبه وجه یا مال یا بهر منظور سوءدیگری بدزدد یا بحیله یا به اکراه برباید یا مخفی کند به حبس مجرد از سه سال تا ده سال محکوم خواهد شد و در اینحال اگر مرتکب شخصا یاتوسط دیگری بمجنیعلیه آزار یا آسیب جسمانی یا حیثیتی برساند مجازات مرتکب حبس با اعمال شاقه از پنج سال تا پانزده سال خواهد بود و هر گاه آسیب وارد شده منتهی بیکی از نتایج مندرجه در ماده 172 قانون کیفر عمومی بشود مرتکب به حبس دائم با اعمال شاقه محکوم خواهد شد و درصورتی که مجنیعلیه بسبب ربوده شدن یا اخفا یا آسیبهای وارد شده فوت کند مجازات مرتکب اعدام است
ماده 203 (منسوخ 1353/12/18)- هر گاه مجنیعلیه مذکور در ماده 202 بیش از پانزده سال داشته باشد مجازات مرتکب حداقل مجازاتهای مذکور در آن ماده خواهد بود مگردر صورتی که آسیب وارد شده موجب فوت مجنیعلیه گردد که در این صورت مجازات مرتکب اعدام است
تبصره (منسوخ 1337/09/11)- در مورد دو ماده مذکور در فوق دادگاه در صورتی میتواند طبق ماده 44 قانون کیفر عمومی مجازات را تخفیف دهد که مرتکب مجنیعلیه راقبل از صدور کیفر خواست به اولیای او یا ضابطین دادگستری تسلیم و رضایت مجنیعلیه و یا در مورد اطفال رضایت ولی او را فراهم نماید و در مورد مجازات اعدام دادگاه در صورت گذشت مدعی خصوصی مجازات را فقط یکدرجه تخفیف خواهد داد
فصل چهارم
مخالفت با مراسم دفن اموات
ماده 204 - هر کس بدون رعایت مراسم و نظامات راجعه بدفن اموات جنازهای را دفن کند یا سبب دفن آن شود از یکماه الی سه ماه محبوسخواهد شد و این غیر از مجازات مقرره برای جنایاتی است که ممکن است با این واقعه مقرون باشد.
ماده 205 (منسوخ 1312/12/22)- هر کس جسد متوفائی را پنهان کند از یکماه الی شش ماه حبس خواهد شد. واگر جسد جسد شخص مقتولی باشد مرتکب بر طبق ماده178 مجازات میشود و هر گاه شرکت در جنایت نیز نموده باشد بمجازات شرکت در جنایت محکوم خواهد شد.
ماده 206 - هر کس بدون مجوز مشروع نبش قبر نماید از سه ماه الی یک سال محکوم به حبس تادیبی میشود و هر گاه جنحه یا جنایتی نیز با نبشقبر مرتکب شده باشد بمجازات آن هم محکوم خواهد شد. مامورین کشف جرائم که به مناسبت انجام وظیفه نبش قبر میکنند مشمول این ماده نخواهند بود.
فصل پنجم (منسوخ 1312/06/29)- در جنحه و جنایات بر ضد عفت و اخلاق عمومی و تکالیف خانوادگی
ماده 207 (منسوخ 1312/06/29)-
الف (منسوخ 1312/06/29)- هر کس بعنف یا تهدید هتک ناموس زنی را بنماید به حبس با اعمال شاقه از 3 تا 10 سال محکوم خواهد شد و همین مجازات مقرر است درباره کسی که مرتکب لواط شود.
در صورت وجود یکی از علل مشدده ذیل مرتکب بحداکثر مجازات مزبور محکوم میشود.
1 - هر کاه (هرگاه) مرتکب معلم یا لله یا مستخدم مجنیعلیه یا مستخدم کسی باشد که نسبت بمجنیعلیه سمت صاحب اختیاری دارد یا کسی باشد که مجنیعلیه در تحت اختیار یا نفوذ او واقع شده.
2 - اکر (اگر) مجنیعلیه کمتر از 18 سال تمام داشته باشد.
3 - اکر (اگر) مجنیعلیه زن شوهردار باشد.
4 - اکر (اگر) مجنیعلیه دختر باکره بوده باشد.
5 - اکر (اگر) مجنیعلیه بواسطه ضعف قوای دماغی یا بدنی قادر بمقاومت نبوده باشد.
6 - اکر (اگر) مرتکب مرد متاهل باشد.
7 - در مورد لواط هر گاه بعنف یا تهدید باشد.
هر کاه (هرگاه) مرتکب از اقربای نسبی تا درجه سوم و یا از اقربای سببی درجه اول مجنیعلیه (اعم از ذکور و یا اناث) و یا قیم او باشد و یا مامور دولت باشد که مجنیعلیه از طرف مقامات رسمی باو سپرده شده و یا از محارم مجنیعلیه باشد مجازات او حبس موبد با اعمال شاقه خواهد بود.
ب (منسوخ 1312/06/29)- هر کس بدون عنف یا تهدید هتک ناموس زنی را بنماید که بیش از 15 سال داشته ولی به سن 18 سال تمام نرسیده است به حبس با اعمال شاقه از3 تا هفت سال محکوم خواهد شد.
در صورت وجود یکی از علل مشدده مذکور دز (در) قسمت های 1 و 3 و 4 و 5 و 6 بند الف مرتکب بحداکثر مجازات مزبور محکوم میشود. - طرف ارتکاب که تمکین از آن نموده نیز بمجازات حبس در دارالتادیب از 3 سال(یک سال) الی 5 سال محکوم خواهد شد. - در صورتی که مرتکب یکی از اشخاص مذکور در قسمت اخیر بند الف این ماده باشد مجازات او حبس موبد با اعمال شاقه خواهد بود.
هر گاه مجنیعلیه 15 سال تمام یا کمتر داشته باشد مجازات مرتکب همان است که به موجب بند الف این ماده برای هتک ناموس بعنف یا تهدید مقررشده است.
ج (منسوخ 1312/06/29)- در غیر موارد مذکور در دو بند فوق هر کسی هتک ناموس یکی از محارم خود را بنماید بده تا 15 سال حبس با اعمال شاقه محکوم خواهد شد. و همین مجازات مقرر است برای طرف مقابل که تمکین به ارتکاب نموده است.
ماده 208 (منسوخ 1312/06/29)- هر کس بعنف یا تهدید و اکراه هتک ناموس (مواقعه) دیگریرا اعم از ذکور و اناث بنماید جزای او حبس با اعمال شاقه است از چهار تادوازده سال و اگر فاعللله یا نوکر یا مستخدم یا معلم یا مشاق یا کلیتاً از اشخاصی باشد که سمت صاحب اختیاری نسبت بمجنیعلیه دارند جزای اوحبس با اعمال شاقه از پنج الی پانزده سال خواهد بود و اگر فاعل از اقربای تا درجه سوم مجنیعلیه باشد مجازات او حبس دائم با اعمال شاقه است.
ماده 208
الف (منسوخ 1312/06/29)- هر کس نسبت بدیگری بعنف یا تهدید مرتکب عمل منافی عفتی غیر از هتک ناموس گردد به حبس تادیبی از شش ماه تا 3 سال محکوم خواهد شد. - و هر گاه جرم بواسطه موانع خارجی که اراده مرتکب در آن مدخلیت نداشته است واقع نشود مجازات مرتکب از 3 ماه تا 1 سال خواهد بود. در صورت وجود یکی از علل مشدده مذکور در قسمت های 1 ر 2 ر 3 ر4 ر 5 ر 6 بند الف ماده 207 مرتکب بحداکثر مجازات مذکور فوق محکوم میشود.
در صورتی که مرتکب یکی از اشخاص مذکور در قسمت اخیر بند الف ماده 207 باشد به حبس مجرد از 2 تا پنج سال محکوم میشود.
هر کاه نتیجه جرم مذکور در این ماده ازاله بکارت مجنیعلیها باشد مجازات مرتکب همان است که به موجب بند الف ماده 207 مقرر شده است.
نسبت باحکام مذکور در این ماده ورود مرد اجنبی بفروش(بفراش) زن بدون رضای او و قصد ارتکاب عمل منافی عفت عنف محسوب میشود.
ب (منسوخ 1312/06/29)- هر کس بدون عنف یا تهدید نسبت بطفلی که بیش از 15 سال داشته ولی به سن هیجده سال تمام نرسیده است مرتکب عمل منافی عفت غیر ازهتک ناموس کردد (گردد) به حبس تادیبی از 6 ماه تا دو سال محکوم میشود.
هر کاه (هرگاه) مجنیعلیه پانزده سال تمام یا کمتر داشته باشد مجازات مرتکب همان است که در بند الف این ماده ذکر شده است. در صورت وجود یکی از علل مشدده مذکور در 1 ر 3 ر 3 (1ر3ر4) ر 5 ر 6 و بند الف ماده 207 مرتکب بحداکثر مجازات مزبور فوق محکوم خواهد شد.
ماده 208 (منسوخ 1312/06/29)- مکرر - هر کس ازاله بکارت دختری را بنماید و عمل او مشمول هیچ یک از دو ماده قبل نباشد به حبس تادیبی از یک تا دو سال محکوم خواهد شد.
ماده 209 الف (منسوخ 1312/06/29)- هر کس بعنف یا تهدید و یا حیله کسی را برای عمل منافی عفت و یا برای وادار کردن به عمل مزبور برباید یا مخفی کند به حبس مجرد از دو تا 5 سال محکوم خواهد شد. مکر (مگر) اینکه بمیل خود و قبل از صدور قرار مجرمیت و بدون اینگه (اینکه) نسبت بمجنیعلیه مرتکب عمل منافی عفتی شده باشد او را به منزلی که از آنجا ربوده و یا به منزل گسان (کسان) او و با (یا) بمحل مطمئنی که در دسترس کسان او باشد برساند که در این صورت مرتکب بیگماه (بیکماه) الی 6 ماه حبس تادیبی محکوم میشود. در صورت وجود یکی از علل مشدده مذکور در فقره 1 ر 2 ر 3 ر4 ر 5 ر 6 و بند الف ماده 207 مرتکب بحداکثر مجازات فوق محکوم میشود.
ب - هر کس بعنف یا تهدید و یا حیله شخصا یا به وسیله دیکری (دیگری) زنی را برای ازدواج با او برباید یا مخفی کند به حبس تادیبی از یک تا سه سال محکوم خواهد شد مکر (مگر) اینکه مرتکب بمیل خود و قبل از صدور قرار مجرمیت بدون اینکه نسبت به مجنیعلیها مرتکب عمل منافی عفتی شده باشد او رابه منزلی که از آنجا ربوده و یا به منزل کسان او و یا بمحل مطمئنی که در دسترس کسان او باشد برساند که در ابن (این) صورت به حبس تادیبی ازهشت روز تا دو ماه محکوم میشود.
در صورت وجود یکی از علل مشدده مذکور در فقره 1 ر 2 ر 3 ر4 ر 5 ر 6 بند الف ماده 207 مرتکب بحداکثر مجازات مقرر فوق محکوم میشود.
ج - اگر شخصی را که بیش از 15 سال داشته ولی به سن 18 سال تمام نرسیده است با رضایت او برای عمل منافی عفت برباید یا مخفی کند به حبس تادیبی از یک تا سه سال محکوم خواهد شد.
د - هر کس شخصا یا به وسیله دیگری زنی را که بیش از 15 سال داشته ولی به سن 18 سال تمام نرسیده است با رضایت او برای ازدواج با او برباید یا مخفی کند به حبس تادیبی از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.
هر کاه (هرگاه) جرمهای مذکور در بند (ج) و (د) این ماده در مورد کسی واقع شود که 15 سال یا کمتر دارد مجازات مرتکب همان مجازاتی است که برایارتکاب بعنف مقرر است.
در مورد بند (ب) و (د) این ماده اکر (اگر) مجنیعلیها راضی بازدواج کشته (گشته) و قبل از صدور قرار مجرمیت ازدواج هم به عمل آمده باشد دیکر (دیگر) مرتکب تعقیب نخواهد شد مگر اینکه مطابق مقررات قانون ازدواج قابل تعقیب باشد که در این صورت به مجازات مقرر در آن قانون محکوم میشود. در موارد مذکور در این ماده اگر عمل مرتکب مشمول یکی از مواد دیگر این فصل باشد که مستلزم مجازات سختتر است مرتکب بمجازات اشد محکوم خواهد شد.
ماده 210 (منسوخ 1312/06/29)- هر کس علنا عملی مرتکب شود که منافی عفت است و یا عفت عمومی را جریحهدار مینماید به حبس تادیبی از یکماه تا یک سال یا بتادیه 250 الی 5000 ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد.
ماده 211(منسوخ 1312/06/29)- اشخاص ذیل به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال و بتادیه غرامت از 250 الی 5000 ریال محکوم میشوند:
1 - کسیکه عادتا جوان کمتر از 18 سال تمام را اعم از ذکور و اناث بفساد اخلاق و یا شهوت رانی تشویق کند و یا فساد اخلاق و یا شهوت رانی آنها راتسهیل نماید.
2 - کسی که عادتا دیکری (دیگری) را اعم از ذکور و اناث به منافیات عفت وادارد یا وسایل ارتکاب را برای او فراهم سازد.
3 - قواد و یا کسیگه (کسیکه) فاحشهخانه دایر و یا اداره کند و یا زنی را برای شهوت رانی غیر اجیر کند.
4 - کسیکه جوان کمتر از 18 سال تمام را برای شهوت رانی غیر ببرد و یا او را وادار برفتن کند و یا او را برای این مقصود اجیر کند اگر مرتکب یکی ازجرمهای فوق شوهر یا پدر یا مادر یا قیم یا یکی از اشخاص دیکر (دیگر) مذکور در قسمت اخیر بند الف ماده 207 باشد بدو سال تا چهار سال حبس مجرد محکوم خواهد شد. همین حکم در موردی نیز مقرر است که مرتکب متوسل بعنف یا تهدید شده باشد و یا شخصیکه در مورد او جرم واقع شده است سابقه فحشاء اخلاقی نداشته باشد.
حکم بمجازات های مذکور در این ماده در صورتی نیز صادر خواهد شد که شروع و ارتکاب جرم در مملکت واحد به عمل نیامده باشد.
ماده 211 مکرر (منسوخ 1312/06/29)- در تمام موارد مذکور در مواد این فصل هر گاه سن مجنیعلیه موثر در مجازات مرتکب باشد مرتکب نمیتواند متوسل بجهل خود بر سن او کردد (گردد).
ماده 212 (منسوخ 1312/06/29)- کسانی که عالما مرتکب یکی از اعمال ذیل شوند به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال محکوم خواهند شد:
1 - هر زن شوهردار که با مردی رابطه نامشروع داشته باشد.
2 هر مرد زندار که با زنی رابطه نامشروع داشته باشد.
3 هر مردی که با زن شوهردار رابطه نامشروع داشته باشد.
4 هر زنی که در قید زوجیت یا عده دیگری است مزاوجت نماید.
5 - هر مردی که زن شوهردار یا زنی را که در عده دیگری است ازدواج کند.
6 - هر عاقدی که زن شوهردار یا زنی را که در عده دیگری است برای مردی تزویج کند.
در مورد فقره 2 این ماده زوجه و در مورد فقره 1 و 3 زوج تنها سمت مدعی خصوصی داشته و تعقیب جزایی موکول به شکایت او است. در صورت استرداد شکایت تا صدور حکم نهایی از طرف مدعی خصوصی تعقیب جزایی موقوف میشود.
در مورد سایر فقرات نیز شوهر سمت مدعی خصوصی داشته ولی تعقیب جزایی موکول به شکایت او نمیباشد.
ماده 212 مکرر (منسوخ 1312/06/29)- هر کس مرتکب یکی از جرم های مذکور در ماده 207 و 208 و 208 مکرر و 209 کردد (گردد) علاوه بر مجازات مقرر بتادیه خسارات معنوی مجنیعلیه که در هر حال کمتر از 500 ریال نخواهد بود محکوم میشود. بنفع مجنیعلیها که فحشاء اخلاقی او مسلم باشد حکم خسارات داده نخواهد شد.
در مورد جنحه و جنایات مذکور در مواد 207 و 208 و 208 مکرر و فقره دوم ماده 212 اگر ازدواج بین مرتکب و مجنیعلیها ممکن بوده و این ازدواج به عمل آید متهم و شرکاء یا معاونین او اکر (اگر) باشند از تعقیب و مجازات معاف خواهند شد.
ماده 213(منسوخ 1313/12/28)-
ماده 213 (منسوخ 1312/06/29)- هر کس بکارت دختری را عنفاً زایل نماید بحداکثر مجازاتیکه در هر مورد برای هتک ناموس مقرر است محکوم خواهد شد. و اگرازاله بکارت بعنف نبوده و مورد مشمول ماده 209 نباشد مرتکب به حبس تادیبی از شش ماه الی یک سال محکوم خواهد شد و اگر ازاله بکارت به طریقی غیر از مواقعه بوده است مجازات مرتکب حبس تادیبی از یک الی سه سال خواهد بود و به علاوه در هر صورت مرتکب بتادیه پنجاه الی دوهزار تومان در وجه مجنیعلیها محکوم میشود.
الف (منسوخ 1313/12/28)- اشخاص ذیل به حبس تادیبی از6ماه تا دو سال محکوم خواهند شد:
1 - هر کس عایدات حاصله از فحشاء زنی را وسیله تمام یا قسمتی از معیشت خود قرار دهد.
2 - هر کس فاحشه را در شغل فاحشه گی حمایت کند.
ب (منسوخ 1313/12/28)- هر کس زنی را با علم به اینکه آن زن در خارجه بشغل فاحشه گی مشغول خواهد شد برای رفتن بخارجه تشویق کند و یا مسافرت او را بخارجه تسهیل نماید. و یا او را ولو با رضایت خودش بخارجه ببرد و یا برای رفتن بانجا اجیر کند به حبس تادیبی از یک سال تا سه سال محکوم میشود اگرچه اعمال مختلفه که مبانی جرم محسوب میشود در ممالک مختلفه صورت گرفته باشد. در موارد ذیل مرتکب بحداکثر مجازات مزبور محکوم خواهد شد.
1 - در صورتی که زن کمتر از18 سال تمام داشته باشد.
2 - در صورتی که مرتکب برای انجام مقصود خود به عنف یا تهدید متوسل شده باشد - هر گاه مرتکب یکی از اشخاص مذکور در قسمت اخیر بند الف ماده 207 باشد مجازات از حبس با کار اجباری از دو تا 5 سال خواهد بود. در مورد بند‹‹ب›› این ماده شروع به ارتکاب نیز قابل مجازات است.
ماده 213 مکرر (منسوخ 1312/06/29)-اشخاص ذیل به حبس تادیبی از یک ماه تا یک سال محکوم خواهند شد:
1 - هر کس نوشته یا طرح یا کراور (گراور) یا نقاشی یا تصاویر یا مطبوعات یا اعلانات یا علائم یا فیلم سینما و به طور کلی هر شیئی دیکری (دیگری) را که عفت و اخلاق عمومی را جریحهدار نماید برای تجارت یا توزیع و یا معرض انظار عمومی کذاردن (گذاردن) بسازد یا نکاه (نگاه) بدارد.
2- هر کس اشیاء مذکور در فوق را شخصا یا به وسیله دیکری وارد و یا صادر کند و به نحوی از انحاء آنها را منتشر نماید.
3 - هر کس ولو به طریق غیر علنی تجارت اشیاء فوق را بنماید و با (یا) به نحوی از انحاء متصدی یا واسطه هر قسم معامله راجع به آنها کردد (گردد) و یا آنها رامنتشر کرده و یا بمعرض انظار عمومی گذارد و یا معمولا از کرایه دادن اشیاء مذکور تحصیل مال نماید.
4 - هر کس برای تشویق بمعامله اشیاء مذکور در فوق و یا ترویج آن اشیاء به نحوی از انحاء اعلان یا اعلام نماید که فلان شخص فاعل یکی از اعمال ممنوعه فوق میباشد و همچنین هر کس اعلان یا اعلام نماید که چگونه یا به وسیله چه اشخاص یکی از اشیاء مذکور در فوق را میتوان مستقیما یا به طورغیر مستقیم به دست آورد محکمه حاکمه باید حکم ضبط یا معدوم نمودن اشیاء مذکور را بدهد.
مفاد این ماده شامل اشیائی نخواهد بود که از محصولات صنایع مستظرفه محسوب و یا جنبه علمی داشته و برای مقاصد علمی باشخاصیکه سن آنها بیش از 18 سال است فروخته شده و یا در موزه بمعرض انظار عموم کذارده (گذارده) میشود.
ماده 214(منسوخ 1353/11/15)- هر کس حاضر برای دادن مخارج ضروری زن خود در صورت تمکین زن نشود و طلاق هم ندهد به حبس تادیبی از 3 ماه تا یک سالمحکوم خواهد شد.
هر کس با داشتن استطاعت ساپر (سایر) اشخاصی را که مطابق قانون واجبالنفقه او میباشند ندهد به مجازات فوق محکوم خواهد شد.
در مورد این ماده تعقیب منوط به شکایت مدعی خصوصی است و در صورت استرداد شکایت یا انجام یکی از دو شق مذکور در قسمت اول این ماده(دادن مخارج یا طلاق) تعقیب و یا اجرای حکم موقوف میشود.
ماده 214 مکرر (منسوخ 1312/06/29)-
الف (منسوخ 1312/06/29)- از نقطه نظر قوانین جزایی (خواه این قانون و خواه قوانین جزایی دیگر) مقصود از ارتکاب عمل به طور علنی ارتکاب آن درمرئی و منظر عموم است اعم از اینکه محل ارتکاب از امکنه عمومی باشد و یا ارتکاب آن در امکنهایست که معد برای پذیرفتن عموم باشد از قبیل حمام های عمومی و قهوهخانه و نمایشگاه و مانند آن.
ب (منسوخ 1312/06/29)- هر کس یکی از جرائم مذکوره در این فاصل(فصل) را از روی غرض به کسی نسبت بدهد در صورتی که جرم مزبور در محکمه ثابت نشود مفتری به نصف حداقل مجازاتی که نسبت داده محکوم خواهد شد. و در صورتی که جرم مستلزم مجازات حبس موبد با اعمال شاقه باشد مفتری به حبس موقت بااعمال شاقه که کمتر از3 سال نباشد محکوم خواهد شد. - در صورتی که مفتری از مامورین کشف جرائم باشد مجازات او ضعف مجازات فوق است.
ج(منسوخ 1312/06/29)- وزارتین عدلیه و داخله میتوانند مقرراتی را که برای جلوگیری از انتشار فحشاء لازم بدانند تنظیم کنند مشروط بر اینکه مجازاتی که به موجب آن معین میشود از دو ماه حبس تادیبی و از یکهزار ریال جزای نقدی تجاوز نکند.
فصل ششم
در شهادت کذب و قسم دروغ و افشاء سر
ماده 215 - هر کس در امور جنائی شهادت دروغ بدهد که در حکم محکمه موثر واقع شود اعم از اینکه کتبی باشد یا شفاهی محکوم بیک الیسه سال حبس تادیبی خواهد شد. اگر شهادت دروغ در حکم محکمه موثر واقع نشده باشد مجازات مرتکب حبس تادیبی از یکماه الی یک سالاست.
هر گاه بواسطه شهادت دروغ شخص متهم بمجازاتی زیادتر از مجازات مزبور محکوم گردد شاهد کاذب به حداقل همان مجازات محکوم خواهدشد.
ماده 216 - کسی که در امور جنحه شهادت دروغ بدهد که در حکم محکمه موثر گردد اعم از اینکه کتبی باشد یا شفاهی از هشت روز تا یک سال به حبس تادیبی محکوم خواهد شد و اگر موثر واقع نشود به حبس تادیبی از هشت روز الی دو ماه محکوم میشود.
ماده 217 - در مورد دو ماده قبل اگر شاهد در ازای شهادت دروغ وجه یا مالی گرفته یا استفاده دیگری کرده باشد علاوه بر مجازات مذکور در ماده215 در مورد جنایت و مجازات ماده 216 در مورد جنحه بتادیه دو مقابل آنچه که گرفته است محکوم خواهد شد.
ماده 218 - کسی که در امور خلافی شهادت دروغ بدهد بهشت روز الی یکماه حبس تادیبی محکوم میشود و اگر در ازاء شهادت مزبور وجه یامالی گرفته یا تعارفی قبول کرده باشد علاوه بر استرداد و ضبط آنچه که گرفته است بحداکثر مجازات محکوم میشود.
هر کس اعم از شهود و مطلعین و ممیزین و اهل خبره در امور حقوقی شهادت دروغ بدهد یا عامداً بر خلاف واقع اظهار عقیده کند که در حکم محکمهموثر گردد خواه کتبی باشد خواه شفاهی به حبس تادیبی از هشت روز الی یک سال محکوم میشود و اگر در ازاء شهادت دروغ یا اظهار عقیده بر خلافواقع وجه یا مالی گرفته باشد علاوه بر مجازات فوق بتادیه دو برابر آنچه که گرفته است محکوم میشود.
ماده 219 - هر کس در امور اداری شهادت دروغ بدهد و بشهادت مزبور اثری مترتب شود بهشت روز الی شش ماه حبس تادیبی محکوم خواهدشد.
ماده 220 - اطباء و جراحان و قابلهها و دوافروشان و کلیه کسانی که به مناسبت شغل یا حرفه خود محرم اسرار میشوند هر گاه در غیر از مواردیکه بر حسب قانون ملزم میباشند اسرار مردم را افشاء کنند از یکماه تا یک سال به حبس تادیبی و از بیست و پنج الی دویست تومان غرامت محکومخواهند شد.
ماده 221 - هر کس در مورد دعوای حقوقی قسم متوجه او شده باشد و سوگند دروغ یاد نماید محکوم بیک سال الی سه سال حبس تادیبیخواهد شد.
221مکرر(منسوخ 1357/02/18)- هر کس اعم از ایرانی یا خارجی در ایران یا خارج از ایران در موقع انعقاد قرارداد به منظور انجام معامله با دولت ایران یا وزارتخانهها یا موسسات وشرکتهای دولتی یا شهرداریها یا سازمانهایی که از بودجه عمومی بآنها کمک یا اعانه داده میشود سوگندنامهای را امضا کند و پس از امضای آن کذب سوگند یا نقض آن ثابت شود به حبس جنحهای از یک سال تا سه سال یا به جزای نقدی از یک تا پنج درصد مبلغ مورد معامله یا هر دو مجازات محکومخواهد شد.
این مجازات مانع از تعقیب متهم در صورتی که عمل او مشمول عناوین جزایی دیگر باشد نخواهد بود.
در مورد اشخاص حقوقی سوگندنامه باید بامضا مدیر یا مدیران مسئول آنها برسد در این صورت امضاءکنندگان مسئولیت جزایی دارند و جزای نقدیاز اموال شرکت نیز قابل استیفاء خواهد بود.
متن سوگندنامه از طرف سازمان برنامه و بودجه تنظیم و به تایید هیات وزیران میرسد.
فصل هفتم
در سرقت
ماده 222 - هر گاه سرقت جامع تمام شرایط مقرره در شرع نبوده ولی مقرون بتمام پنج شرط ذیل باشد جزای مرتکب حبس دائم با اعمال شاقهاست:
1 - سرقت در شب واقع شده.
2 - سارقین دو نفر یا بیشتر باشند.
3 - یک یا چند نفر از آنها حامل سلاح ظاهر یا مخفی باشد.
4 - از دیوار بالا رفته یا جرز را شکسته یا کلید ساختگی به کار برده یا اینکه عنوان یا لباس مستخدم دولت را اختیار کرده یا بر خلاف حقیقت خودرا مامور دولتی قلمداد کرده و یا در جائی که محل سکنی یا مهیا برای سکنی یا توابع آن است سرقت کرده باشد.
5 - در ضمن سرقت کسی را آزار یا تهدید کرده باشد.
ماده 223 - هر گاه سرقت مقرون بآزار یا تهدید باشد مرتکب به حبس با اعمال شاقه از سه الی پانزده سال محکوم خواهد شد و اگر جرحی نیزواقع شده باشد بحداکثر مجازات مزبور محکوم میشود.
ماده 224 (منسوخ 1310/03/09)- هر گاه سرقت در طرق و شوارع عمومی واقع شده و مقرون بیکی از شرایط ذیل باشد جزای سارق حبس دائم با اعمال شاقه است:
1 - سارقین دو یا چند نفر بوده و لااقل یکی از آنها حامل سلاح ظاهر یا مخفی باشد.
2 - سارقین دو یا چند نفر بوده و سرقت مقرون بآزار یا تهدید باشد.
3 - هر چند سارق یکنفر بوده ولی حامل سلاح باشد و ارتکاب در شب واقع شده یا مقرون بآزار یا تهدید یا استعمال اسلحه باشد.
در مورد این ماده محکمه میتواند نظر باوضاع و احوال قضیه مرتکب را محکوم باعدام کند.
ماده 225 - هر گاه سرقت در شب واقع شده و سارقین دو نفر یا بیشتر بوده و لااقل یکنفر از آنها حامل سلاح ظاهر یا مخفی باشد جزای مرتکبحبس با اعمال شاقه از سه تا پانزده سال است.
ماده 226 - در صورتی که سرقت مقرون بیکی از شرایط ذیل باشد مرتکب به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد:
1 - سرقت در جائیکه محل سکنی یا مهیا برای سکنی است یا در توابع آن یا در محلهای عمومی از قبیل مسجد و حمام و غیره واقع شده باشد.
2 - سرقت در جائی واقع شده باشد که بواسطه درخت یا بوته یا پرچین یا نرده محرز بوده و سارق حرز را شکسته باشد.
3 - در صورتی که سرقت در شب واقع شده باشد.
4 - هر گاه سارقین دو نفر یا بیشتر باشند.
5 - هر گاه سارق یکنفر بوده ولی حامل سلاح ظاهر یا مخفی باشد.
6 - هر گاه سارق مستخدم بوده و مال مخدوم خود را دزدیده یا مال دیگری را در منزل مخدوم خود یا منزل دیگری که به اتفاق مخدوم خود بآنجا رفته یا شاگرد یا کارگر بوده و در خانه یا دکان استاد یا در محلی که عادتاً آنجا کار میکرده سرقت نموده.
7 - هر گاه سارق کاروانسرادار یا مهمانخانهچی یا مکاری یا سورچی و کلیه هر کسیکه حرفه او حمل و نقل اشیاء است بهر وسیله که باشد یااتباع او بوده و تمام یا قسمتی از اموالی را که به مناسبت شغل او سپرده او بوده سرقت نموده باشد.
ماده 227 - در سایر موارد که سرقت مقرون بشرایط مذکور نباشد جزای مرتکب حبس تادیبی از دو ماه تا دو سال خواهد بود.
در مورد این ماده اگر مال یا اموال مسروقه از حیث قیمت کمتر از پانزده تومان باشد و سارق قبل از تعقیب یا در حین تعقیب و قبل از قطعیت حکم آنها راعیناً یا قیمتاً بصاحب یا صاحبانش مسترد نماید فقط به پنج الی پنجاه تومان غرامت محکوم خواهد شد و محکمه میتواند نظر باوضاع و احوالقضیه و همچنین به سن و سوابق مرتکب و قیمت مال مسروقه مشارالیه را از مجازات معاف دارد مشروط بر اینکه مدعی خصوصی هم این تقاضا رانموده باشد و مورد از موارد تکرار جرم نیز نباشد.
ماده 227 مکرر (منسوخ 1312/06/18)- در مورد دو ماده فوق هر کاه (هرگاه) مدعی خصوصی با متهم بسرقت قرابت نسبی درجه اول- دوم یا سوم و یا قرابت سببی درجه اول یا دوم داشته باشد تعقیب با کذشت (گذشت) مدعی خصوصی موقوف میشود اگرچه میزان مال بیش از صد و پنجاه ریال بوده و عین یا قیمت آن نیز بصاحب یا صاحبانش مسترد نشده باشد.
ماده 228 - در صورت تکرار جرم علاوه بر رعایت مقررات راجعه بتکرار ممکن است سارق را در مدت یک الی سه سال از اقامت در مکانمخصوصی منع نمود.
ماده 229 - مجازات شروع بسرقتهائیکه جنحه محسوب میشوند حبس تادیبی از یکماه تا یک سال است.
ماده 230 اصلاحی(منسوخ 1344/12/17)- هر کس با علم یا با اطلاع یا با وجود قرائن قویه به اینکه شیئی در نتیجه ارتکاب سرقت به دست آمده آن را به نحوی از انحاء تحصیل یا مخفی یا قبول نموده یا مورد معامله قرار دهد به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال و تادیه غرامت از پنج هزار تا یکصد هزار ریال یا بیکیاز دو مجازات مزبور محکوم میگردد. در صورتی که متهم معامله اموال مسروقه را حرفه خود قرارداده یا با داشتن شغل دیگری باینکار نیز اشتغال داشته باشد دادگاه او را بحداکثر مجازات محکوم مینماید و به علاوه دادگاه میتواند برای مدتی که از یکماه کمتر و از سه سال بیشتر نباشد او را به منع اقامت در محل یا اقامت اجباری در محلی که وزارت دادگستری تعیین مینماید مجبور سازد.
ماده 231 - مجازات مداخله در اشیائیکه قانوناً توقیف شده است بدون اجازه از طرف مقام صلاحیتدار همانست که در ماده 227 مقرر است ولومداخلهکننده مالک آن اشیاء باشد.
ماده 232 - هر کس عالماً عامداً برای ارتکاب جرمی کلیدی نظیر کلید دیگری را بسازد یا کلیدی را تغییر و تبدیل دهد که به قفل دیگری بخورد یا هرنوع آلتی برای ارتکاب جرم بسازد یا تهیه کند به حبس تادیبی از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.
فصل هشتم
در تهدید و اکراه
ماده 233 - هر کس دیگری را بجبر و قهر یا به اکراه و تهدید ملزم نماید به اینکه نوشته یا سندی بدهد یا نوشته یا سندی را امضا یا مهر کند یاسند یا نوشتهایرا که مال خود او است یا سپرده باوست از او بگیرد به حبس تادیبی از سه ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.
ماده 234 - هر کس به وسیله تهدید و اجبار وجه نقد یا چیز دیگری تحصیل کند به حبس تادیبی از سه ماه تا دو سال محکوم خواهد شد و جزایشروع باین عمل حبس تادیبی از یکماه تا شش ماه است.
ماده 235 - هر گاه کسی کتباً با امضا یا بدون امضا شخصی را تهدید بقتل کند و باینواسطه تقاضای وجه یا مالی یا تقاضای انجام امری نماید به حبس تادیبی از یک سال الی سه سال محکوم خواهد شد. و اگر تقاضای وجه یا مال یا انجام امری ننماید به حداقل مجازات مزبور محکوم میشود- هر گاه کسی بوسائل مزبوره شخصی را تهدید کند بضررهای نفسی یا شرفی یا مالی یا به افشاء سری یا نسبت دادن اموری که موجب هتک شرفاست و باینواسطه تقاضای وجه یا مالی یا تقاضای انجام امری نماید به حبس تادیبی از یکماه الی شش ماه محکوم میشود و در صورت عدمتقاضا محکوم به حداقل مجازات مزبور خواهد شد.
و اگر تهدید شفاهی باشد جزای آن حبس تادیبی از هشت روز الی یک ماه است اعم از آنکه تقاضای وجهی یا کاری همراه آن بوده باشد یا نباشد.
فصل نهم
در ورشکستگی و کلاهبرداری
ماده 236 - کسانی که در موارد معینه در قانون تجارت به عنوان ورشکستگی بتقلب محکوم میشوند و همچنین کسانی که همدست آنهامحسوبند مجازات آنها حبس مجرد از سه سال تا پنجسال است.
ماده 237 - مجازات ورشکسته بتقصیر از سه ماه تا دو سال حبس تادیبی است.
ماده 238 (منسوخ 1355/02/22)- هر کس از راه حیله و تقلب مردم را بوجود شرکتها یا تجارتخانهها یا کارخانهها یا موسسات موهوم یا بداشتن اختیارات واهی مغرور کند یا بامور غیر واقع امیدوار نماید یا از حوادث و پیشآمدهای غیر واقع بترساند و یا اسم یا عنوان یا سمت مجعول اختیار کند و بیکی از وسایل مذکوریا وسایل تقلبی دیگر وجوه یا اموال یا اسناد یا حوالجات یا قبوض یا مفاصا حساب و امثال آنها تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبردارمحسوب و به حبس جنحهای از شش ماه تا سه سال و پرداخت جزای نقدی از ده هزار ریال تا صد هزار ریال محکوم میشود.
در صورتی که مرتکبعنوان یا سمت مجعول ماموریت از طرف سازمانها و موسسات دولتی یا وابسته به دولت یا شهرداریها اتخاذ کرده یا اینکه جرم با استفاده از تبلیغ عامه از طریق وسائل ارتباط جمعی از قبیل رادیو، تلویزیون، روزنامه و مجله یا نطق در مجامع یا انتشار آگهی چاپی یا خطی صورت گرفته باشد یا مرتکب ازاشخاص مذکور در ماده 2 قانون تشکیل دیوان کیفر کارکنان دولت بوده و بسبب شغل و وظیفه مرتکب جرم شده باشد به حبس جنائی درجه 2 از دو تاده سال و پرداخت جزای نقدی از بیست هزار ریال تا دویست هزار ریال محکو م خواهد شد.
تبصره - مجازات شروع به کلاهبرداری در مواردی که جنحه محسوب میشود حداقل مجازات آن جرم است.
ماده238 مکرر (منسوخ 1344/03/04)-الف - هرکس بدون داشتن محل اعم از وجه نقد یا اعتبار چک صادر نماید به جزای نقدی معادل عشر وجه چک محکوم میشود واکر [اگر] محل کمتر از مبلغ چک باشد جزای نقدی بنسبت تفاوت بین محل موجود و مبلغ چک اخذ خواهد شد و در هر صورت میزان جزای نقدی نباید کمتر از دویست ریال باشد.
ب - هر کس از روی سوء نیت بدون محل و یا بیشتر از محلی که دارد چک صادر کند و یا پس از صادر کردن چک تمام یا یک قسمت وجهی را که باعتبار آن چک صادر کرده به نحوی از انحاء از محال علیه پس بکیرد [بگیرد] به حبس تادیبی از شش ماه تا دو سال و بتادیه جزای نقدی که نباید از دو برابروجه چک بیشتر و ربع آن کمتر باشد محکوم خواهد شد.
جرائم مذکور در فوق بدون شکایت مدعی خصوصی قابل تعقیب نیست استرداد شکایت در مورد الف این ماده در تمام مراحل مانع تعقیب و مجازات است.
هر گاه صادرکننده چک در ظرف پنج روز از تاریخ ابلاغ اظهاریه رسمی یا از تاریخ اعتراض نامه وجه چک را نپردازد سوء نیت او محرز است.
فصل دهم
خیانت در امانت
ماده 239 - هر کس از ضعف نفس یا هوا و هوس یا حوائج شخص نابالغ یا شخص غیر رشیدی استفاده کرده بر ضرر او نوشته یا سندی از قبیلتمسک و قبض و حواله و برات و فتهطلب و مفاصا حساب و نوشته امانت یا قبض اشیاء منقوله و اجناس تجارتی و غیره و هر چیز که موجب التزامیشود از او بگیرد بهر نحو و بهر طریق که اینکار کرده باشد به حبس تادیبی از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد و ممکن است بتادیه غرامت ازپنجاه الی پانصد تومان نیز محکوم شود و اگر مرتکب ولایت یا وصایت بر آن شخص داشته مجازات او از سه سال تا هفت سال حبس مجرد است.
ماده 240 - هر کس از سفید مهری که باو سپرده شده سوء استفاده کرده از روی تقلب انتقال یا برائت ذمه یا چیز دیگری که موجب خسارتصاحب امضا یا مهر شود روی آن بنویسد محکوم به حبس تادیبی از یک تا سه سال خواهد شد و ممکن است بتادیه غرامت از پنجاه الی پانصدتومان نیز محکوم شود و اگر سفید مهر به او سپرده نشده و خود او به دست آورده باشد در حکم جاعل بوده و مجازات آن را خواهد داشت.
در صورتی که مدعی خصوصی از تعقیب صرف نظر نماید مجازات مرتکب از یکماه الی شش ماه حبس تادیبی خواهد بود.
ماده 241 - هر گاه اموال و اسباب یا نقود یا اجناس و امتعه یا بلیطهای بانک یا نوشتجاتی از قبیل تمسک و قبض و غیره به عنوان اجاره یا امانت یارهن و یا آنکه برای وکالت یا هر کار با اجرت یا بی اجرت به کسی داده شده و بنابراین بوده که اشیاء مذکوره مسترد شود یا بمصرف معینی برسد وشخصی که آن اشیاء نزد او بوده آنها را بر ضرر مالکین یا متصرفین آنها تصاحب یا تلف یا مفقود یا استعمال نماید به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سالمحکوم خواهد شد و ممکن است بتادیه غرامت از پنجاه الی پانصد تومان نیز محکوم شود.
فصل یازدهم
دسیسه و تقلب در کسب و تجارت
ماده 242 - کسی که بواسطه اشاعه مجعولات و یا اعلانات بیاصل و مجعول یا گران خریدن اجناس زیاده بر نرخ معین نزد فروشندگان یا بواسطه مواضعه و اتفاق بین مالکین قیمت اجناس و امتعه یا بروات و سهام و امثال آن را زیاده بر نرخ عادله ترقی یا تنزل دهد به حبس تادیبی از دو ماهتا یک سال و بتادیه غرامت از سی الی سیصد تومان و یا بیکی از این دو مجازات محکوم خواهد شد.
اگر اقدامات مذکوره نسبت بغلات و ارزاق و اشیاء ضروریه عمومی باشد ضعف مجازات مزبور مجری خواهد شد.
ماده 243 - هر کس قمارخانه دائر کرده و مردم را برای قمار بآنجا دعوت کند یا راه دهد به حبس تادیبی از شش ماه تا دو سال و بتادیه غرامت ازیکصد الی یکهزار تومان و یا بیکی از این دو مجازات محکوم خواهد شد و تمام نقود و اسباب متعلقه بقمار که در آنجا باشد ضبط میشود -مجازات اشخاصیکه علناً مشغول بقمار میشوند از هشت روز تا شش ماه حبس تادیبی است.
ماده 244 (منسوخ 1310/04/22)- الف - رقابت مکارانه ممنوع و مرتکب به حبس تادیبی از سه ماه تا شش ماه و بمجازات نقدی از صد تا پانصد تومان و یا بیکی از این دو مجازات محکوم خواهد شد
رقابت مکارانه عبارت است از اینکه تاجری برای انصراف مردم از خرید یا استعمال متاعی مشابه متاع خود به وسیله اسبابچینی یا نسبتهای کذب یا به طور کلی بهر وسیله متقلبانه دیگر متوسل شده و به طور مستقیم یا غیر مستقیم تلویحا یا تصریحا در صدد معیوب یا نامرغوب جلوه دادن آن متاع براید
ب - هر کس جنسی را به جای جنس دیکر قلمداد کرده یا کم بفروشد و به طور کلی هر کس مشتری را از حیث کمیت یا کیفیت مبیع فریب دهد به حبس تادیبی از یک الی شش ماه و بتادیه غرامت از ده الی صد تومان و یا بیکی از این دو مجازات محکوم خواهد شد و اگر عمل مزبور نسبت بفلزهای قیمتی یا عیار انها یا احجار کریمه باشد مرتکب به یک سال الی سه سال حبس تادیبی و پانصد الی پنجهزار تومان غرامت و یا بیکی از این دومجازات محکوم میگردد.
مجازات اخیر درباره کسانی نیز مقرر است که اشیاء نو ساخته را به جای اشیاء عتیقه قلمداد کرده و مشتری را فریب دهند.
ماده 245 (منسوخ 1348/10/11)- هر کس تصنیف یا تالیف دیگری را اعم از کتاب و رساله و نقشه و تصویر و غیره بدون اجازه مصنف یا مولف یا کسی که حق تالیف را ازمصنف یا مولف تحصیل نموده است کلاً یا بعضاً شخصاً یا بتوسط دیگری بطبع برساند بتادیه غرامت از پنجاه الی پانصد تومان محکوم خواهدشد.
مجازات فوق مقرر است ولو اینکه مرتکب تصرفات جزئیه هم در تصنیف یا تالیف که بدون اجازه بطبع رسانیده است نموده باشد و معلوم شود کهتصرفات مزبوره فقط برای حفظ ظاهر و فرار از تعقیب است.
ماده 246 (منسوخ 1348/10/11)- کسیکه در تالیف یا تصنیف یا تحریرات مطبوعه خود در غیر موردی که اقتباس محسوب میشود عین جمل تالیف یا تصنیف یا تحریردیگریرا بدون ذکر اسم مولف یا منصف یا محرر آن ذکر کند به حداقل مجازات مذکور در ماده فوق محکوم خواهد شد.
ماده 247 (منسوخ 1348/10/11)- هر کس کتاب یا سایر اشیاء مذکوره در ماده 245 را با علم و اطلاع بفروشد یا بمعرض فروش در آورد یا بخاک ایران وارد کند بتادیهغرامت از 25 الی دویست تومان محکوم خواهد شد.
ماده 248 (منسوخ 1348/10/11)- هر کس تصنیف یا تالیف دیگریرا اعم از کتاب و رساله و نقشه و تصویر و غیره باسم خود یا شخص دیگری غیر از مولف طبع نماید بتادیه غرامت از یکصد الی یکهزار تومان محکوم خواهد شد.
ماده 249 (منسوخ 1310/04/22)- الف - هر کس نسبت بعلامت تجارتی ثبت شده در ایران عالما مرتکب یکی از اعمال ذیل شود به حبس تادیبی از 3 ماه الی 3 سال وبه جزای نقدی از صد الی هزار تومان و یا بیکی از این دو مجازات محکوم خواهد شد.
1- هر کس علامت تجارتی غیر را جعل یا با علم بمجعول بودن ان استعمال کند.
2- هر کس علامت تجارتی غیر را بدون اجازه صاحب علامت استعمال کند اعم از اینکه در روی اوراق و اسناد یا اعلانات و قبوض و امثال آنها باشد یا در محصولات.
3- هر کس محصولی را بمعرض فروش گذاشته و یا بفروش برساند که در روی ان محصول علامت مجعول و یا علامتی باشد متعلق بغیر که صاحب علامت اجازه استعمال ان را نداده.
4- هر کس علامت تجارتی غیر را خواه با الحاق و خواه با کسر و خواه با تغییر دادن قسمتی از خصوصیات ان تقلید کند به نحوی که مشتری عادی یعنی کسی که اطلاعات مخصوصه ندارد فریب بخورد و یا با علم بتقلیدی بودن ان علامت را استعمال کند.
5- هر کس محصولی را که دارای علامت مجعول یا تقلیدی بوده و یا دارای علامتی است که من غیر حق استعمال شده است از ایران صادر و یا بمملکت وارد کند.
در تمام موارد فوق اگر مرتکب مستخدم یا کارگر یا نماینده فعلی یا سابق صاحب علامت باشد یا کسی باشد که با صاحب علامت طرف معاملات تجارتی بوده است بحداکثر مجازات مذکور فوق محکوم خواهد شد شروع بجرمهای فوق مستلزم 2 ماه تا یک سال حبس تادیبی یا بیست تومان تا دویست تومان جزای نقدی خواهد بود.
ب - اشخاص ذیل به حبس تادیبی از هشت روز تا شش ماه و به جزای نقدی از ده الی سیصد تومان و یا بیکی از این دو مجازات محکوم خواهندشد.
1- کسانی که علامت تجارتی اجباری در روی محصولی که اجبارا باید دارای آن علامت باشد استعمال نکنند.
2- کسانی که عالما محصولی را بمعرض فروش گذاشته یا بفروشند که دارای علامتی نباشد که برای ان محصول اجباری است.
ج - هر تجاوزی که نسبت بحق صاحب ورقه اختراعی که به موجب قانون علائم و اختراعات داده شده به عمل اید خواه با ساختن محصولات وخواه با استعمال وسائلیکه موضوع ورقه اختراع اوست جعل محسوب و موجب سه الی شش ماه حبس تادیبی و یا صد الی هزار تومان جزای نقدی و یا هر دو مجازات خواهد بود.
اشخاصی نیز که اینکونه محصولات را با علم بمجعول بودن ان بایران وارد و یا از ایران صادر کنند یا در ایران بمعرض فروش گذاشته و یا بفروش رسانند محکوم بمجازات فوق خواهند شد.
د - در موارد ذیل مرتکب به حبس تادیبی از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.
اولا - در صورتی که جاعل کارگر یا مستخدمی باشد که در کارخانه یا موسسه مخترع مستخدم یا کارگر بوده.
ثانیا - در صورتی که جاعل مستخدم با کارگر مخترع تبانی یا شرکت نموده و بدستیاری او از طرق فنی موضوع اختراع اطلاع یافته باشد در این صورت کارگر یا مستخدم مزبور هم مطابق مجازات متهم اصلی مجازات خواهد شد
ه - هر کس نظر بمقام فنی یا بمقام امانت داری خود از اسرار راجعه باختراع یا طرز اجرای اختراعی مطلع شده و انرا افشاء و یا به طریق دیگری سوء استفاده نماید به حبس تادیبی از یک سال تا سه سال محکوم خواهد شد.
ماده 249(منسوخ 1310/04/22)- مکرر جز در مورد فقرات ج - د - ها ماده 249 که تعقیب جزایی منوط به شکایت مدعی خصوصی است در مورد کلیه جرمهای مذکوره دراین قانون تعقیب جزایی ممکن است راسا از طرف پارکه یا در اثر شکایت مدعی خصوصی به عمل اید.
فصل دوازدهم
در حرق و تخریب و اتلاف اموال و حیوانات
ماده 250 - هر کس عمداً عمارت یا کشتی یا کارخانه یا انبار و به طور کلی هر محل مسکون یا معد برای سکنی را آتش بزند جزای او حبس بااعمال شاقه از سه الی هفت سال است.
ماده 251 - هر کس عمارت یا کشتی یا کارخانه که مسکون نباشد یا انبار و یا جنگلی را در جاهائیکه برانداختن آنها قانوناً ممنوع است آتش بزند به حبس تادیبی از شش ماه تا سه سال محکوم میشود - اگر اشیاء مذکوره ملک او بوده یا به امر مالک این کار را کرده و باینواسطه عمداً بدیگری خسارت حرقی وارد آورده باشد محکوم به حبس تادیبی از سه ماه الی یک سال خواهد بود.
ماده 252 - هر کس تیر یا چوبهائی را که برای بناء یا سوزانیدن مهیا شده است
آتش بزند از یکماه تا شش ماه به حبس تادیبی محکوم میشود.
هر کس وسائل نقلیه چرخدار خالی یا حامل اشیاء منقوله را آتش بزند از سه ماه الی یک سال به حبس تادیبی محکوم میشود.
هر گاه کسی خرمن یا حاصل دیگری را آتش بزند به حبس تادیبی از یک سال تا سه سال محکوم میشود - اگر اشیاء مزبوره متعلق بخود مرتکبباشد یا به امر مالک آتش بزند و باینواسطه عمداً بدیگری خسارت حرقی وارد آورد به حبس تادیبی از سه ماه تا یک سال محکوم میشود.
ماده 253 - در تمام موارد مذکوره هرگاه حریق اسباب هلاک نفس شود مرتکب به حبس با اعمال شاقه از سه تا ده سال محکوم خواهد شد و اگر درهلاک نفس قاصد بوده باشد در حکم قاتل است.
ماده 254 - هر کس اسباب و ادوات زراعت یا زاغه دواب یا کلبه دهقانی را خراب و ضایع کند یا بشکند به حبس تادیبی از دو ماه تا یک سال و بتادیه غرامت از پنجاه الی یکصد تومان محکوم خواهد شد.
ماده 255 - هر کس عمداً و بدون ضرورت دواب و مواشی دیگری را مسموم یا تلف کند یا ماهیهای موجوده در نهر یا غدیر یا حوض یا غیر آنها راکه مال دیگری است مسموم کند محکوم به حبس تادیبی از ده روز الی شش ماه یا بتادیه غرامت از شش الی پنجاه تومان خواهد بود.
ماده 256 - هر کس یکی از حیوانات اهلی حلال گوشت دیگری را غیر از آنچه که در ماده 255 مذکور است عمداً بکشد یا سم بدهد یا ناقص کند به حبس تادیبی از هشت روز تا یکماه یا بتادیه غرامت از شش الی پانزده تومان محکوم خواهد شد.
ماده 257 - هر کس عمداً عمارت یا کشتی یا انبار یا کارخانه و کلیتاً هر محل مسکون یا معد برای سکنی یا کالسکه و واگون و گاری و سایر آلاتنقاله یا راهها و پلها و مجاری آبها و کلیتاً هر نوع اشیاء منقوله یا غیر منقوله را خراب کند یا بهر نحو کلاً یا بعضاً تلف نماید در صورتی که مال خود اونباشد به حبس تادیبی از شش ماه تا دو سال و به تادیه غرامت از ده الی دویست تومان محکوم خواهد شد.
ماده 258 - هر گاه جرائم مذکوره در ماده سابقه به وسیله بمب یا مواد محترقه واقع شده باشد جزای آن حبس مجرد از دو تا پنجسال است.
ماده 259 - هر کس عالماً دفاتر و قبالجات و سایر اسناد دولتی را بسوزاند یا بهر نحو دیگری تلف کند به حبس مجرد از دو تا ده سال محکومخواهد شد.
ماده 260 - هر کس عالماً اسناد یا اوراق تجارتی یا هر نوع اسنادی که اتلاف آنها موجب ضرر غیر است بسوزاند یا بهر نحو دیگری تلف کند به حبس تادیبی از یکماه تا دو سال یا بتادیه غرامت از سی الی سیصد تومان و یا بمجموع مجازاتهای مزبوره محکوم خواهد شد.
ماده 261 - هر نوع نهب و غارت و اتلاف اجناس و امتعه یا محصولات که از طرف جماعتی بیش از سه نفر به نحو قهر و غلبه واقع شود جزای آنحبس مجرد از دو الی چهار سال است.
ماده 262 - اشخاص ذیل به حبس تادیبی از هشت روز الی سه ماه یا بتادیه غرامت از ده الی دویست تومان محکوم خواهند شد:
اولاً - هر کس حاصل دیگری را بچراند یا تاکستان یا باغ میوه یا نخلستان کسی را خراب کند یا بواسطه سرقت یا قطع آبی که متعلق به آنست یابا اقدامات و وسائل دیگر خشک کند یا باعث تضییع آن بشود.
ثانیاً - هر کس حاصل دیگری را قطع و درو کند.
ثالثاً - هر کس عامداً یخ موجود در یخچال دیگریرا آب کند.
رابعاً - هر کس عامداً حمام یا اسباب دیگری را از استفاده بیندازد.
ماده 263 - هر گاه جرائم مذکوره در فقره اول ماده قبل در شب واقع شده و مرتکبین سه نفر یا بیشتر بوده و یا اینکه کمتر بوده ولی لااقل یکی ازآنها حامل سلاح بوده است جزای آن از یک الی سه سال حبس تادیبی خواهد بود.
فصل سیزدهم
در هتک حرمت منازل و املاک غیر
ماده 264 (منسوخ 1354/04/09)- هرکس به وسیله صحنهسازی از قبیل پیکنی - دیوارکشی - غرس اشجار - زراعت و امثال آن بتهیه آثار تصرف در اراضی موات بدون رعایت مقررات مربوط همچنین در املاک و اراضی دولت یا شهرداریها یا بانکها یا اوقاف یا اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی مبادرت نماید یا حدفاصل اراضی و املاک مزبور را به قصد تصرف آنها تغییر داده یا محو کند اعم از آنکه اعمال مذکور را بنفع خود یا دیگری انجام داده باشد به حبس جنحهای از 61 روز تا 6 ماه محکوم خواهد شد. تعقیب کیفری منوط به شکایت متضرر از جرم است و در صورت گذشت او تعقیب کیفری یا اجرای مجازات موقوف میگردد. رسیدگی بجرائم فوق در دادسرا خارج از نوبت به عمل میآید و دادستان با تنظیم صورت مجلس دستور متوقف ماندن عملیات متجاوز را تا صدورحکم قطعی خواهد داد.
در صورتی که تعداد متهمین سه نفر یا بیشتر بوده و قرائن قوی بر ارتکاب جرم موجود باشد قرار بازداشت صادر خواهد شد. مدعی خصوصی میتواند از دادگاه جزا تقاضای خلع ید و قلع بنا و اشجار و رفع آثار تجاوز را بنماید.
ماده 265 - هر کس بقهر و غلبه داخل ملکی شود که در تصرف دیگری است و محصور باشد به حبس تادیبی از بیست روز الی سه ماه و یا بتادیه غرامت از بیست الی دویست تومان محکوم خواهد شد و اگر ملک محصور نباشد به حبس تادیبی از هشت روز الی یکماه محکوم خواهد شد واگر در ابتدای ورود بقهر و غلبه نبوده ولی بعد از اخطار متصرف بقهر و غلبه مانده باشد اعم از اینکه ملک محصور باشد یا نباشد به حبس تادیبی ازبیست روز الی شش ماه و بتادیه غرامت از ده الی یکصد تومان محکوم میشود.
هر گاه مرتکب دو نفر یا بیشتر بوده و یکی از آنها لااقل حامل سلاح باشد و یا بیش از سه نفر بوده ولو هیچ یک مسلح نباشند به حبس تادیبی از شش ماهالی دو سال و بتادیه غرامت از پنجاه الی پانصد تومان محکوم خواهند شد.
ماده 265 مکرر (منسوخ 1312/12/15)- اگر کسی که به موجب حکم قطعی محکوم به خلع ید از مال غیر منقولی و یا محکوم برفع مزاحمت شده است بعد از اجرای حکممجددا مورد حکم را عدواناً تصرف یا مزاحمت نماید به حبس تادیبی از یک ماه الی شش ماه و به جزای نقدی از سیصد الی پنجهزار ریال و یا بیکیاز این دو مجازات محکوم خواهد شد.
ماده 266 - هر کس در منزل و مسکن دیگری بعنف یا تهدید وارد شود به حبس تادیبی از دو ماه الی یک سال محکوم خواهد شد.
در صورتی که مرتکبین دو نفر یا بیشتر بوده و یکی از آنها حامل سلاح باشد و یا بیش از سه نفر بوده ولو هیچ یک مسلح نباشند به حبس تادیبی از سه ماه الی دو سال محکوم میشوند.
ماده 267 - هر گاه جرائم مذکوره در دو ماده قبل، شب واقع شده مرتکب بحداکثر مجازات محکوم میشود.
ماده 268 - هر گاه کسی ملک دیگری را بقهر و غلبه تصرف کند به حبس تادیبی از یک سال الی سه سال محکوم خواهد شد.
ماده 268 مکرر (منسوخ 1354/04/09)- هر کس به وسیله صحنه سازی از قبیل پیکنی - دیوارکشی یا غرس اشجار و امثال آن مبادرت به تهیه آثار تصرف در املاک دیگراننماید و بدینوسیله خود را مالک یا متصرف آن املاک قلمداد نماید یا به منظور جلوگیری از تصرف مالکین یا متصرفین واقعی دعوای تصرف عدوانی علیه آنان طرح نماید و منتهی به صدور حکم بر بی حقی او در دعوی تصرف عدوانی گردد یا بر خلاف واقع در مورد تصرف ملک غیر مبادرت به شکایت کیفری کرده و منتهی به صدور حکم محکومیت او گردد به حبس تادیبی از یک سال الی سه سال محکوم خواهد شد. رسیدگی به جرائم فوقدر کلیه مراحل خارج از نوبت به عمل خواهد آمد و هر گاه قرینه قوی بر ارتکاب موجود باشد قرار بازداشت متهم صادر خواهد شد. به علاوه دادستان یا بازپرس با تنظیم صورت مجلس از چگونگی تصرفات دستور متوقف ماندن عملیات مذکور را صادر مینماید.
وزارت دادگستری مامور اجرای این قانون است.
فصل چهاردهم
در افتراء و توهین و هتک حرمت
ماده 269 - هر کس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله انتشار اعلان یا اوراق مزبوره یا به وسیله نطق در مجامع بیک یا چند نفر امری راصریحاً نسبت دهد که مطابق قانون مجازات آن امر جنحه یا جنایت محسوب شود مفتری محسوب خواهد شد مشروط بر اینکه نتواند صحت آناسناد را ثابت نماید.
ماده 269 مکرر (منسوخ 1313/03/03)- الف - اگر کسی به قصد متهم نمودن غیر آلات و ادوات جرم و یا اشیاء حاصله از آنو یا اشیائی را که یافت شدن آن در تصرف یکنفر موجب اتهام او میگردد بدون اطلاع آن شخص در منزل یا دکان و یا مغازه و یا جیب و یااشیائی که متعلق باو است بکذارد(بگذارد) یا مخفی کند و در اثر این عمل شخص مزبور تعقیب گردد پس از ثبوت برائت آن شخص مرتکب به طریق ذیل مجازات خواهد شد:
1 - در صورتی که قصد او ازعمل مزبور متهم ساختن غیر به ارتکاب جنحه بوده به حبس تادیبی از یکماه الی 6 ماه.
2 - در صورتی که قصد او از آن عمل متهم ساختن غیر به ارتکاب جنایتی بوده به حبس تادیبی ازشش ماه تا دو سال.
ب - هر کس به قصد اضرار بغیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله مراسلات یا عرایض یا راپورت ها یا نشر یا توزیع هر گونه اوراق چاپی یا خطی با امضا یا بدون امضا اکاذیبی را اظهار نماید یا اعمالی را بر خلاف حقیقت راساً یا به عنوان نقل قول بشخص یا اشخاص یا مقامات رسمی تصریحاً یا تلویحا نسبت دهد اعم از اینکه از طریق مزبور به نحوی ازانحاء ضرر مادی یا معنوی بغیر وارد شود یا نه به حبس تادیبی از یکماه تا دو سال محکوم خواهد شد و اگر راپرت از شخص رسمی در حدود صلاحیت او مبنی بر یکی از جهات مذکوره در بندالف باشد مجازات او دو برابر مجرمین عادی خواهد بود.
ماده 270 - در صورتی که اسناد دهنده صحت امور منتسبه را در محکمه صالحه ثابت نماید از مجازات معاف خواهد بود و الا مفتری است.
ماده 271 - در صورتی که اسناد دهنده نتواند اسنادات را ثابت نماید مفتری محسوب و مجازات او حبس تادیبی از یکماه الی یک سال و تادیه بیست الی پنجاه تومان غرامت و یا یکی از این دو مجازات است.
ماده 272 - هر کس نظماً یا نثراً کسی را هجو کند و آن را منتشر نماید به حبس تادیبی از هشت روز الی یکماه یا بتادیه غرامت از شش الی پنجاهتومان محکوم میشود.
فصل پانزدهم
در ولگردی و استعمال علنی الکل و سایر مواد مخدره
ماده 273 (منسوخ 1322/05/04)- کسانی که وسیله معاش معلوم ندارند و از روی بیقیدی و تنبلی در صدد تهیه کار برای خود بر نمیآیند ولگرد محسوب میشوند- ولگردی خلاف و مجازات آن مطابق باب چهارم قانون کیفر عمومی است.
ماده 273 مکرر (منسوخ 1344/04/06)- دولت مکلف است اشخاص مذکور در ماده 273 را به کار مناسب وادار نماید - در صورتی که از قبول کار امتناع نمایند و یا برای طفره از کار فرار کنند به حبس تادیبی از 11 روز تا سه ماه محکوم میشوند
ماده 274 - اگر ولگرد تبعه خارجه باشد به امر دولت از داخل مملکت اخراج میشود.
ماده 275(منسوخ 1328/04/07)-
1 - هر کس علنا استعمال تریاک یا شیره یا مرفین یا هروئین یا کوکائین یا بنک(بنگ) و یا چرس بنماید یا متجاهراً مشروبات الکلی استعمال کند به حبس تادیبی از سه ماه تا شش ماه محکوم خواهد شد.
2 - دایر کردن شیرهکشخانه ها و پیالهفروشی برای استعمال مشروبات الکلی و دایر کردن محل برای استعمال بنک(بنگ) و چرس ممنوع است و مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس تادیبی محکوم میشود.
3 - کلیه ادوات و آلات و اثاثیه مربوط به تریاککشی و شیرهکشی و قمار و مرفین و هروئین و بنک(بنگ) و چرس و کوکائین که در اماکن عمومی موجود باشد از طرف ضابطین دادگستری توقیف و دادگاه مکلف است ضمن حکم خود دستور از بین بردن اشیاء مزبور را ولدیالاقتضا ضبط آنها را بدهد.
4 - اشخاصی که در قمار خانه و یا پیالهفروشی یا در اماکنی که برای استعمال تریاک یا شیره یا مرفین یا هروئین یا کوکائین یا بنک(بنگ) یا چرس دائر گردیده قبول خدمتی کرده یا در دائر کردن آنها به نحوی از انحاء شرکت یا کمک نمایند از قبیل پرداخت هزینه محل یا کرایه دادن اثاثیه معاون مجرم محسوب خواهند شد.
5 - هرگاه معلوم شود یکی از ضابطین دادگستری و سایر مامورین صلاحیتدار از وجود اماکن نامبرده یا اشخاص مذکور در بند چهارم مطلع بوده ومراتب را بدادسرا اطلاع ندهند به حبس تادیبی از سه ماه تا یک سال محکوم میشوند.
همین مجازات درباره مامورین مذکور مقرر است در صورتی که گزارش بر خلاف واقع داده باشند.
باب چهارم
در امور خلافها و مجازات آنها
ماده 276 - نسبت بکلیه امور خلافی از قبیل عدم رعایت نظامات راجعه ببلدیه و نظمیه و صحیه همچنین عدم رعایت نظامات راجعه به بلدیه ونظمیه و صحیه همچنین عدم رعایت نظامات راجعه بدرشگهچیها و شوفرها و حفظ حیوانات و همچنین راجع بولگردی و گدائی و فحاشی واستعمال الفاظ رکیکه در معابر عمومی و امثال آنها وزارت داخله نظامنامه لازمه تهیه نموده و مقررات آن پس از تصویب وزارت عدلیه به موقع اجراگذاشته خواهد شد ولی در هر حال مجازاتی که به موجب نظامنامه مزبوره مقرر میشود نباید از یک روز حبس و سه قران غرامت کمتر و از یک هفتهحبس و پنج تومان غرامت بیشتر باشد.
باب پنجم
مقررات مختلفه
ماده 277 - نظر به ماده 6 اصول محاکمات جزایی که امکان تعقیب قسمتی از جرمها را موکول به شکایت مدعی خصوصی نموده است در موردجرمهای مذکور در موادی که ذیلاً معین است تعقیب جزایی شروع نمیشود مگر بتقاضای مدعی خصوصی و اگر مشارالیه شکایت خود را مستردنمود تعقیب جزایی نیز موقوف خواهد شد مگر اینکه متهم سابقاً محکومیت جنحه یا جنایتی داشته باشد.
در صورتی که مدعی خصوصی شکایت خود را مسترد نماید دعوی خصوصی را فقط در محکمه حقوق میتواند اقامه بکند.
مواد مزبور فوق از قرار ذیل است:
قسمت اخیر ماده 173 - ماده 174 - قسمت دوم ماده 193 - مواد 197 - 207 - 208 - 209 - 210 - 213 - 235 - 244 - 245 - 246 - 248 -254 - 255 - 256 - 260 - 262 (با قید عدم شمول ماده 263) - 264 - قسمت اول ماده 265 - ماده 268 - 271 و 272.
ماده 278 (منسوخ 1317/10/18)- در کلیه امور جزایی جز در مواردی که قانون صریحا ترتیب خاصی مقرر کرده باشد هر کس بتادیه مالی اعم از غرامت و غیر آن به دولت و یا بتادیه خسارات مدعی خصوصی محکوم گردد و با گذشتن ده روز از تاریخ مطالبه آن محکوم به مالی را تادیه ننماید و دسترسی باموال او نباشد به درخواست پارکه مربوطه در مورد محکومبه راجع به دولت و درخواست مدعی خصوصی نسبت بخسارات وارده بر او در ازاء هر ده ریال از وجهمحکومبه یکروز توقیف میشود و مدت این توقیف زاید از پنج سال نخواهد بود و در امور خلافی مدت توقیف برای تادیه محکومبه منتهی پنج روزاست.
مبداء توقیف برای وصول محکومبه در مورد کسانی که محکومیت بمجازات زندانی دارند از تاریخ خاتمه اجراء مجازات زندانی خواهد بود.
ماده 279 - اگر کسی قبل از تصویب و انتشار این قانون مرتکب عملی شده باشد که موافق این قانون جنحه یا جنایت تشخیص شده است در موردتعقیب و بر طبق این قانون مجازات میشود که اولاً نسبت بآن عمل مرور زمان بر طبق مقررات این قانون حاصل نشده باشد و ثانیاً برای عمل مزبورشرعاً هم حدی معین شده باشد.
ماده الحاقیه
ماده 280 - هر گاه یکی از وزراء یا مستخدمین دولتی در هر رتبه و مقامی که باشند به وسیله وضع نظامنامه یا تصویبنامه یا صدور متحدالمآل و اوامر کتبی دیگر و یا اعمال آنها بدون امر کتبی مقامات ما فوق قانون را تغییر دهند یا تفسیر نمایند و یا در اجرای آن تبعیض کنند از خدمت دولتی دائماًمنفصل خواهند شد.
چون به موجب قانون مصوب دهم عقرب 1303 شمسی « وزیر عدلیه مجاز است» کلیه لوایح قانونی را که در دوره پنجم تقنینیه بمجلس شورای ملیپیشنهاد نمود و یا مینماید پس از تصویب کمیسیون عدلیه مجلس شورای ملی به موقع اجرا گذارده پس از آزمایش آنها در عمل نواقصی را که در ضمنجریان ممکن است معلوم شود تکمیل و ثانیاً برای تصویب به مجلس شورای ملی پیشنهاد نماید علیهذا « قسمت دوم قانون مجازات عمومی» (از ماده170 الی ماده 280) که به تصویب کمیسیون عدلیه مجلس شورای ملی رسیده قابل اجراست.
به تاریخ هفتم بهمن ماه 1304 شمسی
رئیس مجلس شورای ملی - سید محمد تدین
ماده 281 - هر مستنطقی که بنا بر نظریات خصوصی و اغراض شخصی برخلاف قانون قرار منع تعقیب متهمی را بدهد و یا برای مستور نمودن واخفای جرم مواضعه نموده و یا کیفیات مخالف حقیقتی قائل شود که مستلزم معاف نمودن مجرم از مجازات و یا موجب تخفیف مجازات میشود به حبس مجرد از دو الی ده سال محکوم خواهد شد.
همین مجازات درباره سایر مامورین کشف جرائمی نیز مقرر است که یکی از جرمهای فوق را مرتکبشوند.
ماده 282 - هر یک از روساء و اعضاء پارکهها که برای محو نمودن جرم مواضعه کرده و یا به نحوی از انحاء وسیله فرار مجرم را از مجازات قانونی فراهم نمایند یا بنا بر نظریات و اغراض شخصی برخلاف قانون باقرار منع تعقیبی که بنابر نظریات خصوصی و اغراض شخصی برخلاف قانون درباره متهمی صادر شده است موافقت نمایند به حبس با اعمال شاقه از سه الی 15 سال محکوم خواهند شد.
ماده 283 - هر یک از روساء و اعضاء محاکم که بنابر نظریات خصوصی و اغراض شخصی برخلاف قانون متهمی را تبرئه کرده و یا مجازاتی را که بجرم منتسب به متهم قانونا تعلق میگیرد اعمال ننمایند به حبس با اعمال شاقه از سه الی 15 سال محکوم میگردند.
ماده 284 - هر یک از مامورین مذکور در مواد فوق و همچنین هر یک از مستخدمین دیگر دولت که مامور کشف جرائم هستند در صورتی که بنابر نظریات خصوصی و اغراض شخصی برخلاف قانون شخص بیتقصیری را مجرم قلمداد کرده و یا به عنوان مجرم حکم مجازات درباره او صادر کنند ویا برای مجرمی بیش از آنچه قانونا مقرر است تعیین مجازات نمایند بر حسب مورد بیکی از مجازات های مقرره در مواد فوق محکوم خواهند شد مگراینکه مجازاتی که به موجب حکم برای آن شخص معین شده بیشتر از این مجازات باشد که در این صورت مرتکب نیز به همان مجازات محکوم خواهد گردید.
ماده 285 - هر مفتشی که در ضمن تفتیشات اداری کشف جرم عمومی نموده و بمقامات مافوق خود اطلاع ندهد علاوه بر انفصال ابد از خدمت دولتی به دو تا سه سال حبس تادیبی محکوم خواهد شد.
ماده 286 - در تمام موارد مذکور در مواد فوق هر گاه جرمهائی که به موجب مواد مزبوره پیشبینی شده است در اثر اخذ رشوه وقوع یابد مجرم بهحداکثر مجازاتهائی که به موجب این قانون مقرر است محکوم خواهد شد مگر اینکه مجازات مقرر برای مرتشی بیشتر باشد که در این صورت بمجازات اشد محکوم میشود.
ماده 287 - مقررات این قانون درباره مامورین کشف جرائم و مستنطقین و مدعیان عمومی و قضاه و مفتشین نظامی یا تابع نظام نیز مجری خواهد بود.
ماده 288 - قرار منع تعقیب یا موافقت با قرار مزبور و یا نرسیدن مجرم بمجازات قانونی و یا عدم انجام وظایف از طرف مفتشین و همچنین قرارمجرمیت یا موافقت با قرار مزبور و یا حکم محکومیت شخص بیتقصیر - در صورتی که بواسطه مسامحه یا سهلانگاری باشد و همینطور ارفاق یا تشدید بیمورد در مجازات تقصیر اداری محسوب میشود.
مجازات های اداری تقصیرات فوقالذکر و به طور کلی تشخیص انواع تقصیرات اداری دیگر قضات و صاحبه منصبان پارکهها و مفتشین قضایی ومستخدمین اداری وزارت عدلیه و مجازات هر یک از ان تقصیرات مطابق نظامنامهای وزارت عدلیه به عمل خواهد امد.
ماده 289 - این قانون از 15 مرداد ماه 1310 به موقع اجرا گذاشته میشود.
ماده 289 (منسوخ 1355/02/22)- هر یک از روسا یا مدیران یا مسئولین سازمانها و موسسات مذکور در ماده 2 قانون تشکیل دیوان کیفر که از وقوع جرم ارتشاء یا اختلاس یاتصرف غیر قانونی یا کلاهبرداری یا جرائم موضوع ماده 253 مکرر یا ماده 157 در سازمان یا موسسه تحت اداره یا نظارت خود کتباً مطلع شده و مراتب را حسب مورد به مراجع صلاحیتدار قضایی یا اداری اعلام ننماید به حبس جنحهای از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.
ماده 290 (منسوخ 1355/02/22)- حد نصاب مبالغ مذکور در جرائم مذکور در جرائم اختلاس و تصرف غیر قانونی و ارتشاء و کلاهبرداری و جرائم موضوع ماده 153 مکرر وماده 157 از حیث تعیین مجازات یا صلاحیت محاکم اعم از این است که جرم دفعتاً یا بدفعات واقع شده و جمع مبلغ مورد اتهام بالغ بر نصاب مزبورباشد. منظور از انفصال از خدمت در مجازاتهای تبعی یا تکمیلی جرائم مزبور انفصال از خدمت تمام سازمانها و موسسات مذکور در ماده 2 قانون تشکیلدیوان کیفر کارکنان دولت است.
چون به موجب قانون 24 فروردین ماه 1310 - وزیر عدلیه مجاز است کلیه لوایح قانونی را که بمجلس شورای ملی پیشنهاد مینماید پس از تصویبکمسیون فعلی قوانین عدلیه به موقع اجرا گذارده و پس از آزمایش انها در عمل نواقصی را که در ضمن جریان ممکن است معلوم شود رفع و قوانینمزبوره را تکمیل نموده ثانیا برای تصویب بمجلس شورای ملی پیشنهاد نماید- علیهذا قانون مواد متمم قانون مجازات عمومی- مشتمل بر نه ماده که درتاریخ 27 تیر ماه1310شمسی به تصویب کمسیون قوانین عدلیه مجلس شورای ملی رسیده است قابل اجراست.
رئیس مجلس شورای ملی - دادگر
مهر کابینه ریاست وزراء