تاریخ دادنامه قطعی: 1392/07/10
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه در دعوای استرداد اموال منقول، مشخصات و میزان دقیق اموال مشخص نشده باشد، دعوی قابل استماع نیست.
در خصوص دعوی آقای ر.ر. فرزند ع. با وکالت 1 . آقای م.ع. 2 . خانم ز.الف. به طرفیت 1 . خانم الف.ص. فرزند الف. با وکالت 1 . آقای م.ر. 2 . خانم م.ش. 2 . آقای ع.ر. فرزند ر. به خواسته استرداد اموال(طلا و زیورآلات و فرش های نفیس) به انضمام خسارات دادرسی بدین شرح که خواهان قبل از مسافرت به خارج از کشور اموال خود را تحویل خواندگان نموده است تا در منزل آن ها نگهداری شود و با توجه به اینکه خوانده ردیف دوم فرزند خواهان و خوانده ردیف اول همسر خوانده ردیف دوم بوده است که بین ایشان اختلاف به وجود آمده و از یکدیگر جداشده اند لذا خوانده ردیف اول کلیه اموال موجود در منزل را تصاحب نموده و از استرداد آن ها امتناع مینماید لذا خواهان تقاضای صدور رای به شرح خواسته را کرده است که وکلای خوانده ردیف اول طی لایحه دفاعیه شماره 661 مورخ 7/3/92 اعلام نمودند که اولا فتوکپی فاکتورهای پیوست دلیلی مبنی بر مالکیت نمیباشد ثانیا در صورت تعلق اموال به خواهان هیچ گونه دلیلی مبنی بر سپرده شدن اموال به خوانده ردیف اول نمیباشد ثالثا طی اظهارنامه ای که خواهان تقدیم سردفتر اسناد رسمی شماره... تهران تقدیم داشته اعلام نموده است که حدود 5 سال است که هیچ ارتباطی با پسرش یعنی خوانده ردیف دوم ندارد و درمجموع دلیلی بر تحویل و سپردن اموال به خوانده ردیف اول ارائه نشده است لذا تقاضای رد دعوی خواهان را نموده است و خوانده ردیف دوم طی لایحه دفاعیه شماره 668 مورخ 7/3/92 اعلام نموده است که دعوی خواهان صحیح است و پس از اختلاف طرفین خوانده ردیف اول اموال را توقیف و منتقل نموده است لذا تقاضای محکومیت خوانده ردیف اول را کرده است. این دادگاه با توجه به اینکه اولا دلیلی بر انتقال اموال خواهان به محل سکونت خواندگان ارائه نشده است ثانیا دلیلی مبنی بر سپرده شدن اموال به خوانده ردیف اول ارائه نشده است. ثالثا اقرار خوانده ردیف دوم صرفا قابلیت استناد علیه شخص ایشان را دارد و موثّر در اثبات دعوی علیه خوانده ردیف اول نخواهد بود رابعا بر اساس سند عادی ای که مورد استناد وکلای خوانده ردیف اول قرارگرفته است خواهان به دفترخانه مذکور اعلام نموده است که 5 سال است که با خواندگان ارتباطی ندارد خامسا با توجه به اینکه در متن دادخواست خواهان صرفا تقاضای محکومیت خوانده ردیف اول را نموده است لذا این دادگاه بنا به مراتب فوق الذکر دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص و مستندا به ماده 1257 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان می دهد. رای صادره حضوری محسوب و ظرف مهلت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در دادگاههای تجدیدنظر استان تهران میباشد.
رییس شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران - کرمی
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه 1 - آقای م.ع. و 2 - خانم ز.الف. به وکالت از تجدیدنظر خواه آقای ر.ر. به طرفیت تجدیدنظر خواندگان 1 - خانم الف.ص. و 2 - آقای ع.ر. و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00157 مورخ 11/3/92 شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که به صدور حکم بر بطلان دعوی بدوی تجدیدنظر خواه به خواسته استرداد اموال منقول شامل طلاجات و زیور آلات و فرش های نفیس که هیچ مشخصه ای از آن ها در دادخواست تقدیمی و صورت جلسه رسیدگی 7/3/92 اعلام و تعرفه نگردیده و با احتساب خسارات دادرسی که بر صدور اشعار داشته، مآلا و صرفا ازنظر شکلی وارد و موجّه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تایید و استواری را نداشته و به علّت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض میباشد زیرا: اولا: دعوی مطروحه بدوی و از ابتدای طرح و اقامه آن در وضعیت نارسایی قرار داشته و با نواقص عدیده ای مواجه بوده که درمجموع باعث فقدان موقعیت قانونی خواسته آن و درنتیجه غیرقابل استماع بودنش گردیده که در مرحله رسیدگی ماضی، به هیچ وجه موردتوجه، بررسی، ممیزی و ارزیابی قرار نگرفته و علی رغم مبهم بودن خواسته و به همان ترتیب لحوق دادنامه تجدیدنظر خواسته قرارگرفته است، زیرا ثانیا: مطابق موازین و مقررات قانونی آمره و لازم الاتباع، وکلای خواهان بدوی موظف و مکلف بوده کلیه مشخصات دقیق و جزءبه جزء اموال ادعایی را در دادخواست تقدیمی اعلام، ابراز و تعرفه می داشته لیکن علی رغم تکلیف قانونی معنونه، هیچ مشخصه ای از آن ها اعلام ننموده و صرفا به ذکر استرداد اموال شامل « طلا، زیورآلات و فرش های نفیسی »; به سنده و اکتفا نموده که به ترتیب یادشده و به علّت معلوم، مشخص، معین و منجز نبودن خواسته، دعوی مرقوم به هیچ وجه واجد موقعیت قانونی نبوده و قابلیت استماع را نداشته ثانیا: در دادخواست حاوی دعوی بدوی یا صورت جلسه رسیدگی مربوطه، هیچ گونه استنادی به شهادت شهود ادعایی نگردیده و از این حیث نیز موضوع مغفول مانده ثالثا مرجع رسیدگی محترم بدوی اصولا مبادرت به رسیدگی ماهوی نسبت به دعوی ننموده و به غیراز تشکیل جلسه رسیدگی 7/3/92 اقدام دیگری معمول نداشته و بلا دلیل مبادرت به صدور حکم ماهوی سلبی در عدم قبول دعوی نموده بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر، دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2 و 3 و بندهای 7 ، 8 و 9 ذیل ماده 84 و ماده 89 قانون پیش گفته، ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته، درنتیجه قرار رد (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی را صادر و اعلام می دارد. رای دادگاه قطعی است.
مستشاران شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران
طاهری - موحدی