رای دادگاه بدوی
به تاریخ فوق در وقت فوق العاده جلسه شعبه *به تصدی امضای کنندگان ذیل تشکیل، پرونده کلاسه پیوست تحت نظر قرار دارد. که با بررسی محتویات ان ملاحظه میشود. مورخ 27 /3/1387 مرجع محترم انتظامی، وقوع یک فقره قتل عمدی به نام مرحوم شهید والا مقام ا. ک. فرزند ع. را اعلام تحقیقات مقدماتی معمول، جسد به پزشکی قانونی منتقل که علت تامه فوت را خونریزی داخلی ناشی از اصابت گلوله تعیین می نماید. در ادامه حسب گزارشات اداره اطلاعات متهمین متعددی تحت تعقیب و بازجویی قرار گرفته که النهایه متهمین تعرفه شده به شرح کیفرخواست دستگیر و روانه زندان می گردند که در اقاریر اولیه خود به مشارکت در قتل شهید والا مقام اقرار لکن متعاقبا اتهام منتسبه را انکار می نمایند. علی هذه دادگاه با توجه به اوراق و محتویات پرونده و ادله موجود، اقدام دیگری را ضروری ندانسته ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال و با تکیه بر شرف و وجدان به شرح ذیل مبادرت به صدور رای می نماید.:
رای دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص اتهامات اقایان 1) ف. م. ز. فرزند م. ش. و با وکالت اقای م. ب. 2) ا. د. د. فرزند ن. م. و با وکالت تسخیری اقای م. ن. دایر بر معاونت در ارتکاب یک فقره قتل عمدی شهید والا مقام ا. ک. موضوع شکایت اولیای دم 3) ع. ر. ک. فرزند م. دایر بر معاونت در قتل عمدی مرحوم ش. ع. د. دادگاه با عنایت به اینکه سابقا حسب دادنامه صادره از شعبه *در خصوص عناوین اتهامی خروج غیر قانونی از مرز و مشارکت در قتل عمدی مرحوم ا. ک. حکم بر برائت متهمین صادر گردیده است.و با توجه به گزارشات اولیه و تکمیلی مراجع انتظامی و امنیتی و فقدان مستندات گزارشات مزبور از حیث نحوه ردزنی منتهی به شناسایی و دستگیری متهمین ردیف 1 و 2 و نظر به اینکه تنها دلیل توجه اتهام، صرف اقاریر اولیه متهمین در مراجع مزبور بوده که با انکار بعدی ایشان در سایر مراحل تحقیق و رسیدگی مواجهه گردیده است. و در نتیجه عدم تحقق ارکان قانونی بزه معاونت از حیث لزوم احراز وحدت قصد بین فعل معاون و مباشر جرم موضوع ماده 126 قانون مجازات اسلامی و با ملاحظه سایر قرائن و امارات موجود از جمله دفاعیات مقرون به واقع اقای ف. م. ز. و بالتبع بروز تردید و شبه در انتساب بزه معنونه و فقد ادله کافی برای نفی ان و لزوم اعمال قاعده دری موضوع ماده 120 قانون مجازات اسلامی (بخش کلیات) به جهت فقد ادله کافی برای توجه اتهام با استناد به ماده 4 قانون ایین دادرسی کیفری و اصل 37 قانون اساسی حکم برائت متهمین ردیف 1 و 2 را صادر و نظر به فوت متهم ردیف سوم در اجرای حکم قصاص تایید شده با استناد به بند الف ماده 13 قانون ایین دادرسی کیفری قرار موقوفی تعقیب صادر می نماید. ارای صادره حضوری بوده و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور میباشد.
رئیس و مستشار دادگاه کیفری یک (ویژه نوجوانان) *
ع. ا. ح. ر. ش.
رای شعبه دیوان عالی کشور
بسمه تعالی
فرجام خواه: 1 ف. م.، 2 ا. د.، ع. ر. ک. و ف. م. ز. با وکالت م. ب. 3 ع. ر.
فرجام خوانده: د. س. و غیره
فرجام خواسته: دادنامه شماره *99/8/17 صادره از شعبه *
تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجام خواه:99/8/19 تاریخ وصول درخواست ف. م خواهی: 1399/08/28
مرجع رسیدگی: شعبه *
هییت شعبه: اقایان م. ب. (رئیس) ب. س. ز. (عضو معاون)
خلاصه جریان پرونده:
رئیس کلانتری 11 *در تاریخ 1387/03/27 به دادسرای عمومی و انقلاب *گزارش می نمایند: یک تیراندازی در *وقوع پیوسته، مامورین به محل اعزام که مشخص گردیده قاضی ک. ضمن برگشت از محل کار با خودرو سمند به منزلش توسط دو نفر که سوار موتورسیکلت بودند با اسلحه کلاش به طرف اقای ک. تیراندازی کردند. که از ناحیه پهلو زخمی و دچار خونریزی و جراحت شده به بیمارستان منتقل میگردد. فردی به هویت م. یاغی زهی به عنوان مطلع اظهار داشته داخل مغازه بودم صدای تیراندازی شنیدم از مغازه بیرون امدم دیدم یک موتور هوندا با دو نفر سرنشین که فرد عقب اسلحه کلاش در دست داشت از جلوی ما رد شدند و سمند مشکی با حالت غیرعادی با ماشینی که در حال پارک کردن بود. تصادف کرد سراغ سمند رفتم دیدم حاج ا. ک. قاضی شعبه *است. مامورین 110 امدند مصدوم را با امبولانس به بیمارستان بردند. (صفحات 60٫63٫65 و 91) مامورین انتظامی *افراد متعددی از جمله د. س.، ک. س. د.، ا. ب.، ا. ب. د.، د. د.، ن. د.، م. پ.، ف. م. س. (صفحات 74٫75٫76٫82 و 98 93) ن. ا. د.، م. د. (صفحات 111 102) م. ش. ز. (صفحات 129 126) ص. د. و ع. ک. (صفحات 152٫153٫168٫169٫170 و 176) به عنوان مظنون مورد تحقیق قرار دادند که منکر ارتکاب بزه شدند گزارش معاینه جسد حاکی از وجود دو عدد سوراخ گردی شکل ثلث تحتانی سمت چپ کمر (ورودی گلوله) پارگی ستاره ای شکل سمت چپ شکم، سوارخ ستاره ای شکل سمت راست ثلث تحتانی قسمت خارجی شکم، پارگی ستاره ای شکل ثلث میانی سمت راست خارجی شکم (محل خروجی گلوله) و فوت به علت تیرخوردگی و عوارض ناشی از ان میباشد. (صفحه 73) نتیجه کارشناسی سه عدد پوکه مکشوفه از صحنه جرم حاکی از انست که از سلاح جنگی کلاش واحدی شلیک شده است. و با پوکه های مکشوفه از صحنه تیراندازی منجر به مجروحیت پرسنل کادر و وظیفه ناجا مورخ 87/01/16 *دارای تشابه میباشد. (صفحات 119٫120 و 142) فردی به نام ص. د. به عنوان مطلع نزد مامورین اظهار داشته شنیدم که ا. د. برادر معدوم ا. د. مرحوم ک. (جناب ک.) را از جلو دادگاه تعقیب و در محل هندوانه فروشان در حالی که محل شلوغ بوده و کسی متوجه صدای تیراندازی نشده چون که روی سلاح خفه کن بسته بوده است. (صفحات 146 144 و 149 و 150) ح. (ع.) ک. دستگیر و اظهار داشته از روی ندانم کاری گفته ام ا. د. اقدام به زدن حاج ا. ک. نموده است. و از افراد دیگر شنیده ام (صفحه 153) نزد بازپرس اظهار داشته من به ص. د. چیزی نگفتم و صحبت های او دروغ است. (صفحات 168 و 169) ص. د. و ح. ک. مواجهه حضوری شدند که ص. د. به صراحت اعلام نموده که ح. ک. گفته ا. د.، مرحوم ک. را زده است. اما ح. ک. اظهار داشته قبول ندارم. چنین نگفته ام (صفحات 174 170) مواجهه حضوری نزد بازپرس انجام شده که ص. د. اظهار داشته انچه قبلا از زبان ح. ک. گفتم دروغ است. و چون سر جریان کرایه منزل با او خصومت داشتم خواستم کار او را تلافی کنم تقاضای بخشش دارم. (صفحات 175 و 176) فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه *نیز اعلام نموده فردی به هویت م. ب. در جریان رسیدگی به پرونده ای که نزد قاضی ک. داشته، اظهار نموده در صورت عدم اتمام پرونده به نفع من با قاضی (ش.) ک. تسویه حساب خواهم نموده نامبرده احضار اما منکر هر گونه اقدامی علیه ش. ک. شده است. (صفحات 198 192) فردی به نام ت. م. با این استدلال که چندین مرتبه قضات *خصوص ش. ک. را تهدید نموده است. مورد تحقیق قرار گرفته که منکر ارتکاب بزه قتل ش. ک. شده است. (صفحات 213 209) فردی به هویت ن. ب. ز. نیز به عنوان متهم مورد تحقیق قرار گرفته که اظهار داشته هیچ دخالتی نداشته ام فقط شنیدم که اقای ک. ش. شده است. (صفحات 238 و 252) پرونده در مورخ 88/05/05 به *احاله شده است. (صفحه 242) اولیادم اظهار داشتند از فرد یا افرادی که در قتل عمدی ش. ک. مشارکت یا معاونت داشته اند شاکی هستند و همچنین اظهار داشتند شرور شرق کشور به نام ر. نیز اعلام نموده گروه او اقدام به شهادت فرزند شان نموده است. از او نیز تحقیق شود. (صفحات 262 259) افرادی از طایفه گ. به عنوان مظنون تحت تعقیب قرار گرفتند که اعلام شده نامبردگان از اشرار مواد مخدر میباشند و در خارج از کشور سکونت دارند (صفحات 283 و 285) ن. ب. ز. معروف به چ. خ. نیز به عنوان متهم تحت تعقیب قرار گرفته که منکر ارتکاب قتل شده است. (صفحات 301٫319٫325٫329٫331 و 360) و در مورد وی در مورخ 91/02/31 قرار منع تعقیب صادر شده است. (صفحه 368) در ادامه در مورخ 91/07/17 اداره سازمان **عامل ترور ش. ک. را ن. ب. ز. معرفی نموده است. (صفحات 374 و 375) و با تعقیب مجدد ن. ب. ز. موافقت شده است. (صفحه 377) در مورخ 93/03/26 اداره سازمان **جهت شناسایی و دستگیری متهمین به شهادت رساندن ش. ک.، درخواست تحویل بدل پرونده را نموده است. (صفحه 399) مجددا از ن. ب. ز. در خصوص شهادت ش. ک. تحقیق شده که باز هم انکار نموده است. (صفحات 433 و 453) و در مورخ 94/09/08 قرار بازداشت موقت وی فک و به وثیقه تبدیل شده است. (صفحه 501) و در مورخ 94/10/19 در خصوص اتهام متهم اخیرالذکر دایر بر مشارکت در به شهادت رساندن قاضی محترم *شهید والامقام ک. قرار منع تعقیب و در خصوص سایر اتهامات وی قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست صادر و به دادگاه کیفری 2 *ارسال شده است. (صفحات 513٫517 و 519) در مورخ 95/09/14 اعلام گردیده که عوامل شهادت ش. ک. شناسایی شدند با اعطا نیابت اقدام به دستگیری ان ها میگردد. (صفحات 541٫543 و 547) حسب گزارش 95/09/16 اداره سازمان **، اقایان ا. د. د. فرزند ن. و ع. ر. ک. فرزند م. و ف. م. ز. فرزند م. ش. دستگیر و از منزل ع. یک قبضه سلاح کلاشینکف به شماره 17121269 و شصت عدد تیر جنگی و مقادیری (به مقدار تقریبی یک کیلوگرم بالفافه) مواد مخدر کشف میگردد. و ع. نزد مامورین اقرار به اتش زدن دکل ایرانسل روستای *نموده است. و در خصوص ترور ش. ک. اعترافی نداشتند (صفحه 548) اتهام محاربه از طریق کشیدن سلاح و تیراندازی به قاضی دادگستری و مشارکت در قتل ش. ک. به هر سه نفر تفهیم که انکار نمودند (صفحات 552 549) نامبردگان جهت تکمیل تحقیقات در اختیار اداره سازمان *قرار گرفتند و در تحقیقات بعدی متهمین ضمن اقرار به قتل قاضی سازمان *، شرح ماوقع را بیان نمودند ا. د. اظهار داشته با پیشنهاد ع. این کار را انجام دادیم من راننده موتورسیکلت بودم و ف. م. ز. درب دادگاه ایستاده و خبر خروج قاضی ک. را به ع. داده است. (صفحات 560 و 561) ف. م. ز. نیز اظهار داشته باسط طرح ترور را با من درمیان گذاشت من می دانستم او اسلحه دارد. و به من گفت نقش شما فقط اینست که در نزدیکی دادگاه منتظر شوی و خبر خروج قاضی ک. را بدهی و من هم 20 دقیقه تا نیم ساعت قبل از اتمام ساعت کاری اداری در نزدیکی دادگاه منتظر ایستادم و بعد از خروج شهید از دادگاه به یکی از ان دو نفر که یادم نیست کدام بود. خبر خروج را دادم و ساعت خروج و مسیر تردد شهید را باسط به من گفته بود. پس از خروج تا *، قاضی ک. را تعقیب کردم و از انجا به محل کارم *گاز حرکت کردم باسط و ف. هم با موتورسیکلت بودند که ف. راننده ان بود. و ع. اظهار داشته نقشه ترور ش. ک. را م. م. طرح نمود اما نمی دانم در روز ترور چرا غیب شد. من و ف. و ا. د. اقدام نمودیم ف. نزدیک دادگاه رفت و خبر خروج قاضی ک. را به یکی از ما دو نفر داد و بعد من و ا. با موتورسیکلت رفتیم ا. راننده بود. و من دو تیر به قاضی ک. شلیک کردم. در ترور ش. ع. د. من راننده موتور بودم و م. م. پشت سر من بود. و ش. ع. را ترور کرد و هر دو قتل و ترور با یک اسلحه انجام شد که متعلق به م. م. بود. (صفحات 577 560) در مورخ 95/09/22 هر سه متهم نزد بازپرس *شرح ماوقع در خصوص قتل قاضی ک. و ش. ع. د. و نقش هر یک را بیان نمودند و علت انرا فحاشی قاضی ک. به ع. ر. اعلام نمودند و اظهار داشتند ع. ر. گفت می خواهم قاضی ک. را به قتل برسانم و ف. م. ز. اظهار داشته من هم قبول کردم و رفتم درب دادگستری و خبر خروج قاضی از دادگستری را به ان ها اطلاع دادم ا. راننده موتور بود. ع. پشت سرش سوار بود. نمی دانم چرا قبول کردم. ا. د. هم قضیه را به شرح فوق بیان داشته و اظهار نموده علت اینکه در بازجویی اولیه اقرار ننمودم این بود. که ترسیده بودم و هشت سال است. که خودم عذاب وجدان دارم.، من راننده موتور بودم و ع. ر. دو یا سه تیر به سمت ش. ک. تیراندازی کرد ع. نیز اظهار داشته من پرونده سرقتی نزد قاضی ک. داشتم یک ماه مرا بازداشت کرد (این ادعا صحت داشته و سوابق ان پیوست پرونده گردیده است) این شد که من از ایشان کینه به دل گرفتم و ترور ایشان را طراحی کردم با همکاری م. م.، ا. د. و ف. م. ز. نقشه کشیدم و م. یک قبضه اسلحه کلاش به من داد ولی خودش در روز ترور ش. ک. حاضر نشد ف. جلوی دادگستری منتظر شد و خروج قاضی ک. را به ما اطلاع داد و گفت با سمند در حال امدن است. ا. راننده موتور بود. و من پشت سر او سوار بودم، در *، دقیقا یادم نیست ولی فکر کنم دو تیر به سمت او شلیک کردم و ایشان به شهادت رسید و من با م. م. یک قتل دیگر با همین اسلحه انجام دادیم. در این قتل من راننده موتور بودم م. م. به سمت ش. ع. د. امام جماعت *در حالی که نماز مغرب را خوانده بود. و به منزل بر می گشت شلیک کرد البته م. از موتور پیاده شد و تیراندازی کرد و ایشان را به قتل رساند فرار کردیم و اسلحه را به م. دادیم م. م. به قتل رسیده است. و اسلحه ای که از منزل من کشف شده است. اسلحه ای نیست که با ان مرتکب قتل شدیم (صفحات 584 580) هر سه متهم به متخصص اعصاب و روان در مورخ 95/09/21 معرفی شدند که اعلام گردیده هیچ گونه مورد غیرطبیعی از لحاظ سلامت روانی در ان ها مشاهده نشده است. (صفحات 589 587) سوابق مربوط به قتل ش. ع. د. که در مورخ 87/08/20 به قتل رسیده است. به شرح برگ 605 به بعد پیوست گردیده و حاکی از انست که دو نفر با یک دستگاه موتورسیکلت اقدام به شلیک نمودهاند و افرادی به عنوان مظنون در این خصوص تحت تعقیب قرار گرفتند که منکر ارتکاب بزه شدند. نتیجه کارشناسی 87/09/10 پوکه های مکشوفه از صحنه قتل ش. ع. د. حاکی از انست که از سلاح کلاشینکف واحدی شلیک شده است. (صفحه 670) یکی از اولیای دم ش. ع. د. به نام ا. ا. (فرزند م.) اظهار داشته از قاتلین پدرم شاکی و تقاضای مجازات ان ها را دارم. در این مورد ع. م. قبلا دستگیر شده و به ح. ق. نیز مظنون هستم (صفحه 672) انحصار وراثت مرحوم د. ارائه گردیده است. (صفحه 674) در مورخ 91/05/07 تعدادی از اولیادم مرحوم د. طی لایحه ای درخواست دیه از بیت المال را نمودند (صفحات 678٫685 و 686) گزارش معاینه جسد مرحوم ع. د. حاکی از اصابت چندین گلوله و فوت در اثر تیرخوردگی و عوارض ناشی از ان میباشد. (صفحه 688) اقدامات لازم جهت شناسایی عاملین قتل مرحوم د. ادامه داشته تا اینکه در مورخ 95/09/14 اداره سازمان *شهرستان *طی گزارشی اعلام می نماید. تیم ترور ش. ک. و ش. ع. د. شناسایی شدند و نهایتا اقایان ع. ر.، ف. م. ز. و ا. د. دستگیر که به شرح فوق الذکر اقرار می نمایند (صفحات 716 710) ف. م. ز. در مورخ 95/09/29 نزد مامورین اداره سازمان *اظهار داشته در سال 94 از طریق پاسپورت از مرز *رفته ام و برای گازوییل کشی هم سفر کرده ام (صفحه 743) در خصوص قتل قاضی ک. مجددا به شرح جلسات قبلی توضیح داده است. و اظهار داشته بعد مطلع شدم که ع. و م. م.، ش. ع. د. را هم به قتل رساندند و دکل را نیز اتش زدند. دو متهم دیگر نیز به شرح اظهارات قبلی خود اقرار و شرح ماوقع را بیان نمودند (صفحات 774 738) در مورخ 95/10/26 نزد بازپرس محترم شعبه *، متهمین منکر ارتکاب قتل شدند و اظهار داشتند نزد مامورین از روی ترس اقرار کردند. و ا. د. اقرارش را نزد مامورین به زور تهدید و شکنجه اعلام نموده است. (صفحات 791 779) خروج از مرز و نگهداری سلاح و مهمات مکشوفه را قبول نمودند. در مورخ 88/01/22 پلیس اگاهی استان *اعلام نموده است. بکارگیری سلاح جنگی کلاشینکف واحدی در سه صحنه قتل قاضی ک.، تیراندازی به سمت *در مورخ 87/01/16 و به سمت پاس پیاده کلانتری 11 *در مورخ 87/07/20 محرز میباشد. (صفحه 804) سوابق مربوط به تخریب دکل ایرانسل در مورخ 92/05/02 حاکی از شلیک با اسلحه کلاش و کشف ده عدد پوکه از صحنه به شرح برگ 806 به بعد پرونده پیوست شده است. کارشناس سلاح اعلام نموده پوکه های مکشوفه از سلاح کلاشینکف واحدی شلیک شده است. (صفحه 822) متهم ع. ر. در اخرین دفاع نزد بازپرس محترم، شرکت در قتل مرحوم ک. و ش. ع. د. را انکار نموده و به سایر اتهامات دایر بر حمل مواد مخدر و سلاح کلاشینکف اقرار نموده است. (صفحه 880) و النهایه در مورخ 96/02/28 برای هر سه متهم دایر بر محاربه، مشارکت در قتل ش. ک. و مضافا برای ع. ر. دایر بر حمل و نگهداری سلاح غیرمجاز کلاشینکف و مهمات مربوط به ان، حمل و نگهداری یک کیلو و یکصد و بیست گرم تریاک، مشارکت در قتل ش. ع. د. و مشارکت در تخریب دکل ایرانسل و برای متهمین م. ز. و د. دایر بر خروج غیرقانونی از مرز قرار جلب به دادرسی صادر و بدل پرونده در خصوص اتهامات در صلاحیت دادگاه کیفری، به شعبه *ارجاع شده است. (صفحات 892٫903 و 908) و در خصوص 32 نفر دیگر از افراد تحت تعقیب، قرار منع تعقیب صادر شده است. تشریفات قانونی توسط این شعبه انجام گردیده و قرار بازداشت موقت متهمین در مورخ 97/10/05 فک و به وثیقه تقلیل یافته است. (صفحات 1016 و 1017) متهم ا. د. د. حسب اعلام زندان در مورخ 97/02/18 از زندان فرار نموده است. (صفحه 1015) در جلسه مورخ 97/11/14 دادگاه، متهمین اظهار داشتند اقاریر ما فقط در اداره سازمان **و دادسرای *بوده در دادسرا شکنجه نمی کنند اما در دادسرای *مامورین اداره در شعبه بازپرسی حضور داشتند و قبل از ان نیز گفته بودند که دقیق همان چیزهایی که ما به شما گفتیم را به بازپرس بگویید و اگر چیز دیگری بگویید دوباره اداره می اوریمت اقایان م. ب. و ع. ب. به عنوان وکلای متهمین طی لوایحی تقاضای صدور حکم برائت موکلین را نمودهاند و اظهار داشته اند اگر بپذیریم که موکلین مرتکب جرم شده اند. باز هم مشارکت صدق نمی کند و اقای ر. متهم به تیراندازی منجر به فوت ش. ک. میباشد. و دو متهم دیگر در ارتکاب رکن مادی قتل نقشی نداشته و صرفا تسهیل کننده جرم مورد ادعا بوده اند. اولیادم ش. ک. علیه موکلین شکایتی مطرح ننمودند هر چند اظهار نموده از فرد یا افرادی که در قتل عمدی قاضی ک. مشارکت یا معاونت داشته اند شاکی می باشیم اما اعتقاد ان ها بر این است. که ترور مذکور توسط گروهک ریگی انجام شده است. اولیادم مرحوم د. نیز هیچگونه شکایتی علیه موکلین مطرح ننمودند و از افراد دیگری شاکی بودند و اقاریر موکلین نزد دادگاه نبوده و در شرایط غیرقابل تحمل جسمی، روحی و روانی و تحت تاثیر القایات صورت گرفته از ناحیه مامورین بوده است. و موکل ع. ر. ک. در ان زمان در مغازه اش مشغول به فعالیت بوده است. و بازسازی صحنه قتل قاضی ک. شباهتی به بازسازی صحنه جرم ندارد. چرا که بازپرس محترم چگونگی وقوع را نزد متهمین ارائه و مراتب را به انان تلقین و ارشاد می نماید. و موکل ف. م. ز. در زمان وقوع جرم در منزل حضور داشته و اقرار موکلین نزد م. س. نیز در اداره سازمان *و نزد مامورین بوده است. (صفحه 1056 و 1057) با توجه به ناقص بودن پرونده (که بدل بوده) و ضرورت بررسی برخی از موارد مورد ادعای وکلای متهمین، وقت تجدید و دستور اقداماتی به شرح برگ 1068 صادر گردیده است. ضمنا قرار وثیقه ف. م. ز. تقلیل و تخفیف یافته است. (صفحه 1069) و با اعطای نیابت به *س. در رفع نواقص گردیده است. (صفحات 1071٫1074٫1075 و 1194) در مورخ 97/12/26 متهم ف. م. ز. با تودیع وثیقه و صدور قرار قبولی ازاد گردیده است. (صفحه 1115) در مورخ 98/02/30 مجددا ف. م. ز. به زندان معرفی و از وثیقه رفع توقیف شده است. (صفحات 1125 و 1133) ف. م. ز. تصاویر م. مربوط به خروج خود از مرز *را ارائه نموده است. (صفحات 1144 1142 و 1146) اولیادم مقتولین هیچگونه همکاری ننمودند و نتیجه استعلام از *مبنی بر اینکه اقایان ع. ر. ک. و ا. د. که ادعا نمودند پس از سوختن دست هایش در منزل با پیک نیک به *اعزام و تحت مداوا قرار گرفتند منفی بوده است. (صفحه 1182) تصویری از سابقه و پرونده ای که ع. ر. ک. به عنوان متهم به قضاوت ش. ک. تحت تعقیب و از تاریخ 84/10/07 با قرار بازداشت موقت، بازداشت بوده است. به شرح اوراق 1197 الی 1253 و 1342 الی 1463 پیوست گردیده است. بالاخره و پس از اعطای چندین نیابت به *با توجه به اینکه احدی از اولیادم ش. ک. (مادرش) فوت نموده و فرزند شهید نیز بالغ شده است، گواهی حصر وراثت ارائه و تقاضای قصاص متهمین دستگیر شده را نمودهاند (صفحات 1289 الی 1307) متهم ف. م. ز. مجددا وثیقه تودیع و در مورخ 99/06/29 ازاد شده است. (صفحه 1324) اولیای دم مرحوم ش. ع. د. همکاری ننموده و درخواستی مطرح ننمودند. در جلسه 99/08/01 دادگاه نیز متهمین ر. و م. ز. اظهار ننمودند اقاریرشان نزد مامورین و دادسرای *را قبول ندارند تحت شکنجه بوده و م. ز. خروج خود از مرز را قانونی و با مجوز اعلام نموده است. و ر. در خصوص سوختگی دستانش اظهار داشته با پیک نیک در *رفته بودم (البته استعلام از بیمارستان منتفی بوده است) و هر دو متهم اظهار داشتند هیچ اختلافی با مامورین تحقیق کننده نداشته اند و وکلای متهمین طی لایحه ای با تکرار دفاعیات مندرج در لایحه ارائه شده قبلی و ادعای خلاف اوضاع و احوال بودن گزارش ضابطین و غیرقابل وثوق بودن ان و همچنین علت اینکه متهمین متعددی قبلا دستگیر و ازاد گردیده اند اما موکلینشان نزد مامورین و بازپرس اقرار نمودهاند را متفاوت بودن قدرت مقاومت افراد در مقابل فشارهای جسمی و روحی و روانی دانسته و اعلام نمودند چه بسا افرادی که قبلا دستگیر شدند به لحاظ روحی و جسمی قوی بوده اند که مقاومت نمایند.
در نهایت دادگاه با صدور دادنامه *17/8/99 به شرح زیر مبادرت به صدور رای نموده است:
در خصوص اتهام اقایان 1 ع. ر. ک. فرزند م.، 38 ساله، ایرانی، باسواد، متاهل، اهل و ساکن *، بازداشت از مورخ 95/09/16 با قرار بازداشت موقت و عجز از تودیع وثیقه، فاقد سابقه موثر کیفری، دایر بر الف مشارکت در قتل شهید ا. ک. از قضات سازمان *در مورخ 87/03/27 ب حمل و نگهداری سلاح غیرمجاز از نوع کلاشینکف به همراه مهمات مربوط به سلاح مذکور پلاک مشارکت در قتل مرحوم ش. ع. د. در مورخ 87/08/20 4 مشارکت در تخریب دکل ایرانسل در مورخ 92/05/02 2 ف. م. ز. فرزند م. ش.، 34 ساله، ایرانی، اهل و ساکن *، فاقد سابقه کیفری، بازداشت از مورخ 95/09/16 لغایت 97/12/26 با قرار بازداشت موقت و به لحاظ عجز از تودیع وثیقه و پس از ان ازاد با تودیع وثیقه و مجددا از تاریخ 98/02/30 لغایت *بازداشت و سپس ازاد باتودیع وثیقه، دایر بر الف مشارکت در قتل شهید ا. ک. از قضات سازمان *ب خروج غیرقانونی از کشور 3 ا. د. د. فرزند ن.، 34 ساله، ایرانی، اهل و ساکن *، فاقد سابقه کیفری، باسواد، متاهل، بازداشت از مورخ 95/09/16 لغایت 97/02/18 و پس از ان متواری از زندان، دایر بر الف مشارکت در قتل شهید ا. ک. از قضات سازمان *ب خروج غیرقانونی از مرز دو مرتبه، با وکالت اقایان م. ب.، ع. ب. و ع. ح. ب.، به شرح گردشکار و موضوع کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب *، بنا بر قرائن و امارات ذیل 1 اظهارات و اقاریر متهمین نزد مامورین و در دادسرای *با شرح ماوقع منطبق با واقعیت و رد این ادعا و دفاع متهمین و وکلای ان ها مبنی بر اقرار تحت شکنجه، چرا که افراد متعددی دستگیر و تحت تعقیب قرار گرفتند اما علیرغم انکه بعضا پرونده هایی هم نزد قاضی ک. داشتند و حتی یک مورد برادر فرد با رای قاضی ک. اعدام گردیده است. اما اقرار ننمودند و یا تحت تعقیب قرار نگرفتند و نحوه بیان و اظهارات افراد متعدد تحت تعقیب حاکی از انست که در فضای ازاد از خودشان دفاع نمودند و اینکه دلیلی بر شکنجه ارائه نگردیده است. و اینکه معمولا اظهارات اولیه متهمین منطبق و مقرون به واقع میباشد. و ادعاهای بعدی ناشی از اموزش های فراگرفته در اثر هم نشینی با زندانیان و سایر افراد و برای فرار از مجازات میباشد. 2 اقرار ع. ر. به سوختگی دستانش، که حسب گزارش مامورین اعلام شده در زمان تخریب دکل ایرانسل صورت گرفته اما متهم اظهار داشته در منزل با پیک نیک سوخته و برای درمان به بیمارستان *رفته درحالی که نتیجه استعلام منفی بوده و ادعای متهم قابل پذیرش نمیباشد. وعدم مراجعه به بیمارستان جهت درمان، قرینه ای میباشد. بر اینکه سوختگی در اثر تخریب دکل بوده و از ترس برای درمان به بیمارستان محل وقوع حادثه مراجعه ننموده است. 3 صورتجلسات و گزارشات مامورین در خصوص اصل وقوع جرایم و همچنین اقاریر متهمین به کیفیت ارتکاب و نقش خودشان در جرایم مذکور 4 تناقض در اظهارات ع. در خصوص محل حضورش در زمان قتل قاضی ک. 5 شکایت اولیادم قاضی ک. و مطالبه قصاص قاتل 6 اقرار ع. به حمل و نگهداری سلاح و مهمات مکشوفه و لوایح دفاعیه وکلای متهمین در خصوص مشارکت م. ز. و د. در قتل قاضی ک. و اینکه به فرض انتساب بزه به ان ها به عنوان تسهیل کننده میباشند و همچنین در خصوص مشارکت ع. در قتل مرحوم ش. ع. د. و عدم دفاع موثر در خصوص سایر اتهامات و رد ادعای القا و دیکته شدن اتهامات و نحوه ی انجام ان ها به متهمین در اقاریر و بازسازی صحنه چرا که بیان نحوه و اینکه چه مطالبی را باید متهمین در بازسازی اعلام کنند امری عادی و قانونی میباشد. و دلیلی بر شکنجه و دیکته شدن نیز ارائه نگردیده و به فرض اگر مامورین می خواستند دیکته کنند می توانستند به افراد دیگری که دستگیر شدند دیکته کنند و یا اینکه قتل مرحوم د. رانیز به یکی از سه متهم فوق الذکر منتسب می نمودند و یا قتل قاضی ک. را به یکی دیگر از متهمین منتسب می نمودند در حالی که چنین نشده است. و توجها به سایر قرائن و امارات مقید در پرونده از جمله وجود سابقه مربوط به تحت تعقیب بودن ع. به قضاوت قاضی ک. و بازداشت وی توسط قاضی ک.، کشف یک عدد فشنگ کلاشینکف در زمان دستگیری پرونده مذکور در سال 84 از منزل وی، متواری شدن متهم د. از زندان و عدم مراجعه جهت دفاع که قرینه ای میباشد. بر صحت اقاریر اولیه متهمین و ایضا گزارشات و تحقیقات انجام شده در خصوص نحوه وقوع قتل ها که در هر یک از ان ها مباشر جرم فقط یک نفر بوده است، دادگاه ضمن اصلاح عناوین اتهامی مندرج در کیفرخواست، ارتکاب قتل عمدی ا. ک. از قضات سازمان *، معاونت در قتل مرحوم ش. ع. د. از طریق تسهیل وقوع جرم با بردن مباشر جرم (م. م.) به محل در زمان وقوع جرم با هماهنگی و برنامه ریزی قبلی و مشارکت در تخریب دکل ایرانسل از تاسیسات مورد استفاده عمومی (شرکا شناسایی و دستگیر نشدند) توسط متهم ع. ر. را علما و حمل ونگهداری سلاح کلاشینکف و مهمات ان توسط متهم فوق الذکر را بر اساس اقاریر صریح و مقرون به واقع او و ارتکاب بزه معاونت در قتل عمدی ا. ک. از قضات سازمان *منتسب به ف. م. ز. و ا. د. د. از طریق تسهیل وقوع جرم و اعلام خروج مرحوم ک. از اداره و مسیر تردد او توسط م. ز. به دو متهم دیگر و بردن و انتقال مباشر جرم به محل وقوع جرم با برنامه ریزی و هماهنگی قبلی توسط ا. د.، را نیز علما محرز و مسلم دانسته و مستندا به مواد 2٫16٫18٫19٫27٫125٫126، بند الف ماده 127٫134 و بند ب ان، 140٫144٫164٫171٫211، بند الف ماده 290٫381٫417٫418 و 436 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 با اصلاحات سال 1399 و ماده 687 قانون مجازات اسلامی تعزیرات و مجازات های بازدارنده مصوب 1375 و بند پلاک ماده 6 قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیرمجاز، متهم ردیف اول ع. ر. ک. را از حیث ارتکاب قتل عمدی ا. ک. به قصاص نفس در حق اولیادم، از حیث معاونت در قتل عمدی ش. ع. د.، حمل و نگهداری سلاح جنگی غیرمجاز کلاشینکف و مهمات ان و مشارکت در تخریب دکل ایرانسل از تاسیسات مورد استفاده عمومی، به لحاظ نتایج زیان بار و شیوه ارتکاب جرایم مذکور، به ترتیب به تحمل بیست و پنج سال حبس درجه دو بابت معاونت در قتل عمدی، تحمل پنج سال حبس بابت حمل و نگهداری سلاح و مهمات و تحمل ده سال حبس بابت تخریب دکل ایرانسل، هر یک از دو متهم دیگر ف. م. ز. و ا. د. را نیز به لحاظ شیوه ارتکاب جرم و نتایج زیان بار ان به تحمل بیست و پنج سال حبس درجه دو با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم می نماید. اجرای قصاص منوط به اذن و استیذان م. م. ر. میباشد. و اما در خصوص اتهام ع. ر. ک. دایر بر مشارکت در قتل مرحوم ش. ع. د. و اتهامات ف. م. ز. و ا. د. د. دایر بر مشارکت در قتل شهید ا. ک. و خروج غیرقانونی از کشور، با توجه به دفاعیات نامبردگان و لوایح دفاعیه وکلای ان ها و سایر تحقیقات انجام شده حاکی از انکه قتل ا. ک. و ش. ع. د. بامباشرت یک فرد و با شلیک یک سلاح صورت گرفته که بر این اساس اتهام شرکت در قتل ا. ک. اصلاح و مباشر جرم محکومیت یافته و در خصوص مرحوم د. نیز صرف نظر از اینکه حسب محتویات پرونده، اعلام گردیده قتل توسط م. م. انجام شده و نامبرده نیز پس از ان به قتل رسیده است، اقدامات انجام شده توسط ع. در حد معاونت بوده که بر این اساس اتخاذ تصمیم شده است. و ایضا دفاعیات ف. و مدارک ارائه شده توسط وی مبنی بر اینکه با مجوز قانونی از کشور خارج شده و منظورش از اینکه اعلام نموده به دفعات سوخت برده ام این بوده که تا سر مرز می بردم و از مرز خارج نمی شدم به لحاظ فقد ادله اثباتی مستندا به اصل 37 قانون اساسی و ماده 4 قانون ایین دادرسی کیفری و ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 رای بر برائت صادر میگردد. در خصوص مجازات های تعزیری متهم عبدالباسط فقط مجازات اشد با لحاظ و رعایت ماده 135 همان قانون قابل اجرا است. و اگر مجازات اشد به یکی از علل قانونی تقلیل یابد یا تبدیل یا غیرقابل اجرا شود. مجازات اشد بعدی اجرا میگردد. رای صادره حضوری محسوب و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور میباشد.
پس از صدور رای، اقای م. ب. و ع. ب. به وکالت از متهمین ا. د.، ع. ر. ک. و ف. م. ز. و همچنین خود متهمین ف. م. ز. و ع. ر. با تقدیم لوایحی فرجام خواهی نموده اند. در لایحه وکیل قید شده است. اقاریر اولیه در نزد بازپرس ناشی از فشارهای روحی و روانی و جسمی بوده است. و در فرضی که قایل به صحت اتهام معاونت در قتل عمدی بشویم تعیین 25 سال حبس با اصول و قواعد حقوقی منطبق نیست. چون در زمان وقوع قتل قانون حاکم حداکثر مجازات معاون در قتل را 15 سال تعیین کرده بود. و افزایش مجازات در قوانین بعدی نباید شامل حال این افراد شود. در لایحه متهم ف. م. ز. موضوع و استدلال خاصی در نقض دادنامه فرجام خواسته ذکر نشده است. اقای ع. ر. نیز در لایحه خود اعلام داشته که اشرار مبادرت به شهادت مرحوم ش. ک. و روحانی اهل سنت مرحوم ش. ع. د. کرده اند ولی بدون دلایل علمی اینجانب را به اتهام قتل نامبردگان دستگیر کرده اند، در صورتی که هیچگونه دلیلی علیه من وجود ندارد. و تحت اکراه و شکنجه و مطالب تلقینی از ما اقرار گرفته بودند. من دو نفر گواه داشته ام که در روز حادثه از ساعت 6:30 الی 3 بعدازظهر در مغازه بوده ام و در دادگاه انقلاب از انها تحقیق به عمل امد. اقاریری که تحت شکنجه بوده اند فاقد اعتبار میباشد. و تقاضای تحقیق بیشتر در خصوص موضوع را دارم. و افراد معتمد از شیعه و سنی و نهادهای مختلف من را تایید کرده اند و تقاضای نقض رای صادره را دارم. و از این جهات تقاضای فرجام خواهی دارم. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل است. پس از قرائت گزارش اقای م. ب. (عضو ممیز) و بررسی محتویات پرونده و ملاحظه نظریه اقای م. ق. (دادیار محترم دادسرای دیوان عالی کشور) مبنی بر اینکه: نظر به اینکه دادنامه فرجام خواسته در قسمت مربوط به محکومیت ع. ر. به قصاص نفس از بابت قتل عمد و نیز محکومیت از حیث نگهداری سلاح جنگی به صورت غیرمجاز و تخریب دکل ایرانسل، از حیث تطبیق عمل با قانون و تعیین مجازات و نحوه استدلال و استناد فاقد اشکال و ایراد اساسی بوده است، عقیده به ابرام دارم. اما در مورد محکومیت متهم مذکور و متهم ف. م. ز. به بیست و پنج سال حبس از جهت معاونت در قتل عمدی چون هر دو فقره قتل عمدی در سال 87 و در زمان حاکمیت قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 بوده است. و بنابراین استناد به قانون موخر که مشتمل بر تشدید مجازات بوده است. فاقد محمل قانونی و اقدامی برخلاف ماده 10 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 بوده است. و از این حیث اعتراض اقای وکیل قابل پذیرش است. و دادنامه فرجام خواسته در این بخش قابلیت ابرام ندارد. در مورد محکومیت ا. د. نیز چون با توجه به جرم ارتکابی وی، دادگاه با نادیده گرفتن ماده 350 قانون ایین دادرسی کیفری جلسات رسیدگی را به صورت غیابی برگزار نموده است، بنابراین در این قسمت نیز عقیده به نقض دادنامه فرجام خواسته دارم. و مشاوره اعضا به شرح اتی مبادرت به صدور رای میگردد.:
* رای *
اولا: در مورد محکومیت متهم ع. ر. ک. به قصاص نفس و نگهداری سلاح جنگی غیرمجاز کلاشینکف و تخریب دکل ایرانسل، با توجه به اینکه از ناحیه متهم و وکیل وی ایراد و اعتراضی که موثر در نقض دادنامه فرجام خواسته باشد. ابراز نشده است. و دادنامه فرجام خواسته در خصوص جرایم مزبور وفق موازین قانونی صادر شده است. و هیچ دلیل موجه و قابل استنادی مبنی بر اینکه اقاریر متهمین در نزد مامورین و مقامات قضایی دادسرا تحت شکنجه و اکراه و یا اغفال بوده باشد. وجود ندارد. و قرائن و اماراتی که دادگاه در رای خود برای صدور حکم محکومیت به انها استناد کرده است. برای حصول علم متعارف کفایت می کرده است، بنابراین در اجرای قسمت الف ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته مورد تایید و ابرام قرار میگیرد، ثانیا: در مورد محکومیت متهم مذکور و همچنین متهم ف. م. ز. با تحمل 25 سال حبس تعزیری به اتهام معاونت در قتل عمدی با توجه به اینکه هر دو فقره قتل عمدی در سال 87 و قبل از حاکمیت قانون مجازات اسلامی سال 92 واقع شده و بر اساس ماده 207 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 که قانون حاکم در ان زمان بوده است. و حداکثر مجازات معاونت در قتل عمدی را حداکثر 15 سال حبس تعیین نموده است، لذا با توجه به ماده 10 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 افزایش مجازات بزه معاونت در قتل عمدی طبق بند الف ماده 127 قانون مذکور تاثیری در افزایش مجازات مرتکبین بزه مزبور قبل از لازم الاجرا شدن قانون مجازات اسلامی 92 نخواهد داشت؛ لذا از این جهت که دادگاه میزان مجازات معاونت در قتل عمدی را 25 سال حبس تعیین نموده است، اعتراض وکیل محترم وارد میباشد. و در مورد محکومیت متهمین به اتهام معاونت در قتل عمدی اگرچه قرائن و امارات کافی بر توجه اتهام مزبور به متهمین وجود دارد. ولی از حیث میزان مجازات دادنامه فرجام خواسته قابلیت ابرام را ندارد.، در اجرای بند 4 قسمت ب ماده 469 قانون ایین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع میگردد. ثالثا: در مورد محکومیت ا. د.، با توجه به اینکه این متهم به علت فراری بودن در هیچ یک از جلسات دادگاه حضور نداشته است. و بزه انتسابی به وی نیز از جرایم تعزیری درجه 2 بوده است. و بر اساس ماده 350 قانون ایین دادرسی کیفری دادگاه بدون حضور متهم در دادگاه اجازه رسیدگی به اتهام وی را نداشته است، در این مورد نیز در اجرای بند 4 قسمت ب ماده 469 قانون اخیرالذکر دادنامه فرجام خواسته را در این مورد نقض و رسیدگی مجدد را به شعبه هم عرض محول می نماید.
شعبه *
م. ب. (رئیس) ب. س. ز. (عضو معاون)