اثر امتناع زوج از اجرای صیغه طلاق

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

رای دادگاه بدوی

در خصوص دادخواست تقدیمی خانم م. ط. ک. فرزند م. با وکالت اقای ش. ح. م. به طرفیت اقای م. ف. فرزند ا. به خواسته طلاق به درخواست زوجه (تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر الزام زوج بر طلاق زوجه به جهت عسر و حرج حاصله)، بدین شرح که وکیل خواهان ضمن تقدیم دادخواست و در جلسه رسیدگی چنین عنوان نموده است.که موکله به موجب رونوشت سند نکاحیه شماره 158433 همسر دائمی خوانده و حاصل زندگی مشترک نامبردگان یک فرزند دختر مشترک میباشد. دوام زندگی زوجین مزبور مدتهاست که دچار تزلزل گردیده و زوج محل زندگی مشترک خویش را واقع در *رها و ترک نموده است. نامبردگان مدتهاست که به کرات پرونده های متعدد قضایی را علیه یکدیگر به ثبت رسانیده و زوج با اقدامات ایذایی و مکدر نمودن شریان زندگی، ارامش را بدوا از خویش و النهایه از همسر و فرزند ش سلب نموده است.سوی رفتار هایی حسب اظهارات موکل، من جمله فحاشی، تهدید، توهین یا ضرب و جرح جملگی موجبات تشدید تنش فی مابین را فراهم و اینک دوام زندگی برای هر دو طرف میسور نیست. لیکن با اتکا به اظهارات موکله، لجاجت های زوج مانع حصول سازش و انجام طلاق توافقی بوده و یحتمل، حکایت موصوف بدون امعان نظر قضایی پایان نخواهد گرفت. موکل اظهار داشته که زوج دارای عقاید و ایدیولوژی غیر مذهبی بوده و اقدام به ترویج مرامی ناهنجار گونه و فروش کتب و اثاری که موجبات انحراف اذهان از مسالک دینی و اعتقادیست که از ما حصل ان رویه ی تربیتی فرزند ان دچار مخاطره گردیده است. در این خصوص پاره ای از اوراق گفتگوی مشارالیه ضمن یک فقره لوح فشرده (سی دی) و تصویر گفتمان های ایشان با اشخاص ثالث مورد استناد دعوی مطروحه قرار که اصول ان متعاقبا تقدیم ان شعبه ی محترم خواهد گردید. عدم پرداخت نفقه به همسر و فرزند و شکایات به ثمر رسیده ی موکله از ایشان دال بر انتساب بزه های متعدد، اصدار دستور جلب وی در خصوص حقوق مالی زوجه و یا بزه دیدگی موکل، همه و همه از دیگر عوامل ایجاد عسر و حرج محسوب میگردد. از طرفی عدم حضور خوانده و بلا تصدی بودن خانواده ی متشکله، موکله را دچار استیصال فراوانی قرار داده که در تایید ادعای وی، تقاضای بذل دستور در خصوص تحقیقات محلی از محل زندگی نامبردگان و ایضا استماع شهادت شهود تعرفه شده ی موکله را از ان مقام گرانقدر قضایی استدعا دارد. به شرح معنونه، تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر الزام زوج بر طلاق زوجه مورد استدعاست.مخلص دفاعیات خوانده بدین شرح می‌باشد. که ر مطلع کلام با کمال تاسف به استحضار می رسانم که کلیه اظهارات وکیل محترم خواهان کذب محض و بی اساس است.و اگر نامبرده صرفا مدعی نوشتن اظهارات و ادعاهای موکل شان می‌باشد.، این امر عذر بدتر از گناه بوده؛ درحالی که حداقل ایشان می‌بایست صحت و سقم اظهارات موکل خود را مورد بررسی قرار دهند و انگاه نسبت به نشر ان اقدام نمایند. البته که به منظور این اقدام به دور از انصاف و عدالت ایشان، اینجانب قصد طرح شکایتی علیه وکیل محترم خواهان در سازمان *و حفاظت قوه قضاییه در ذهن دارم. که با صبوری و حصول اطمینان تامه از نیت نهایی ایشان قطعا به مرحله ی اجرا در خواهد امد. چرا که با توجه به اینکه نامبرده با اظهارات خود در پی تجزیه حق اینجانب می‌باشند. از این روی بدوا از محضر دادگاه محترم تقاضای فراهم اوردن زمینه ای تا قبل از رسیدگی به دعوی واهی خواهان، نسبت به طرح سوال از وکیل محترم در رابطه با منبع اخبار منتشره در دادخواست مکذوب ایشان و ارائه به ان مرجع عالی که به جهت گمراهی قاضی محترم نگاشته شده را دارم. قبل از دفاعیات خود سوگمندانه به عرض می رساند حتی وکیل محترم خواهان، نشانی اینجانب را با سوی نیت تمام؛ به ادرس *نوشته اند و چندین بار بر این امر خلاف واقع تکیه نموده اند! چرا که با بررسی سامانه ثنا و سوابق ابلاغات اینجانب و دعاوی متعددی که خواهان محترم علیه اینجانب مطرح نموده‌اند و ادرس همه انها در *می باشد. و نشان میدهد که وکیل محترم تا چه اندازه مغرضانه و خلاف شرع عمل نموده اند. که البته شگردی در ذهنیت سازی بر ناخوداگاه قاضی محترم نیز می‌تواند باشد.عالی مقام؛ بنده از سال 94 تاکنون مقیم *هستم و به پیوست های لایحه استشهادیه محلی همسایگان و دیگر مطلعان به پیوست تقدیم می‌گردد. مضاف ا اینکه بنده در حال حاضر دانشجوی *هستم که گواهی اشتغال به تحصیل نیز به پیوست تقدیم می‌گردد.بر خلاف ادعای وکیل خواهان *وند فعلی معرفی نموده اند؛ اینجانب به همراه همسرم و دختر خانم همسرم به نام ع. م. ت. (حاصل ازدواج سابق ایشان) از مهرماه 1393 به بعد، از *سکونت داشته ایم. متاسفانه همسر اینجانب در 12 تیرماه 1400 با حیله ای که توسط جد مادریشان طرح ریزی شده بود، تمامی اسباب و اثاثیه زندگی را از *منتقل نمود؛ لیکن از فردای ان روز دیگر هیچ اطلاعی از ایشان در دسترس بنده نیست و تمامی راه های ارتباطی حقیقی و مجازی (به جزپیامک یکطرفه) را مسدود ساخته است. همچنین وجود دعاوی متعدد؛ بدلیل عدم مواجهه ی حضوری و مجازی و کلامی در دادگستری شهرستان های *موید این ادعاست.واجب به ذکر است، از زمان ترک منزل مشترک واقع در *توسط همسرم از زمان م. ذکر تا کنون؛ بنده با وجود تعیین قرار ملاقات توسط دادگاه خانواده *و به قطعیت رسیدن و اجرای رای دادگاه محترم، نه تنها چهره ن. دختر 7 ساله مان را ندیده ام بلکه حتی از شنیدن صدای فرزند مشترک نیز ممانعت به عمل امده و عملا دخترم در اختفای مادر به سر می برد. متاسفانه گویا ایشان فرزند م را به عنوان اهرم فشاری، برای نابودی بنده نزد خود نگه داشتند اند. چرا که تمام اهل فامیل و دوستان نسبت به علاقه ی بی اندازه و جنون وار بنده به دخترم اگاهند. و خدا می داند تا کنون چه خون دل هایی که برای دیدن دختر دلبندم خورده ام و چه پیگیری هایی که در *دنبال یافتن فرزند م داشته ام؛ که متاسفانه همگی بی نتیجه مانده و حتی پدر همسرم نیز گواه این مسیله می‌باشند. در حالی که خواهان محترم به علت مشکلات متعددی که دارند حضانت فرزند مشترک قبل از 7 سالگی از ایشان سلب گردید.و پرونده مربوطه در اجرای احکام دادگستری شهرستان *موجود است.که خلاصه ان به شرح پیوست تقدیم می‌گردد. با کمال تاسف به استحضار میرساند همسر اینجانب که از وضعیت کنونی مالی بنده بواسطه ی اقوامشان اطلاع کامل دارد. با سوی نیت و رفتار متقلبانه و خلاف شرع خود که ناشی از عناد و تحریکات برخی افراد است، اقدام به طرح دعوی در *نموده تا بدین طریق و اطمینان از این موضوع که بنده به لحاظ مالی قادر به سفر به *نیستم بتواند در تمامی پرونده ها، ارا صادره را به سود خود اخذ نماید. (گویی سنگ در دهانم ریخته باشند و زنجیر به پاهایم و بگویند از خود دفاع کن.) که در این راه نیز شوربختانه موفق شده است. از جمله اینکه با مطالبه مهریه که حق مسلم قانونی و شرعی ایشان است.و حکم ان نیز توسط همان مرجع عالی صادر شده؛ لذا جهت دادخواست اعساراز پرداخت محکوم به، با مشقت غیرقابل وصف و دشواری های فراوان و تحمل زحمات بسیار زیاد توانستم پس از 3 بار رد اعسار بدلیل تعسر نسبت به هزینه ایاب و ذهاب به *؛ النهایه با اقساط کوتاه مدت 6 ماهه که در توان اکثریت مردان جامعه نیست، اعسار اینجانب مورد پذیرش واقع شد که ان هم به دلیل اقساط سنگین با توجه به نرخ سکه، از عهده ان بر نیامده و همسر اینجانب که قبل از صدور هرگونه حکمی بهتر از هرکسی این موضوع را میدانست، هم اکنون با گرفتن حکم جلب و در اختیار گرفتن ان به عنوان چماقی بر سر بنده کوبیده و امکان هیچ گونه دفاعی را به اینجانب نمی دهد! حتی در حال حاضر نیز در تلاش برای فراهم کردن پولی جهت تهیه بلیط و مسافرت به *ناکام مانده ام، چرا که خداوند شاهد است.با حیله ای که فوقا در رابطه با ترک منزل توسط همسرم ذکر شد؛ زندگی ام بر باد رفت و من در این شهر غریب تکیده و وامانده و مغروض گشتم. چرا که همسرم شرط کرده بود که منزل و وسایل زندگی را مجددا مهیا کن تا من و فرزند مشترک را دوباره ببینی و شاید برگردم. تتمه دارایی و موجودی ام نیز در راه تهیه بخشی از نفقه فرزند و جلوگیری از ماندن بیشتر در زندان و عقب ماندن از تحصیل از دست دادم. لیکن بنده بارها نشان داده ام که مرد زحمتکش و نان در اوردن هستم. (البته اگر افرادی که حقوق را برای حقوق خوانده اند، دستهایم را نبندند و حرف های ناصواب را به عنوان مشورت به خورد دیگران ندهند.) هرچند همسرم قریب بر یک سال و اندی است.هیچگونه تمکینی نکرده اند، لذا هم بنده ازعمق دل ایشان مطلعم و هم ایشان نسبت به علاقه ام نسبت به خود و فرزند مشترک اگاه هستند. شاید که او نیز فریب خورده باشد.، لیکن از انجا که انسانی یکه تاز هستند؛ با برداشتن اولین قدم های اشتباه قدوم دیگر را نیز همچنان به سمت بی راهه بر می دارند.جناب قاضی، همسر بنده پس از خودکشی مادرشان در *شدت اسیب روحی دید و سال ها تحت نظر روانپزشک بوده است.و هم اکنون نیز به دلیل احساسی بودن و وابستگی بیش از حد به مادر و حضور در *و دیدن دریا؛ گویی قصد انتقام از همگان از جمله خود را دارد. و بنده پس از8سال زندگی مشترک، ایشان را بهتر از هر شخص دیگری می شناسم. ایشان نیاز به ارامش بیشتر دارند و این تعدد پرونده ها ایشان را دچار بحران بیشتر نموده است. (که باز هم این تعدد پرونده ها حاصل مشورت های غلط و تطمیع وی می‌باشد.) چرا که ایشان چند ماه است.سهم الارث مادرشان واقع در هراز 1 - *- *را فروخته اند و گویا افرادی سعی بر به حاشیه کشاندن بنده و بردن مال بی زحمت را دارند.عاجزانه و دردمندانه تمنا دارد. دادگاه محترم به وضعیت بنده رسیدگی نماید. همسر اینجانب علیرغم داشتن مشکلات متعدد روحی و جسمی که در محاکم صالحه به اثبات رسیده است، متاسفانه با طرح دعوا در *بهترین شیوه را در جهت نابودی بنده به کار گرفته است. (هرچند بنده باز هم به فریباندن ایشان تاکید دارم.). عالی مقام، همانطور که فوقا به عرض عالی رساندم؛ با توجه به فروش منزل مادریشان نه ایشان معسر است.و نه بنده و سایر اعضای خانواده 4 نفره و تازه پا گرفته مان که از راه حلال و پاک فروش کتاب در حال قوام و انسجام بود از سال 1400 به بعد در *سکونت داشته ایم. فشار بر طرفین دعوا طی مدت فراغ روز افزون شده و تقریبا لجبازی های ایشان که با تحریک دیگران به اتشش دمیده شده است.بنده را نیز در مقام دفاع وادار و مجبور به طرح دعواهای متقابل نموده است. لیکن هر دو قلبا و ذاتا یکدیگر را دوست میداریم و بنده به شدت به ترمیم روابط و بازسازی دوباره ی رابطه بسیار امیدوارم. و جنابعالی بهتر از هر شخص دیگری به صورت تخصصی بر این امر واقفید که موضوعات پیش امده فی مابین طرفین جهت مرتفع شدن به زمان و مماشات بیشتر نیازدارد. از جهتی یکی از اهداف محکمه تحکیم روابط خانواده و صلاحیدید فرزند ان است.چرا که فرزند (مخصوصا دختر) هم پدر می خواهد و هم مادر. فلذا به جهت مصلحت فرزند مشترک هم شده هردومان برای رجوع مجدد به زمان نیاز داریم.برادر بزرگوار، قاضی معزز؛ بنده تا حال افتخار ملاقات حضرتعالی را نداشته ام، لذا در جهت تحکیم و حمایت از خانواده ای که ثمره ی ان میوه ای 7 ساله و معصوم است؛ به ذات مقدس الله که در وجود همه مان متبادر و متبلور است.رجوع کنیم و کمی دست نگه داریم. بنده همسرم را دوست می دارم.؛ از دو جهت: اول انکه با وجود اختلاف سنی در سن 22 سالگی مزه ی عشق و دوست داشتن و دوست داشته شدن را به من اموخت، و ثانیاطعم غیر قابل وصف پدر شدن را به من چشانید و از انجا که مادر دختر من است، دوچندان ایشان را دوست میدارم. و در این امر ابایی از بیان ان ندارم.خواهشمندم زمان تفکر و تخلیه شدن و بهبود روحی به ایشان و البته تقویت بنده از لحاظ علمی و مالی عنایت فرمایید که این به صلاح و عدالت نزدیک تر است. (انچه گفت و شنود بوده تا حال، قابلیت مرتفع شدن دارد.) همچنین از محضر دادگاه محترم تقاضا دارد. به صورت تحقیقات نامحسوس دستور فرماییدموضوع جمیع دعاوی طرفین مورد بررسی قرار گیرد.در پایان از منظر شریف دادگاه عاجزانه درخواست دارد. تا ضمن بررسی موضوع درغیاب اینجانب زمینه ای فراهم نمایند تا بنده نیز بتوانم از طریق دادرسی الکترونیکی درجلسه دادگاه حاضر و لایحه دفاعی خود را نیز به صورت شفاهی به محضر دادگاه عرضه نمایم. همچنین ضمن عذرخواهی نسبت به تصدیع اوقات شریف، از محضر دادگاه محترم تقاضای صدور حکم بر بطلان دعوی واهی و خلاف واقع دارد. … اصلاحا یوفق الله بینهما ان الله کان علیما خبیرا علیهذادادگاه باعنایت به جمیع اوراق ومحتویات پرونده وملاحظه اصل ورویت مصدق نکاح نامه شماره *الف/98تنظیمی دردفتررسمی ثبت ازدواج شماره 47حوزه ثبتی *وجودعلقه زوجیت ازحیث عقدنکاح دائم رابین زوجین محرزومسلم دانسته وازحیث خواسته باتوجه به اظهارات خواهان ومدارک و ابرازی ازسوی وی از جمله دادنامه قطعیت یافته شماره *مورخه 1400/11/27 اصداری از شعبه *که به موجب ان زوج محکوم به پرداخت نفقه در حق زوجه گردیده است. و با عنایت به عدم دلایل متقن و محکمه پسند از سوی زوج دایر بر پرداخت نفقه لذاعسروحرج زوجه ازنظردادگاه محرزمیباشد.وباتوجه به عدم موفقیت دادگاه وداوران درصلح وسازش واصلاح ذات البین لذادادگاه به استنادمواد 1129 114311441145 قانون مدنی ومواد 262728293133 همگی ازقانون حمایت خانواده حکم به الزام زوج به طلاق زوجه راباشرایط ذیل صادر و اعلام میدارد.ومدت اعتبارحکم طلاق شش ماه پس ازتاریخ ابلاغ رای فرجامی یاانقضای مهلت فرجام خواهی است.هرگاه حکم طلاق ازسوی زوجه به دفتررسمی ثبت طلاق تسلیم شود.درصورتی که زوج ظرف یک هفته ازتاریخ ابلاغ مراتب دردفترخانه حاضرنشود.سردفتربه زوجین ابلاغ میکندبرای اجرای صیغه طلاق وثبت ان دردفترخانه حاضرشونددرصورت عدم حضورزوج وعدم اعلام عذرازسوی وی یاامتناع اوازاجرای صیغه سردفترمجری صیغه طلاق ازجانب دادگاه نمایندگی دراجرای صیغه طلاق وثبت ان رادارد.ودرصورت اعلام عذر. ازسوی زوج یک نوبت دیگربه ترتیب مذکورازطرفین دعوت به عمل می اید1 ارائه گواهی پزشک ذی صلاح درموردجنین یاعدم ان برای ثبت طلاق الزامی است.2طلاق ازقسم باین و از نوع خلع نوبت اول می‌باشد.3 زوجه در قبال طلاق ربع سکه تمام بهار ازادی بابت مهریه را بذل نمود 4در خصوص حقوق مالی زوجه مهریه و نفقه رابه موجب پرونده جداگانه مطالبه می نماید. 5 زوجین دارای یک فرزند مشترک به نام انا می‌باشند که در خصوص حضانت در شعبه *تعیین تکلیف گردیده و به زوج واگذار و تعیین شده است.و دادگاه مواجه با تکلیفی نیست رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی درمحاکم محترم تجدیدنظر *میباشد.٪

دادرس مامور شعبه *ج. ر.

منبع