تاریخ دادنامه قطعی: 1391/10/20
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: اخلال در نظم دادگاه یا دادسرا حین جلسه رسیدگی و تحقیقات، مصداق تبصره 2 ماده 188 قانو ن آیین دادرسی کیفری است، نه ماده 618 قانون مجازات اسلامی.
مستدعی اعاده دادرسی به موجب صورت مجلس 14/5/91 ممضی به امضا کارمند دادگاه عمومی بخش، به نام آقای ح.د. و سربازان وظیفه به اسامی ع.الف. و ن.ط.، مبنی بر اینکه آقای ی.ک. ضمن برهم زدن نظم عمومی دادگاه، با ایجاد هیاهو و جنجال و حرکات غیر متعارف، آقای م.ح. را مورد توهین و اهانت قرار داده و تهدید به مرگ نمود که این امر موجب وقفه در روند رسیدگی به پرونده ها گردیده. هکذا موجبات نارضایتی مراجعین به دادگاه شد. (در صدر صورت مجلس آمده، در حضور دادرس دادگاه) و در ذیل صورت مجلس، از ناحیه آقای لعلی، دادرس دادگاه عمومی بخش، اخبارشده، نظر به اینکه نام برده، نظم عمومی دادگاه را به هم زده و موجب اخلال نظم عمومی گردیده و درحضور اینجانب، با ایراد توهین و اهانت [و] تهدید نسبت به آقای ح. نموده است، و دستور داده صورت مجلس ثبت و به نظر ایشان برسد، تحت تعقیب واقع شده است و پس از استماع شکایت آقای م.ح. فرزند ع. 52 ساله معلم بازنشسته که تقاضای تعقیب مشتکی عنه را به اتهامات تهدید و توهین و اهانت نموده و از ع.الف. فرزند ن. و ن.ط. فرزند غ. سربازان وظیفه امضا کننده صورت مجلس، به عنوان گواه، با تفهیم مقررات شهادت، تحقیق شده و نامبردگان مراتب توهین و اهانت به شاکی را از ناحیه مشتکی عنه و تهدید به مرگ او را شهادت داده اند، و به مشتکی عنه تفهیم اتهام، در حد موضوعات مذکور گردیده و قرار معرفی کفیل درباره متهم صادرشده و مدافعات متهم این بوده (ضمن تکذیب از اتهامات انتسابی) که برادرزاده آقای ح. ناموس مرا مورد هتک حرمت قرار داده است. من از ایشان که شورای شهر میباشند، خواسته ام به آنان جواب گو باشد، دادگاه به کلانتری 12 دستور داده، در خصوص وضعیت اخلاقی و جایگاه اجتماعی متهم تحقیق غیرمحسوس نموده، نتیجه را اعلام نماید و پاسخ واصله حکایت از این امر داشته که نام برده از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار نبوده و دارای حرفه و شغل مشخص نمیباشد. اکثر اهالی محل و شهر دل خوشی از وی ندارند و موارد متعددی از ایجاد مزاحمت به نوامیس مردم و تهدید و ارعاب و نزاع و درگیری از وی مشاهده شده و اخیرا به جهت زیاد شدن مورد خلاف قانون و عرف از وی، نام برده به استان زنجان مهاجرت کرده است و ضمنا پرینت کامپیوتری ضمیمه پرونده، وجود سیزده فقره سابقه اتهامی که بعضا ملحق منتهی به صدور حکم شده اند را حکایت دارد و متهم به زندان معرفی گردیده و برای اخذ توضیح، اعزام وی در تاریخ 16/5/91 مقرر شده است. دادگاه در تاریخ 21/5/91 به حضور متهم و خانم م.ه. که وکالت وی را به موجب وکالت نامه پیوست لایحه تقدیمی واصله، در تاریخ 21/5/91 پذیرفته (برگ های 31 و 32 پرونده)، نیز شخص شاکی، اجلاس نموده و پس از رسیدگی و استماع شکایت شاکی و مدافعات متهم و وکیل وی، به موجب دادنامه شماره --- مورخ 21/5/91 ، با احراز بزهکاری نام برده، وی را از جهت اتهام ایجاد هیاهو و جنجال و اخلال نظم دادگاه به یک سال حبس تعزیری و تحمل هفتاد و چهار ضربه شلاق در محوطه دادگاه و از بابت اهانت و توهین، به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی و از جهت تهدید به قتل آقای م.ح. هم به یک سال حبس تعزیری محکوم مینماید؛ و در تاریخ 28/5/91 ، با صدور قرار قبولی کفالت، محکوم علیه را آزاد می کند. جهات موجه رای صادره، شکایت شاکی و مشاهدات عینی دادرس درمحل وقوع جرم و گزارش مامورین حفاظت دادگاه ذکر گردیده است. نسبت به رای صادره از ناحیه محکوم علیه با وکالت خانم م.ه. تجدیدنظرخواهی میشود. وکیل مرقوم، با پرداختن به ریشه برخورد طرفین که برقراری ارتباط نامشروع برادرزاده شاکی پرونده با همسر برادر موکل وی بوده است که طرح شکایت هایی را سبب شده، اقدام موکل را در حد توصیه به طرفین موضوع فوق، به تمام کردن کار و درگیری، النهایه با صدای بلند اظهارنموده و می پذیرد اقدام موکل در این حد شایسته نبوده و از آن احساس ندامت هم دارد؛ منکر توهین و اهانت و تهدید از ناحیه موکل شده و دادگاه را هم تحت تاثیر القائات شاکی که از ریش سفیدان شهر است، دانسته و در مورد سوابق موکل هم به استشهادیه ای با امضا بیش از پنجاه نفر استناد نموده که موکل خود شرور و نابهنجار نمیباشد و سوابق مربوط به مزاحمت تلفنی موکل را هم که در رای آمده، به این جهت که هرگز در این خصوص پرونده ای تشکیل نشده، نفی مینماید و عدم رعایت عدالت را در امر تحقیق محلی، در زمینه وضعیت موکل متذکر شده و به صدور احکامی که در زمینه های اتهامی وی، بر برائت بوده است نیز استناد نموده و فتوکپی دادنامه هایی را هم ضمیمه نموده پرونده تجدیدنظری درشعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان مطرح میشود و دادگاه مرجوع الیه با اجلاس در وقت فوق العاده 29/6/91 ، با حضور نماینده دادسرا و استماع اظهارات وی، ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه --- مورخ 29/6/91 رای تجدیدنظرخواسته را در مورد تهدید به قتل به جهت این که عبارت... تو را بیرون خواهم دید که در اظهار احراز شهود در این زمینه بیان شده، مصداق تهدید به مرگ نیست، موجد ندانسته و دادنامه را از این جهت نقض و بر برائت نام برده رای می دهد و نسبت به دو مورد دیگر، رای را واجد اشکالی که مستوجب نقص گردد، ندیده و حکم تجدیدنظرخواسته را تایید مینماید. محکوم علیه نسبت به این رای تقاضای تجویز اعاده دادرسی نموده. پرونده امر به کلاسه --- ثبت و به این شعبه ارجاع شده است. در لایحه مربوطه متذکر شده، دادرس دادگاه بدوی، شخصا به عنوان گواه ذیل صورت جلسه را امضا نموده و به مامورین تحت امر خود دستورداده صورت جلسه را امضا نمایند. در حالی که ن.ط. احد از شهود گفته من برهم زدن نظم دادگاه را ندیدم و حاضرم به این موضوع شهادت دهم و تقاضای استماع شهادت وی را نموده و منکر اخلال نظم شده و شکایت شاکی را یک اقدام از پیش برنامه ریزی شده، اظهارکرده و کسی علت حضور وی را در دادگاه سوال نکرده و برای وی پاپوش درست کرده اند. وی علیه دادرس دادگاه به دادسرای ویژه کارکنان دولت شکایت نموده، پرونده تحت شماره 9109982132300148 مطرح میباشد، تقاضا نموده دستور داده شود مطالبه و تصمیم شایسته بر قبول اعاده دادرسی اتخاذ شود. یک نسخه فتوکپی از استشهادیه تقدیمی به دادگاه و گواهی عدم سابقه محکومیت صادره دادسرا را ضمیمه نموده.
اخلال درنظم دادگاه موضوع صورت مجلس 14/5/91 که مشهود دادرس دادگاه بوده، از مصادیق یکی از مواد قانونی تبصره ماده 188 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری یا ماده 101 قانون آیین دادرسی مرقوم، حسب مورد و حکم آن نیز در موارد مذکور مقرر بوده، نه ماده 618 قانون مجازات اسلامی که اعمال مندرج در آن موجب اخلال نظم و آسایش و آرامش عمومی گردد که اقتضاء آن وقوع امور فوق در غیر محل های محصور و محدود با حکم خاص است. علی هذا رای موضوع اعاده دادرسی در مقام تعیین مجازات با رعایت تناسب با جرم، صادر نگردیده. حسب بند شش ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری و ماده 274 آن، قرار تجویز اعاده دادرسی نسبت به موضوع اخلال در نظم مربوطه صادر و رسیدگی را به شعبه هم عرض دادگاه صادرکننده رای قطعی ارجاع مینماید.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار شعبه
اخوان - حسینی