تاریخ دادنامه قطعی: 1394/10/20
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: مدت بازداشت موقت تنها در تعیین مجازاتهای اصلی محاسبه شده و در مجازاتهای تکمیلی، بی تاثیر است.
خانم م. ع. در ساعت 19 مورخ 1391/09/02 به واحد گشتی ماموران نیروی انتظامی درخیابان... شهرستان کرمان مراجعه و بیان داشته فردی به هویت س. ح. مدتی است که برای وی ایجاد مزاحمت می نموده و در ساعت 30 / 14 مورخ 1391/08/29 در مسیر بازگشت از مدرسه به منزل در راه پله های منزلشان با تهدید و با سلاح سرد (چاقو) و بیان اینکه اگر با من نیایی آبرویت را می برم و عکسهایت را پخش می کنم با زور من را به پارکینگ منزلمان برده و با سوار نمودن در خودرو شخصی اش لباسهایم را از تنم بیرون آورده و در حالی که چاقویش را زیر گردنم قرار داده بود مورد آزار و اذیت جنسی قرار داده و به زور به من تجاوز نموده است و پس از اتمام کارش تهدید کرده که اگر ساعت 20 همان شب نیایی عکسهایت را پخش می کنم که در این راستا متهم س. ح. دستگیر و در تحقیقات انجام شده از نامبرده بیان داشته؛ اظهارات شاکیه را قبول دارم (در بازجوئی اولیه)و با او رابطه جنسی داشته ام بار اول بود که با او نزدیکی از عقب کردم و توی پارکینگ خانه اشان در ماشین پراید سفید که مال مادرم بود در حدود یک هفته پیش بود. سپس با صدور قرار بازداشت موقت در تاریخ 1391/09/02 به اتهام تجاوز به عنف و تهدید با چاقو متهم به زندان کرمان معرفی میگردد در معرفی شاکیه به پزشکی قانونی نتیجه واصله حکایت از آن دارد که پرده بکارت وی سالم و غیر مدخوله میباشد ولی در پرده های از نوع حلقوی احتمال مقاربت بدون پارگی و خونریزی وجود دارد و در معاینه از دبر اعلام داشته:« سوراخ مقعد کاملا گشاد و عضلات مضیقه مختصری شل میباشد و آثار دو ترکیدگی مخاطی التیام یافته قدیمی در ناحیه ساعت پنج و نیز در ساعت هفت مشهود است 0 ضمنا آثار یک ترکیدگی مخاطی در حال التیام در ناحیه ساعت یازده مشهود است آثار و علائم فوق میتواند دال بر دخول جسم سخت باشد که از زمان حدوث ضایعه اخیر (ترکیدگی مخاط ساعت یازده) حدود هفتاد و دو ساعت می گذرد 0 ولی تعیین زمان ترکیدگی مخاطی ساعت پنج و هفت مقدور نیست 0 میتواند دال بر دخول جسم سخت باشد 0 نمونه ترشحات مقعد جهت تجسس مایع منی تهیه و ارسال شد که متعاقبا جوابیه ارسال میشود 0 ضمنا آثار مقاومت و عنف در سایر نقاط بدن وی در حال حاضر مشهود نیست 000 (ص 19 ) با وصول پاسخ بازپرس شعبه هفتم دادسرای عمومی و انقلاب پرونده را قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه کیفری استان ارسال میدارد (ص 22 )بار دیگر شاکیه در نزد دادرس دادگاه در تحقیقات مقدماتی مدعی گردیده که متهم با تهدید و ارعاب و با استفاده از یک قبضه چاقو (سلاح سرد) او را به پارکینگ ساختمان مسکونی شان برده و به زور با وی از عقب تجاوز به عنف را انجام داده است و در حالی که لباس فرم مدرسه را بر تن داشته از او عکس گرفته و به او گفته ساعت 8 شب می آید تا به او تجاوز نماید. در جریان دادرسی به کرات درخواست وکیل مدافع متهم در پذیرش فک قرار بازداشت با مخالفت دادگاه مواجه شده و در این فاصله شاکیه آقای س. پ. را به وکالت از خود برگزیده و به دادگاه معرفی نموده است و نامبرده مدارکی دال بر دچار شدن موکله اش به بیماری روحی و روانی بر اثر انجام عمل مزبور و بستری شدن وی در بیمارستان در اوایل اسفند ماه 1391 را به دادگاه ارائه نموده است (از 4 / 12 الی 7 / 12 در بیمارستان...) متهم از زندان نامه ای ارسال و مدعی شده که شاکیه با فرد دیگری ارتباط داشته است و او را با چاقو تهدید نکرده و این دختر بوده که به او زنگ زده و ادعا کرده که او را دوست دارد و از شماره های مختلفی با او تماس می گرفته است و در آخرین پیام نیز اعلام کرده که شماره تلفنش عوض شده و دیگر به شماره تلفن قبلی اش زنگ نزند 000 در جلسه 1392/03/05 دادگاه پس از استماع شکایت شاکیه و وکیل مدافع وی از متهم می خواهد تا از خود دفاع کند، نامبرده اعلام داشته، زنای به عنف را قبول ندارم مدت چهار سال قبل با هم ارتباط داشتیم به من زنگ می زد از گوشی مادرش و خواهرش و سایر بستگان 000 زنگ می زد و می گفت دوری و دوستی، من پاسخ دادم که با کسی دوست نمی شوم اما قصد ازدواج با شما را دارم 000 به درب مجتمع مسکونی دختر (شاکیه) رفتم که به مادرش بگویم م. با فردی ارتباط دارند 000 وکیل مدافع وی نیز ابراز داشته عنفی در کار نبوده آنطور که شاکیه مدعی شده است و علاوه بر آن در مجتمع مسکونی شاکیه نگهبان حضور داشته که موکل چگونه می توانسته وارد ساختمان و پارکینگ شود و نتیجه گرفته هیچ زوری در کار نبوده است و بایستی احد از مالکین درب را باز می نمود. و این نشان دهنده عدم وجود زور و اجبار میباشد و مساله دیگری که عنوان کرده پارگی مقعد شاکیه از قبل بوده و دیگر اینکه شاکیه مدعی است موکلش تقاضای انجام عمل را داشته در ساعت 17 او را به زور سوار بر خودرو کرده آیا در خیابان هم مانند پارکینگ کسی نبوده تا به داد وی برسد علی ایحال به این ترتیب وجود عنف و زور را منتفی میسازد و شاید رابطه نامشروعی در میان باشد 0000 (ص 65 الی 69 ) دادگاه در پایان جلسه دادرسی به دلیل صغر سن شاکیه حضور والدین و سرپرستان قانونی وی را در دادگاه لازم دانسته تا مواجهه فی مابین شاکیه و متهم به انجام برسد و سپس به لحاظ ضعف در دلیل اثباتی و با توجه به مفاد لایحه وکیل مدافع متهم در نفی عنف از عمل ارتکابی قرار بازداشت وی را به تودیع وثیقه هفتصد میلیون ریالی تخفیف داده است 000 که در تاریخ 1392/05/22 با سپردن وثیقه ملکی نامبرده از زندان آزاد میگردد 0 (ص 92 ) پدر شاکیه استشهادیه مبنی بر اینکه در تاریخ 1391/09/25 و قبل از آن مجتمع مسکونی فدک فاقد نگهبان و آسانسور و حتی حصار بوده و همچنین پارکینگ فاقد روشنایی بوده و تنها سه خانواده در آن تاریخ در این مجتمع ساکن بوده اند تهیه و به دادگاه ارائه داده است 0000 و وکیل مدافع شاکی نیز در لایحه ابرازی خویش بر تازه احداث بودن ساختمان تاکید دارد 0 شاکیه با وجود دوبار تجدید جلسه دادرسی در تاریخ 1392/08/20 حاضر شده و اتهامات تهدید،آدم ربایی و تجاوز به عنف به متهم تفهیم شده در دفاع از خود می گوید: «اگر در زیرزمین پارکینگ او را برده ام چرا داد و فریاد نکرده است چرا مقاومتی نکرده است و دکتر ننوشته به زور به او تجاوز شده است چنانچه شهودی دارد که من CD داده ام (حاوی عکسهای شاکیه) قبول دارم من اصلا بوی تجاوزی نکرده ام و قبول ندارم 0 من اصلا داخل پارکینگ خانه اینها نرفتم 0 اصلا من بطرف خانه اینها نرفته ام 0000 س: در حضور بازپرس اقرار به موضوع کرده اید چه می گوئید ؟ مامور آگاهی مرا تهدید کرد من از ترس در حضور باپرس اقرار کردم 0 اصلا خواهرم هم دوستی با وی نداشته سه سال اختلاف کلاس دارند این خانم به من SMS می دادند شماره اش را نمی دانم و از شماره های مختلفی SMS داده است 0 وکیل مدافع متهم به تکرار مطالب سابق مندرج در لایحه دفاعیه خود در جلسه دادرسی پرداخته، در پایان جلسه دادگاه به دلیل ادعاهای دیگر شاکیه مبنی بر تهدید و آدم ربایی علاوه بر تجاوز به عنف پرونده را جهت رسیدگی به اتهامات مذکور به دادسرا اعاده تا پس از آن در صورت احراز مجرمیت با کیفرخواست جهت رسیدگی توامان مجددا به دادگاه ارسال نماید 000 (ص 110 ) بازپرس شعبه هفتم دادسرا در یک جلسه پس از شنیدن اظهارات متهم و وکیل مدافع نامبرده و عدم حضور شاکیه علیرغم ابلاغ در تاریخ 1393/10/11 از جهت اتهامات آدم ربایی و تهدید قرار منع تعقیب صادر که پس از موافقت و ابلاغ به شاکی و عدم اعتراض پرونده را به دادگاه اعاده نموده است (ص 129 ) بعد از آن به دلیل آنکه وکیل مدافع انتخابی متهم خانم ن. یوسفی نژاد برابر اعلام سیستم CMS دادگستری مشغول به کار نبوده و متهم در مهلت مقرر قانونی علیرغم ابلاغ از معرفی وکیل دیگری جهت ادامه جریان دادرسی اقدامی ننموده دادگاه با تعیین وکیل تسخیری به نام آقای ب. م. پس از دوبار تجدید جلسه در وقت مقرر( 1394/05/28 ) در دادگاه جانشین (شعبه اول کیفری یک کرمان) با حضور وکلای شاکیه و متهم تشکیل جلسه داده است 0 وکیل مدافع شاکیه علاوه بر آنچه در جلسات قبلی و لوایح خود ذکر نموده در این جلسه مدعی شده «با عنایت به اظهارات موکله و اسناد و مدارک موجود در پرونده و لایحه تقدیمی مورخ 1392/08/05 و استشهادیه پیوست و اینکه مجتمع مسکونی در سال 1391 تنها سه خانوار زندگی می کردند و تازه تاسیس شده بود و فاقد آسانسور و برق پارکینگ و نگهبانی بوده و این شبهه را ایجاد مینماید که جرمی که در سال 91 بهوقوع پیوسته مجتمع با وصف موجود بوده است، متاسفانه وضعیت زمان رسیدگی که مجتمع کاملا تجهیز گردیده به مرور زمان کلیه واحدها و طبقات پر شده و آسانسور و نگهبان بعد از وقوع جرم راه اندازی شده است، که این نکته باید مورد توجه قضات عالی مقام قرارگیرد 0 علی ایحال محل معد برای وقوع جرم انتسابی بوده است 0 لذا تقاضای رسیدگی قانونی و مجازات متهم موصوف را از محضر دادگاه دارم 000 (ص 283 ) دادگاه سپس با تفهیم مفاد مواد 190 ، 194 ، 195 ، 197 از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 به متهم و اتهام وارده از او می خواهد تا از خود دفاع کند که نامبرده با تکرار مطالب سابق اضافه می کند: « ما با یکدیگر دوست بودیم 000 یک روز آمد در خانه ما که مدرسه اش تعطیل شده بود تا سرویسش بیاید و آمد در خانه در زد و مادرم آمد در خانه به مادرم گفت که ما همدیگر را دوست داریم و می خواهیم باهم ازدواج کنیم و خانواده ام مطلع هستند و آمدند خانه نهار خوردند گفت می خواهم بروم و از سرویس جا مانده ام من را برسان من او را رساندم از اول ما همسایه بوده ایم که خیلی اصرار کرد که با هم دوست شویم یک روز زنگ زد وگفت بیا درخانه ما و یک کارت شارژم بگیر من رفتم آن جا اون با دوستش بود یک قطعه عکس 4 × 3 که پشت آن تاریخ تولدش و نام فامیل خود را نوشته بود به من داد و به من گفت به همین اذان که می گویند من تو را دوست دارم و یکبار هم رگ دست خود را زده ام تا با تو ازدواج کنم.... تا یک نفر زنگ زد به من گفت من نامزد این خانم هستم دیگر مزاحم نشوید من زنگ به م. ع. زدم وگفت که راست گفته ما با هم دوستیم و همدیگر را دوست داریم من گفتم تو قسم خوردی و به مادرم گفتی که ما همدیگر را دوست داریم حالا که من را به بازی دادی می آیم در خانه شما و به مادرت می گویم که عکس را داده ای به من و تلفن هم را قطع کرد من زنگ زدم به مادرش گفتم مادرش گفت که می خواهد مرا ببیند من هم رفتم و با هم داشتیم صحبت می کرده ایم دیده ام که ماشین آگاهی آمد و به من گفت فرار کن ولی من فرار نکردم گفتم چرا فرار کنم و ما را بردند کلانتری گفتند که ایجاد مزاحمت کرده ای ولی نمی دانم چی شده بود که یکی چیزی به مامور آگاهی گفته بود مرا بردند و شوکر زده اند و یکی از مامورین به من فحش می داد 0 وقتی که من در ماشین بوده ام باز هم شوکر می زدند تا من بگویم که با این خانم رابطه داشته ام و منهم از ترس گفته ام که رابطه داشته ام 000 س: آیا شما با خانم م. ع.ز. رابطه نامشروع با رضا و یا با عنف داشته اید ؟ خیر هیچ رابطه ای نداشته ام و اظهارات سابقم را قبول ندارم و به زور از من اقرار گرفته اند 000 در نزد بازپرس هم ترسیدم که مورد شکنجه قرار دهند 0000 س: با عنایت به محتویات پرونده وکیل تعیینی شما خانم ن. ی. در لایحه دفاعیه مورخ 1391/12/12 اعلام نموده است موکل با خانم م. ع.ز. رابطه عنفی نداشته و رابطه نامشروعی فی مابین آنها صورت پذیرفته در این خصوص توضیح دهید ؟ نمی دانم وکیلم بر چه اساسی این مطالب را نوشته ولی من قبول ندارم و لایحه وکیل را قبول ندارم 000 وکیل مدافع تسخیری می گوید:« قبلا در قبال دفاع از موکل خود لایحه ائی تقدیم گردیده است اما در خصوص آخرین دفاع به استحضار می رساند موکل با توجه به اینکه منکر بزه انتسابی میباشد هیچ عنفی و زوری در ایجاد رابطه وجود نداشته و اینکه هم اکنون ایشان مدعی است که به هیچ وجه رابطه زنا با نامبرده نداشته اگر به اظهارات همکار محترم که در پرونده مبنی بر اینکه رابطه عشقی موکل نامبرده داشته که اولا اظهارات وکیل به عنوان اقرار برای موکل نبوده و نمیباشد 0 ثانیا اظهارات نامبرده فقط در حد برقراری ارتباط نامشروع غیر از زنا بوده است 0 لذا با توجه به اقرار موکل در نزد دادگاه محترم تقاضای برائت موکل را خواستارم س: آیا به خواستگاری شاکیه رفته اید ؟ خیر من خواستگاری نرفتم ولی م. گفت که من موضوع خواستگاری را به خواهرم گفتم قرار شد با مادرم صحبت کند تا زمینه خواستگاری فراهم گردد دیگر خبری نشد دادگاه پس از اعلام ختم دادرسی مبادرت به انشاء رای نموده و به موجب دادنامه --- / 940 مورخ 1394/06/09 پس از تهیه و تنظیم گردشکاری از مجموع محتویات پرونده نسبتا مشروح و با بر شمردن دلایل و قرائن و شواهد موجود در پرونده اینگونه اتخاذ تصمیم نموده است:« 0000 بنابراین هر چند شواهد و قرائن و امارات اعم از اظهارات بزه دیده، نظریات پزشک معالج و اظهارات متهم مشعر بر اینکه بزه دیده همکلاسی خواهر او بوده و از این طریق با وی آشنا شده است و این قرائن مذکور مدلل به توجه اتهام زنای عنفی باشد اما از آنجا که بزه زنای عنفی از حدود الهی است و طریق اثبات آن شرعا محقق نشده است و متهم شدیدا منکر بزه انتسابی و مواجه با قاعده نورانی درا هستیم با این وصف و عنایت به اصل شرعیه برائت و 37 قانون اساسی حکم بر تبرئه متهم س. ح. فرزند م. از اتهام زنای عنفی (زنای به عنف) صادر و اعلام میگردد 0 اما بزهکاری مشارالیه در حد ارتباط نامشروع با شاکیه در حالی که بزه دیده و قربانی جرم حداقل مواجه با کراهت در ارتباط با وی بوده است و ترس از تهدید شرفی و حیثیتی داشته اند کاملا محرز است 0 بنابراین مطابقت رفتار وی در این مورد با ماده 637 قانون مجازات اسلامی وی را به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم مینماید 0000 به علاوه چون رفتار مرتکب در برقراری ارتباط با بزه دیده با اکراه همراه بوده، نظریه پزشکی قانونی بر تالمات روحی قربانی جرم دلالت دارد اقتضا به آنست که جهت متهم آقای س. ح. یک فقره مجازات تکمیلی در نظر گرفته بنابراین در باب سد تجری و سلب قدرت در ارتکاب بزه به تجویز ماده 23 قانون مجازات اسلامی مشارالیه را به تحمل اقامت اجباری در شهر خلخال به مدت دو سال محکوم مینماید 0 رای صادره در باب برائت حاصله از اتهام زنای عنفی از سوی شاکیه و وکیل وی و در باب محکومیت تعزیری و تکمیلی مذکور از سوی متهم و وکیل او از باب کلیت رای مرقوم از سوی دادستان محل وقوع جرم ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجامخواهی نزد دیوان معظم عالی کشور است 000 » با ابلاغ رونوشت دادنامه به طرفین پرونده متهم در فرجه قانونی به آن اعتراض نموده و خود را مستحق این مجازات ندانسته و تقاضای تجدیدنظر در مجازات اقامت اجباری را از این مرجع نموده است چرا که اعلام داشته دادگاه محترم به طول مدت بازداشت ده ماهه اش در تعیین مجازات توجهی ننموده است و این مدت را ملحوظ نظر قرار نداده است 0 سپس پرونده جهت رسیدگی به دیوانعالی کشور ارسال و به این شعبه پس از ثبت ارجاع گردیده است 0 هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای محسن یکتن خدائی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد حسین ارجمند دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اینکه با توجه به محتویات پرونده چون فرجام خواهی به عمل آمده ایراد موثری که موجب خدشه به بی اعتباری دادنامه فرجام خواسته باشد نشده است لذا عقیده دارم دادنامه موصوف به استناد بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مورد تایید و ابرام میباشد در خصوص دادنامه شماره --- - 940 مورخ 1394/06/09 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
در خصوص فرجامخواهی متهم آقای س. ح. (که در زمان وقوع جرم یعنی 1391/08/25 بیش از هجده سال داشته) از دادنامه --- - 940 مورخ 1394/06/09 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری یک کرمان که به اتهام ایجاد رابطه نامشروع با شاکیه خانم م. ع. از ناحیه دبر به گواهی پزشکی قانونی محکوم گردیده است مبنی بر اینکه دادگاه طول مدت بازداشت نامبرده را در میزان مجازات تکمیلی تعیین شده ملحوظ نظر قرار نداده است و حداکثر مدت قانونی اقامت اجباری را (دو سال) منظور نموده است، با بررسی مفاد ماده 27 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در مورد اعمال مدت بازداشت قبل از صدور حکم لازم الاجراء ملاحظه میگردد این متهم تنها در باره مجازاتهای اصلی قابلیت محاسبه را دارد و آنهم در خصوص سه نوع مجازات (حبس، شلاق تعزیری و جزای نقدی) بنابراین در این مورد با اصلاح مفاد دادنامه صادره و تجویز اعمال بازداشت قبلی محکوم علیه معترض در میزان شلاق تعزیری مورد حکم ایراد موثری بر اصول و ارکان آن وارد ندانسته تنها با پذیرش این قسمت از تقاضای نامبرده دادنامه معترض عنه مستندا به بند (الف) ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 مورد تایید و ابرام قرار میگیرد.
شعبه --- دیوان عالی کشور- رئیس و عضو معاون و عضو معاون
علی رازینی - امیر صفیری - محسن یکتن خدایی