تاریخ دادنامه قطعی: 1392/08/25
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: دعوای اشخاص علیه اداره ثبت احوال در محاکم عمومی حقوقی دادگستری به خواسته ی صدور شناسنامه، که متعاقب عدم توفیق آن ها در اخذ شناسنامه از آن اداره طرح میگردد، واجد جنبه ترافعی بوده و با توجه به اصول 61 و 159 قانون اساسی، رسیدگی به آن در صلاحیت عام دادگاههای حقوقی است.
خانم ها م.، ل.، الف، ش. و آقای ه-. همگی شهرت ح. دادخواستی در تاریخ 30/10/91 به طرفیت آقای الف.ح. و خانم ف.ذ. و ادارات ثبت احوال مهریز و زابل به خواسته الزام به صدور شناسنامه به عنوان فرزندان خواندگان ردیف اوّل و دوّم تقدیم دادگاه نمودهاند و توضیح داده اند همگی اولاد خواندگان ردیف اوّل و دوّم میباشند چون قبلا پدر و مادرمان در زابل عشایری زندگی می کردند فاقد شناسنامه و مدرک سجلی بوده اند و از بدو تولّد ما برایمان شناسنامه اخذ نشده خواسته فوق را مطرح می دارند به تحقیقات محلی و شهادت شهود هم استناد نمودهاند شعبه اوّل دادگاه فوق عهده دار رسیدگی شده و با تعیین وقت طرفین را دعوت نموده در تاریخ 9/12/91 با حضور خواهان ها و نماینده ثبت احوال مهریز تشکیل گردیده و عدم حضور نماینده ثبت احوال زابل و عدم وصول لایحه از آن را اخبار کرده است لایحه ای از ثبت احوال مهریز هم ضبط شده که برای جلسه فوق ارسال شده و به موجب آن چنین دفاع نموده 1 - خواهان ها هیچ مدرکی جهت اثبات اهلیت خود ارائه نکرده اند 2 - مدعی اند پدر آن ها از عشایر میباشد چون تا سال 1385 در طرح شهید ارجمندی برای تمامی عشایر آن منطقه که ایرانی بودن آن ها ثابت گردیده شناسنامه صادرشده از آن سال به بعد هیچ یک از عشایر آن منطقه فاقد شناسنامه نیستند لذا ادّعای خواهان ها دور از حقیقت بوده و احتمال اینکه از اتباع خارجی باشند متصور میباشد 3 - هیچ مدرکی بر ایرانی بودن خود ارائه نکرده اند شهادت شهود نمی تواند هویت و تابعیت شخص را اثبات نماید 4 - هویت و تابعیت پدر خواهان ها هم موردتردید است و امکان صدور شناسنامه برای آن ها وجود ندارد 5 - طبق ماده 45 قانون ثبت احوال صلاحیت رسیدگی به درخواست آن ها بر عهده ثبت احوال میباشد که پس از اثبات هویت از طریق نیروی انتظامی و تایید تابعیت از طریق شورای تامین شهرستان شناسنامه صادر خواهد شد 6 - صدور شناسنامه بدون خواهان ها منوط به اثبات ادّعای پدر آن ها و اخذ شناسنامه از ناحیه وی میباشد 7 - به دلیل اینکه شناسایی عشایر آن منطقه و ایرانی بودن آن ها از طریق ثبت احوال زابل صورت میگیرد پدر خواهان ها هم اکنون میتواند با مراجعه به ثبت احوال زابل و اثبات ادّعای خود اقدام به اخذ شناسنامه نماید تقاضای ردّ دعوی را نموده خواهان اوّل اظهار کرده سی سال است در مهریز سکونت داریم خودم و خواهرها و برادرم شناسنامه نداریم تقاضای صدور شناسنامه برای خودم و دیگر خواهان ها دارم دیگران هم همین اظهار را نمودهاند نماینده اداره ثبت احوال مهریز که طی لایحه 3438/108/37 مورخ 9/12/91 معرفی گردیده (آقای ع.الف.) مطالبی اظهار کرده که تکرار موضوعات مندرج در لایحه تقدیمی خوانده است خوانده ردیف اوّل هم اظهارات خواهان ها را عینا تایید کرده است و گفته به دلیل فقر مالی نتوانستم بروم دنبال شناسنامه هم برای خود هم بچه ها دادگاه از دو نفر به اسامی م.الف. فرزند ع. 49 ساله و م.ر. فرزند ع. سی ساله استماع شهادت نموده که مراتب سکونت خواهان ها را در مهریز بالغ بر بیست سال تایید نمودهاند دادگاه در پایان رسیدگی با اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور قرار عدم صلاحیت به صلاحیت اداره ثبت احوال مهریز نموده و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال نموده پرونده پس از وصول و ثبت به کلاسه --- به این شعبه ارجاع گردید.
صلاحیت اداره ثبت احوال در صدور شناسنامه حسب قسمت دوّم بند الف ماده یک قانون ثبت احوال مصوب 1355 با رعایت تبصره ماده 13 آن قانون در مواردی است که اشخاص موضوع تبصره یک ماده 6 و تبصره ماده 16 قانون یادشده با مراجعه به اداره مربوطه اقدام نمایند، اقدام اشخاص در تقدیم دادخواست به دادگاه در زمینه مرقوم که علی الظاهر به جهت عدم توفیق به صورت فوق مطرح شده است، واجد جنبه ترافعی بوده و با توجه به اصول 61 و 159 قانون اساسی که راجع به صلاحیت عام دادگاه ها میباشد مادام که صراحت قانون بر نفی آن نباشد دادگاه را مجاز به سلب صلاحیت از خود و صدور قرار عدم صلاحیت به صلاحیت مرجع غیر قضایی نمیسازد و باید بر اساس موازین قانونی نسبت به موضوع رسیدگی و رای مقتضی انشاء نماید علی هذا قرار صادره درخور تایید نیست حسب ماده 28 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی نقض و پرونده جهت امر برای رسیدگی به دادگاه صادرکننده قرار منقوض اعاده میگردد.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار
اخوان ملایری - حسینی طباطبائی