تاریخ دادنامه قطعی: 1394/04/24
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: سرقت پس از قتل و بدون قصد قبلی،مصداق بزه سرقت توام با آزار نیست.
در پی کشف جسد مرحوم س. ر. 21 ساله در آبهای فاضلاب شهرک ص. در تاریخ 92/2/16 و شناسائی خانواده وی و معاینه توسط پزشکی قانونی و اعلام اینکه علت فوت به شرح گزارش سه صفحه ای پزشک م. (صفحات 14 - 15 - 16 ) فشار خارجی بر عناصر حیاتی گردن توسط جسم سخت قابل انعطاف بوده است پدر متوفی اگر پسرم با کسی اختلاف داشته نمیدانم فقط با یک دختر افغانی به نام گ. ر. عاشق یکدیگر بوده اند ولی خانواده دختر برای ازدواج مخالفت می کردند و برادر متوفی اضافه بر اظهارات پدرش اظهار داشته ظاهرا دختر افغانی نامزد داشته و لذا خانواده وی مخالف دوستی با وی بودند ( 5 ) بازپرس با ملاحظه مظنون بودن خانواده خانم گ. ر. دستور دستگیری متهمین داده پدر خانم ر. به نام ظ. ر. می گوید در خصوص قتل اطلاعی ندارم و از ارتباط دخترم با مرحوم نیز اطلاعی ندارم پس از یک سلسله اقدامات پلیسی و قضایی آقای م. ر. به عنوان متهم به سرقت گوشی مرحوم ستار ر. ش. و تحت بازجوئی قرار گرفته در آگاهی اظهار داشته گوشی مکشوف از منزل من متعلق به دوستم ستار رنجبر میباشد که حدود یک سال و نیم با هم دوست بودیم که فکر می کنم از اردیبهشت ماه سال جاری بود که در صدرا فاز 2 داخل فضای شهرک با یکدیگر درگیر شدیم که با استفاده از یک تکه چوب محکم یک ضربه به پشت سر او زدم که از هوش رفت و به زمین افتاد من ترسیدم و نمی دانستم چه کنم حتی به او سیلی زدم و آب به صورتش پاشیدم تا بهوش بیاید بهوش نیامد فکر کردم مرده است بعد گفتم اگر رها کنم شاید مرا بکشد گفتم بهتر است که او را کاملا بکشم اطراف گشتم تکه پلاستیک با پارچه ای بود پیدا کردم و دور گردن او انداختم و حدود یک دقیقه ای کشیدم بعد او را روی شانه خودم انداختم و داخل گودی کم عمق آب مانده که جلبک زده بود انداختم البته قسمتی از بدن او بیرون از آب بود چون می خواستم ردّپائی از من نماند دمپائی خود را درآوردم و دمپائی او را پوشیدم سپس جسد را انتقال دادم وقتی از جسد دور شدم دمپائی خودم پوشیدم و دمپائی مرحوم را دور انداختم و گوشی موبایلی که کشف شده از او برداشتم و بردم و قتل را خودم به تنهایی انجام دادم و ف. آ. از دور نگاه می کرد ولی نمیدانست می خواهم مرحوم را بکشم چون یکدفعه اتفاق افتاد فقط به او گفتم می خواهم به ستار بگویم که با این دختری که دوست شدی یعنی نگار ر. (همان گ. ر.) نامزد دارد و از او جدا شو و به ف. آ. گفتم حواست باشد که شاید اتفاق بیفتد واو هم نگهبانی می داد. س: انگیزه شما از قتل چه بود؟ ج: من از سه الی چهار سال قبل خانم ن. ر. را دوست داشتم و به خانواده اش گفته بودم و بعد از مدتی متوجه شدم که خانواده ن. می خواهند اورا به فرد افغانی دیگری یعنی پسر دائی اش بدهند گذشت تا اینکه 20 روز قبل از قتل فهمیدم س. ر. با ن. دوست شده است رفتم سراغ س. گفتم این دختر نامزد دارد سراغش نرو گفت به تو ربطی ندارد با من درگیر شد با چوب به سر او زدم و سپس او را خفه کردم متهم دیگر ف. آ. در خصوص آشنائی خود با م. ر. می گوید یک روز بارانی م. به من زنگ زد و گفت بیا من می خواهم با س. دعوی کنم مواظب باش کسی نیاید و هر دو نفر (س. و م.) رفتند روی کوه و من پآیین بودم بعد از نیم ساعت دیدم با هم دعوا کردند و س. افتاده بود روی زمین و از دهانش یک چیز سفید بیرون آمده بود و گفت برو اطراف را ببین تا کسی نیاید و من رفتم و س. را روی شانه اش انداخته بود و او را دریک آب همان جا انداخته بود و دمپائی و ژاکت او را برداشت و چیز دیگری ندیدم بردارد و بطرف فلکه تعاون رفتیم و دمپائی و ژاکت را آنجا انداخت و بعد به خانه رفتم تمام این اتفاقات شب بود و مرا قسم داد که به کسی نگویم و من هم نگفتم ( 228 ) پس از انجام تحقیقات مقدماتی از سوی مراجع انتظامی و بازپرسی رسیدگی کننده سر انجام در قرار شماره --- مورخ 93/3/24 در خصوص اتهام آقای م. ر. اهل افغانستان دائر بر قتل مرحوم س. ر. و سرقت اموال متعلق به متوفی اعم از گوشی تلفن همراه، سیم کارت تلفن همراه البسه و دمپائی مرحوم به مجرمیت اظهار نظر نموده و در خصوص اتهام ف. آ. اهل افغانستان دائر بر معاونت در قتل مرحوم س. ر. به منع پیگرد وی اظهار عقیده نموده و با صدور کیفرخواست در مورد آقای م. ر. پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان فارس ارجاع شده است دادگاه مرجوع الیه با حضور اولیاء دم و نماینده دادستانی و متهم و وکیل وی مورخ 93/8/2 تشکیل شده است اولیاء دم تقاضای قصاص کرده اند متهم در دادگاه اظهار داشته قبول دارم با چوب به پشت سر مرحوم زدم ولی قصد قتل نداشتم وقتی چوب به سر او زدم فوری به زمین افتاد بالای سر او رفتم تمام کرده بود ولی چون عصبانی بودم گلوی او را فشار دادم که کف از دهانش خارج شد هر چه سیلی به صورتش زدم بهوش نیامد او را بردم کنار گودال انداختم و گوشی و پیراهن و دمپائی او را برداشتم و در منطقه ای انداختم ولی گوشی را خودم همراهم بردم. س: شما نزد بازپرس گفته اید از یک تکه پارچه برای خفه کردن مرحوم استفاده کردم چه می گوئید؟ ج: بله در حالی که مرحوم طاق باز روی زمین افتاده بود من با پارچه ای که در دستم بود به گلوی او فشار آوردم وکیل متهم در دفاع از وی اظهار داشته لایحه ای تقدیم می کنم وکیل محترم (س. ی.) لایحه ای در 5 صفحه به شرح صفحات 391 - 395 تقدیم داشته عمده دفاع وکیل این است که موکل با عمل ارتکابی که در حقیقت به عنوان نهی از منکر انجام داده قصد قتل نداشته است دادگاه پس از استماع شکایت اولیاء دم و وکیل آنان و مدافعات متهم و ملاحظه لایحه وکیل وی به موجب دادنامه --- - 93/8/22 با استناد به شکایت اولیاءدم مقتول و تقاضای قصاص و گواهی پزشکی قانونی که علت تامه مرگ را فشار خارجی بر عناصر حیاتی گردن دانسته و با توجه به اقرار صریح متهم در کلیه مراحل تحقیق که با نظریه پزشکی قانونی منطبق است و اظهارات ف. آ. نزد بازپرس و کشف موبایل مقتول در منزل متهم و مستندا به مواد 290 - 301 - 351 - 381 - 417 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و 652 قانون مذکور از کتاب تعزیرات آقای م. ر. را به یک بار قصاص نفس با چوبه دار در ملاء عام (شهرجدید ص.) و ده سال حبس و هفتاد ضربه شلاق تعزیری بابت سرقت محکوم نموده است. وکیل محکوم علیه با تقدیم لایحه ای نسبت به رای صادر فرجامخواهی نموده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و حسب الارجاع تحت نظر قرار دارد.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای سید احمد طباطبایی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای مهرداد حبیبی دادیار دیوانعالی کشور اجمالا مبنی بر ابرام دادنامه در خصوص قصاص نفس و نقض دادنامه در خصوص سرقت توام با آزار در خصوص دادنامه شماره --- - 93/8/22 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده و با اکثریت اعضاء چنین رای می دهد:
دادنامه تجدیدنظرخواسته از جهت تعیین مجازات قصاص نفس آقای م. ر. که مورد تقاضای اولیاء دم مرحوم س. ر. بوده است منطبق با موازین قانونی و شرعی تشخیص میگردد و تجدیدنظرخواهی آقای س. ی. وکیل محکوم موجه نیست زیرا هم در تحقیقات مقدماتی و هم در دادگاه متهم اصلی انتساب قتل را به خود پذیرفته و مدافعات وی مبنی بر اینکه عمل وی عمدی نبوده با محتویات پرونده انطباقی ندارد و موجه نیست علیهذا با ملاحظه اینکه مبانی استدلال دادگاه در این قسمت صحیح و بلااشکال تشخیص میگردد مستندا به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری عینا دادنامه تجدیدنظرخواسته ابرام مینماید لکن بالنسبه به محکومیت متهم در مورد سرقت توام با آزار نظر به اینکه متهم پس از قتل مرتکب سرقت شده و قبل از قتل قصد سرقت نداشته است در نتیجه نمیتواند مصداق مفاد ماده 652 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 بوده باشد در این قسمت اعتراض موجه تشخیص میگردد و مستندا به بند 4 از قسمت و شق الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری ضمن نقص رسیدگی به شعبه دیگر همعرض محول میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و قاضی
جعفر قدیانی - سید احمد طباطبایی - مهرداد حبیبی