تاریخ دادنامه قطعی: 1394/01/22
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه آمر، مباشرتی در ایراد صدمه ی بدنی عمدی نداشته و صرفا دستور ارتکاب آن را داده باشد، مسئول پرداخت دیه نیست.
در خصوص اتهامات آقایان 1 - س. ز. فرزند ه. دایر بر آمریت در تخریب 2 - ش.ح. فرزند ح. دایر بر آمریت در تخریب با عنایت به شکایت شکات شهادت شهود همگی حکایت دارد آقای ش.ح. در محل درگیری حضور داشته و دستور ایراد صدمه بدنی عمدی و تخریب داده است و با توجه به نظریه پزشکی قانونی و مدافعات غیرموجه متهمان و کیفرخواست صادره و تحقیقات معموله و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده اتهام نامبردگان محرز و مسلم است مستندا به مواد 57 و 677 از قانون مجازات اسلامی با این توضیح که با توجه بهمراتب فوق اتهام متهم ردیف دوم از مباشرت به آمریت به تخریب با عنایت به اینکه متهم ردیف اول دستور به متهم ردیف دوم داده و متهم اخیر نیز به عوامل زیرین خود دستور داده است تغییر مییابد لذا دادگاه متهم ردیف اول را با رعایت بند 5 ماده 22 از قانون مجازات اسلامی به لحاظ نداشتن سابقه محکومیت کیفری به چهار میلیون ریال جزای نقدی بدل از حبس تعزیری و متهم ردیف دوم را (ش.ح.) به شش ماه حبس تعزیری محکوم مینماید و اما در خصوص اتهام دیگر آقای ش.ح. دایر بر آمریت در ایراد صدمه بدنی عمدی و ورود به عنف با توجه به اینکه در کیفرخواست در خصوص جنبه عمومی تقاضای پیگرد آقای ش.ح. نشده است ضمن اینکه نوع صدمه بدنی عمدی نیز به نحوی نبوده که دارای وصف عمومیباشد و در خصوص دیه متعلقه به شکات نیز طبق ماده 57 از قانون مجازات اسلامی مامور مباشر میبایستی محکوم به پرداخت دیه شود نه آمر دستوردهنده بدون اینکه مباشرت کرده باشد و در خصوص ورود به عنف نیز چون ورود به عنف مقدمه تخریب است لذا در خصوص هر دو بزه مستندا به اصل 37 از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حکم برائت وی صادر و اعلام میشود (دیه متعلقه به شکات و ورود به عنف) و اما در خصوص اتهام آقای س. ز. دایر بر آمریت در ایراد صدمه بدنی عمدی هرچند که با توجه به اوراق و محتویات پرونده از سوی نامبرده دستوری در جهت ایراد صدمه بدنی عمدی استنباط نمیشود علیایحال با توجه به توضیحات فوق در ارتباط با آقای ش.ح. در خصوص اتهام آمریت در ایراد صدمه بدنی عمدی مستندا به اصل 37 از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حکم برائت وی صادر و اعلام میگردد رای صادره در مورد آقای ش.ح. غیابی و ظرف مهلت ده روز از تاریخ ابلاغ قابل واخواهی در این دادگاه و در مورد سایر افراد ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.
رئیس شعبه --- دادگاه عمومی تهران - شادمان
در خصوص اعتراض تجدیدنظرخواهی آقایان 1 - س. ز. 2 - ی. م. 3 - م.ج. از دادنامه شماره --- - 1390/11/29 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران که بهموجب آن نامبرده ردیف س. ز. به اتهام آمر بودن در تخریب موضوع شکایت 8 نفر تجدیدنظر خوانده به پرداخت چهار میلیون ریال محکومیت یافته است و ردیف 2 و 3 به جهت برائت آقای ش.ح. از جهت ایراد صدمه بدنی و ورود به عنف برائت حاصل نموده است معترض میباشند باملاحظه محتویات پرونده و لایحه اعتراضیه تجدیدنظرخواه و اینکه از ناحیه ایشان ایراد و اشکال موجه و موثری که مطابق شقوق مندرج در ماده 240 قانون دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری سبب بیاعتباری و درنتیجه نقض دادنامه صادره و رسیدگی بیشتر را فراهم نماید مطرح نگردیده است و عمده مطالب آورده شده در لایحه اعتراضیه تکرار مطالب بدوی است بنابراین دادنامه بدوی ازنظر رعایت اصول و تشریفات دادرسی و مبانی استدلال خالی از ایراد و نقض قانونی است، لذا دادگاه مستندا به بند الف از ماده 257 قانون مارالذکر ضمن رد تجدیدنظرخواهی بهعملآمده دادنامه معترضعنه را تایید مینماید. رای صادره به استناد ماده 248 همین قانون قطعی است.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشاران
حسن بابایی - رضا پورعرب