تاریخ دادنامه قطعی: 1401/05/22
پیام: بیماری کم خونی و هموفیلی زوجه از موجبات فسخ نکاح محسوب نمی شود.
خلاصه جریان پرونده:
در تاریخ 1400/09/24 اقای ا. ک. ب. دادخواستی به طرفیت خانم م. ط. به خواسته فسخ نکاح تقدیم و توضیح داده است.به موجب سند ازدواج که تصویر ان تقدیم گردیده با خوانده ازدواج نموده ام با توجه به بیماری کم خونی و هموفیلی که خوانده داشته و در زمان عقد اعلام نکرده است، برای اینجانب حق قانونی فسخ نکاح ایجاد شد و با تقدیم این دادخواست صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح مورد استدعاست، رسیدگی به شعبه *ارجاع میشود.، اقای م. ش. و خانم ط. ش. وکلای دادگستری به ترتیب از ناحیه خوانده و خواهان اعلام وکالت مینمایند و جلسه دادگاه در تاریخ 1400/10/08 در وقت مقرر با حضور قاضی مشاور و حضور وکلای طرفین تشکیل میگردد.، وکیل خواهان اظهار میدارد. موکل در تاریخ 1383/05/29 با عقد دائم با خوانده ازدواج نموده است.و در تمام مدت زوجه بیماری خود را از ابتدای از موکل پنهان نموده است.و با توجه به بیماری زوجه که بیماری خونی شدید میباشد. و در زمره بیماری های خاص بوده و زوجه به قصد فریب موکل این مهم را از ایشان پنهان نمودهاند و در طول ایام زندگی مشترک هزینه های بسیاری برای درمان موکل متحمل شده اند و لیکن بدون علم از موضوع کم خونی شدید خوانده و نیز با توجه به تاثیر مستقیم بیماری زوجه در وراثت لذا تقاضای ارجاع به پزشکی قانونی و استعلام از تامین اجتماعی و استماع گواهی گواهان موکل که اخیرا موضوع ناراحتی خونی را خوانده به موکل گزارش داده است.و النهایه صدور حکم به فسخ نکاح را صادر فرمایند، وکیل خوانده اجمالا و مفادا بیان میدارد. حدود 17 سال از تاریخ ازدواج زوجین سپری گردیده و دارای یک فرزند 12 ساله میباشند … صرفنظر از اینکه بیماری اعلامی از مصادیق اعمال فسخ نکاح نبوده و در قانون موارد فسخ احصای شده است، اساسا در فرض اینکه از موارد فسخ تلقی گردد. با گذشت 17 سال از تاریخ ازدواج، فوریت که در اعمال حق فسخ لازم است.رعایت نشده است.ضمن اینکه ادعای عدم اطلاع از بیماری با توجه به گذشت حدود 17 سال از زندگی مشترک ادعای بی اساس و واهی بوده و در هر حال تقاضای رد دعوی خواهان را دارم.، دادگاه پس از اخذ نظریه قاضی مشاور طی دادنامه شماره *- 1400/10/20 با استدلال به اینکه عیوبی که در زن باعث ایجاد حق فسخ برای مرد میشود. در قانون احصای شده است.و عیوب مورد اشاره و ادعای خواهان از جمله ان نمیباشد. و اینکه خیار فسخ حسب ماده 1131 قانون مدنی فوری است.و خواهان فوریت را رعایت نکرده است، دعوی مطروحه را غیر وارد تشخیص و حکم به بطلان دعوی خواهان صادر می کند خواهان از رای صادره تجدید نظر خواهی مینماید. و شعبه *حسب الارجاع به اعتراض رسیدگی و به شرح استدلال مندرج در دادنامه شماره *- 1400/12/15 تجدید نظر خواهی را رد و دادنامه تجدید نظر خواسته را تایید می کند، اقای ا. ک. ب. نسبت به رای دادگاه تجدید نظر فرجامخواهی به عمل می اورد و پرونده پس از انجام تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع میگردد.
هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش اقای ی. ا. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای م. ت. م. ح. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر ابرام دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواه اعتراض موجه و مستدل نسبت به دادنامه فرجام خواسته به عمل نیاورده است.و با توجه به اوراق پرونده و دلایل و مدارک ارائه شده، رای صادره مغایرتی با موازین شرعی و قانونی و محتویات پرونده ندارد. و از حیث رعایت قواعد دادرسی نیز ایراد در حدی نیست که مستلزم نقض دادنامه باشد. علیهذا دادنامه موصوف به شماره *- 1400/12/15 شعبه *خالی از اشکال و ایراد موثر بوده و به استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام میگردد.
شعبه *
ی. ا. (رییس) س. ن. ا. ا. (مستشار)