حضرت آیت ا… محمدی گیلانی ریاست محترم دیوانعالی کشور با عرض سلام احتراماً به استحضار عالی میرساند آقای رئیس دادگستری شهرستان سواد کوه با ارسال دو پرونده به دیوانعالی کشور و اعلام اینکه دادرسان شعبچهارم و پنجم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران نسبت به امر واحدی نظریههای متفاوتی اتخاذ کردهاند تقاضا نموده موضوع در هیات عمومی دیوانعالیکشور مطرح شود و معاونت او لمحترم دیوانعالی کشور پروندههای مذکور را جهت اقدام به دادسرای دیوانعالی کشور ارسال فرمودهاند و با ملاحظهپروندهها خلاصه ایز جریان پروندهها معروض و سپس مبادرت به اظهارنظر مینماید.
1- در پرونده کلاسه 899.900.78 آقای جلیل علیزاده به اتهام تعلیف غیرمجاز 54 راس گوسفند در مرتع دهر امام زاده حسن تحت تعقیب اداره منابعطبیعی سوادکوه قرار گرفته پس از تنظیم صورتمجلس و تحقیق از متهم و اقرار صریح وی به چرای غیرمجاز گوسفندانش در مرتع فوق و ارسال اوراقمزبور به دادگاه عمومی سواد کوه و تقاضای رسیدگی و صدور حکم به محکومیت متهم به پرداخت خسارات وارده به مرتع را مینماید و نیزدادخواست مطالبه ضرر و زیان علیه متهم به خواسته مبلغ 1377600 ریال تقدیم مینماید. آقای دادرس شعبه سوم دادگاه عمومی سوادکوه پس ازرسیدگی به موجب دادنامه شماره 896.78-78.8.16 اجمالا” چنین انشاء ری مینماید. رای - درخصوص اتهام آقای جلیل علیزاده به تعلیف غیرمجاز 54 راس گوسفند در مرتع دهر امام زاده حسن بدون مجوز نظر به اینکه به صراحت ماده44 مکرر قانون جنگلها و مراتع تعلیف غیرمجاز گوسفندان جرم نیست بلکه جنگلداری مکلف به خروج دامها از مرتع میباشد و لذا مستندا” به اصل37 قانون اساسی حکم بر برائت مشارالیه به لحاظ جرم نبودن عمل صادر مینماید و درخصوص دادخواست ضرر و زیان اداره جنگلداری با توجه بهاینکه خوانده اقرار صریح نموده که 54 راس گوسفند خود را از تاریخ 78.3.18 لغایت 78.4.27 به مدت 21 روز داخل در مرتع نموده و مستندا” به مواد7 و 357 قانون آیین دادرسی مدنی نامبرده را به پرداخت و جه مورد مطالبه اداره جنگلداری محکوم مینماید. با تجدیدنظر خواهی محکوم علیه شعبهپنجم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران طی دادنامه شماره 1107-78.11.28 به طور خلاصه چنین اظهارنظر نموده: «مستفاد از مفهوم ماده 12 قانون آییندادرسی دادگاههای عمومی در امور کیفری این است دادگاه در صورت محکومیت کیفری متهم میتواند در باره زیان مادی وی نیز او را محکوم نماید. ازاین رو با گسیختن بخش مدنی دادنامه بدوی رای بر بطلان درخواست خواهان صادر مینماید».
2- در پرونده 934.935.78 آقای حاج شکرا… داودی به اتهام وارد کردن 50 راس دام در مرتع افراچال بدون اخذ پروانه تحت تعقیب اداره منابع طبیعیسوادکوه قرار گرفته، با توجه به گزارش مامورین ذیربط و صورتمجلس تنظیمی و اقرار صریح متهم پرونده را برای رسیدگی به دادگاه عمومی سوادکوهارسال مینمایند و نیز اداره مذکور دادخواست ضرر و زیان به مبلغ 7.800.000 ریال علیه نامبرده به دادگاه تقدیم مینماید. و آقای دادرسی شعبه سوم دادگاه عمومی سواد کوه پس از بررسی گزارش و دادخواست تقدیمی و تحقیق از طرفین به موجب دادنامه 928.78 و 927 -78.8.22 چنین انشاء رای مینماید. رای - نظر به اینکه به صراحت ماده 44 مکرر قانون جنگلها و مراتع تعلیف غیرمجاز جرم نمیباشد بلکه تکلیفی است بر عهده جنگلداری برای خروجدامها از مراتع از اینرو دادگاه مستندا” به اصل 37 قانون اساسی حکم بر برائت مشتکی عنه صادر مینماید و درخصوص دادخواست مدعی خصوصی باعنایت به طرح دعوی حقوقی از جانب اداره جنگلداری و گزارش و صورتمجلس مورخ 78.7.3 مامورین و اقرار صریح متهم مستندا” به مواد 7 و 511قانون آیین دادرسی کیفری و مواد 1 و 2 قانون مسئولیت مدنی و 357 قانون آیین دادرسی مدنی خوانده را به پرداخت مبلغ 7.800.000 ریال در حقخواهان محکوم مینماید و با تجدیدنظر خواهی محکوم علیه شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران طی دادنامه شماره 1179-78.11.24اجمالا” چنین رای داده است: رای - چون خوانده فقط اقرار کرده به مدت یک روز دامهای خود را داخل مرتع کرده و گزارش اداره خواهان مبنی بر اینکه خوانده به مدت 26 روز دامهایخود را بدون مجوز در مرتع وارد نموده متکی به دلیل نیست با اصلاح دادنامه بدوی خوانده را محکوم به پرداخت سیصد هزار ریال حق التعلیفغیرمجاز یک روز له اداره منابع طبیعی سواد کوه محکوم مینماید و مازاد بر این مبلغ دعوی را محکوم به رد نموده است. بنابه مراتب به شرح ذیل اظهار نظر مینماید: نظریه - همانطور که ملاحظه میفرمائید بین شعب چهارم و پنجم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران در مسئله تعلیف و چرانیدن غیرمجاز دامها درموضوع واحد نظریههای متفاوتی ابراز داشتهاند که منجر به شکایت و اعلام اداره منابع طبیعی شده بدین توضیح آقایان دادرسان شعبه پنجم با ایناستدلال که دادگاه بدوی حکم برائت متهم را صادر کرده و محکومیت وی را به پرداخت ضرر و زیان مدعی خصوصی خلاف قانون تشخیص و حکم بهرد دعوی صادر نمودهاند لیکن بر عکس آقایان دادرسان شعبه چهارم دادگاه استان مازندران حکم دادگاه بدوی را موجه تشخیص و با اصلاح آن رایبدوی را ابرام کردهاند. بنابه مراتب تقاضا دارد به استناد ماده 270 قانون آیین دادرسی کیفری دادگاههای عمومی و انقلاب دستور فرمائید جهت ایجادرویه واحد در هیات عمومی دیوانعالی محترم کشور مطرح شود.
معاون اول دادستان کل کشور - حسن فاخری
جلسه وحدت رویه
به تاریخ روز سه شنبه 1379/07/05 جلسه وحدت رویه قضایی هیات عمومی دیوانعالی کشور به ریاست حضرت آیت ا… محمد محمدی گیلانی، رئیسدیوانعالی کشور و با حضور جناب آقای حسن فاخری معاون اول دادستان محترم کل کشور و جنابان آقایان، روساو مستشاران و اعضاء معاون شعبحقوقی و کیفری دیوان عالی کشور تشکیل گردید. پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و استماع عقیده جناب آقای حسن فاخری معاون اول دادستان محترم کل کشور مبنی بر: «با توجه به ملاک مقرراتماده 16 قانون تشکیل دادگاههای کیفری 1 و 2 و شعب دیوان عالی کشور مصوب سال 68دادگاههای کیفری مکلفند در صورتی که دعوی جزایی دردادگاه کیفری منتهی به صدور حکم برائت شود به دعوی ضرر و زیان رسیدگی و رای صادر نمایند و لذا با توجه به ماده قانونی مرقوم رای صادره ازشعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران حسب مقررات صحیحا” صادر شده و عقیده به تائید آن دارم». مشاوره نموده و اکثریت بدین شرح رای دادهاند.
رای شماره: 649 - 1379/07/05
رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور
از ماده 12 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری چنین استنباط میشود که مقنن به منظور تسریع در جبران خسارت متضرر ازجرم مقرر داشته در صورتی که دادگاه متهم را مجرم تشخیص دهد مکلف است ضمن صدور حکم جزایی حکم ضرر و زیان را صادر نماید مگر آنکهپرونده معد برای اظهار نظر نباشد که در این صورت پس از تکمیل پرونده حکم ضرر و زیان صادر خواهد شد. بنابر این ماده مذکور دلالتی بر منع رسیدگی نسبت به امر ضرر و زیان در صورت صدور حکم برائت ندارد. بنابه مراتب و با توجه به ماده 3 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب درخصوص صلاحیت عام دادگاههای عمومی و انقلاب در رسیدگی به کلیهامور مدنی، جزایی حسبیه رای شعبه چهارم دادگاه استان مازندران که انطباق با این نظر دارد به اکثریت آراء اعضاء هیات عمومی دیوان عالی کشورقانونی و مطابق موازین شرع تشخیص میشود. این رای بر طبق ماده 270 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب سال 1378 برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها لازم الاتباع است.