مصداق نقض حکم بدوی به علت نقص در تحقیقات

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1399/08/19

پیام: عدم ارائه گواهی انحصار وراثت و عدم تشخیص دقیق اولیا دم در بزه قتل، از مصادیق نقض حکم بدوی توسط دیوان عالی کشور به علت نقص در تحقیقات است.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

پس از اطلاع پلیس از وقوع قتل در *در تاریخ 97/9/22 به محل مراجعت جسد خانمی حدودا 55 ساله ملاحظه گردیده که اثاری به شرح مندرج در گزارش بر روی ان مشاهده شده اقای م. ف. که در صحنه دستگیر شده اظهار داشته شب گذشته حدود ساعت 22 با مادرم جر و بحث نمودیم گلوی او را فشار داده و خفه نمودم امروز صبح به همسایگان و فامیل اطلاع دادم جسد متعلق است.به خانم ش. ط. د. خانم م. ف. عمه متهم م. ف. نیز بیان کرده که در پی تماس م. ف. به منزل انها رفتم دیدم م. در حیاط نشسته از مادرش پرسیدم گفت خوابیده داخل راهرو دیدم افتاده است.و فوت نموده از م. پرسیدم چه شده پاسخ داده جر و بحث کردیم گلوی او را گرفتم و خفه کردم من درحالی که گریه می کردم از منزل خارج شدم در تحقیق بعدی از اقای م. ف. او به صراحت به ارتکاب قتل مادرش اقرار نموده ص 6 - 8 پرونده به شعبه سوم بازپرسی ارجاع شده و در ان مرجع متهم به صراحت به ارتکاب قتل اقرار نموده که یک چادر برداشته و دور گردن مادرش انداخته و با دوستش او را خفه کرده و اضافه نموده چند مرتبه در بیمارستان روانی بستری شده که مجموعا حدود 7 الی 8 ماه مدت بستری شدن وی است.و علت اختلافات را بر سر تقسیم ارث بین برادر تنی و ناتنی اش عنوان نموده است. ( 12 - 13 ) در همان تحقیقات اولیه از متهم فیلمبرداری شده متهم خود را سرباز وظیفه معرفی نموده که در *مشغول خدمت است.اعلام نموده دو برادر تنی و یک برادر و دو خواهر ناتنی دارد. در تحقیق مورخ 97/9/26 نیز صراحتا به ارتکاب قتل اقرار نموده (ص 26 - 28 ) در تاریخ 97/9/27 اقای ر. ف. برادر متهم در تحقیق از وی اعلام کرده از برادرم م. شاکی هستم ایشان اقدام به قتل مادرم نموده است.و علت اختلافات را تقسیم ارث پدری اعلام کرده و اضافه نموده متهم از 90 تا سال 97 تحت مراقبت بوده و در *و سه یا چهار ماه بستری بوده است.و تحت مراقبت *بوده و دارو مصرف می کرد یکبار گوسفندان را فروخت و یکبار هم گوسفندان را خفه کرده بود دست مادرم را شکسته بود و مرا مورد ضرب و شتم قرار داده و فک مرا شکسته بود و تهدید می کرد که مرا می کشد تمام وسایل خانه مادرم را سوزاند و تهدید می کرد عمویم م. را می کشم اگر نشد خودم را اتش می زنم خودش سربازی رفت می گفت اسلحه می اورم و شماها را بکشم. در پایان تحقیقات صرفا اضافه نموده که بابت به قتل رساندن مادرم شاکی هستم (ص 31 و 32 ) بنا به تشخیص پزشک اعصاب و روان متهم نیازمند به بستری شدن است. (ص 45 ) اقای م. ا. وکیل تسخیری متهم با عنایت به سوابق روحی و روانی وی و عدم مصرف داروهای تجویز شده تقاضای صدور قرار منع پیگرد نموده (ص 52 - 53 ) تصاویر سوابق پزشکی متهم متشکله در *ارشاد و ضمیمه پرونده شده و سپس کل پرونده براساس درخواست پزشکی قانونی جهت بهره برداری به ان مرجع ارسال شده است. (ص 66 - 88 ) در برگ گزارش معاینه جسد، علت فوت فشار بر عناصر حیاتی گردن توسط جسم سخت اعلام شده است. ( 89 ) قرار بازداشت موقت متهم چندین بار ابقای شده (ص 104 ) کمیسیون پزشکی قانونی سه نفره متشکل از دو نفر متخصص روانپزشکی و یک نفر متخصص پزشکی قانونی در خصوص وضعیت روان متهم در زمان ارتکاب جرم با قید سوابق بیمارستانی با ذکر سوابق اختلال خلقی با ماهیت روانپریشی دوره های عود و بهبودی و اینکه متهم همکاری لازم جهت ارائه شرح حال نداشته است. اعلام نموده در زمان ارتکاب بزه انتسابی شواهد مقتضی از وجود اختلالات هذیانی و جنون به دست نیامد لیکن با توجه به درمان کافی لازم است.جهت اظهارنظر قطعی در خصوص عود بیماری و قوه اراده تمییز و مسئولیت پذیری وی در زمان بزه انتسابی در بخش اعصاب و روان *بستری گردد. و پس از ترخیص از بیمارستان با تصویر پرونده بیمارستان جهت برگزاری مجدد کمیسیون اعزام شود. (ص 128 ) پس از بستری شدن متهم در تاریخ 98/5/26 از بیمارستان به جهت بهبودی مرخص شده (ص 163 ) کمیسیون پزشکی قانونی پس از مصاحبه مجدد با متهم و مشاهده بدل پرونده کیفری و تصویر پرونده اخرین نوبت بستری بیمارستانی نظریه قبل خود را دایر بر اینکه شواهدی دال بر عدم مسئولیت کیفری و عدم قوه اراده و تمییز از زمان بزه ارتکابی احراز گردید.را تکرار نموده است. (ص 192 ) در تاریخ 98/10/18 بین متهم و شاکی که برادر وی است.جلسه مواجهه حضوری برگزار شده و متهم منکر ارتکاب جرم شده است.و اضافه نموده ان زمان هایی که اقرار کرده ام درحالت طبیعی نبوده ام (ص 212 ) برای متهم پرونده شخصیتی تشکیل گردیده - در بارز قرار نهایی جلب به دادرسی و کیفرخواست صادر شده و پرونده به محاکم کیفری یک ارسال و به شعبه *ارجاع شده است. (ص 228 و 231 و 232 ) پس از تهیه گزارش از پرونده در وقت رسیدگی به تاریخ 99/3/25 جلسه دادگاه با حضور اقای م. ف. و وکیل تسخیری وی و نماینده دادستان تشکیل و پس از بیانات نماینده دادستان به متهم م. ف. ارتکاب به قتل مادرش مرحومه ش. ط. د. تفهیم گردیده او پاسخ داده از سربازی مرا کشان کشان با اجنه به منزل اوردند مادرم تماس هایی داشت که به او دستور دادند که فلان کن و فلان کن و این را بکش مرا مسموم کردند. عمه ها و خاله ها همه علیه من بودند ان شب دو نفر از خانه رد شدند چهار بعد از ظهر دست و پا زدم به خاطر موادی که روی این وسایل ریخته بودند تاکنون چنین بویی به مشامم نخورده بود قیافه انها را ندیدم دیگر الان نمی دانم چی شده به گردن من انداختند … (اظهارات متهم بی ربط و شبیه هذیان است.عضو ممیز) و در ادامه کلیه اقاریر خود را انکار نموده و وکیل وی نیز با عنایت به حالات روانی موکل تقاضای برائت وی را نموده است. ( 258 - 261 ) در تاریخ 99/6/12 جلسه دادگاه مجددا تشکیل شده در پاسخ سیوالات جوابهای بی ربط داده شد و وکیل متهم نیز دفاعیات قبلی را تکرار نموده متهم ادعا نموده در خدمت سربازی به وی تجاوز شده با شب حادثه منزل نبوده صبح امده دیده مادرش بلند نشده و او اصلا فرزند این خانواده نیست او را از کوچکی به بردگی گرفته اند و در ادامه کلمات و جملات نامفهومی بیان کرده است.لکن در ادامه در پاسخ سیوال مربوط به زندگی روزمره جوابهای درستی داده است.دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح اتی مبادرت به صدور رای نموده است.و توضیح اینکه برگه انحصار وراثت در پرونده مشاهده نشد.

در خصوص اتهام اقای م. ف. ک. ا. و مجرد با وکالت تسخیری اقای م. ا. دایر بر قتل عمد مادرش مرحوم ش. ط. د. ک. ا. در نیمه شب مورخ 1397/09/22 در محل منزل مسکونی مشترک واقع در *بواسطه خفه کردن، عنایت به گزارش مرجع انتظامی، مشتمل بر چگونگی اطلاع، کشف جسد داخل منزل و توصیف وضعیت ان، تحقیقات اولیه از اطلاع دهندگان و اهالی محل که بر اقرار متهم به قتل شهادت داده اند (ص 5 - 4 - 3 ) شهادت اهالی محل بر سوی رفتار وی با مادرش (ص 29 ) گزارش پزشکی قانونی راجع به فوت و علت ان که فشار بر عناصر حیاتی گردن توسط جسم سخت می‌باشد. (ص 89 ) در نهایت اقرار صریح و مکرر متهم نزد پلیس در اولین ساعات (ص 6 الی 8 و 26 الی 28 ) و حین بازسازی صحنه (ص 30 ) و نزد بازپرس (اوراق 13 و 30 ) به استناد بند الف ماده 190 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 اتهام به نظر محرز بوده انکار در دادگاه و سخنان بیمارگونه موجه و موثر در مقام نیست زیرا حسب تشخیص کمیسیون روانپزشکی قانونی که مقرون بواقع به نظر می‌رسد دلیلی بر فقدان قوه اراده و تمیز وجود ندارد. و از ان جا که تنها ولی دم موجود اقای ر. ف. ک. ا. که برادر ابوینی متهم می‌باشد. صرفا یکبار در دادسرا حاضر به نحو اجمال و صرفا بیان داشته شکایت دارد. اما تقاضای قصاص یا دیه نکرده است. (ص 32 ) و علیرغم دفعات مکرر احضار بعدی در دادسرا و جلسات دادگاه حاضر نشده متهم را بلاتکلیف رها نموده است، صدور حکم قصاص یا دیه ممکن نیست به استناد ماده 612 از کتاب تعزیرات به جهت ان که عمل وی موجب اخلال در نظم و امنیت جامعه گردیده نامبرده را به تحمل هشت سال حبس محکوم می‌نماید. این رای حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان محترم عالی کشور است٪

پس از ابلاغ دادنامه وکیل تسخیری متهم اقای م. ا. از ان فرجام خواهی نموده در لایحه تقدیمی با استناد به اظهارات متفاوت و متناقض موکل و سوابق پزشکی روانی وی اعلام نموده موکل فاقد قوه تمییز است.و اقرار نیز در نزد دادگاه ملاک عمل می‌باشد. و اساسا شخصی یا اشخاصی به عنوان شاهد ادای شهادت نکرده اند لذا فاقد شرایط می‌باشد. و به لحاظ فقد دلیل شرعی و قانونی و توسل به اصل حاکمیت برائت و قاعده درا نقض رای و برائت موکل مورد تقاضاست پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع شده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ا. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ح. م. دادیاری دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر با توجه به محتویات پرونده از انجایی که اولیایدم مشخص نمی‌باشد. لذا عقیده بر نقص تحقیقات و رسیدگی در شعبه صادرکننده رای دارم. مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای متن رای

رای شعبه

در خصوص فرجام خواهی اقای م. ف. ک. ا. با وکالت اقای م. ا. از دادنامه شماره *مورخ 99/6/20 صادره از شعبه *با مداقه در محتویات پرونده ملاحظه می‌شود. در خصوص شناسایی اولیای دم اقدام موثری صورت نگرفته و صرفا فردی به مشخصات اقای ر. ف. ک. ا. خود را برادر ناتنی متهم و فرزند مقتوله خانم ش. ط. د. ک. ا. معرفی کرده درحالی که هویت او احراز نگردیده و انحصار وراثت نیز ارائه نشده است.لذا در وضعیت فعلی اولیایدم مقتوله دقیقا مشخص نیست پرونده از این حیث واجد نقص تحقیقاتی است.لذا جهت رفع نقص یاد شده و شناسایی اولیایدم از طرق ممکنه و رسیدگی مجدد و صدور رای مقتضی دادنامه فرجام خواسته مستندا به بند دوم از قسمت ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری نقض و به شعبه صادرکننده رای منقوض ارجاع می‌شود. / ل- 1399/08/24

شعبه *

رییس: ع. ر. عضو معاون: ا. م. عضو معاون: ح. ا.

منبع