تایید حکم طلاق به دلیل عسر و حرج زوجه توسط دیوان عالی کشور و الزام زوج به اجرای طلاق

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1400/03/23

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

خانم ز. ر. با وکالت اقای ب. س. در تاریخ 1399/02/04 به طرفیت اقای ح. ع. ز. ط. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به علت عسر و حرج و به استناد ماده 1130 قانون مدنی به دادگاه عمومی حقوقی بخش *ارائه نموده و توضیح داده است.موکل اینجانب طبق عقد نامه پیوست در تاریخ 1387/01/04 به عقد دائمی اقای ح. ع. ز. ط. در امده است.زوج رفتار نامناسب دارد. و زندگی مشترک را برای موکل غیر قابل تحمل نموده است. نامه پزشکی قانونی مبنی بر ایراد ضرب و جرح پیوست می‌باشد. به حکایت تصاویر دادنامه های پیوست زوج محکوم به پرداخت 114 سکه تمام بهار ازادی و مبلغ 340 میلیون تومان وجه نقد به نرخ روز به عنوان مهریه زوجه شده است.که با صدور حکم اعسار زوج تقسیط گردیده است. مطابق دادنامه مورخ 1397/04/13 صادره از شعبه *زوجه محکوم به تمکین از زوج شده است.در جلسه مورخ 1399/03/29 دادگاه وکیل زوجه خواسته را تکرار کرده است.خوانده گفته است: همسرم 3 سال است.جدا زندگی میکند. هیچ وقت ضرب وشتم صورت نگرفته و نامه پزشکی قانونی دلیل نیست 3 سال از نامه پزشکی قانونی می گذرد در زمان صدور نامه من *بودم من بخاطر پسرم وزندگی ام می خواهم زندگی کنم. زوجه گفته است.من 9 سال و دوماه زندگی کردم. بعد از یکماه از زندگی فهمیدم برای هم نیستیم شاید اختلاف سنی زیاد باعث این درگیری شد. و بارها مرا با لگد جلوی منزل پدرم پیاده کرد. بارها درگیری شد. و تعهد کتبی گرفتند و حتی قسم خورد که خوب شود. ولی فایده نداشت.اگر قرار بود گواهی پزشکی قانونی بگیرم. بارها می توانستم بگیرم ولی این نامه برای دعوای بار اخر است. بخاطر بچه گذشت کردم. … زوج گفته است. تمام حرفهای ایشان دروغ است.و برای رهایی اززندگی این حرفها را می زند. زوجه 5 سکه از مهریه را در این جلسه بذل نموده است. دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر کرده است. در جلسه مورخ 1399/04/25 اقای ع. ر. گفته است: من یکبار دانشگاه بودم که پسرعموم زنگ زد و به منزل اقای ط. رفتیم که دیدیم خانمش مصدوم شده و دست و صورتش کبود بود. ایشان به منزل پدر بزرگش رفت و اقای ط. هم منزل پدر زنش می گفت من زدم و باز هم می زنم. اقای م. ی. گفته است: … من کتک کاری را ندیدم فقط دیدم که می خواست بزند و ما هم جدا کردیم. خانم ص. ر. گفته است: … رفتیم انجا دیدم.درب حیاط زد و خورد شده و زوج راه می رفت … من خودم دیدم بدنش سیاه بود می گفت که ح. مرا زده است. من نمی دانم چطوری زده ولی دیدم بدنش سیاه بود. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر کرده است. داوران زوجین موفق به ایجاد صلح وسازش نشده اند. داور زوج اعلام کرده است.طلاق راه کار مناسبی نیست و زوجه نیاز به ارشاد و مشاوره دارد. دادگاه موضوع اجرت المثل زوجه را به کارشناس ارجاع کرده است.کارشناس منتخب 320/000/000 ریال تعیین اجرت المثل نموده است.دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1399/06/27 با درج خلاصه ای از پرونده سوی معاشرت زوج را احراز و مدت دو سال جدایی را موجب عسر و حرج زوجه تشخیص و مستندا به مواد 26 و 27 قانون حمایت خانواده و ماده 1133 قانون مدنی (احتمالا 1130 ) حکم به الزام زوج به طلاق زوجه صادر نموده و مقررکرده است. زوجه مهریه را در پرونده جداگانه مطالبه نموده و 5 قطعه از سکه را در قبال طلاق بذل کرده است. زوج موظف است. 32 میلیون تومان بابت اجرت المثل ایام زوجیت بزوجه پرداخت نماید. حضانت فرزند با زوج است.… با اعتراض وتجدیدنظرخواهی وکیل زوج شعبه هیجدهم دادگاه تجدیدنظر استان *متکفل رسیدگی به پرونده گردیده و با تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین اظهارات انان و وکلای انان را در جلسه مورخ 1399/10/13 استماع و تحریر نموده است.سپس با تجدید وقت رسیدگی در جلسه مورخ 1399/12/12 که پدر ومادر زوجه را نیز جهت ایجاد تفاهم و سازش احتمالی دعوت کرده است.به موضوع رسیدگی کرده است.دادگاه در صورتجلسه مربوطه بین الهلالین مرقوم نموده است. (زوج و زوجه و پدر و مادر زوجه ظرف مدت حضور در دادگاه دائما با یکدیگر با صدای بلند و فریادکشان صحبت می کردند. دادگاه اظهارات بعضی مطلعین از اختلاف زوجین را نیز استماع کرده و در پایان مرقوم داشته است. بعد از استماع اظهارات مطلعین، زوج بیان کرد اصلا من این موضوع را بیان کنم که خانم من مشکل اخلاقی دارد. پرونده اش پیش من می‌باشد. من هم نمی خواهم با او زندگی کنم. من فقط می خواهم مهریه اش را ببخشد. اصلا عارم می‌شود. با او زندگی کنم بچه ام را به او نمی دهم بچه ام هم نمی خواهد پیش مادرش برود. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه فرجامخواسته پس از درج خلاصه ای از اظهارات طرفین و اشاره به بذل ده سکه از مهریه و چهار دانگ خانه موضوع مهریه به علاوه تمامی اجرت المثل ایام زندگی مشترک خود در قبال تنفر و کراهت از شوهرش، عدم تاثیر تلاش داوران در اصلاح ذات البین مضافا اظهارات زوج در جلسه اخیر این دادگاه عسر وحرج زوجه را احراز و استناد به قاعده فقهی لاضرر و لاضرار ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است.سپس بر اساس فرجامخواهی وکیل زوج پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.لوایح فرجامی تکرار مطالب مطروحه درجلسات رسیدگی است.در صورت لزوم هنگام شور قرائت خواهد گردید.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره --- 1399/12/18 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

فرجامخواهی اقای ح. ع. ز. ط. با وکالت خانم م. ر. نسبت به دادنامه صادره از شعبه هیجدهم دادگاه تجدیدنظر استان *به شماره صدرالذکر که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی صادره از دادگاه عمومی بخش *حکم به الزام فرجامخواه (زوج) به طلاق فرجامخوانده (زوجه) صادرگردیده است.با هیچ یک از شقوق احصایی ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی انطباق ندارد. دادنامه فرجامخواسته با توجه به طرح دعاوی متعدد زوجین علیه یکدیگر مفارقت 3 ساله انان اعلام تنفر و کراهت زوجه از زوج و بذل قسمت عمده مهریه و حقوق مالی از سوی زوجه برابر مقررات قانونی صحیحا صادر گردیده است. از ناحیه وکیل فرجامخواه مطلب مدلل و مستندی که موجب نقض ان گردد. ابراز نشده است. و از جهت رعایت اصول و مقررات دادرسی نیز خللی در ان ملاحظه نمی گردد. بنابراین به استناد مواد 370 و 396 قانون مرقوم ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه دادنامه فرجامخواسته را تایید و ابرام می‌نماید./ا 400/3/29

شعبه *

رییس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.

منبع