رای شعبه دیوان عالی کشور
باسمه تعالی
فرجام خواه: خانم ف. ب. ک. با وکالت خانم م. ر.
فرجام خوانده: اقای ح. ه. ن. ی.
فرجام خواسته: دادنامه شماره *صادره از شعبه *
تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجام خواه: 1401/08/12
تاریخ وصول دادخواست فرجامی: 1401/08/30
مرجع رسیدگی: شعبه *
هیات شعبه اقایان: ع. ن. (رئیس) ع. ک. ص. س. (مستشار) س. م. (عضو معاون)
خلاصه جریان پرونده:
اقای ح. ه. ن. ی. به طرفیت خانم ف. ب. ک. با استناد به سند ازدواج 1017 مورخ 92/2/3 در دادگستری رفسنجان به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش دادخواستی در تاریخ 1400/09/25 مطرح نموده که پرونده به شعبه *ارجاع گردیده است. خواهان در متن دادخواست گفته صاحب یک فرزند می باشم متاسفانه خوانده حاضر به تمکین خاص و عام نمیباشد. و خودسرانه هر عملی انجام می دهد و اهمیتی به حق و حقوق زوج نمی دهد و از نظر اخلاقی فاقد تفاهم بوده و سو رفتار او غیر قابل تحمل میباشد. لذا با تقدیم این دادخواست و ضمایم پیوست تقاضای رسیدگی و صدور اجازه طلاق مورد استدعاست دادگاه. با تعیین وقت و دعوت طرفین خانم م.ه ر. به وکالت از خوانده با تقدیم لایحه ای که در برگ نهم پرونده پیوست شده است. اعلام اعتذار از حضور در جلسه دادرسی از ناحیه موکلش به علت مشکوک بودن به کرونا و در مورد خودش اسیب رسیدگی مچ پا با وقت درمان از پزشک معالج استدعای رسیدگی با تعیین حقوق مالی موکل با توجه به اینکه درخواست طلاق از جانب زوج بوده است. موکل همه حقوق خود را با تعیین تکلیف حضانت فرزند مشترک و حقوق زوجه بابت شرط الف ضمن العقد و نصف دارایی زوج که در زمان زوجیت به دست اورده است. مورد استدعاست در جلسه 1400/10/22 زوج حضور دارد. زوجه علیرغم ابلاغ واقعی حاضر نشده است. زوج اظهار داشت بنده در تاریخ 92/2/2 با خوانده ازدواج و عقد نمودیم در 92/7/17 زندگی مشترک شروع شد تا تاریخ 1400/04/26 با هم زندگی مشترک داشتیم یک فرزند به نام ر. متولد 94/5/21 داریم مهریه همسرم 124 سکه یک بهار ازادی و چهل میلیون تومان وجه نقد است. که زمان عقد خانه نیمه ساز بود. در حال ساخت چون سند رسمی به اسم من نبود ان موقع گفتند هشتاد میلیون تومان که قیمت سه دانگ ان 40 میلیون تومان می شده و در دفتر رسمی نکاح امده است. به انضمام سفر کربلای معلی که چیزی بابت مهریه پرداخت نکردم فرزند م نزد مادر است. و روزهای تعطیل پنجشنبه و جمعه می اید نزد من با عنایت به اختلافات پیش امده تقاضای طلاق دارم. در این مدت هر چه نیاز بوده خریدم در سوپری محل حساب دارم. هر چه خودش خواسته خریده من حساب کرده ام دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است. در جلسه مورخ 1400/11/25 که خواهان در جلسه حاضر است. خوانده حضور ندارد. خانم مهریه ر. وکیل زوجه در جلسه حاضر است. وکیل زوجه اظهار می دارد. حسب اظهار موکل از شب گذشته دل درد و اسهال و استفراغ دارد. لذا به دلیل بیماری نتوانسته امروز به دادگاه بیاید با شروع رسیدگی خواهان اظهار داشت من تقاضای طلاق خانم را دارم. مدتی متوجه رفتارهای مشکوک او شدم و یک شب او را دنبال کردم و دیدم ساعت 11/5 شب خانم من داخل ماشین که برایش خریده ام نشست کلینیک سلامت نزدیک *با یک مردی بوده و باید گوشی موبایل او بررسی شود. ببینم با کی ارتباط داشته و خانم باید برای من شفاف سازی کند که ان شب با کی بوده و چرا انجا بوده و ان شب موضوع در کلانتری هم مطرح شد اما نگذاشتم به دادگاه برسد پرونده در کلانتری 13 بود. من به خاطر این موضوع تقاضای طلاق نمودم به خاطر اینکه امروز خانمم خودش به دادگاه نیامده است. تقاضای تجدید وقت دارم. داور زوج اقای م. ب. با حضور در دادگاه امادگی خود را با اعلام هویت کامل خویش و نشانی خود که نسبت سببی با زوج دارد. معرفی و گفته است. متعهد می شوم که نظریه کتبی خود را کتبا به دادگاه پس از انجام اقدامات لازم اعلام دارم. لایحه ای وکیل زوج تقدیم نموده است. که در برگ 20 پرونده پیوست گردیده است. گفته است. موکل تمام حقوق مالی خود را با نفقه و مهریه و اجرت المثل و نفقه فرزند مشترک و بند الف شرط ضمن العقد را می خواهد زوجه با طلاق موافق نیست و خانواده اش نیز به این جدایی موافقتی ندارند داور معرفی نمی نماید. داور زوج در برگ 23 پرونده از عدم توفیق جهت سازش فیمابین زوجین خبر داده است. در جلسه دادرسی 1401/01/24 زوجه حاضر نشده زوج حاضر است. و وکیل زوجه لایحه ای تقدیم نموده است. زوج اظهارات خود را همان مطالب جلسه قبل اعلام و گفته است. فرزند م به نام ر. متولد 94/5/21 را خودم می خواهم دو روز پیش من بوده است. و مادرش روزهای پنجشنبه و جمعه باید با او ملاقات نماید. دادگاه برای زوج اقای ح. ز. را به عنوان داور تعیین نموده است. قرار ارجاع امر به کارشناسی برای تعیین نفقه و حقوق مالی زوجه و نفقه فرزند مشترک صدر نموده است. نظریه کارشناس در برگ 28 پرونده در مورد نظر داوری او اعلام گردیده است. دادگاه در تاریخ 1401/02/19 طی دادنامه *پس از بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی رای خود را ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش که موضوع خواسته زوج بوده است. با استناد به قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق و ماده 1133 قانون مدنی و قانون حمایت خانواده انها میتوانند حداکثر ظرف سه ماه از تاریخ ابلاغ دادنامه قطعیت یافته به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و نسبت به اجرای صیغه طلاق و ثبت ان اقدام نمایند رعایت وجود شرایط صحت اجرای صیغه طلاق از جمله مفاد مواد 1134٫1135٫1140٫1141 قانون مدنی حسب مورد به عهده مجری صیغه طلاق خواهد بود. نوع طلاق رجعی است. زوج میتواند در ایام عده به زوجه رجوع نماید. زوج میبایست قبل از ثبت واقعه طلاق نسبت به تحویل صداقیه زوجه اقدام و یا ترتیب پرداخت ان را فراهم نماید. با توجه به اظهارات زوج و گزارش مرجع انتظامی به تاریخ 1400/04/29 به نظر میرسد تقاضای طلاق زوج ناشی از تخلف زوجه از وظایف همسری بوده لذا زوج در خصوص بند الف سند ازدواج راجع به تنصیف دارایی تکلیفی ندارد. زوجین یک فرزند مشترک به نام ر. متولد 94/5/21 میباشد. حضانت فرزند مشترک با زوجه است. و زوج میتواند در روزهای پنجشنبه و جمعه با فرزند مشترک ملاقات کند زوج مکلف است. ماهیانه مبلغ یک میلیون و صد هزار تومان با افزایش سالانه دویست هزار تومان نفقه فرزند مشترک را پرداخت نماید. زوج میبایست نسبت به تحویل عکس و فیلم موضوع ازدواج و جهیزیه زوجه اقدام نماید. زوجه علیرغم ابلاغ واقعی وقت رسیدگی در هیچ یک از جلسات حاضر نشده و لذا غیر حامله تلقی میگردد. سردفتر مکلف است. گواهی از پزشک متخصص یا پزشک قانونی در مورد وجود یا عدم وجود جنین را از متوفی اخذ و مفاد ان را در سند و دفتر طلاق ذکر کند. از این رای وکیل زوجه تجدیدنظر خواهی نموده است. اعتراض وکیل در خصوص اینکه زوجه را دادگاه مستحق اجرت المثل و شرط الف ضمن العقد (شرط تنصیف دارایی) نداشته است. که با توجه به عدم اثبات تخلف زوجه ازوظایف قانون و اینکه وی با طلاق موافق نبوده است. لذا رای شایسته را در موارد مذکور خواستار گردیده است. پرونده پس از تشریفات تبادل لوایح و ارجاع پرونده به محاکم تجدیدنظر استان *به شعبه ششم تجدیدنظر ارجاع گردیده است. که هیات محترم شعبه مذکور با تعیین وقت و دعوت طرفین چون اخذ توضیح از طرفین و وکلای زوجین ضرورت دارد. مقرر نمودهاند وقت تعیین و طرفین دعوت شوند وکیل تجدیدنظر خواه با تقدیم لایحه ای که در جلسه مذکور حضور نداشته و در جلسه دادرسی *هم در حالی که موکلش حاضر نشده است. در لایحه اظهار داشته است. وقت جلسه تجدید شود. لیکن وکیل تجدیدنظر خوانده پس از ملاحظه لایحه وکیل تجدیدنظر خواه گفته است. موافق با تجدید جلسه نمیباشد. تاکنون زوجه محترم در هیچ یک از جلسات دادرسی حاضر نشده است. عمده اعتراض وکیل زوجه در خصوص اجرت المثل و ایام زندگی مشترک است. و شرط تنصیف دارایی میباشد. که دادگاه بدوی زوجه را مستحق ندانسته در بحث اجرت المثل اعتراض زوجه چون استحقاق ان را دارد. وارد نیست زیرا عرفا زن در زندگی مشترک کاری را که انجام می دهد با قصد اجرت نیست لذا درخواست تایید رای تجدیدنظر خواسته را خواستار گردیده است. دادگاه پس از اعلام ختم دادرسی در تاریخ 1401/08/11 طی دادنامه *رای خود را با توجه به اینکه تجدیدنظر خواهی به عمل امده در قسمت شرط الف ضمن العقد با توجه به تخلف زوجه از وظایف همسری را وارد ندانسته زیرا تصمیم دادگاه بدوی در این قسمت مستدل و صحیح صادر شده است. لیکن در خصوص اجرت المثل ایام زندگی مشترک هر چند زوجه در هیچ یک از جلسات دادرسی در جلسه بدوی و تجدیدنظر حاضر نشده است. استحقاق او بر اجرت المثل محقق نمیباشد. و اجرت المثل منتفی است. لیکن با توجه به سنوات زندگی مشترک زوجین و تمکن مالی زوج دادگاه مبلغ ده میلیون تومان به عنوان نحله برای زوجه درنظر میگیرد که میبایست در صورت طلاق زوج به زوجه پرداخت یا ترتیب پرداخت ان را فراهم نماید. از رای تجدیدنظر خواسته را با این اصلاح ضمن رد تجدیدنظر خواهی تایید می نماید. اکنون از این رای وکیل زوجه برابر دادخواست فرجام خواهی (برگ 71) به عمل اورده است. که هنگام شور متن دادخواست وی با گزارش پرونده در هیات شعبه قرائت میشود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
نظر به اینکه رای فرجام خواسته که بر تایید رای بدوی با اصلاح به عمل امده در خصوص تعیین رقم ده میلیون تومان بابت نحله به عنوان حقوق ایام زوجیت سنوات زندگی مشترک که در حقیقت به جای اجرت المثل که قابل تعیین بوده است. دادگاه قدر متقین استحقاق خوانده دعوی را از این بابت در حدود قانون مشخص نموده است. صحیحا و موجها صادر گردیده است. اعتراض وکیل زوجه در این خصوص که دادگاه در مورد شرط الف ضمن العقد تعیین تکلیف ننموده است. وارد نیست زیرا اولا زوجه عرفا مرتکب تخلف از وظایف زوجیت که باید حسن رفتار و معاشرت داشته و از مراودات نامشروع که موجب جریحه دار شدن حریم زندگی مشترک گردد. پرهیز نماید. به این تکلیف خویش که برابر گزارش کلانتری که در هنگام شب با مرد غریبه ای در داخل اتومبیلی مشاهده شده است. مخدوش گردیده عمل ننموده است. کما اینکه انگیزه زوج نیز برای طلاق این رفتار نامتعارف او دون شوون خانوادگی بوده است. چون بر عملکرد محاکم بدوی و تجدیدنظر ایراد و خللی که موجب نقض رای شود. مشاهده نمی شود. با رد فرجام خواهی به عمل امده رای فرجام خواسته مستندا به ماده 370 قانون ایین دادرسی مدنی ابرام میگردد.
شعبه *
رئیس: ع. ن. مستشار: ع. ک. ص. س. عضو معاون: س. م.